نان روستا در گرو فصل بعد
از باغهای پسته رفسنجان تا مزارع جنوب و نخلستانهای شرق استان، افزایش تولید و پرداخت تسهیلات زمانی به بهبود معیشت میانجامد که سهم خانوادههای روستایی از درآمد بیشتر و آینده کارشان امنتر شود.

به گزارش کرمان نو؛ برای خانوادهای که درآمدش به برداشت یک فصل وابسته است، داشتن کار هنوز به معنای آسودگی از هزینههای زندگی نیست. محصول باید از گرما و آفت جان سالم به در ببرد، مشتری پیدا کند و به قیمتی فروخته شود که پس از پرداخت هزینهها، چیزی برای خانه باقی بماند. گزارشهای یک سال اخیر از کرمان، از خسارت باغهای رفسنجان تا مشکلات فروش محصولات جنوب و تأمین آب روستاها، همین فاصله را نشان میدهد؛ فاصله میان فعالیت اقتصادی و درآمدی که بتوان با آن زندگی کرد و برای فصل بعد تصمیم گرفت.
شغلهایی که باید دوامشان را سنجید
در شهریور ۱۴۰۵، مدیرکل امور روستایی و شوراهای استانداری کرمان از ایجاد حدود ۸۰۰ فرصت شغلی با پرداخت تسهیلات، در یکی از سامانههای حمایتی، خبر داد. این عدد مربوط به بخشی از حمایتهاست و نمیتوان آن را مجموع اشتغال روستایی استان دانست. در همان گزارش، حمایت از واحدهای راکد و نیمهفعال و کمک به بازاریابی محصولات محلی نیز مطرح شده است.
اما ارزیابی این حمایتها به اطلاعات بیشتری نیاز دارد؛ تعداد کسبوکارهایی که پس از دریافت وام فعال ماندهاند، درآمد خالصشان و توان پرداخت اقساط. کارگاهی که فروش مستمر ندارد یا مزرعهای که درآمدش صرف جبران هزینه تولید میشود، ممکن است فعال باشد، اما هنوز تکیهگاه مطمئنی برای خانواده نشده است.
در مقیاس کل استان نیز تا ۲۹ مهر، ثبت ۴۰ درصد از تعهد اشتغال ۲۳ هزار و ۲۷۷ نفری در سامانه ملی رصد اعلام شده بود. این آمار مختص روستاها نیست و بهتنهایی تغییر رفاه خانوارهای روستایی را نشان نمیدهد. ثبت فرصت شغلی، درآمد کافی و پایداری کار، سه موضوع جداگانهاند که باید کنار هم بررسی شوند.
جنوب استان؛ تولید بدون بازار کافی
در نشست الگوی کشت جنوب کرمان در تیرماه، رئیس سازمان جهاد کشاورزی منطقه از حدود ۲۵۰ هزار هکتار اراضی باغی و زراعی سخن گفت و وابستگی مستقیم و غیرمستقیم معیشت حدود ۸۰ درصد مردم جنوب به کشاورزی را مطرح کرد. این برآورد را نباید سهم رسمی کشاورزی از اشتغال تکتک شهرستانها دانست، اما گستردگی پیوند زندگی مردم با مزرعه را نشان میدهد.
در همان نشست، کمبود امکانات نگهداری و فرآوری از عوامل امحای پیاز و سیبزمینی در سالهای گذشته عنوان شد. همچنین اعلام شد که مشکل خرید تضمینی این دو محصول در سال جاری برطرف شده است؛ بنابراین خسارتهای گذشته را نمیتوان بدون شاهد تازه به همه مزارع امسال نسبت داد.
مسئله اقتصادی روشن است: افزایش برداشت وقتی به سود تولیدکننده میرسد که امکان فروش یا نگهداری محصول وجود داشته باشد. برای روستاهای کشاورزی جیرفت و عنبرآباد، برنامه تولید باید با زمان عرضه، ظرفیت بازار و هزینه رساندن محصول به خریدار هماهنگ شود. در غیر این صورت، افزایش حجم تولید میتواند با کاهش قیمت فروش همراه باشد.
رفسنجان؛ خسارتی فراتر از باغ
در تیرماه، فرماندار رفسنجان برآورد کرد که محصول پسته شهرستان بر اثر شرایط نامساعد جوی به حدود ۲۰ درصد سال قبل رسیده است. این اعلام، برآورد خسارت در همان مقطع بود و نباید آن را آمار نهایی تولید همه استان دانست. کاهش بارش، گرمای دوره حساس رشد و رطوبت، در توضیح این خسارت مطرح شده بود.
