سخنگوی وزارت خارجه: شاید در ۷۰ یا ۸۰ سال اخیر، دروغی به بزرگی «تهدید ایران» در جهان ساخته نشده باشد/ دیپلماسی تکمیل کننده میدان است/ درک عمق منازعه با آمریکا، به معنای انسداد مسیر دیپلماسی نیست/ تقابل واشنگتن با تهران فراتر از نفت، انرژی و منافع مادی است و ریشه در دو نگاه بنیادین، متفاوت و ناسازگار
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر ضرورت شناخت ریشههای بنیادین تقابل آمریکا با ایران گفت: درک ماهیت و عمق این منازعه به معنای کنار گذاش...

ایرنا: سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران با تأکید بر ضرورت شناخت ریشههای بنیادین تقابل آمریکا با ایران گفت: درک ماهیت و عمق این منازعه به معنای کنار گذاشتن تعاملات سیاسی نیست و دیپلماسی در کنار ابزار دفاعی، همچنان ابزاری ضروری و کارآمد برای صیانت از منافع ملی است.
اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در رویداد «مواجهه با آمریکا؛ دیروز، امروز، فردا» با واکاوی سابقه اقدامات خصمانه واشنگتن از حمله تروریستی به هواپیمای مسافربری ایران و تحریمهای سنگین تا طراحیهای دوره بوش پسر اظهار داشت: نامگذاری ایران ذیل اصطلاح «محور شرارت» در آن دوران، گامی برای تبدیل کشورمان به هدف اول تهاجم بود؛ هرچند بعدها به دلایلی مسیر را تغییر داده و به سراغ عراق رفتند، اما همگان آگاه بودند که تلاش لابیها و بخش قابلتوجهی از هیئت حاکمه ایالات متحده، کشاندن جنگ به سمت ایران بود.
سخنگوی وزارت امور خارجه با اشاره به نقاط عطف خصومتهای واشنگتن تصریح کرد: یکی از نقاط اوج این مواجهه، جنایت ترور سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی بود. این اقدام صرفاً یک قتل، ترور یا جنایت عادی نبود، بلکه هدف قرار دادن مستقیم یک قهرمان ملی و منطقهای و تعرض به یکی از برجستهترین نمادهای حاکمیت و اقتدار برای تمامی ایرانیان به شمار میرفت.
بقائی با تبیین عمق تمدنی و مفهومی تخاصم آمریکا خاطرنشان کرد: اگر تا پیش از این، بهویژه در دوره دموکراتها، مفاهیمی چون حقوق بشر و آزادی ابزار توجیه فشارها بود، ریشه نگاه آنها به ایران و ایرانی را باید در سطحی کلانتر دید؛ دعوای اصلی فراتر از رقابتهای صرفاً مادی، ژئوپلیتیک یا منافع مرتبط با حوزه انرژی است—هرچند این مسائل نیز جای خود را دارند—بلکه این تقابل ریشه در دو نگاه بنیادین، متفاوت و ناسازگار نسبت به انسان، جامعه و فلسفه سیاست دارد. فهم این تمایز ساختاری از آن رو حیاتی است که بدانیم دقیقاً در کجای این معادله قرار گرفتهایم تا بتوانیم مسیر دفاع از هویت و تمامیت کشور را شفاف سازیم.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پایان با تأکید بر کارکرد ابزاری دیپلماسی یادآور شد: آگاهی از ریشههای عمیق این تقابل هرگز به این معنا نیست که ما مسیر تعاملات و راهکارهای سیاسی را مسدود کنیم یا ادعا کنیم که باید هرگونه تحرک دیپلماتیک را کنار گذاشت؛ بلکه به عنوان یک دیپلمات تأکید دارم که دیپلماسی یک ابزار کارآمد و ضروری است و باید در کنار ابزار دفاعی، هوشمندانه در خدمت صیانت از منافع ملی قرار گیرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران در ادامه سخنان خود در رویداد «مواجهه با آمریکا؛ دیروز، امروز، فردا» با تأکید بر پیوند ناگسستنی عرصههای سیاسی و دفاعی اظهار داشت: دیپلماسی تکمیلکننده و مکمل میدان است و در این چارچوب، ابزاری برای دفاع از منافع ملی به شمار میرود. منازعه میان ایران و ایالات متحده موضوعی مقطعی نیست و ملت ایران مسبب و آغازگر آن نبوده است؛ بلکه ایرانیان از همان ابتدا با حسن نیت کامل و حتی برای ایجاد توازن در برابر نفوذ استعماری انگلیس به سمت تعامل با آمریکا حرکت کردند، اما در عمل با خصومت واشنگتن مواجه شدند.
