دوشنبه ۱۱ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران؛ از میراث صنعتی تا هوشمندسازی، اقتصاد و بازارهای آینده

مبه نقل از مجله کهن··خبر در مجله کهن

گفت‌وگو با پروفسور پیمان ولی‌پور درباره چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران، هوش مصنوعی، اقتصاد چرخشی و آینده صنعت نساجی.

پروفسور پیمان ولی‌پور، رئیس چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران در قائم‌شهر

گفت‌وگو با پروفسور پیمان ولی‌پور، مدیر گروه مهندسی نساجی، پوشاک و مد دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم‌شهر و رئیس چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران

زمان برگزاری کنفرانس: ۱۸ آذر ۱۴۰۵، برابر با ۹ دسامبر ۲۰۲۶

محل برگزاری: دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم‌شهر

پرسش اول: هدف اصلی از برگزاری چهارمین کنفرانس ملی نساجی، پوشاک و مد چیست و این دوره چه تفاوتی با دوره‌های گذشته دارد؟

هدف اصلی از برگزاری چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران، ایجاد بستری علمی و تخصصی برای بررسی مسائل، فرصت‌ها و مسیرهای آینده یکی از زنجیره‌های مهم تولید، اشتغال، تجارت و ارزش‌آفرینی کشور است. این زنجیره، از تولید الیاف، نخ و پارچه و فرایندهای ریسندگی، بافندگی، رنگرزی و تکمیل آغاز می‌شود و تا منسوجات فنی، پوشاک، فرش، طراحی، مد، برندینگ، بازاریابی و تجارت داخلی و بین‌المللی امتداد می‌یابد.

اعتقاد ما این است که صنعت نساجی، پوشاک، فرش و مد را نمی‌توان تنها از منظر فناوری تولید بررسی کرد. موفقیت این مجموعه به تعامل دانش مهندسی، مدیریت، اقتصاد، هنر، طراحی، فناوری اطلاعات، فرهنگ و شناخت رفتار مصرف‌کننده وابسته است. محصولی که از کیفیت فنی مناسبی برخوردار باشد، اما طراحی متمایز، هویت برند یا بازار هدف مشخصی نداشته باشد، الزاماً به محصولی موفق و رقابت‌پذیر تبدیل نمی‌شود. در مقابل، خلاقیت هنری نیز زمانی به ارزش اقتصادی پایدار تبدیل می‌شود که با شناخت مواد، فناوری تولید، هزینه تمام‌شده و نیاز بازار همراه باشد.

بر همین اساس، چهار محور اصلی کنفرانس شامل «مهندسی و فناوری نساجی و علوم مواد»، «صنعت، مدیریت، اقتصاد و توسعه پایدار»، «هنر، طراحی، مد و مطالعات اجتماعی» و «هوش مصنوعی، تحول دیجیتال و فناوری‌های آینده» است.

در محور نخست، موضوعاتی مانند علوم و مهندسی الیاف، ریسندگی، بافندگی، منسوجات حلقوی و بی‌بافت، رنگرزی و تکمیل پیشرفته، منسوجات فنی و هوشمند، ماشین‌آلات و کنترل کیفیت مورد توجه قرار دارند. محور دوم به بهره‌وری، مدیریت زنجیره تأمین، سرمایه‌گذاری، تجارت، کارآفرینی و توسعه پایدار می‌پردازد. محور سوم، طراحی پارچه و لباس، نوآوری در مد، میراث نساجی، هویت فرهنگی و رفتار مصرف‌کننده را پوشش می‌دهد و محور چهارم، کاربرد هوش مصنوعی، داده‌کاوی، یادگیری ماشین، طراحی مولد، دوقلوهای دیجیتال، اینترنت اشیا، رباتیک و بلاک‌چین را در بر می‌گیرد.

تأکید ویژه‌ای نیز بر جایگاه مد داریم. مد صرفاً طراحی لباس یا فعالیتی وابسته به پوشاک نیست؛ بلکه حوزه‌ای میان‌رشته‌ای است که هنر، فرهنگ، هویت اجتماعی، رسانه، روان‌شناسی مصرف‌کننده، فناوری و اقتصاد را به یکدیگر پیوند می‌دهد. پیش‌بینی روندهای مد، طراحی مسئولانه، توسعه برند، بازاریابی و مد دیجیتال می‌توانند در خلق ارزش افزوده و توسعه بازار نقش مهمی ایفا کنند. این موضوع برای ایران، با برخورداری از میراث غنی فرش، هنرهای نساجی و نقش‌مایه‌های فرهنگی، فرصتی برای پیوند دادن اصالت ایرانی با طراحی معاصر و بازارهای جهانی فراهم می‌کند.

