شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

قصه ناتمام جوانی که سپر امنیت مردم شد

ابه نقل از ایمنا فارس··خبر در ایمنا فارس

ابوالفضل مقدسی، جوانی ۲۴ ساله با هزاران آرزوی ناتمام برای پاسداری از امنیت مردمش قدم به میدان گذاشت، اما در شبی تلخ خشونت مجال بازگشت به خانه را از او گرفت، اکنون از آن جوان پرامید، خاطره‌ای در قلب پدر و مادری داغدار مانده است و روایتی از ایثار که در حافظه مردم زنده می‌ماند.

قصه ناتمام جوانی که سپر امنیت مردم شد
عکس: ایمنا فارس

به گزارش خبرگزاری ایمنا از فارس، در روزگاری که واژه‌هایی همچون امنیت، انسانیت و شرافت باید پناهگاه جان‌های خسته باشند، گاه حوادثی رخ می‌دهد که نه‌تنها وجدان یک ملت، بلکه وجدان بشریت را به لرزه می‌اندازد.

حوادثی که در آن، مرز میان انسانیت و بی‌رحمی، مسئولیت و بی‌تفاوتی، فداکاری و خشونت عریان و با تلخ‌ترین شکل ممکن آشکار می‌شود؛ گزارش پیش‌رو از همین جنس است.

روایتی که تنها یک حادثه تلخ را بازگو نمی‌کند، بلکه آیینه‌ای است از مظلومیت جوانی است که برای پاسداری از امنیت مردمش ایستاد و با رفتاری که هیچ عقل و وجدانی آن را برنمی‌تابد، به شهادت می‌رسد.

در دل یکی از شب‌های سرد مرودشت، پیکر بی‌جان جوانی بر خاک افتاده بود؛ جوانی که نامش «ابوالفضل مقدسی» بود و زندگی‌اش را نه برای خود که برای امنیت مردمش معنا کرده بود. همان شبی که دست‌های دشمنانِ تاریکی، فرزند این سرزمین شهید ابوالفضل مقدسی را در تنها و بی‌پناه یافتند و بی‌رحمانه از ما گرفتند.

جوانی که امنیت را با جانش معنا کرد

ابوالفضل جوانی ۲۴ ساله با آرزوهایی که هنوز فرصت شکفتن پیدا نکرده بود، در آن شب برای دفاع از جان و مال مردمش ایستاده بود. او آمده بود تا امنیت باشد، تا سپر باشد، تا نگذارد آتشی به خانه‌ای بیفتد یا دستی به ناموسی دراز شود، اما آن‌ها که چشم بر حقیقت بسته‌اند و دل به خشونت سپرده‌اند، حرمت انسانیت را شکستند و پیکر او را آماج کینه و قساوت کردند.

تروریست‌ها در جنایتی هولناک و ضدانسانی ابتدا دست‌های ابوالفضل را با قمه قطع کردند و بعد پیکر بی‌دستش را در حالی که خون‌ریزی شدیدی داشت به آتش زدند، پیکری که مظلومیتش یادآور حماسه و ایثار علمدار کربلا، حضرت ابالفضل‌العباس (ع) بود.

این شهید مظلوم پس از تحمل جراحات سنگین، آماج قساوتی قرار گرفت که قلب هر انسان آزاده‌ای را به درد می‌آورد و در نهایت، پیکر بی‌دفاعش در آتش کینه و خشونت دشمنان انسانیت سوخت.

جوانی که امنیت را با جانش معنا کرد

در آن لحظات تلخ، پرسشی سنگین بر ذهن هر انسان آزاده‌ای سایه می‌اندازد که چگونه ممکن است جوانی که برای آرامش مردم قدم در میدان گذاشته است، این‌گونه قربانی خشونت شود؟ آیا آن شب، در آن خیابان، هیچ دستی نبود که برای نجات او بلند شود؟ هیچ دلی نبود که در برابر این ظلم بایستد؟

رفقای ابوالفضل شهید با چشمانی اشک‌آلود و قلب‌هایی شکسته، پیکر سوخته و آسیب‌دیده او را از میان دود و خاکستر جمع کردند، پیکری که دیگر نشانی از جوانیِ پرامید دیروز نداشت، اما بوی غیرت، شجاعت و وفاداری از آن به آسمان می‌رفت.

مادر ابوالفضل مقدسی به خبرنگار ایمنا می‌گوید: ابوالفضل امانتی از سوی خدا بود. خدا به من سپرده بود، من بزرگش کردم، پرورشش دادم و دوباره به خودش تقدیمش کردم.

پدر شهید مقدسی آن مرد همیشه استوار نیز تاکید می‌کند: ابوالفضل پسر قوی بود، اما همه می‌دانند که داغ فرزند، همان جایی است که کمر هر پدری را خم می‌کند.

جوانی که امنیت را با جانش معنا کرد

ابوالفضل برای خانواده‌اش تکیه‌گاه بود برای خواهرش قوت قلب، برای مادرش نور چشم و برای پدرش مایه افتخار. امروز نام او نه تنها در خانه‌شان که در دل مردم این سرزمین می‌تپد؛ نامی که یادآور مظلومیت، شجاعت و ایستادگی است.

آنچه در شب هجدهم دی در شهرستان مرودشت استان فارس بر او گذشت، تنها یک حادثه امنیتی نبود؛ پرسشی بزرگ درباره مسئولیت اجتماعی، غیرت انسانی و مرزهای اخلاقی بود، پرسشی که هنوز در ذهن بسیاری باقی مانده که چگونه ممکن است دست‌های جوانی که برای دفاع از مردم در میدان ایستاده است، این‌گونه بی‌رحمانه قطع و پیکر وی در آتش سوزانده شود و ناجوانمردانه در برابر چشمان جامعه، چنین بی‌پناه بماند؟

ابوالفضل مقدسی امروز تنها نام یک شهید نیست؛ نماد شجاعت، غیرت و ایستادگی نسلی است که جان خود را فدای امنیت مردم کرد.

جوانی که امنیت را با جانش معنا کرد

به گزارش ایمنا، در حوادث اخیر استان فارس، ۱۳ نفر شامل یک شهروند و ۱۲ نفر از مدافعان نظم و امنیت جان خود را از دست داده‌اند؛ از این تعداد، ۱۱ نفر اهل استان فارس و دو نفر اهل استان‌های مازندران و مرکزی هستند.

منبع: ایمنا فارسمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.