جیرفت در سوگ کاشف رازهای تمدن هلیلرود
یوسف مجیدزاده در ۹۰ سالگی و پس از یک دوره بیماری در فرانسه درگذشت؛ باستانشناسی که نامش با کاوشهای جیرفت و تلاش برای شناساندن یکی از مهمترین حوزههای تمدنی جنوب شرق ایران گرهخورده است.

خاکی که رازهای چند هزار ساله را آشکار کرد
به گزارش کرمان نو، برای جیرفت، هلیلرود فقط یک رودخانه نیست، بخشی از جغرافیای زندگی و حافظه تاریخی مردمی است که در کنار آن زیستهاند. در این جغرافیا، خاک زیر پای کشاورزان و روستاییان، گذشتهای را در خود پنهان کرده بود که سالها از شناخت دقیق آن فاصله داشت. یوسف مجیدزاده از جمله باستان شناسانی بود که اهمیت این منطقه را جدی گرفت و با کاوش و پژوهش کوشید نشانههای این گذشته را از دل خاک بیرون بیاورد و در معرض بررسی علمی قرار دهد.
درگذشت او در فرانسه، درحالیکه نامش با جیرفت و تمدن هلیلرود پیوند خورده است، برای جامعه علمی ایران و بهویژه مردم کرمان یادآور مسئولیتی فراتر از برگزاری مراسم یادبود است. مسئولیت شناخت، حفاظت و معرفی میراثی که ارزش آن به مرزهای یک شهر و استان محدود نمیشود. میراثی که این روزها با تیشه حفاران غیرمجاز بار دیگر با خطر تهدید ازبینرفتن و غارت روبروست.
کاوشهای جیرفت در آغاز دهه ۱۳۸۰ توجه بسیاری را به آثار باستانی جنوب کرمان جلب کرد. پیش از آن، حفاریهای غیرمجاز و خریدوفروش آثار تاریخی، بخشی از میراث این منطقه را در معرض نابودی و خروج از کشور قرار داده بود. در چنین شرایطی، ضرورت حضور متخصصان برای بررسی محوطهها، ثبت یافتهها و روشنکردن زمینه تاریخی آنها بیشازپیش احساس میشد.
محمدرضا میری، باستانشناس و از شاگردان مجیدزاده، در روایت خود از آن روزها گفته است که پس از آشکارشدن آثار، از مجیدزاده برای بررسی آنها دعوت شد. به گفته او، بخشی از آثار در انبار دادستانی انقلاب جیرفت نگهداری میشد و مواجهه مجیدزاده با آنها، شگفتی و هیجان فراوانی در پی داشت. این یافتهها با پرسشهایی همراه بودند که پاسخ به آنها به کاوشهای نظاممند و بررسیهای علمی نیاز داشت.
اهمیت این اتفاق فقط در کشف اشیای قدیمی خلاصه نمیشد. هر اثر باستانی، اگر در جایگاه تاریخی خود بررسی و مستند شود، میتواند اطلاعاتی درباره شیوه زندگی، مناسبات اقتصادی، باورها و ارتباط جوامع گذشته فراهم کند. بیرون آوردن یک شیء از خاک، بدون ثبت دقیق محل کشف و زمینه باستانشناختی آن، بخش مهمی از اطلاعاتش را از میان میبرد. از همین رو، ارزش کار باستانشناس تنها به پیداکردن آثار نیست، بلکه به توانایی او در تبدیل یافتهها به دانش تاریخی نیز وابسته است.
کاوشهای جیرفت و بازنگری در تاریخ جهان
کاوشهای جیرفت به بازنگری در شناخت پیشین از تاریخ و تمدن جنوب شرق ایران کمک کرد. یافتههای این منطقه توجه پژوهشگران داخلی و خارجی را به ظرفیتهای باستانشناختی کرمان جلب کرد و نشان داد که برای شناخت گذشته ایران، باید به سراغ محوطههایی رفت که پیش از آن کمتر بررسی شده بودند.
بااینحال، درباره قدمت، گستره و جایگاه تمدن هلیلرود همچنان بررسی علمی دقیق و استناد به شواهد اهمیت اساسی دارد. کشف آثار چشمگیر، هرچند توجه عمومی را برمیانگیزد، بهتنهایی برای اثبات همه فرضیههای تاریخی کافی نیست. باستانشناسی علمی با کاوش مستند، مقایسه یافتهها، انتشار نتایج و نقد پژوهشگران پیش میرود. میراث مجیدزاده نیز باید در همین چارچوب سنجیده شود؛ چارچوبی که هم ارزش تلاشهای او را به رسمیت میشناسد و هم بررسی مستقل شواهد را ضروری میداند.
میری در روایت خود گفته است که برای جلوگیری از نسبتدادن نادرست آثار جیرفت به تمدنهای دیگر، ضرورت انتشار و معرفی علمی آنها احساس میشد. بر اساس این روایت، گروهی از پژوهشگران کوشیدند کتابی درباره آثار تهیه کنند و آن را به زبان فارسی و فرانسوی منتشر کنند تا یافتهها در اختیار مخاطبان گستردهتری قرار گیرد. این تلاشها بخشی از کوشش برای ثبت و معرفی میراثی بود که در معرض حفاری غیرمجاز و پراکندگی قرار داشت.