تفاوت رویکرد این دوره را باید در همین نگاه جامع و میان‌رشته‌ای جست‌وجو کرد؛ نگاهی که در آن فناوری از اقتصاد، طراحی از مهندسی، پژوهش از تولید و هنر از تجارت جدا نیست. هدف ما این است که زمینه گفت‌وگوی علمی، شناسایی مسائل واقعی صنعت و شکل‌گیری همکاری‌های مؤثرتر میان دانشگاه، صنعت و جامعه اقتصادی کشور فراهم شود.

پروفسور پیمان ولی‌پور، رئیس چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران در قائم‌شهر

پرسش دوم: صنعت نساجی، پوشاک و مد ایران با چه چالش‌های اساسی روبه‌روست و برای عبور از این شرایط چه راهکارهایی وجود دارد؟

صنعت نساجی و پوشاک ایران امروز با مجموعه‌ای از چالش‌های درهم‌تنیده اقتصادی، تولیدی و مدیریتی مواجه است. در کنار محدودیت‌های ناشی از محاصره و تحریم‌های اقتصادی، تورم مزمن و خطر دلاریزه‌شدن بخش‌های مختلف اقتصاد فشار سنگینی بر تولیدکنندگان وارد کرده است. افزایش و نوسان نرخ ارز، به‌ویژه در اقتصادی که بخش مهمی از مواد اولیه، ماشین‌آلات، قطعات یدکی، مواد رنگزا و مواد شیمیایی آن به واردات یا قیمت‌گذاری متأثر از ارز وابسته است، امکان برنامه‌ریزی و پیش‌بینی هزینه‌های تولید را کاهش می‌دهد. از سوی دیگر، رشد هزینه‌های انرژی، حمل‌ونقل، دستمزد و تأمین مالی، سرمایه در گردش موردنیاز کارخانه‌ها را افزایش داده است.

این فشارها به خرید مواد اولیه محدود نمی‌ماند؛ بلکه تمام زنجیره ارزش، از تأمین الیاف و نخ تا بافندگی، رنگرزی و تکمیل، تولید پوشاک، توزیع و فروش را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تولیدکننده ممکن است نتواند مواد اولیه موردنیاز خود را با قیمت و شرایط پرداخت قابل پیش‌بینی تهیه کند؛ در همان حال، قدرت خرید مصرف‌کننده کاهش می‌یابد و بازار توان جذب محصول با قیمت تمام‌شده بالاتر را از دست می‌دهد. به این ترتیب، کارخانه از یک سو با افزایش هزینه‌ها و کمبود نقدینگی و از سوی دیگر با رکود فروش، انباشت موجودی و دشواری وصول مطالبات روبه‌رو می‌شود. تداوم این وضعیت می‌تواند به کاهش ظرفیت تولید، توقف خطوط، تعطیلی واحدهای صنعتی و اختلال گسترده‌تر در فعالیت بازار منجر شود. بنابراین، مسئله صرفاً افزایش هزینه تولید نیست؛ بلکه تهدید هم‌زمان توان تولید، قدرت خرید بازار و استمرار فعالیت بنگاه‌های اقتصادی است.

در چنین شرایطی، انتظار نمی‌رود راهکارهای مدیریتی به‌تنهایی جایگزین سیاست‌های کلان اقتصادی و حمایت‌های مؤثر از تولید شوند. ثبات‌بخشی به محیط اقتصادی، کاهش نااطمینانی در تأمین مواد اولیه و انرژی، دسترسی به سرمایه در گردش، تسهیل مبادلات تجاری و تأمین مالی متناسب با نیاز واقعی صنایع، از ضرورت‌های حفظ ظرفیت تولید هستند. در کنار این اقدامات، بنگاه‌ها نیز باید بهره‌وری خود را افزایش دهند و با استقرار تولید ناب، کنترل جامع کیفیت، کاهش ضایعات، مدیریت موجودی و بهبود برنامه‌ریزی تولید، هزینه‌های قابل‌کنترل را کاهش دهند.

در صنعت نساجی، به‌ویژه در ریسندگی، بافندگی، رنگرزی و تکمیل، حتی کاهش محدود ضایعات، توقف‌های تولید و مصرف آب و انرژی می‌تواند اثر اقتصادی قابل‌توجهی داشته باشد. همچنین، توسعه فروش مستقیم، شناخت دقیق‌تر تقاضای بازار، تنوع‌بخشی به محصولات، تقویت طراحی و برند، بهبود شبکه توزیع و استفاده از ابزارهای دیجیتال برای پیش‌بینی تقاضا می‌تواند به کاهش فاصله میان تولید و فروش کمک کند.