پیامد احتمالی چنین افتی به درآمد مالک باغ محدود نمیماند. برداشت، جداسازی، فرآوری و حمل محصول نیز به حجم تولید وابستهاند. وقتی محصول کمتر باشد، تقاضا برای بخشی از این خدمات و کار فصلی هم ممکن است کاهش یابد؛ هرچند اندازه این اثر به آمار جداگانه نیاز دارد.
از این زاویه، حمایت از باغداری تنها جبران خسارت محصول نیست. باید وضعیت نیروی کاری را هم دید که مالک زمین نیست و درآمدش از کار روزانه یا فصلی تأمین میشود. افزایش قیمت پسته نیز بهتنهایی اثبات نمیکند که افت برداشت برای همه باغداران و کارگران جبران شده است.
بم و نرماشیر؛ سلامت نخل، امنیت درآمد
در مهر ماه، بازدیدهای فنی از نخلستانهای جیرفت، عنبرآباد، بم و نرماشیر بر مدیریت آفات و بیماریهای نخل متمرکز بود. سوسک سرخرطومی حنایی، آفات چوبخوار، زنجرک و عارضه پژمردگی خوشه از تهدیدهای مورد بررسی بودند. در این بازدیدها، محدودیت منابع مالی برای کنترل آفات و دسترسی به بازار صادراتی نیز مطرح شد.
این شواهد نشان میدهد امنیت معیشت نخلدار هم به سلامت باغ وابسته است و هم به فروش محصول. آموزش، تشخیص زودهنگام و دسترسی به خدمات فنی میتواند احتمال خسارت را کاهش دهد؛ اما محصول سالم نیز برای تبدیلشدن به درآمد، به بازار نیاز دارد.
گزارش شهریورماه از بم، باقیماندن بخشی از خرمای برداشت قبلی در سردخانهها و سپس ازسرگیری عرضه صادراتی آن را شرح میدهد. ماندن محصول در انبار به معنای باقیماندن بخشی از سرمایه در کالاست. در چنین وضعی، هزینه نگهداری و نیاز به نقدینگی میتواند قدرت انتخاب تولیدکننده را هنگام فروش کاهش دهد. این وضعیت را نباید به معنای زیان یکسان همه نخلداران گرفت، اما اهمیت ثبات در مسیر فروش را آشکار میکند.
دیگر چه خبر؟ 20:35 - 12 تیر 1405 08:10 - 30 اردیبهشت 1405تأمین آب شرب با حل کمبود آب کشاورزی تفاوت دارد، اما هر دو بر امکان ادامه زندگی روستایی اثر میگذارند. توسعه کسبوکار در محلی که خدمات پایه آن ناپایدار است، هزینه و دشواری بیشتری دارد.
اژدرآباد و هوتک؛ آب پیش از توسعه کسبوکار
در خردادماه، تفاهمنامه تأمین آب شرب پایدار برای ۶۶۴ روستای بالای ۲۰ خانوار کرمان در اژدرآباد امضا شد؛ طرحی دوساله با اعتبار پیشبینیشده ۱۶ هزار میلیارد تومان. اژدرآباد، از توابع بخش مرکزی کرمان، در گزارش این مراسم روستایی با ۹۶ خانوار معرفی شده که کشاورزی و کارگری شغل بیشتر ساکنان آن است. این تفاهمنامه نشاندهنده دامنه نیاز و برنامه پاسخ به آن است؛ امضای آن به معنای اتمام آبرسانی نیست.
در مردادماه، در مراسمی در هوتک، بهرهبرداری از طرحهای آبرسانی و رفع تنش آبی ۹۰ روستا با جمعیت ۵۰ هزار و ۱۳۷ نفر اعلام شد. بدون تطبیق فهرست روستاها نمیتوان این عدد را از مجموع ۶۶۴ روستا کم کرد و تعداد باقیمانده را قطعی دانست.
تأمین آب شرب با حل کمبود آب کشاورزی تفاوت دارد، اما هر دو بر امکان ادامه زندگی روستایی اثر میگذارند. توسعه کسبوکار در محلی که خدمات پایه آن ناپایدار است، هزینه و دشواری بیشتری دارد. سیاست اشتغال باید این هزینهها را نیز در نظر بگیرد و فقط به خرید تجهیزات یا پرداخت وام محدود نشود.
