چهارشنبه ۲۲ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

«سینمای کودک و نوجوان»؛ از «فقدان چشم انداز اسلامی_ایرانی» تا «آینده مطلوبی» که با شعار و وعده‌های مدیریتی محقق نمی‌شود!

سبه نقل از سینماپرس··خبر در سینماپرس

سینماپرس: «جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان» با برخورداری از سطح و «گرید بین المللی» یک رویداد مهم و تاثیرگذار فرهنگی است که با کمی مدیریت و تمرکز لازم، نه تنها می‌تواند وجه تاثیرگذار ملی خود را ارتقا بخشد؛ بلکه می‌تواند به یکی از بازیگران «صنعت-هنر-رسانه سینمای کودک و نوجن‌شاءوان» مبدل گردد.

«سینمای کودک و نوجوان»؛ از «فقدان چشم انداز اسلامی_ایرانی» تا «آینده مطلوبی» که با شعار و وعده‌های مدیریتی محقق نمی‌شود!
عکس: سینماپرس

سینماپرس: «جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان» با برخورداری از سطح و «گرید بین المللی» یک رویداد مهم و تاثیرگذار فرهنگی است که با کمی مدیریت و تمرکز لازم، نه تنها می‌تواند وجه تاثیرگذار ملی خود را ارتقا بخشد؛ بلکه می‌تواند به یکی از بازیگران «صنعت-هنر-رسانه سینمای کودک و نوجن‌شاءوان» مبدل گردد.

عباس علمداری/ پرونده «سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» سرانجام در شامگاه پنجشنبه، ۱۶ مهرماه و با برگزاری مراسم اختتامیه این رویداد در محل «مرکز همایش‌های بین‌المللی شهید امام خامنه‌ای» به عنوان «کاخ جشنواره سی و هشتم» بسته شد؛ اما پایان این رویداد، لزوما به معنای پایان پرسش‌ها و ابهاماتی نیست که درباره عملکرد و دستاوردهای فرهنگی این جشنواره مهم سینمایی و بالاخص تنزل جایگاه بین‌المللی آن مطرح است. رویدادی که اکنون در در سن سی‌وهشت‌سالگی خود فراتر از فهرست برگزیدگان و آمار آثار به نمایش درآمده، کم و کیف «سیاست‌گذاری سینمای کودک و نوجوان» را به چالش کشیده و این پرسش اساسی را مطرح می‌سازد که «سینمای کودک و نوجوان» تا چه اندازه توانسته است به مأموریت واقعی خود در قبال «نسل کودک و نوجوان» بعمل نموده و نیاز فرهنگی نسلی را برآورده سازد که نمی‌توان آینده «نظام جمهوری اسلامی ایران» و تداوم «انقلاب اسلامی» را بدون توجه به ذائقه و سمت و سو دادن به افکار این نسل تصور نمود و این همه بازخوانی و مرور چند نکته مهم را ضروری می‌سازد:

۱/ «جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» به‌ عنوان رویدادی تخصصی در حوزه «سینمای کودک و نوجوان»، بیش از هر چیز نیازمند فهم لازم از مختصات خود و پایبندی به ماهیت و اهداف تعریف‌شده در قاعده آن مختصات است. موضوعی که در بدیهی‌ترین صورت خود، ضرورت پذیرش و نمایش آثاری را تذکر می‌دهد که لزوما و به‌طور مشخص باید برای این گروه سنی تولید شده‌ باشند. آثاری که با در نظر گرفتن ویژگی‌های ذهنی و نیازها و تمرکز بر دغدغه‌های این گروه سنی تولید شده باشند و از نظر موضوع، روایت و ساختار هنری، ارتباطی متناسب و منطقی با مخاطبان اصلی خود، یعنی «کودکان و نوجوانان» برقرار کنند. امری بدیهی که متاسفانه در «سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» رعایت نشد و تناسب آثار با مخاطب هدف جشنواره، یعنی «کودکان و نوجوانان» را آنچنان مخدوش ساخت که اثر بزرگسالی همچون «عموی بچه‌ها» به‌ عنوان بهترین فیلم و برگزیده «داوران کودک و نوجوان» معرفی شد و ...

