شنبه ۲ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

خواهر شهید «نداطلب»: برادرم پیش از شهادت محل مزارش را نشان داده بود

زاهدان- خواهر شهید «ابوالفضل نداطلب» به خاطرات برادرش، انس دیرینه او با مسجد و آرزوی شهادتش اشاره کرد و گفت: ابوالفضل پیش از شهادت، محل دفنش را نشان داده بود.

خواهر شهید «نداطلب»: برادرم پیش از شهادت محل مزارش را نشان داده بود
عکس: مهر سیستان و بلوچستان

خواهر شهید ابوالفضل ندا طلب در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: از کودکی با مسجد و هیئت مأنوس بود؛ جوانی مهربان که به نماز اول وقت اهمیت می‌داد، بی‌منت به دیگران کمک می‌کرد و بارها از آرزوی شهادت سخن گفته بود. 

خادمی مسجد و دلبستگی به اهل‌بیت(ع)

وی با اشاره به روحیه مذهبی برادرش از دوران کودکی گفت: ابوالفضل از همان سال‌های کودکی بچه مسجدی بود. زمانی که برای دیدار خانواده به خانه پدرم می‌رفتم و سراغ او را می‌گرفتم، مادرم می‌گفت در مسجد است. او همیشه خادم مسجد بود و در فعالیت‌های هیئت‌ها شرکت می‌کرد.

خواهر شهید نداطلب افزود: ارتباط برادرم با مسجد و خداوند با گذشت زمان عمیق‌تر شد. به نماز اول وقت اهمیت زیادی می‌داد و همیشه به ما سفارش می‌کرد نمازمان را به‌موقع بخوانیم؛ چون معتقد بود نماز اول وقت حال خوب و آرامش خاصی به انسان می‌دهد.

خواهر شهید با بیان اینکه مهربانی از برجسته‌ترین ویژگی‌های اخلاقی ابوالفضل بود، اظهار کرد: او بسیار دلسوز بود و برایش غریبه و آشنا تفاوتی نداشت. تا جایی که می‌توانست به دیگران کمک می‌کرد، به پدر و مادر احترام می‌گذاشت و با بزرگ‌ترها مؤدبانه رفتار می‌کرد. همیشه لبخند بر لب داشت و کمتر او را ناراحت می‌دیدیم.

وی ادامه داد: برادرم ارادت ویژه‌ای به حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و حضرت ابوالفضل العباس(ع) داشت. با فرارسیدن ماه محرم، حضورش در مسجد و هیئت‌ها بیشتر می‌شد و با اشتیاق در مراسم عزاداری شرکت می‌کرد. روحیه انقلابی داشت و به رهبر انقلاب نیز علاقه‌مند بود.

آرزوی شهادت؛ از حرف‌های تکراری تا نشانه‌هایی که در خاطر ماند

خواهر شهید نداطلب با اشاره به صحبت‌های مکرر برادرش درباره شهادت گفت: در ماه‌های پایانی زندگی‌اش بیشتر از شهادت حرف می‌زد. ما به دلیل علاقه‌ای که به او داشتیم، از شنیدن این حرف‌ها ناراحت می‌شدیم و می‌گفتیم چنین حرفی نزن؛ اما او با همان لبخند همیشگی صحبت می‌کرد.

وی با یادآوری تأثیر شهادت یکی از بستگان مادری‌شان بر ابوالفضل افزود: پس از شهادت حجت هراتی، همراه برادرم و یکی از پسرخاله‌هایم به گلزار شهدا رفتیم و در مراسم تشییع پیکر او حضور داشتیم. پس از آن، ابوالفضل بیشتر به گلزار شهدا می‌رفت و به شهدا سر می‌زد.

خواهر شهید یکی از خاطرات فراموش‌نشدنی خود را این‌گونه روایت کرد: ابوالفضل یک بار پسرم را به گلزار شهدا برده و محل مزار آینده خودش را به او نشان داده بود. به پسرم گفته بود که پس از شهادتش، همان‌جا به خاک سپرده می‌شود و از او خواسته بود این موضوع را به کسی نگوید. بعد از شهادت برادرم، پسرم این خاطره را برایم تعریف کرد و گفت دایی‌اش پیش‌تر محل مزارش را به او نشان داده بود.