با این حال، باید واقع‌بین بود: وقتی کارخانه با کمبود نقدینگی، ناتوانی در تأمین مواد اولیه یا بازارِ کم‌توان در خرید مواجه است، توصیه به افزایش بهره‌وری به‌تنهایی کافی نیست. حفظ و احیای ظرفیت‌های صنعتی به همکاری هماهنگ دولت، نظام بانکی، تشکل‌های صنعتی، دانشگاه‌ها و خود بنگاه‌ها نیاز دارد. هدف باید این باشد که کارخانه‌ها صرفاً برای مدتی کوتاه سرپا نمانند، بلکه بتوانند با هزینه قابل‌کنترل، کیفیت رقابت‌پذیر، بازار پایدارتر و امکان برنامه‌ریزی بلندمدت به فعالیت ادامه دهند.

همچنین بخوانید: بازگشت تولید یا بازتعریف آینده صنعت نساجی و پوشاک؟

هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین در آینده صنعت نساجی ایران

پرسش سوم: یکی از محورهای کنفرانس، نوآوری و آینده صنعت نساجی است. به نظر شما مهم‌ترین فناوری‌هایی که می‌توانند رقابت‌پذیری تولیدکنندگان ایرانی را افزایش دهند، کدام‌اند؟

به اعتقاد من، آینده صنعت نساجی، پوشاک، فرش و مد به توانایی بنگاه‌ها در تلفیق دانش تخصصی، فناوری تولید، تحلیل داده، طراحی خلاقانه و مدیریت اقتصادی وابسته است. فناوری زمانی ارزشمند است که بتواند مسئله‌ای واقعی را حل کند و به بهبود کیفیت، کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری یا توسعه بازار منجر شود.

نخست، هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، داده‌کاوی و بینایی ماشین اهمیت دارند. این فناوری‌ها می‌توانند برای تشخیص عیوب نخ، پارچه و فرش، پایش کیفیت رنگرزی، پیش‌بینی خرابی ماشین‌آلات و تحلیل عملکرد خطوط تولید استفاده شوند. در بخش تجاری نیز تحلیل داده‌های فروش، قیمت، موجودی و رفتار مشتری می‌تواند به پیش‌بینی تقاضا، شناسایی بازارهای هدف و تصمیم‌گیری دقیق‌تر کمک کند.

دوم، اتوماسیون، رباتیک، اینترنت اشیا و کارخانه هوشمند هستند. پایش برخط تجهیزات و ثبت مستمر اطلاعات فرایند می‌تواند کنترل تولید را بهبود دهد، توقفات را کاهش دهد و زمینه نگهداری پیش‌بینانه ماشین‌آلات را فراهم کند. البته انتخاب این فناوری‌ها باید بر اساس نیاز واقعی کارخانه، زیرساخت موجود، هزینه سرمایه‌گذاری و بازده اقتصادی صورت گیرد.

سوم، توسعه مواد پیشرفته و منسوجات فنی و عملکردی است. منسوجات مورد استفاده در پزشکی، ورزش، حفاظت، کشاورزی، خودروسازی و عمران می‌توانند فرصت‌های تازه‌ای برای توسعه محصولات تخصصی ایجاد کنند. در این زمینه، دانش الیاف، ساختار منسوج، فناوری تولید، خواص مکانیکی و عملکرد محصول باید به‌صورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.

چهارم، فناوری‌های دیجیتال در طراحی پارچه، پوشاک و مد هستند. طراحی سه‌بعدی لباس، نمونه‌سازی مجازی، طراحی مولد و مد دیجیتال می‌توانند زمان توسعه محصول را کاهش دهند و امکان بررسی طرح‌ها و تنوع محصولات را افزایش دهند. این فناوری‌ها زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که با دانش طراحی، شناخت پارچه، الگو، دوخت و سلیقه مصرف‌کننده همراه باشند.

پنجم، بلاک‌چین و سامانه‌های رهگیری زنجیره تأمین هستند. در کاربردهای مناسب، این فناوری‌ها می‌توانند ثبت سوابق مواد اولیه، مستندسازی فرایند تولید و رهگیری منشأ محصول را تسهیل کنند. در صنعت فرش، چنین رویکردهایی می‌توانند در کنار روش‌های معتبر احراز اصالت، به مستندسازی ویژگی‌های محصول و تقویت اعتماد در تجارت کمک کنند.