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۲/ حذف جوایز فرعی و تمرکز بر «جایزه ویژه میناب» را می‌بایست به عنوان یکی از نقاط قوت «سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» معرفی نمود. اتفاقی که اگر چه می‌توانست با برجسته‌سازی یک رویکرد مشخص فرهنگی، به تقویت پیام محوری جشنواره از برای «مخاطب کودک و نوجوان» منجر شود؛ اما متاسفانه این جایزه در نخستین دور اهدای خود از فرجام مناسبی برخوردار نشد و به اثری با کارکرد تطهیر وجهه خبیث و جنایتکار «ایالات متحده امریکا» تعلق گرفت! اثری با عنوان «ورکانا» که فراتر از ضعف‌ها و قوت‌های فنی و مشروعیت بخشی به حضور نامشروع «هوش مصنوعی» در فضای رقابتی «صنعت-هنر-رسانه سینما ایران» و ...؛ اثری در تضاد و تعارض با «سبک زندگی اسلامی و ایرانی» است که به صورتی معاندانه ضمن جداسازی «ایرانی بودن» از «اسلامی بودن» ، نه تنها «حکمرانی جمهوری اسلامی» را مدلی ناکارآمد از برای اداره جامعه معرفی می‌نماید؛ بلکه رسما «دین» را افیون توده‌ها معرفی می‌سازد و در این مسیر از هیچ فرصتی برای هجو «سبک زندگی اسلامی» و پایه‌های «هویت اسلامی» مضایقه نمی‌کند. اثری که به منظور ترویج الگوواره‌های «سکولاریسم» ، تمام کوشش خود را معطوف حقنه گفتمان «تساهل و تسامح» نموده و با تعمیم نگاه ظریفانه «رفرمیست‌های ایران» سعی می‌کند تا شرایط این مرالیتی شکوهمند با «شیطان بزرگ» را آنچنان به تصویر بکشد که در فرجام خود منجر به همراهی «اسطوره ایرانی گیو» و «اسطوری آمریکایی بتمن» برای نجات ایرانیان و «حفظ تمدن ایرانی» شود! اثری که دقیقا در میانه «جنگ تحمیلی تمام عیار کنونی» و به واسطه بازنمایی شخصیت شناخته شده و «اسطوره‌ای بتمن» و قرار دادن آن در جایگاه «ناجی مردم ایران» و ...، تولید و عرضه آن تا حدی مخرب است که می‌تواند واجد عنوان «خیانت فرهنگی» تلقی نمود. اثری که حالا با دریافت «جایزه ویژه میناب» در «بخش نوجوان» عمق سرگشتگی متولیان امر در سیاست‌گذاری منسجم برای این جایزه را در همین بدو امر به اثبات رسانید.

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۳/ اقدام درست و حرفه‌ای هیات داوران در عدم معرفی و انتخاب هیج اثر شایسته‌ای برای دریافت جایزه و «پروانه زرین بهترین فیلمنامه» را می‌توان یک اخطار و هشداری جدی به «سینمای کودک و نوجوان» قلمداد نمود. هشداری که نه تنها از «فقر فیلمنامه» در این حوزه مهم و تاثیرگذار حکایت می‌کند؛ بلکه می‌تواند به عنوان هشداری جدی از برای فقدان وجود پیوندی بنیادین میان «پژوهش» و فرآیند «خلق اثر» در این عرصه مهم و تخصصی محسوب شود. عرصه‌ای که بیش از هر چیز، به شناخت دقیق جهان ذهنی، نیازها، دغدغه‌ها، زبان و تحولات روانی و اجتماعی مخاطب خود نیازمند است و گام نهادن در آن نیازمند شناختی است که نه از مسیر حدس و کلیشه، بلکه از رهگذر پژوهشی روشمند و مواجهه مستقیم با زیست واقعی «مخاطب کودک و نوجوان» حاصل می‌شود. پس باید توجه داشت که «پژوهش» در عرصه تولیدات «سینمای کودک و نوجوان» به هیچ عنوان نمی‌تواند «ضمیمه فیلمنامه» باشد؛ بلکه «نقطه عزیمت» شکل‌گیری اثر بوده و غیبت آن منجر به تولید شخصیت‌هایی تصنعی و روایت‌هایی دور از تجربه زیسته مخاطب و داستان‌هایی می‌انجامد که به‌جای «گفت‌وگو با کودکان و نوجوانان» ، در بهترین حالت، به سراغ «گفتگو با والدین» می‌رود و از موضعی بیرونی «درباره کودکان و نوجوانان» سخن می‌گوید و ...؛ البته «بحران فیلمنامه» و نسبت مستقیم آن با «بحران پژوهش» محدود به حوزه «سینمای کودک و نوجوان» نبوده و به عنوان یک بحران جدی بر پیکره عمومی «صنعت-هنر-رسانه سینمای ایران» از ماهیتی ملموس برخوردار است. بحرانی که حضور تشریفاتی و قبیلگی رویدادهایی همچون «جایزه پزوهش سال سینمای ایران» و یا «جایزه کتاب سال سینما» و ... نه تنها علاجی بر آن نبوده؛ بلکه خود به عنوان عاملی بحران‌زا و با کارکردی ویژه در فرعی نمایی از موضوعات اصلی و اصلی‌نمایی از موضوعات فرعی در سینمای کشور، بر «شدت بحران» افزوده است.