دلبستگی به خدمت و سلام هر روزه به امام رضا(ع)

وی با اشاره به علاقه برادرش به خدمت در مجموعه مرزبانی و دریابانی اظهار کرد: ابوالفضل به شغلش علاقه زیادی داشت. ابتدا در مرزبانی خدمت می‌کرد و همیشه از ما می‌خواست برایش دعا کنیم تا بتواند این مسیر را ادامه دهد.

خواهر شهید ادامه داد: او در دوران آموزشی در مرکز ثامن مشهد نیز ارتباط معنوی ویژه‌ای با امام رضا(ع) داشت. می‌گفت هر روز در پایگاه رو به حرم می‌ایستد، دست ادب بر سینه می‌گذارد و به امام رضا(ع) سلام می‌دهد.

به گفته وی، ابوالفضل از فضای معنوی مهدیه مرکز آموزشی نیز با علاقه صحبت می‌کرد و از نماز، دعا و زیارت عاشورا در آنجا می‌گفت. خانواده نگران شرایط خدمت او بودند، اما ابوالفضل با لبخند به مادرش اطمینان می‌داد که شرایطش خوب است.

آخرین تماس؛ احوال‌پرسی از خانواده پیش از شهادت

خواهر شهید نداطلب با یادآوری آخرین تماس تلفنی برادرش گفت: شب پیش از شهادتش با من تماس گرفت و احوال بچه‌ها، به‌ویژه پسر کوچکم مهدی را که به‌تازگی متولد شده بود، پرسید. آن روز نمی‌دانستم این گفت‌وگو آخرین تماس ما خواهد بود.

وی افزود: دوستان نزدیک ابوالفضل نقل کرده‌اند که او روز پیش از شهادت با دوستانش عکس یادگاری گرفته بود. یکی از دوستانش با اشاره به چهره او گفته بود نورانی شده است و ابوالفضل با لبخند پاسخ داده بود که این حالت برای شهادتش است و فردا شهید می‌شود.

خواهر شهید با اشاره به روزهای آغاز جنگ ادامه داد: با شروع حمله، ابوالفضل با خانواده تماس گرفت و از آن‌ها خواست مراقب خودشان باشند. مادرم از او خواسته بود به خانه بیاید، اما برادرم گفته بود نمی‌تواند محل خدمتش را ترک کند و باید برای دفاع از کشور بماند.

وی گفت: ابوالفضل روزه بود و با وجود شرایط جنگی تصمیم داشت روزه‌اش را ادامه دهد. پیش از رفتن به نماز، انگشترهایش را از دست خارج کرده بود و با همان لبخند همیشگی از دوستانش خواسته بود برای شهادتش دعا کنند. سپس برای وضو گرفتن و اقامه نماز به مسجد رفت.

خواهر شهید افزود: در پی اصابت موشک به پایگاه، برادرم به شهادت رسید و بنا بر روایت همراهانش، پیکر او حدود ۲۶ تا ۲۷ ساعت زیر آوار ماند تا پیدا شد.

شهادت هنگام نماز؛ پایان راهی آمیخته با خدمت

خواهر شهید نداطلب با اشاره به شهادت برادرش در حال روزه‌داری و هنگام نماز اظهار کرد: برای من، شهادت ابوالفضل در مسجد و هنگام نماز، پاداش سال‌ها خدمت خالصانه او به خداوند بود. برادرم همیشه تلاش می‌کرد کار خیر انجام دهد و به دیگران کمک کند.

وی در پایان با اشاره به اینکه ابوالفضل در بیست‌ویکمین روز بهار متولد شده بود و در ۲۱ سالگی به شهادت رسید، گفت: امروز جای برادر مهربان و غمخوارم در میان خانواده خالی است، اما خاطرات او، لبخند همیشگی‌اش و عشقی که به مسجد، اهل‌بیت(ع) و خدمت به مردم داشت، همچنان برای ما زنده است.

منبع: مهر سیستان و بلوچستانمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.