ششم، فناوری‌های مرتبط با اقتصاد چرخشی و تولید پاک هستند. بازیافت مواد، کاهش مصرف آب و انرژی، افزایش دوام محصول و بهینه‌سازی فرایندهای تولید می‌توانند هم‌زمان آثار زیست‌محیطی و هزینه‌های عملیاتی را کاهش دهند.

در کنار همه این فناوری‌ها، نباید نقش مد، هنر و طراحی را نادیده گرفت. بازار جهانی فقط به دنبال محصولی نیست که تولید آن از نظر فنی امکان‌پذیر باشد؛ بلکه به محصولی نیاز دارد که کیفیت، زیبایی، کارکرد، هویت و ارزش اقتصادی را در کنار یکدیگر داشته باشد. آینده رقابت‌پذیری ایران در توانایی ایجاد همین پیوند میان فناوری، خلاقیت و بازار نهفته است.

صنعت نساجی ایران و تولید پارچه‌های تار و پودی در کارخانه نساجی

پرسش چهارم: با توجه به اهمیت اقتصاد چرخشی و توسعه پایدار، صنعت نساجی ایران تا چه اندازه برای حرکت به سمت بازیافت منسوجات، کاهش ضایعات و تولید سبز آمادگی دارد؟

صنعت نساجی ایران ظرفیت قابل توجهی برای حرکت به سمت اقتصاد چرخشی دارد، اما میزان آمادگی بخش‌های مختلف آن یکسان نیست. ارزیابی دقیق این آمادگی به اطلاعات معتبر درباره حجم و نوع ضایعات، زیرساخت‌های جمع‌آوری و تفکیک، فناوری‌های بازیافت، کیفیت مواد بازیافتی و توجیه اقتصادی فرایندها نیاز دارد.

نخستین اقدام باید جلوگیری از تولید ضایعات در مبدأ باشد. بهینه‌سازی فرایندهای ریسندگی و بافندگی، کنترل دقیق رنگرزی و تکمیل، اصلاح الگوهای برش در پوشاک، کاهش دوباره‌کاری و مدیریت صحیح مواد اولیه می‌توانند از ایجاد بخشی از ضایعات جلوگیری کنند. در بسیاری از موارد، پیشگیری از تولید ضایعات از بازیافت آن‌ها ساده‌تر و اقتصادی‌تر است.

گام بعدی، توسعه روش‌های بازیافت متناسب با نوع محصول و مواد تشکیل‌دهنده آن است. بازیافت مکانیکی برخی ضایعات الیافی، استفاده مجدد از مواد قابل بازیابی و توسعه روش‌های مناسب برای محصولات ترکیبی از جمله مسیرهای قابل بررسی هستند. با این حال، نوع الیاف، ترکیب مواد، رنگزاها، پوشش‌های تکمیلی و کیفیت مورد انتظار از محصول بازیافتی، بر امکان‌پذیری فنی و اقتصادی این روش‌ها اثر می‌گذارند.

در صنعت فرش نیز، کاهش ضایعات تولید، کنترل کیفیت جامع، تولید ناب، تنوع محصول مبتنی بر مد، دستیابی به زنجیره تامین قابل اتکاء صادرات و زنجیره فروش با خدمات اعتباری اهمیت دارد. در بخش رنگرزی چاپ و تکمیل، مدیریت مصرف آب و انرژی، بهینه‌سازی شست‌وشو، بازیابی حرارت و بررسی امکان بازچرخانی آب، در صورت رعایت الزامات فنی و زیست‌محیطی، می‌توانند به کاهش هزینه‌ها و آثار محیطی کمک کنند.

اقتصاد چرخشی تنها یک موضوع زیست‌محیطی نیست؛ بلکه با طراحی، مدیریت، اقتصاد و بازار ارتباط مستقیم دارد. طراحی محصولات بادوام و تعمیرپذیر، ایجاد بازار برای مواد بازیافتی، توسعه مدل‌های کسب‌وکار مبتنی بر استفاده مجدد و تدوین استانداردهای مناسب، از الزامات این تحول هستند.

در حوزه مد نیز، طراحی مسئولانه و مد پایدار می‌توانند به کاهش مصرف غیرضروری منابع، افزایش دوام محصولات و توجه بیشتر به چرخه عمر پوشاک کمک کنند. بنابراین، پایداری باید از مرحله انتخاب مواد و طراحی محصول تا تولید، توزیع، مصرف و بازیافت مورد توجه قرار گیرد.