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۴/ تشکیل «دبیرخانه دائمی» برای «جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» در «اصفهان» را می‌توان به فال نیک گرفت و این اقدام را گامی رو به جلو در «سی‌ و هشت سالگی» این رویداد دانست؛ البته به شرط آنکه این دبیرخانه از کارکردی حرفه‌ای برخوردار شود و بدور از بیلان دهی‌های مدیریتی بتواند صورت وضعیت این رویداد بین المللی را از مدیریت‌های سلیقگی و تصمیمات مقطعی برهاند و همانگونه که «وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی» در مراسم امضای تفاهم‌نامه تشکیل «دبیرخانه دائمی جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان در اصفهان» بیان نمود، «اگر موضوع این تفاهم‌نامه صرفا میزبانی اصفهان از جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان باشد، نکته تازه‌ای در آن وجود ندارد. آنچه اهمیت دارد این است که تشکیل دبیرخانه دائمی چگونه می‌تواند برای سینمای ایران مزیت ایجاد کند و به ارتقای جایگاه جهانی آن بیانجامد» . از این جهت باید مراقبت نمود که «دبیرخانه دائمی جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» به سرنوشت و فرجام «دبیرخانه دائمی جشنواره فیلم فجر» دچار نشود و از کارکرد «پاتوق» گونه برای سیگارکشی و بازتولید حلقه مافیایی جدید و ... برخوردار نشود و از سوی دیگر به مجالی برای «رسوب مدیران فرهنگی» در شرف بازنشستگی و یا «رزومه‌سازی مدیریتی» برای آقازده‌های تازه‌وارد و بازتولید فیش‌های حقوقی جدید و ... مبدل نگردد.

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۵/ تشکیل «دبیرخانه دائمی جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان» می‌تواند مقدمه‌ای برای حرکت «سینمای کودک و نوجوان» بر بستر یک «چشم‌انداز کلان» محسوب شود. اقدامی مهم که لازم است تا آن را فراتر از یک تصمیم اداری و به عنوان فرصتی برای بازتعریف نسبت جشنواره با آینده «سینمای کودک و نوجوان» تلقی کرد؛ فرصتی که در صورت برخورداری از پشتوانه نظری، ساختار کارشناسی و افق راهبردی مشخص، می‌تواند زمینه‌ساز عبور این رویداد از چرخه برگزاری‌های سالانه و حرکت به سوی سیاست‌گذاری مستمر در حوزه «سینمای کودک و نوجوان» باشد. تحقق چنین رویکردی، پیش از هر چیز، مستلزم تدوین یک «چشم‌انداز کلان» (Vision) و تعریف «ماموریتی روشن و قابل ارزیابی» (Mission) است؛ به‌گونه‌ای که نسبت جشنواره با نظام تولید، توزیع و عرضه آثار «سینمایی کودک و نوجوان» ، تحولات صنعت ـ هنر ـ رسانه سینما و نیازهای فرهنگی و رسانه‌ای «مخاطب کودک و نوجوان» ، در قالب یک برنامه راهبردی مشخص تبیین شود. برنامه‌ای راهبردی که تدوین آن، بدون برخورداری از ساختاری تخصصی، متعهد و پاسخ‌گو در حوزه سیاست‌گذاری، چیزی فراتر از تکرار شعارهای مدیریتی نخواهد بود. از این منظر، تشکیل یک هیات علمی و شورای سیاست‌گذاری کارآمد نه یک مؤلفه تشریفاتی، بلکه ضرورتی انکارناپذیر برای «دبیرخانه دائمی اصفهان» به شمار می‌آید؛ شورایی متشکل از صاحب‌نظران سینما، پژوهشگران حوزه مطالعات کودک و نوجوان، متخصصان تعلیم و تربیت و همراهی ایشان با کارشناسان رسانه که بتوانند میان نیازهای واقعی «مخاطب کودک و نوجوان» ، اقتضائات هنری و صنعتی سینما، تحولات فناورانه و دگرگونی الگوهای مصرف رسانه‌ای نسل جدید پیوند و ارتباطی مؤثر برقرار کنند. شورایی متشکل از اعضای حقیقی و حقوقی مرتبط با حوزه «کودک و نوجوان» که ضمن برخوداری از نگاه تخصصی لازم، خود را متعهد نسبت به مؤلفه‌های «سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی» بداند و بر مسیر تحقق و پیگیری این مولفه متمرکز گردد.