سهم زنان، فراتر از حضور در تولید
یکی از محورهای گزارش اولیه، کار خانوادگی و سهم نامشخص زنان از درآمد بود. «مهتا بذرافکن»، جامعهشناس، بر ضرورت بررسی دستمزد، بیمه و اختیار افراد در استفاده از درآمد تأکید دارد. این چارچوب برای ارزیابی طرحهای روستایی کرمان نیز کاربرد دارد، اما بدون داده محلی نمیتوان میزان کار بدون مزد یا سهم زنان از درآمد روستاهای استان را عددگذاری کرد.
در طرحهای خانوادگی، لازم است مشخص باشد چه کسی کار میکند، درآمد به چه کسی میرسد و هر عضو چه سهمی دارد. پرداخت تسهیلات به نام یک نفر، بهتنهایی وضعیت اقتصادی دیگر اعضای خانواده را روشن نمیکند. حمایت مؤثر باید امکان دسترسی زنان به آموزش، بازار و درآمد مستقل را نیز بسنجد.
همین دقت درباره بیمه ضروری است. آمار دریافتکنندگان وام یا شمار شاغلان، جای اطلاعات پوشش بیمه و استمرار آن را نمیگیرد. کیفیت اشتغال زمانی روشنتر میشود که معلوم باشد افراد در دوره بیماری، سالمندی یا توقف کار چه پشتوانهای دارند.
از کنار هم گذاشتن این شواهد، اولویت دیگری برای سرمایهگذاری روستایی به دست میآید: کمک به فروش بهتر و کاهش اتلاف محصول، در کنار حفاظت از آب و خاک. سردخانه، بستهبندی یا فرآوری میتواند به افزایش ارزش محصول کمک کند، به شرط آنکه بازار، هزینه بهرهبرداری و ظرفیت منابع منطقه پیش از اجرا بررسی شود.
سود بیشتر از منابع محدود
از کنار هم گذاشتن این شواهد، اولویت دیگری برای سرمایهگذاری روستایی به دست میآید: کمک به فروش بهتر و کاهش اتلاف محصول، در کنار حفاظت از آب و خاک. سردخانه، بستهبندی یا فرآوری میتواند به افزایش ارزش محصول کمک کند، به شرط آنکه بازار، هزینه بهرهبرداری و ظرفیت منابع منطقه پیش از اجرا بررسی شود.
نزدیکی یک واحد فرآوری به روستا نیز بهخودیخود تضمین نمیکند که سهم تولیدکننده بیشتر شود. قرارداد خرید، زمان پرداخت پول و امکان مشارکت کشاورزان در منافع آن تعیینکننده است. تعاونی یا فروش جمعی وقتی مؤثر است که خدمات واقعی ارائه کند و قدرت مذاکره تولیدکنندگان را بالا ببرد.
برای کرمان، برنامه واحدی که به همه روستاها یک نوع تسهیلات بدهد، کافی نیست. نیاز یک روستای وابسته به کار فصلی باغ با نیاز روستایی که مشکل فروش محصول یا آب شرب دارد، متفاوت است. ارزیابی باید در مقیاس شهرستان و روستا انجام شود و تفاوت منابع، بازار و دسترسی به خدمات را ببیند.
معیار نهایی، توان ادامه زندگی است
نتیجه سیاستهای اشتغال روستایی را باید در درآمد پس از کسر هزینهها، دوام فعالیت، پوشش بیمه و سهم اعضای خانواده جستوجو کرد. تعداد وامها و فرصتهای ثبتشده بخشی از گزارش عملکرد است؛ بخش دیگر، وضع خانواری است که قرار بوده از این حمایتها زندگی بهتری پیدا کند.
در روستاهای کرمان، کار زمانی به پشتوانه ماندن تبدیل میشود که خانواده بتواند هزینه امروز را بپردازد و برای فصل بعد سرمایه داشته باشد. حفظ منابع آب، کاهش خسارت، دسترسی به بازار و توزیع منصفانهتر درآمد، اجزای همین مسئلهاند. آینده اقتصاد روستا به مقدار محصولی که از آن خارج میشود وابسته است، اما به سهمی که از درآمد برای مردمش باقی میماند نیز بستگی دارد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.