مسیر واقع‌بینانه برای صنعت ایران، اندازه‌گیری دقیق ضایعات، اجرای پروژه‌های آزمایشی، ارزیابی هزینه و فایده و توسعه تدریجی زیرساخت‌هاست. دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی نیز می‌توانند در توسعه روش‌های فنی و اقتصادی بازیافت، ارزیابی کیفیت مواد بازیافتی و ارائه راهکارهای متناسب با شرایط کارخانه‌ها نقش مهمی ایفا کنند.

قائم‌شهر و مازندران؛ میراث صنعتی و ظرفیت‌های توسعه نساجی

پرسش پنجم: چرا قائم‌شهر برای برگزاری این رویداد انتخاب شده است و این کنفرانس چه نقشی در تقویت ظرفیت‌های نساجی و صنعتی منطقه مازندران خواهد داشت؟

انتخاب قائم‌شهر برای میزبانی چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران، بر پایه پیشینه تاریخی صنعت نساجی، ظرفیت‌های تولیدی، توانمندی‌های آموزشی و جایگاه اقتصادی مازندران صورت گرفته است. این منطقه از کانون‌های مهم شکل‌گیری صنعت نساجی ماشینی در ایران بوده و سابقه آن با توسعه تولید صنعتی و تجارت محصولات نساجی در کشور پیوند خورده است.

کارخانه نساجی قائم‌شهر، همراه با مجموعه‌ مانند پشم‌بافی وطن اصفهان، در تاریخ صنعتی ایران جایگاه نخستین را دارد. فعالیت و توسعه این واحدها در آغاز سده چهاردهم خورشیدی(۱۳۰۹) ، نخستین گسترش صنعت ماشینی و تولید انبوه محصولات نساجی همراه بود. کارخانه نساجی مازندران نیز در دوره‌هایی از تاریخ صنعتی کشور( جنگ ایران و عراق)، بزرگترین کارخانه نساجی خاور میانه بود(5 میلیون متر در ماه). این پیشینه نشان می‌دهد که نساجی در مازندران صرفاً یک فعالیت اقتصادی نیست، بلکه بخشی از هویت صنعتی و تجربه تاریخی منطقه به شمار می‌رود.
امروز نیز ظرفیت‌های نساجی مازندران به تولید پارچه و پوشاک محدود نیست. در این استان، فعالیت‌هایی در زمینه تولید نخ، پارچه‌های پوشاکی، منسوجات خانگی، ملحفه، محصولات مورد استفاده در آشپزخانه و حمام، رنگرزی، چاپ، تکمیل و تولید پوشاک وجود دارد. در کنار این محصولات، تولید منسوجات صنعتی و تخصصی مانند شیدهای گلخانه‌ای، گونی‌های چتایی، گونی پلی پروپیلن، باند و گاز پزشکی، کمربند ایمنی، کیسه‌های هوا، کف‌پوش‌های خودرو، ژئوتکستایل‌ها و برخی منسوجات مورد استفاده در پانسمان‌های پزشکی (زخم پوشهای حل شونده در خون) نیز از ظرفیت‌های مهم این حوزه محسوب می‌شوند.

این تنوع، اهمیت راهبردی صنعت نساجی را نشان می‌دهد؛ صنعتی که علاوه بر پوشاک و منسوجات خانگی، می‌تواند نیازهای تخصصی حوزه‌های پزشکی، کشاورزی، خودروسازی، عمران و حفاظت را تأمین کند. توسعه این بخش‌ها مستلزم دانش فنی، کنترل کیفیت، سرمایه‌گذاری و ارتباط مستمر میان مراکز پژوهشی و تولیدکنندگان است.

مازندران همچنین از پیشینه کشاورزی مرتبط با پنبه و ابریشم برخوردار است. این پیوند میان کشاورزی و نساجی، زمینه مناسبی برای پژوهش در حوزه مواد اولیه، توسعه محصولات و بررسی فرصت‌های جدید ارزش‌آفرینی فراهم می‌کند. موقعیت جغرافیایی و ظرفیت گردشگری چهار فصل استان نیز فرصت‌هایی برای توسعه بازار پوشاک، مد، صنایع خلاق و تجارت ایجاد کرده است. حضور گردشگران و دسترسی به بازارهای متنوع می‌تواند به معرفی برندهای ایرانی و محصولات بومی کمک کند؛ مشروط بر آنکه این ظرفیت با برنامه‌ریزی تجاری، کیفیت مناسب و تجربه خرید مطلوب همراه شود.