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۶/ پُرواضح است که «آینده مطلوب سینمای کودک و نوجوان» با شعار و وعده‌های مدیریتی و اقدامات نمایشی ساخته نمی‌شود؛ بلکه قرار گرفتن این آینده در مسیر مطلوب و یا ادامه حرکت آن بر مدار بحرانی کنونی از نسبتی مستقیم با کیفیت تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی در کلیت «حوزه کودک و نوجوان» برخوردار است و این همه در حالی است که متاسفانه «حوزه کودک و نوجوان» در ایران به شدت گرفتار تعدد و تکثر نهادهای متولی، موازی‌کاری، بی‌ثباتی سیاست‌ها و فقدان وحدت رویه است و «کیفیت حکمرانی فرهنگی» در این گروه سنی با شدت ولنگاری در نسبت با سایرحوزه‌ها مواجه است و این همه موجب شده تا پیگیری تعالیم و دستورالعمل‌های ابلاغی «نظام لیبرالیسم» در قالب چشم انداز ارایه شده توسط «سند ۲۰۳۰ یونسکو» به عاملی وحدت‌بخش و مرجعی هماهنگ کننده از برای نهادهای متکثر حوزه «کودک و نوجوان» از جمله «وزارت اموزش و پرورش»، «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی»، «سازمان بهزیستی»، «کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان» و ... مبدل گردد و در این مسیر با ترجمه دستورالعمل‌های این سند به زبان مدیر پسند و ادبیات مصطلح در ساختارهای اجرایی کشور، همان اهداف مدنظر در «دگرگون ساختن جهان ما: دستور کارش ۲۰۳۰ برای توسعه پایا» (Transforming our world: the ۲۰۳۰ Agenda for Sustainable Development) در «نظام جمهوری اسلامی ایران» مورد پیگیری در ساختارهای اجرایی کشور واقع شود. امری که برون ریز آن در تولیدات «سینمای کودک و نوجوان» به شکلی ملموس قابل فهم و ارزیابی است.

