سه گزینه دونالد ترامپ در برابر ایران
افزایش حضور نظامی آمریکا در اطراف ایران، لزوماً به معنای تصمیم قطعی برای آغاز جنگ نیست و میتواند با هدف بازدارندگی و تقویت اهرم فشار دیپلماتیک انجام شود. محدودیت ذخایر تسلیحاتی، دشواری جایگزینی تجهیزات، هزینههای اقتصادی و ملاحظات انتخابات نوامبر، محاسبات واشنگتن را پیچیده کردهاند. سه سناریوی اصلی شامل تداوم فشار بدون جنگ گسترده، حملات محدود و مرحلهای و گسترش درگیری به جنگی منطقهای و فرسایشی است؛ خطری که با محاسبه اشتباه طرفین تشدید میشود.

فرارو- سعیدرضا عاملی، استاد ارتباطات و مطالعات جهانی در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران
به گزارش فرارو به نقل از میدل ایست مانیتور، افزایش حضور نظامی آمریکا در اطراف ایران، آمادهباش فرماندهی مرکزی و تداوم فشارهای اقتصادی و دریایی، نشانههایی از تشدید فشار واشنگتن بر تهران هستند؛ اما بهتنهایی اثبات نمیکنند که تصمیم نهایی برای آغاز جنگی گسترده اتخاذ شده است. تحلیل حاضر با بررسی محدودیت ذخایر تسلیحاتی آمریکا، هزینههای اقتصادی جنگ، اهمیت تنگه هرمز و ملاحظات سیاسی انتخابات نوامبر، سه مسیر احتمالی را ترسیم میکند: ادامه فشار بدون جنگ گسترده، حملات محدود و مرحلهای یا گسترش درگیری به جنگی منطقهای و فرسایشی.
افزایش آرایش نظامی؛ آمادگی برای جنگ یا اهرم فشار دیپلماتیک؟
اعزام سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر آمریکا به منطقه، انتقال نیروهای اضافی و دستور فرماندهی مرکزی آمریکا برای تکمیل آمادگی عملیاتی، از مهمترین تحولات نظامی مورد اشاره در این تحلیل هستند. این اقدامات در کنار تحریمهای اقتصادی، فشار دریایی بر ایران و اختلافات دیپلماتیک بر سر تنگه هرمز، نشان میدهند که واشنگتن در حال گسترش گزینههای خود برای مواجهه با تهران است.
بااینحال، افزایش آمادگی نظامی دستکم سه کارکرد دارد: بازدارندگی و جلوگیری از اقدامات طرف مقابل، تقویت موقعیت چانهزنی در مذاکرات و آمادهسازی عملیاتی برای استفاده احتمالی از نیروی نظامی. بنابراین، تشدید آرایش نظامی را نمیتوان بهتنهایی نشانه تصمیم قطعی برای آغاز جنگی فراگیر دانست.
محدودیت مهم آمریکا؛ ذخایر تسلیحاتی و توان جایگزینی
توان نظامی پایدار صرفاً با تعداد ناوهای هواپیمابر، هواپیماها و سامانههای موشکی سنجیده نمیشود؛ بلکه به میزان مهمات ذخیرهشده، ظرفیت تولید و جایگزینی تجهیزات، نیروی انسانی، تدارکات و توان تحمل هزینههای طولانیمدت جنگ بستگی دارد.
در این چارچوب، تحلیل به گزارشی از مرکز مطالعات استراتژیک و بین الملل اشاره میکند که بر اساس آن، در چهار مورد از هفت گروه اصلی مهمات بررسیشده، مصرف تسلیحات طی درگیری ۴۰روزه احتمالاً از نیمی از ذخایر پیش از جنگ فراتر رفته است. جایگزینی بخشی از این ذخایر نیز ممکن است یک تا چهار سال طول بکشد.
همچنین، بر اساس گزارش منتسب به سرویس پژوهشی کنگره آمریکا در پنجم اکتبر، دستکم ۸۱ فروند از هواگردهای نظامی آمریکا، شامل هواپیماها، بالگردها و سامانههای بدون سرنشین، در جریان درگیریها آسیب دیده یا منهدم شدهاند. این ارقام در صورت تأیید، اهمیت محدودیتهای لجستیکی و صنعتی را در ارزیابی توان ادامه جنگ برجسته میکنند. از سوی دیگر، آمریکا باید همزمان تعهدات نظامی خود در سایر مناطق جهان را حفظ کند و برای پیامدهای اقتصادی و سیاسی جنگ، از جمله افزایش قیمت انرژی، اختلال در زنجیره تأمین و فشار افکار عمومی پیش از انتخابات میاندورهای، آمادگی داشته باشد.
سناریوی نخست؛ تداوم فشار بدون آغاز جنگی گسترده
در سناریوی نخست، آمریکا و اسرائیل آرایش نظامی خود را حفظ میکنند و فشار اقتصادی، تحریمها، عملیات اطلاعاتی و محدودیتهای دریایی را ادامه میدهند، اما وارد مرحله جدیدی از جنگ گسترده نمیشوند. این مسیر به واشنگتن امکان میدهد بدون مصرف بیشتر ذخایر موشکهای پاتریوت، تاد و تاماهاوک و بدون تحمیل خسارات تازه به ناوگان هوایی، فشار بر ایران را حفظ کند. بااینحال، ادامه وضعیت نه جنگ و نه صلح نیز هزینهبر خواهد بود. ناامنی در تنگه هرمز، اختلال در جریان صادرات انرژی، افزایش هزینههای حملونقل و احتمال وقوع برخوردهای ناخواسته دریایی میتوانند بیثباتی منطقهای و فشار بر بازارهای جهانی را تداوم بخشند.