یکی دیگر از مزیت‌های مازندران، گستردگی زیرساخت‌های آموزش و مهارت‌آموزی در حوزه طراحی و تولید پوشاک است. نخستنی هنرستان نساجی ایران در سال 1315 در جوار کارخانه نساجی قائم شهر تاسیس شد که در خال حاضر نیز فعال است. هنرستان‌های طراحی و دوخت، مراکز آموزش فنی‌وحرفه‌ای، مؤسسات آموزش عالی و مراکز مجری دوره‌های مرتبط با طراحی لباس و دوخت، ظرفیت مهمی برای تربیت نیروی انسانی تخصصی فراهم کرده‌اند. پیوند این آموزش‌ها با نیاز واقعی کارخانه‌ها و کسب‌وکارها می‌تواند به ارتقای مهارت، اشتغال و توسعه محصولات رقابت‌پذیر کمک کند.

در این میان، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائم‌شهر نیز جایگاه ویژه‌ای دارد. راه‌اندازی رشته مهندسی نساجی در سال ۱۳۷۷، این دانشگاه را در مسیر توسعه آموزش دانشگاهی نساجی در منطقه قرار داد. تداوم آموزش و پژوهش در مقاطع مختلف تحصیلی، از کاردانی تا دکتری تخصصی، و حضور اعضای هیئت علمی باتجربه، ظرفیت ارزشمندی برای تربیت متخصصان، انجام پژوهش‌های کاربردی و همکاری با صنعت فراهم کرده است.

با وجود این ظرفیت‌ها، صنعت امروز با چالش‌هایی جدی در تأمین مواد اولیه، سرمایه در گردش، هزینه تولید، کیفیت، رقابت و فروش مواجه است. از نگاه ما، اولویت اصلی باید تقویت کل زنجیره تأمین، از مواد اولیه تا تولید و فروش باشد. تولید ناب، کنترل کیفیت جامع، کاهش ضایعات، مدیریت مصرف انرژی و استفاده از داده‌ها برای تصمیم‌گیری می‌توانند به بهبود عملکرد بنگاه‌ها کمک کنند.

بنابراین، برگزاری کنفرانس در قائم‌شهر صرفاً انتخاب یک محل جغرافیایی نیست؛ بلکه فرصتی برای پیوند دادن میراث صنعتی مازندران با دانش و فناوری امروز، توان دانشگاهی با نیاز کارخانه‌ها و ظرفیت‌های تولیدی با اقتصاد، هنر، مد و تجارت است. امیدواریم این رویداد زمینه‌ساز همکاری‌های پایدار میان دانشگاه‌ها، صنایع، کارآفرینان، بازرگانان، مسئولان دولتی و نهادهای مالی شود و در توسعه آینده‌نگر زنجیره ارزش نساجی، پوشاک، فرش و مد ایران نقش‌آفرینی کند.

همچنین بخوانید: افزایش هزینه تولید در صنعت نساجی ایران؛ هشدار درباره مواد اولیه و تخصیص ارز

پرسش ششم: یکی از چالش‌های همیشگی صنعت نساجی، فاصله میان دانشگاه و صنعت است. این کنفرانس چه برنامه‌ای برای تبدیل دستاوردهای علمی و پژوهشی به راهکارهای عملی و قابل اجرا در کارخانه‌ها دارد؟

فاصله میان دانشگاه و صنعت زمانی کاهش پیدا می‌کند که پژوهش از مسئله واقعی آغاز شود و نتیجه آن با معیارهای فنی و اقتصادی قابل ارزیابی باشد. صنعت به راهکاری نیاز دارد که کیفیت را بهبود دهد، هزینه را کاهش دهد، بهره‌وری را افزایش دهد یا فرصت تازه‌ای برای توسعه محصول و بازار ایجاد کند. بنابراین، ارتباط دانشگاه و صنعت نباید صرفاً به تبادل مقاله و برگزاری نشست محدود شود.

در صنعت نساجی، این همکاری می‌تواند از مسائل تخصصی مانند افزایش عیوب نخ و پارچه، نوسان کیفیت رنگرزی، کاهش راندمان ماشین‌آلات و مصرف بالای انرژی آغاز شود و تا موضوعات مدیریتی و تجاری مانند مدیریت موجودی، پیش‌بینی تقاضا، توسعه برند و طراحی محصولات جدید ادامه یابد.

برای مثال، یک پروژه داده‌کاوی می‌تواند عوامل مؤثر بر افزایش ضایعات را شناسایی کند؛ یک سامانه بینایی ماشین می‌تواند امکان تشخیص خودکار برخی عیوب پارچه یا فرش را بررسی کند؛ و یک پروژه در زمینه طراحی دیجیتال می‌تواند زمان توسعه مجموعه پوشاک را کاهش دهد. در حوزه منسوجات صنعتی و پزشکی نیز، همکاری پژوهشگران و تولیدکنندگان می‌تواند به ارزیابی عملکرد، بهبود کیفیت و توسعه محصولات تخصصی کمک کند.