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۷/ فقدان ترسیم «چشم‌انداز نظام‌مند اسلامی ـ ایرانی» و حرکت بر مدار آن در عرصه تولیدات رسانه‌ای حوزه «کودک و نوجوان» و در مقابل جهت گیری تولیدات فرهنگی و هنر و بالاخص تولیدات «سینمای کودک و نوجوان» بر بستر تعالیم و دستورالعمل‌های ابلاغی «سند ۲۰۳۰ یونسکو» از جمله جدی‌ترین و اصلی‌ترین چالش‌های فرهنگی کشور است که بخشی از ماهیت بحران‌ساز خود را در فرایند «کودتای دی‌ماه ۱۴۰۴ هجری‌شمسی» به معرض نمایش گذاشت. کودتایی که در آن بخشی از «نوجوانان دیروز و امروز» مورد ذهن شویی واقع و ضمن ایفای نقش موثر، به عامل بیگانگان مبدل و به عنوان آلت دست دشمن در صحنه حضور پیدا نمودند و در این میان «مدیریت فرهنگی کشور» را می‌توان اصلی‌ترین عامل در شکل گیری چنین نسلی معرفی نمود. مدیریتی که بدون هر گونه اعتقاد و باوری به «حکمرانی فرهنگی»، اصلی‌ترین مسئولیت و ماموریت خود را «حاکمیت زدایی» از عرصه فرهنگ و هنر کشور فرض نموده است. مدیریتی که مشخصا به‌جای اعمال سیاست‌های مؤثر برای سامان‌دهی و حکمرانی بر «فضای مجازی»، عملا ول‌شدگی همه جانبه این عرصه را تسریع و هم‌زمان، با عادی‌سازی وابستگی روزافزون «کودکان و نوجوانان» به «زیست‌بوم دیجیتال»، زمینه را برای تشدید فرایند «سایبورگ‌شدگی» نسل نوجوان امروز فراهم نمود. مدیریتی که با هدایت مستقیم و یا غیر مستقیم «شبکه نفوذ فرهنگی» و به صورتی آگاهانه و یا ناآگاهانه، موفق شد تا در کنار تضعیف پیوند «نوجوان مسلمان ایرانی» با ریشه‌های هویتی و فرهنگی خود، زمینه را برای تسریع فرایند «ترنس مدرنیزاسیون جامعه ایران» فراهم ساخته و در سایه این رویکرد، وابستگی روزافزون «کودکان و نوجوانان» به «زیست‌بوم دیجیتال» را در تمامی شئون زندگی آنچنان رقم زند که عملا امری با عنوان «هویت اسلامی و ایرانی» دیگر برای ایشان از موضوعیت جدی برخوردار نیست! نسلی که حالا در آثاری همچون فیلم سینمایی «عروس چشمه» به عنوان الگو و مدل زیست به نسل نوجوان حاضر در جایجای پهنه وسیع جغرافیای ایران ارایه می‌شود. الگویی که مدل مراجعه به «فضای مجازی» در تمامی امور و طرح مسایل و مشکلات با «هوش مصنوعی» و تقلید از فرمایشات آن را به‌مثابه بخشی از زیست و هویت فردی و اجتماعی «نوجوان ایرانی» تصیورسازی می‌نماید. الگویی که حالا با دریافت «پروانه زرین بهترین فیلم نوجوان» توانست به الگوی دیگر تولیدات در عرصه «سینمای نوجوان» نیز مبدل گردد و این همه در حالی است که «عروس چشمه» اثری به شدت سیاسی و کاملا نمادین است که مقتضیات روایت گری برای «گروه سنی نوجوانان» را به درستی رعایت کرده و با استفاده درست از «وجوه اروتیک تک سلبریتی زن اثر» توانسته بر وجه کشیدگی بیش از حد اثر و مخاطب زدگی آن غلبه کند. اثری که نه تنها «حکمرانی جمهوری اسلامی» را مدلی ناکارآمد از برای اداره جامعه معرفی می‌نماید؛ بلکه تمام کوشش خود را معطوف تبلیغ و ترویج «شورش نوجوانان» بر علیه «حاکمیت موجود» نموده است.

سی‌وهشتمین جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان

۸/ از «سینمای کودک و نوجوان» گفتن و نوشتن نیازمند مجالی مبسوط است و طرح این همه در وقت محدود سلسله‌ یادداشت‌هایی که با عنوان «خاطرات درون خانوادگی جشنواره فیلم‌های کودک و نوجوان سی و هشتم» نمی‌گنجد. با این همه در پایان لازم است تا بار دیگر بر این مهم متذکر شد که «جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان اصفهان» با برخورداری از سطح و «گرید بین المللی» یک رویداد مهم و تاثیرگذار فرهنگی است که با کمی مدیریت و تمرکز لازم، نه تنها می‌تواند وجه تاثیرگذار ملی خود را ارتقا بخشد؛ بلکه می‌تواند به یکی از بازیگران «صنعت-هنر-رسانه سینمای کودک و نوجن‌شاءوان» مبدل گردد و در رقابت با جشنواره‌های مطرحی همچون «جشنواره فیلم جیفونی» (Giffoni Film Festival) و یا «جشنواره فیلم کودکان و نوجوانان زلین» (Film festival Zlín) و یا «جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان شلینگل» (Internationales Filmfestival SCHLiNGEL) و ... ظاهر شود و نه تنها «سینماگران جبهه مقاومت» و دلدادگان به آرمان‌های انقلاب اسلامی در سراسر جهان، بلکه عموم «سینماگران متعهد به روح پاک انسانیت» و اتفاقا پرشمار حاضر در عرصه بین الملل را مشتاق به ساختن از برای «کودکان و نوجوانان» نماید و با فراهم آوردن بسترهای مؤثر برای عرضه، توزیع و دیده‌شدن آثار این سینماگران در عرصه بین‌المللی و به‌ویژه در فضای رسانه‌ای تحت سلطه ساختارهای قدرتمند غربی، «سینمای کودک و نوجوان» را از میدان انحصاری روایت‌های مسلط غرب در بازنمایی موضوعات همجنس‌گرایانه و اختلالات هویتی و پذیرش هژمونی و باورمندی به آموزه‌های سکولاریسم و ... خارج سازد و این عرصه را با روایت‌های انسانی همراه نماید. ان‌شاءالله

منبع: سینماپرسمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.