از غروب خونین تا چراغی که در شاهچراغ روشن ماند
چهار سال از غروب خونین چهارم آبان ۱۴۰۱ میگذرد؛ شامگاهی که صدای گلوله، آرامش حرم شاهچراغ (ع) را شکست و با شهادت زائران بیگناه، زخمی ماندگار بر دل شیراز و حافظه جمعی ایران نشاند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از فارس، در شیراز، پاییز حالوهوای دیگری دارد؛ عطر بهارنارنجهای دیررس با خنکای غروب درهم میآمیزد و مردم، پس از روزهایی پرشتاب، راه خیابانهای قدیمی را در پیش میگیرند؛ به سوی آستانی که سالهاست پناه دلهای خسته و بیقرار است.
حرم مطهر حضرت احمد بن موسی شاهچراغ (ع)، برای شیرازیها تنها بنایی تاریخی و مذهبی نیست؛ بخشی از زندگی روزمره و حافظه عاطفی شهری است که در آن، خستگی روزانه با زمزمه دعا آرام میگیرد و مادران، امیدهایشان را در کنار ضریح به نجوا میگذارند. حوضهای فیروزهای، آینهکاریها و چلچراغهایی که نور را در رواقها میپراکنند، سالهاست با خاطرات زیارت، نیایش و دلدادگی مردم پیوند خوردهاند.
اما چهارم آبان ۱۴۰۱، این آرامش در یکی از تلخترین لحظات تاریخ معاصر شیراز با حادثهای خونین گسسته شد؛ غروبی که قرار بود به نیایش و نماز ختم شود، اما به روزی ماندگار در حافظه خانوادههای داغدار و زائران این آستان تبدیل شد.
عقربهها به ساعت ۱۷:۴۲ رسیده بودند. هوا رو به تاریکی میرفت و زائران برای اقامه نماز مغرب آماده میشدند. کودکانی در کنار والدینشان قدم برمیداشتند و سالمندانی با تسبیح در دست، آرامآرام راه شبستان را پیش میگرفتند. صحن و رواقها در جریان معمول زیارت و نیایش بود که ناگهان صدای شلیک گلوله، سکوت حرم را شکست.
مهاجم مسلح از ورودی بابالرضا (ع) وارد شد و زائران را هدف تیراندازی قرار داد. در چند لحظه، فضای آکنده از دعا و زیارت به صحنهای از هراس و آشفتگی بدل شد؛ صدای گلولهها در رواقها پیچید و خانوادههایی که برای ساعتی آرامش به حرم آمده بودند، با واقعهای روبهرو شدند که زندگیشان را برای همیشه تغییر داد.
در آن میان، خادمان حرم نیز برای کمک به زائران و دور کردن آنان از محل خطر تلاش کردند. کسانی که هر روز وظیفه استقبال و راهنمایی زائران را بر عهده داشتند، در آن لحظات دشوار برای حفاظت از جان دیگران به میدان آمدند؛ صحنههایی که از مسئولیتپذیری و همدلی در دل بحرانی ناگهانی حکایت داشت.
آن غروب، جان شماری از زائران بیگناه گرفته شد و دهها نفر نیز مجروح شدند. در میان قربانیان، نام کودکان و اعضای خانوادههایی به چشم میخورد که حضورشان در حرم، جز برای زیارت و نیایش نبود. روایت آرتین، کودک بازمانده این حادثه که پدر، مادر و برادرش را از دست داد، از تلخترین بخشهای این فاجعه است؛ کودکی که ناگهان با فقدانی بزرگ روبهرو شد و قصه زندگیاش به یکی از ماندگارترین روایتهای این حادثه تبدیل شد.
حمله به حرم شاهچراغ (ع)، افزون بر جانباختن و مجروحشدن شماری از زائران، نگرانی عمیقی در میان مردم ایجاد کرد. نیروهای امنیتی و انتظامی در جریان حادثه برای مهار مهاجم وارد عمل شدند و پس از آن، روند رسیدگی امنیتی و قضایی به ابعاد مختلف این حمله در دستور کار قرار گرفت.
پرونده این حادثه، با بررسی نقش عاملان و شبکههای مرتبط با حمله، به مراحل قضایی رسید. رسیدگی به چنین پروندهای، در کنار اجرای قانون، اهمیت روشنشدن ابعاد واقعه و پاسخگویی درباره جانهای ازدسترفته را یادآوری میکند؛ ضرورتی که برای خانوادههای داغدار و افکار عمومی اهمیت ویژهای دارد.
وقتی سوگ به روایت و حافظه جمعی تبدیل میشود
چهار سال از آن غروب تلخ گذشته است، اما یاد قربانیان حادثه شاهچراغ (ع) همچنان در حافظه خانوادهها و جامعه زنده است. چنین رویدادهایی تنها در گزارشهای خبری و پروندههای قضایی باقی نمیمانند؛ آنها به بخشی از حافظه جمعی تبدیل میشوند و در شعر، ادبیات، مستند، عکس و روایتهای بازماندگان ادامه پیدا میکنند.
سوگسرودههایی که برای قربانیان این حادثه نوشته شد، روایتهای شاهدان عینی، خاطرات خانوادههای داغدار و ثبت تجربه امدادگران و کادر درمان، هرکدام بخشی از تلاش برای حفظ حقیقت واقعهاند. در کنار آنها، آثار هنری و مستندهای تصویری میتوانند رنج قربانیان را از محدوده یک خبر فراتر ببرند و به نسلهای بعد منتقل کنند.
حرمی که خاطره آن غروب را با خود دارد
امروز، زندگی در شیراز ادامه دارد و حرم شاهچراغ (ع) همچنان میزبان زائرانی است که برای نیایش، خلوت و آرامش به این آستان میآیند. صدای قدمها در صحنها میپیچد، خانوادهها کنار یکدیگر زیارت میکنند و نور چلچراغها بر آینهکاریهای رواقها مینشیند؛ تصاویری آشنا که پس از آن غروب خونین، معنایی دیگر نیز یافتهاند.
در میان این رفتوآمدها، جای خالی قربانیان برای خانوادههایشان همچنان سنگین است. هیچ مرمتی نمیتواند فقدان عزیزان را جبران کند و هیچ گذر زمانی، رنج کسانی را که ناگهان با سوگی بزرگ روبهرو شدند، بهتمامی از میان نمیبرد. بااینحال، بازگشت زندگی به صحن و رواقها یادآور این واقعیت است که خشونت، با وجود همه ویرانیهایش، نمیتواند خاطره همدلی و پیوندهای انسانی را بهسادگی از میان ببرد.
چهارمین سالگرد حادثه شاهچراغ (ع)، فرصتی برای بازخوانی یک غروب تلخ و شنیدن دوباره روایت کسانی است که زندگیشان با آن روز گره خورد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.