دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

روایت غروب ارغوانی؛ چهارم آبان شیراز

تبه نقل از تسنیم فارس··خبر در تسنیم فارس

شامگاه چهارم آبان 1401 طنین اذان مغرب در حرم شاهچراغ (ع) با خون 13 کبوتر عاشق گره خورد.

روایت غروب ارغوانی؛ چهارم آبان شیراز
عکس: تسنیم فارس

به گزارش خبرگزاری تسنیم از شیراز، آسمان شیراز در غروب چهارمین روز از آبان‌ماه 1401، طعم خاکستر و خون گرفت. عقربه‌های ساعت به وقت اذان مغرب نزدیک می‌شدند؛ آوای ملکوتی اذان در ایوان‌های آینه‌کاری‌شده‌ حرم مطهر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع) طنین‌انداز بود و زائران، خستگی روز را در پناه امن بارگاه ملائک‌پاسبان بر زمین می‌گذاشتند.

اما در یک چشم‌به‌هم‌زدن، نوای عشق با هجوم سرب‌های داغ درآمیخت. گلوله‌های تاریکی از درب «باب‌الرضا» راه خود را به درون گشودند و دستی از آستین شقاوت داعش بیرون آمد تا آرامش امن‌ترین نقطه شهر را به آشوب بکشد.

حمله ناجوانمردانه و برق‌آسا بود. مهاجم مسلح بی‌محابا به سوی خادمان و زائران بی‌گناه آتش گشود. او که راهش برای ورود به شبستان اصلی با در‌های بسته مسدود شده بود، خشم کور خود را به سمت ضریح مطهر کشاند.

در آن لحظات هولناک صحن و سرا رنگین شد؛ عطر عود با بویش خون درآمیخت و سیزده کبوتر حرم، بی‌درنگ به ملکوت اعلا پر کشیدند و ده‌ها تن دیگر روی خاک رواق‌ها به زخم ترکش و گلوله افتادند.

سیزده پروانه‌ بی‌بازگشت

در میان شهدای آن شام غریبان، قصه‌هایی خفته است که چشم تاریخ را گریان می‌کند. از «آرشام سرایداران»، دانش‌آموز کوچکی که دفتر مشقش نیمه‌کاره ماند، تا پدر و پسری از دیار کهگیلویه و بویراحمد («هوشنگ» و «امید خوب») که به بهانه‌ درمان راهی شیراز شده بودند، اما مرهم اصلی را از دست ساقی همین حرم نوشیدند.

آبان آن سال برای یک خانواده، معنای دیگری از یتیمی و سوگ را آفرید. پدر خانواده (علیرضا سرایداران) پس از روزی پردغدغه برای تدارک مقدمات عروسی دخترش، به حرم پناه برده بود تا نماز جماعت را در جوار اهل بیت (ع) اقامه کند. او دست در دست همسرش زهرا اسماعیلی و فرزندش آرشام به زیارت رفت، اما هیچ‌کس نمی‌دانست که بازگشتی در کار نیست.

امروز پس از گذشت چهار سال، آغوش خانه برای آرشام خالی است و نیمکت مدرسه جایش را به قاب عکسی پر از خاطره داده است. از آن خانواده‌ گرم، تنها «آرتین» به یادگار مانده؛ کودکی که خودش نیز در آن شب خونین مجروح شد و اکنون سایه و سنگینی این فراق تلخ را با خود به دوش می‌کشد.

پدربزرگ آرتین، با قلبی که هنوز داغ فرزند و نواده‌اش را تازه دارد، به خبرنگار تسنیم می‌گوید: آرتین در تهران است؛ دوری‌اش سخت است، اما هر صبح که پایم به حرم شاهچراغ می‌رسد، آرام می‌گیرم. این حرم برای ما همه‌چیز است.

روی دیگر سکه؛ رویش عشق از میان خون

تروریست‌ها گمان می‌کردند با ریختن خون پاک این بی‌گناهان، چراغ این بارگاه را خاموش می‌کنند، اما زائران این حرم ثابت کردند که داغ هجران، اراده‌ها را پولادین‌تر می‌کند.

پدربزرگ شهدا با چشمانی خیره به رواق‌ها می‌گوید که پس از آن حادثه، حضور مردم نه تنها کمتر نشده، بلکه سیل دلدادگان و زائران خروشان‌تر نیز گشته است؛ گویی هر قطره خون ریخته‌ شده بر کاشی‌های حرم، دانه‌ مرواریدی شد که عشق اهل‌بیت (ع) را در دل نسل‌ها عمیق‌تر کاشت.

چهار سال از آن غروب ارغوانی گذشت، اما قصه مظلومیت سیزده ستاره‌ پرپر شده‌ی شاهچراغ، حکایت بی‌نهایت وفاداری است؛ چراغی که تا ابد در حافظه تاریخ این سرزمین روشن خواهد ماند و به آیندگان خواهد آموخت که چگونه می‌توان در اوج ظلمت، پروانه‌وار تا پای جان پای عشق ایستاد.

منبع: تسنیم فارسمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.