سناریوی دوم؛ حملات محدود و خطر خروج بحران از کنترل
سناریوی دوم شامل حملات هوایی و موشکی محدود و مرحلهای علیه اهداف مشخص نظامی، موشکی، هستهای یا انرژی ایران است؛ گزینهای که به گزارش منابع آکسیوس، در میان طرحهای مورد بررسی قرار داشته است.
وجود نیروهای نظامی مستقر در منطقه و بخشی از ذخایر تسلیحاتی، اجرای حملات محدود را از نظر عملیاتی امکانپذیر میکند؛ اما مسئله اصلی، کنترل دامنه پاسخ و جلوگیری از تشدید درگیری است. ممکن است واشنگتن حملهای محدود را با این فرض انجام دهد که واکنش تهران نیز محدود خواهد ماند، درحالیکه ایران میتواند آستانه تحمل و خطوط قرمز متفاوتی داشته باشد. در چنین شرایطی، حملهای که با هدف اعمال فشار یا کسب امتیاز آغاز میشود، ممکن است به چرخهای از حملات متقابل تبدیل شود. نبود کنترل یکجانبه بر تصمیمهای طرف مقابل، مهمترین عامل خطر در این سناریو است.
سناریوی سوم؛ لغزش به سوی جنگ منطقهای فراگیر
در سناریوی سوم، درگیری به جنگی گسترده و چندجبههای تبدیل میشود که میتواند شامل نبردهای هوایی شدید، تبادل گسترده موشکی، حملات سایبری، هدف قرار گرفتن پایگاههای منطقهای و اختلال جدی در تردد تنگه هرمز باشد. در چنین وضعیتی، جنگ از یک عملیات تنبیهی محدود فراتر میرود و ممکن است به نبردی فرسایشی تبدیل شود؛ نبردی که هزینههای نظامی، اقتصادی و سیاسی آن برای همه طرفها افزایش خواهد یافت. ایران نیز با توجه به اهمیت تنگه هرمز در تجارت جهانی انرژی، میتواند از تهدیدهای دریایی بهعنوان اهرمی برای افزایش هزینههای تقابل استفاده کند.
انتخابات نوامبر و محاسبات تشدید تنش
تقویم سیاسی نیز در محاسبات واشنگتن و تلآویو اهمیت دارد. انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا در نوامبر و انتخابات پارلمانی اسرائیل که طبق تحلیل یک هفته پیش از آن برگزار میشود، میتوانند بر زمانبندی و سطح تشدید عملیات نظامی تأثیر بگذارند. بااینحال، از این همزمانی نمیتوان بهتنهایی نتیجه گرفت که تصمیمی قطعی برای حمله اتخاذ شده است.
تحلیل همچنین به نگرانی درباره احتمال آسیب به کابلهای زیردریایی اینترنت و اختلال در شبکههای ارتباطی و مالی منطقه اشاره میکند. در صورت وقوع چنین اختلالی، پیامدها میتوانند فراتر از میدان نبرد گسترش یابند و بر مبادلات تجاری، خدمات مالی و ارتباطات کشورهای منطقه تأثیر بگذارند.
برآیند این تحلیل آن است که افزایش آرایش نظامی آمریکا، در کنار محدودیت ذخایر تسلیحاتی و هزینههای اقتصادی جنگ، چند مسیر متفاوت را پیش روی تصمیمگیرندگان قرار میدهد. ادامه فشار بدون جنگ گسترده، حملات محدود و مرحلهای، و گسترش درگیری به جنگی منطقهای، سه سناریوی اصلی مطرحشده هستند.
مهمترین خطر در وضعیت کنونی لزوماً تصمیم از پیش تعیینشده برای آغاز جنگی فراگیر نیست، بلکه احتمال تبدیل یک حمله محدود به بحرانی مهارنشدنی است. اگر هر یک از طرفها شدت واکنش طرف مقابل را دستکم بگیرد یا تصور کند میتواند دامنه درگیری را بهتنهایی کنترل کند، محاسبات اولیه ممکن است بهسرعت تغییر کند. در چنین شرایطی، تنگه هرمز، ظرفیتهای موشکی، محدودیتهای تسلیحاتی و فشارهای سیاسی و اقتصادی، همگی در تعیین مسیر بحران نقش خواهند داشت.

دونالد ترامپ
دونالد ترامپ سیاستمدار و بازرگان آمریکایی و چهلوپنجمین و چهلوهفتمین رئیسجمهور ایالات متحده است؛ خروج از برجام، دستور حمله به قاسم سلیمانی، بمباران تأسیسات هستهای ایران در ۱۴۰۴ و آغاز جنگ ۲۰۲۶ با ایران از تصمیمهای مهم او دربارهٔ ایران است.
همهٔ ۱٬۴۰۳ خبر دونالد ترامپ ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.