در حوزه مدیریت کارخانه، استقرار اصول تولید ناب و کنترل کیفیت جامع می‌تواند به شناسایی اتلاف‌ها، کاهش دوباره‌کاری و بهبود جریان تولید کمک کند. در حوزه تجارت و مد نیز، تحلیل داده‌های فروش و رفتار مصرف‌کننده می‌تواند در شناخت بازار هدف، طراحی محصولات متناسب با تقاضا و توسعه برند مؤثر باشد.

برای تبدیل این ظرفیت‌ها به نتایج عملی، چند مرحله اهمیت دارد: نخست، شناسایی مسائل اولویت‌دار کارخانه‌ها؛ دوم، تعریف پروژه‌های مشترک میان دانشگاه و صنعت؛ سوم، تعیین شاخص‌های ارزیابی؛ چهارم، اجرای نمونه‌های آزمایشی؛ و پنجم، بررسی هزینه و فایده پیش از توسعه گسترده راهکار.

در این مسیر، حضور کارآفرینان، صاحبان کسب‌وکار و بازرگانان نیز ضروری است؛ زیرا تجاری‌سازی دانش تنها به حل مسئله فنی محدود نمی‌شود و شناخت بازار، امکان سرمایه‌گذاری و مدل کسب‌وکار مناسب را نیز می‌طلبد. مشارکت نهادهای دولتی و مالی نیز می‌تواند در بررسی امکان تأمین مالی پروژه‌های فناورانه و توسعه همکاری‌های صنعتی مؤثر باشد.

کنفرانس می‌تواند با گردهم‌آوردن استادان دانشگاه، پژوهشگران، دانشجویان، مدیران صنعتی، کارشناسان، کارآفرینان و سایر فعالان این حوزه، زمینه شناسایی مسائل مشترک و شکل‌گیری همکاری‌های جدید را فراهم کند. هدف ما این است که دانش تخصصی در خدمت حل مسائل واقعی قرار گیرد و پژوهش‌ها، در صورت برخورداری از توجیه فنی و اقتصادی، امکان تبدیل‌شدن به راهکارهای قابل اجرا در کارخانه‌ها را پیدا کنند.

صنعت نساجی

پرسش هفتم: در پایان کنفرانس، چه دستاوردهای مشخصی برای فعالان صنعت، تولیدکنندگان و سیاست‌گذاران انتظار دارید؟ آیا نتایج این رویداد به تدوین پیشنهادهای اجرایی برای رفع مشکلات صنعت منجر خواهد شد؟

انتظار داریم دستاوردهای کنفرانس در سه سطح علمی، صنعتی و اقتصادی قابل بررسی باشند.
در سطح علمی، کنفرانس فرصتی برای ارائه و تبادل یافته‌های پژوهشی در حوزه‌های مهندسی نساجی، علوم مواد، فناوری تولید، منسوجات فنی، طراحی پارچه و لباس، مد، هوش مصنوعی و توسعه پایدار فراهم می‌کند. این تبادل می‌تواند به شناسایی موضوعات جدید پژوهشی و تقویت همکاری‌های میان‌رشته‌ای کمک کند.

در سطح صنعتی، پژوهش‌های مرتبط با کنترل کیفیت، اتوماسیون، تحلیل داده، مدیریت تولید، زنجیره تأمین، طراحی دیجیتال و بازیافت می‌توانند فرصت‌هایی برای افزایش بهره‌وری و بهبود عملکرد بنگاه‌ها معرفی کنند. برای تولیدکننده، ارزش یک راهکار زمانی مشخص می‌شود که اثر آن بر هزینه تمام‌شده، کیفیت، زمان تولید، میزان ضایعات یا رضایت مشتری قابل ارزیابی باشد.

در سطح اقتصادی و تجاری، موضوعاتی مانند سرمایه‌گذاری، تأمین مالی، کارآفرینی، برندینگ، بازاریابی، تجارت بین‌الملل، رفتار مصرف‌کننده و صنایع خلاق اهمیت دارند. توسعه صنعت نساجی، پوشاک، فرش و مد به ترکیبی از فناوری تولید، طراحی متمایز، مدیریت حرفه‌ای، سرمایه‌گذاری و شناخت بازار نیاز دارد.