دیگر چه خبر؟ 15:15 - 28 مهر 1405 16:47 - 4 مهر 1405 08:13 - 10 شهریور 1405قاچاق آثار تاریخی تنها خارجکردن چند شیء ارزشمند از کشور نیست؛ گسستن پیوند میان اثر و زمینه تاریخی آن است. وقتی اثری بدون ثبت علمی از محوطه بیرون میآید، بخشی از اطلاعاتی که میتوانست به شناخت زندگی انسانهای گذشته کمک کند، برای همیشه از دست میرود. از این منظر، حفاظت از میراث جیرفت باید همزمان بر مقابله با قاچاق، پژوهش علمی، نگهداری اصولی آثار و آموزش عمومی استوار باشد.
دانشمندی که دانشش را انتقال داد
کارنامه مجیدزاده به جیرفت محدود نبود. او پس از تحصیل در آمریکا به ایران بازگشت و در محیط دانشگاهی به تدریس و انتقال دانش پرداخت. حمایت عزتالله نگهبان، استاد و مدیر وقت گروه باستانشناسی دانشگاه تهران، در مسیر علمی او نقش داشت. روایت شاگردانش از شیوه تدریس او، تصویری از استادی ارائه میکند که استفاده از منابع علمی تازه، کتابهای روز و ابزارهای آموزشی را جدی میگرفت و میکوشید دانشجویان را با روشهای جدید پژوهش آشنا کند.
در باستانشناسی، تجربه میدانی و آموزش دانشگاهی دو مسیر جدا از یکدیگر نیستند. پژوهشگر باید بتواند پرسش علمی طرح کند، شواهد را بادقت ثبت کند، از نتیجهگیری شتابزده بپرهیزد و یافتههای خود را در معرض نقد قرار دهد. انتقال چنین رویکردی به نسل جوان، بخشی از میراث هر استاد دانشگاه است؛ میراثی که گاه در کتابها و مقالهها دیده میشود و گاه در شیوه اندیشیدن شاگردان ادامه پیدا میکند.
بااینهمه، سالهای پایانی فعالیت دانشگاهی مجیدزاده با اختلافات و دشواریهایی همراه شد. در روایت منتشرشده از سوی همکاران و شاگردان او، از اتهامها و پروندههای قضایی و در نهایت بازنشستگی سخن گفته شده است. برخی از این روایتها، برخوردهای صورتگرفته با او را نامتناسب با جایگاه علمیاش ارزیابی میکنند. درباره اختلافات پیرامون کاوشهای جیرفت نیز میری از مخالفت برخی مسئولان محلی و دشوارشدن ادامه فعالیتها سخن گفته است. اما فارغ از اختلافنظرها، توقف یا تضعیف پژوهشهای میدانی میتواند فرصت شناخت میراث تاریخی را محدود کند؛ فرصتی که جایگزینکردن آن در آینده آسان نیست.
میراثی که با رفتن یک انسان پایان نمی یابد
درگذشت مجیدزاده در فرانسه، بار دیگر موضوع مهاجرت و دورماندن برخی پژوهشگران از محیط علمی ایران را به یاد میآورد. درباره دلایل و زمینههای تصمیمهای شخصی هر فرد باید محتاطانه سخن گفت، اما روشن است که محیط علمی برای حفظ سرمایه انسانی به اعتماد، امکان پژوهش، احترام حرفهای و سازوکارهای منصفانه حل اختلاف نیاز دارد. جامعهای که برای شناخت گذشته خود به پژوهشگر نیاز دارد، باید امکان کار علمی مستقل و پیوسته را نیز فراهم کند.
برای کرمان، نام مجیدزاده با فرصتی تاریخی پیوند خورده است؛ فرصتی که هنوز به پایان نرسیده است. معرفی تمدن هلیلرود نباید تنها به خبر کشف آثار یا نام یک باستانشناس محدود بماند. این میراث به برنامهای پایدار برای کاوشهای علمی، حفاظت از محوطهها، جلوگیری از حفاری غیرمجاز، حمایت از پژوهشگران و انتشار دستاوردها نیاز دارد. دانشگاهها، نهادهای میراثفرهنگی، مدیران محلی و رسانهها هر یک در این مسیر مسئولیتی دارند.
اکنون که مجیدزاده از میان ما رفته است، بهترین ادای احترام به او نه در ستایشهای کلی، بلکه در ادامه پرسشهایی است که پژوهش علمی را زنده نگه میدارند. چه بخشهایی از تاریخ جیرفت هنوز ناشناخته مانده است؟ چه میزان از محوطههای باستانی منطقه در برابر تخریب و حفاری غیرمجاز حفاظت میشوند؟ نتایج کاوشها تا چه اندازه در دسترس پژوهشگران و مردم قرار میگیرند؟ و چگونه میتوان از تجربه نسل پیشگام باستانشناسان برای تربیت پژوهشگران جوان بهره برد؟
خاک جیرفت همچنان رازهایی برای گفتن دارد. اما این رازها تنها زمانی به بخشی ماندگار از حافظه تاریخی ایران تبدیل میشوند که با دانش، دقت و مسئولیت از آنها حفاظت شود. یوسف مجیدزاده درگذشت، اما کارنامه اوهمچنان زنده است، آیا میتوانیم میراثی را که از گذشته به ما رسیده است، بشناسیم، پاس بداریم و بی کاستن از ارزش آن به نسلهای آینده بسپاریم.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.