وودی آلن در تهران/ نگاهی به نمایش «قطع رابطه در خانه»
گاهی تئاتر بیش از هر چیز باید بتواند حال تماشاگرش را خوب کند؛ او را برای مدتی از دغدغههای روزمره جدا کند و به دنیایی ببرد که در آن میتوان به پیچیدگیهای روابط انسانی خندید، بدون آنکه برای خنداندن مخاطب به شوخیهای سطحی یا واژههای رکیک متوسل شد. «قطع رابطه در خانه» از همین جنس نمایشهاست؛ یک کمدی رمانتیک سرحال که با ریتمی مناسب، بازیهایی روان و موقعیتهای طنز متعدد، تجربهای خوشایند برای تماشاگر رقم میزند.

ایده اولیه نمایش بهاندازه کافی جذاب و غیرمتعارف است: اریک، مردی که مؤسسهای برای قطع رابطه تأسیس کرده، به نمایندگی از افرادی که جرئت یا تمایل مواجهه مستقیم با شریک عاطفی خود را ندارند، خبر جدایی را به طرف مقابل اطلاع میدهد. اما طبیعتاً ماجرا به همین سادگی پیش نمیرود و مأموریت ظاهراً معمولی او، به موقعیتهایی پیشبینینشده و پیچیده تبدیل میشود.
آنچه در این نمایش بیش از همه جلب توجه میکند، جنس طنز و شیوه شکلگیری آن است. نمایش بهجای تکیه بر شوخیهای کلامی مبتذل یا اغراقهای بیمورد، از موقعیت، سوءتفاهم، واکنشهای ناگهانی و بازی با انتظارات تماشاگر برای خلق لحظات خندهدار استفاده میکند. طنزی که از دل روابط انسانی بیرون میآید و به همین دلیل، برای مخاطب آشنا و قابل لمس است.
تماشای نمایش گاهی آدم را به یاد کمدیهای وودی آلن میاندازد؛ همان جهان پرجنبوجوشی که در آن روابط عاطفی، تردیدها، تناقضهای رفتاری و ناتوانی آدمها در مدیریت احساساتشان، به ماده اولیه طنز تبدیل میشود. البته این شباهت بیش از آنکه به معنای تقلید از سبک یک فیلمساز باشد، به حالوهوای کلی اثر و نوع نگاه طنزآمیز آن به روابط زن و مرد مربوط است.
بازیهای خوب سوگل قلاتیان، هومن کیایی و مازیار سیدی نیز نقش مهمی در موفقیت اجرای نمایش دارند. یکی از امتیازهای اجرا، توجه به واکنشها و تعامل میان بازیگران است؛ جزئیاتی که گاهی حتی بیش از خود دیالوگها خندهدار میشوند. بازیگران بهخوبی ریاکشنهای یکدیگر را دریافت میکنند و این ارتباط زنده، به حفظ انرژی صحنه کمک میکند.
ریتم تند و روان نمایش نیز اجازه نمیدهد موقعیتهای طنز کش پیدا کنند یا انرژی اجرا فروکش کند. همهچیز در خدمت پیشبرد موقعیتهاست و تماشاگر فرصت چندانی برای فاصله گرفتن از ماجرا پیدا نمیکند.
«قطع رابطه در خانه» در نهایت به همان چیزی وفادار میماند که از یک کمدی رمانتیک انتظار داریم: پایانی خوش و امیدبخش. شاید در روزگاری که بخش بزرگی از تجربههای روزمره با اضطراب و خبرهای ناخوشایند گره خورده، تماشای نمایشی که بدون ادعای بزرگ، به مخاطب فرصت خندیدن و لذت بردن میدهد، خود غنیمت باشد.
این نمایش یادآوری میکند که کمدی خوب لزوماً به معنای شوخیهای پرصدا و بیپروایانه نیست؛ گاهی کافی است آدمها را در موقعیتهایی قرار دهیم که خودشان، با تمام تناقضها و پیچیدگیهایشان، خندهدار شوند.
۲۴۲۲۴۲
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.