از همین رو، مخاطبان و ذی‌نفعان کنفرانس را تنها به پژوهشگران و دانشگاهیان محدود نمی‌دانیم. مسئولان و کارشناسان دستگاه‌های دولتی، مدیران و کارشناسان بانک‌ها و نهادهای تأمین مالی، کارآفرینان، صاحبان کسب‌وکار، تولیدکنندگان، صنعتگران، بازرگانان، استادان دانشگاه، پژوهشگران، دانشجویان و کارکنان و متخصصان صنعت نساجی، پوشاک، فرش و مد، همگی می‌توانند در این رویداد نقش داشته باشند.

هر یک از این گروه‌ها دیدگاه و نیاز متفاوتی دارند. دستگاه‌های دولتی با سیاست‌گذاری و تسهیل فعالیت اقتصادی سروکار دارند؛ نظام بانکی و نهادهای مالی به تأمین مالی و ارزیابی ریسک توجه می‌کنند؛ کارآفرینان در پی شناسایی فرصت‌های کسب‌وکار هستند؛ صنعتگران به کیفیت، فناوری و هزینه تولید می‌اندیشند؛ بازرگانان به بازار و رقابت‌پذیری توجه دارند؛ و دانشگاهیان و دانشجویان می‌توانند دانش، پژوهش و ایده‌های نوآورانه را به این مجموعه وارد کنند. ارزش چنین رویدادی در آن است که این دیدگاه‌ها در کنار یکدیگر قرار گیرند و زمینه همکاری‌های مؤثرتر فراهم شود.

در حوزه سیاست‌گذاری نیز، یافته‌های علمی و گفت‌وگوهای تخصصی می‌توانند مبنایی برای شناسایی اولویت‌های توسعه صنعت، نوسازی فناوری، تقویت صادرات، توسعه مهارت‌های تخصصی، بهبود ارتباط دانشگاه و صنعت و حمایت از نوآوری باشند.

در پاسخ به این پرسش که آیا نتایج کنفرانس به پیشنهادهای اجرایی منجر خواهد شد، باید گفت تدوین پیشنهادهای مبتنی بر شواهد، یکی از مسیرهای ارزشمند و قابل پیگیری این رویداد است. برای آنکه این پیشنهادها از سطح کلی‌گویی فراتر بروند، باید مسائل اولویت‌دار با مشارکت متخصصان، صنعتگران و نهادهای مرتبط شناسایی شوند و برای هر راهکار، امکان اجرا، منابع موردنیاز و شاخص‌های ارزیابی مشخص شود. تحقق چنین خروجی‌هایی به همکاری و پیگیری نهادهای ذی‌ربط وابسته است.

پیام اصلی من این است که آینده نساجی، پوشاک، فرش و مد ایران با تلاش یک گروه یا یک نهاد به‌تنهایی ساخته نمی‌شود. این آینده به هم‌افزایی دانشگاه و صنعت، مشارکت کارآفرینان و بازرگانان، همراهی نهادهای دولتی و مالی و حضور نسل جدید پژوهشگران، طراحان و متخصصان نیاز دارد.

ما به صنعتی نیاز داریم که از نظر مهندسی توانمند، از نظر اقتصادی بهره‌ور، از نظر طراحی خلاق، از نظر فرهنگی ریشه‌دار و از نظر فناوری آماده تحول باشد. هوش مصنوعی، داده‌کاوی، بلاک‌چین و سایر فناوری‌های نوین ابزارهایی برای تحقق بخشی از این اهداف هستند؛ اما ارزش نهایی آن‌ها زمانی آشکار می‌شود که به بهبود کیفیت، افزایش اعتماد، کاهش هزینه، خلق محصولات متمایز و توسعه بازار منجر شوند.

امیدوارم چهارمین کنفرانس ملی مهندسی نساجی، پوشاک و مد ایران بتواند بستری برای تقویت همکاری میان دانشگاه، صنعت، بخش دولتی، نظام مالی و جامعه کارآفرینی کشور فراهم کند و در مسیر تبدیل دانش، خلاقیت و سرمایه به ارزش افزوده، اشتغال پایدار و رقابت‌پذیری بیشتر محصولات ایرانی نقش‌آفرین باشد.

یادداشت پیش از انتشار: برای حفظ اعتبار علمی و رسانه‌ای مصاحبه، بهتر است ادعاهای تاریخی مربوط به سال تأسیس و جایگاه تولیدی کارخانه‌های قائم‌شهر و نساجی مازندران در دوره جنگ، و نیز رتبه استان در تولید منسوجات، با اسناد تاریخی یا آمار رسمی تطبیق داده شوند. همچنین اگر قرار است متن با عنوان «رئیس کنفرانس» منتشر شود، عنوان سازمانی دقیق شما مطابق حکم یا ساختار رسمی دبیرخانه درج شود.

منبع: مجله کهنمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.