ویولن نواز بی رحم تهران
ای کاش همواره چون آغاز عمرش، وقت خود را صرف موسیقی نموده بود تا مشاغل دیگرش برای پایان زندگانی، شراب تلخ به بار نمی آورد.

عصرایران ؛ علی نجومی ــ علما و خبرداران این گونه آورده اند که
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
تاریخ مکرر نمونه های شیرین و خواندنی از این گونه توارث ها دارد.
گواهش عیسی خان قایم مقام و ابوالقاسم خان قایم مقام فراهانی در عرصه سیاست که می گویند عباس میرزای ولی عهد بدون صلاحدید پدر و پسر آب نمی خورد.
در عرصه هنر هم احمد خان عبادی یگانه سه تار که فرزند خصال میرزا عبدالله فراهانی بود که ردیف موسیقی سنتی ایرانی را اول بار او مدون کرد.
اما نمونه دیگر که بررسی اش خالی از لطف نیست مختار السلطنه و فرزند مشهورترش سرپاس رکن الدین مختاری است.

این مختار السلطنه که نام کوچکش کریم بود را حتما از قضیه ماست مختار السلطنه می شناسید. زمانی بود که به طور همزمان هم ریاست نظمیه (شهربانی بعدی) و احتسابیه تهران( بلدیه و شهرداری بعدی) را بر عهده داشت.
به سخت گیری و دیسیپلین بالا شهره بود . خب قضیه ماست هم از این قرار بود که نان و ماست در عهد مظفری قوت اصلی مردم تهران بود پس قاعدتا شهردار اگر می خواست صندلی ریاستش را حفظ کند باید مراقب دسترسی مردم به نان و ماست می بود. اما در دوران مختار السلطنه قیمت لبنیات و از آن جمله ماست بسیار بالا رفت.
مختار السلطنه هم که درس نظام خوانده بود خیلی خوشگل و دستوری حکم کرد قیمت ها باید پایین بیاید.
اما از آن جا که کاسب جماعت اقتصاد دستوری توی کتش نمی رود کسبه شروع کردند به آب بستن در ماست ها و این ماست آب بسته شده مشهور شد به ماست مختار السلطنه و بقیه ماجرا هم از حوصله بحث ما خارج است.

این مختار السلطنه خان غیر از نظام و تفنگ و دوش فنگ یک علاقه بزرگ دیگر هم داشت و آن گل و گیاه بود برای همین وقتی تمکن مالی اش سفت و محکم شد یک باغ بزرگ در منطقه شاپور یا وحدت اسلامی فعلا نزدیک به خیابان شوش خرید و داد یک ساختمان بی نظیر کلاه فرنگی با سر ستون های رومی درش ساختند که معروف شد به عمارت مختاری.
این عمارت و باغ طبیعتا به فرزندش یعنی رکن الدین خان مختاری رسید که او هم سودای نظام در سر داشت و آن قدر ترقی کرد که شد آخرین رییس شهربانی دوره رضا شاه. البته نقش اش در قتل فعالان سیاسی مثل آیت الله مدرس و نصرت الدوله فیروز بعد از شهریور از 1320 برای چند سالی به زندان انداختش.
اما این رکن الدین خان که به سر پاس مختاری بیشتر شباهت دارد از یک بابت دیگر هم در میان ایرانی جماعت شهرت دارد و آن توانایی بی مثال اش در نواختن ساز ویولن و آهنگسازی است.
روح الله خان خالقی در کتاب (سرگذشت موسیقی ایران) با حسی آمیخته به نوستالژی از دوران کودکی خود یاد می کند که خانه شان دیوار به دیوار این باغ مصفای مختاری بود و شنیدن صدای ساز رکن الدین خان او را به ویولن علاقه مند کرد.

و حتی دورانی هم در محضر سرپاس مختاری تلمذ کرد اما در ادامه در همان کتاب در مورد مختاری نوشت:
ای کاش همواره چون آغاز عمرش، وقت خود را صرف موسیقی نموده بود تا مشاغل دیگرش برای پایان زندگانی، شراب تلخ به بار نمی آورد.
آن عمارت مشهور هم بعد از مرگ سرپاس مختاری زمین باغ تکه تکه شد و به تدریج خانه هم تخریب شد و بعد از انقلاب تبدیل به یک پارک عمومی شد.
از نکات جالب در مورد سرپاس مختاری که شخصیتش در سریال هزاردستان البته با جرح و تعدیلات مخصوص علی خان حاتمی، توسط جعفر والی تصویر شد.
ضمنا لازم به ذکر است که خیابان مختاری هنوز به همین نام در جوار منطقه خانی آباد و جنوب منطقه شاپور سابق و وحودت اسلامی فعلی قرار دارد و خیابان های کارگر جنوبی و خیام را به یکدیگر وصل می کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.