سخنگوی وزارت امور خارجه با تبیین ماهیت دستگاه فکری حاکم بر کاخ سفید تصریح کرد: نقطه کانونی تفاوت دیدگاهها به خوی سلطهجو، ابزاری و خودبرترپندارانه آمریکا بازمیگردد؛ خصلتی که نه فقط در قبال ایران، بلکه در مواجهه با تمامی کشورها جریان دارد و شاید هیچ دولتی در آمریکا به اندازه دولت فعلی این نگاه را آشکارا به نمایش نگذاشته باشد. رفتار آنها با همسایه نزدیکشان کانادا را ببینید که هر از گاهی از الحاق آن به عنوان ایالت پنجاهویکم سخن میگویند؛ همین رویکرد تحقیرآمیز در برابر متحدان اروپایی و دولتهای منطقه نیز تکرار میشود. شاید پذیرش این رفتار برای دیگران عادی شده باشد، اما برای ایرانیان برخورد از بالا به پایین مطلقاً پذیرفتنی نیست.
بقائی با رد این ادعا که ایستادگی کشورمان صرفاً یک رفتار ناشی از غرور تاریخی است خاطرنشان کرد: این رویکرد عزتطلبانه ایران، هم ریشه در عمق تمدنی، فرهنگ و باورهای دینی ما دارد و هم کاملاً منطبق بر موازین بنیادین حقوق بینالملل است. ممکن است برخی بگویند ایرانیها به دلیل پیشینه تاریخی خود توقعات بالایی دارند و منطق قدرت چیز دیگری است؛ اما موضع تهران دقیقاً بر همان قواعد و اصولی استوار است که در کنفرانس سانفرانسیسکو ۱۹۴۵ تدوین شد؛ اصولی چون «برابری حاکمیت دولتها» و «حق تعیین سرنوشت» که پس از تجارب تلخ دو جنگ جهانی حاصل آمد و دستاورد اجماع جهانی بود.
اسماعیل بقائی در ادامه سخنان خود با تبیین تناقضهای ساختاری غرب اظهار داشت: اصل بنیادین حق تعیین سرنوشت از همان ابتدا به مسلخ رفت؛ در حالی که سال ۱۹۴۵ و تدوین منشور ملل متحد سرآغاز فصلی نوین در تمدن بشری شمرده میشد، همزمان رویهای کاملاً متناقض با تشکیل رژیم صهیونیستی پایهگذاری شد؛ رژیمی که اساس و مبنای شکلگیریاش بر نفی حق تعیین سرنوشت یک ملت استوار است. این تناقض نظری و عملی در غرب و دستگاه فکری آمریکا از همان آغاز وجود داشت؛ از سویی بر اصول منشور و حاکمیت دولتها پافشاری میکردند و از سوی دیگر حامی بزرگترین نقض حق تعیین سرنوشت شدند که این روند تا امروز امتداد یافته است.
سخنگوی وزارت امور خارجه با تأکید بر اهمیت مستندسازی وقایع تاریخی جهت جلوگیری از تحریف و فراموشی گذشته تصریح کرد: بهترین راهنما برای فهم مسیر طیشده در دهههای اخیر، رجوع به تجربه عینی است. در همین ۱۰ تا ۱۲ سال گذشته، پرونده هستهای ایران را به بزرگترین بهانه و به تعبیری بزرگترین دروغ قرن بدل ساختند؛ شاید در ۷۰ یا ۸۰ سال اخیر دروغی به بزرگی «تهدید ایران» در جهان ساخته نشده باشد. این روایت جعلی مبنای تمامی فشارها و تنگناهای معیشتی علیه ملت ایران شد و با وجود آنکه هیچ سند و بینهای دال بر کوچکترین انحراف به سوی اهداف غیرصلحآمیز نیافتند، حاضر به دست کشیدن از آن نشدند؛ تکرار این دروغ به بخشی جداییناپذیر از سیاست خارجی آمریکا و تابعی از منویات رژیم صهیونیستی تبدیل شده است.
بقائی با مرور تجربه برجام و خروج غیرقانونی ایالات متحده از آن خاطرنشان کرد: در سال ۲۰۱۵ توافقی حاصل شد که با قطعنامه شورای امنیت ملل متحد نیز رسمیت یافت و قاعدتاً همه اعضا ملزم به رعایت آن بودند، اما آمریکا در سال ۲۰۱۸ به سادگی آن را نقض کرد. جمهوری اسلامی ایران یک سال تمام با صبر راهبردی مدارا کرد، ولی زمانی که نه اروپاییها ارادهای برای اجرای تعهدات نشان دادند و نه واشنگتن گامی برداشت، کشورمان کاهش گامبهگام تعهدات را کلید زد؛ چنین رفتار مسئولانهای در هیچ کجای دنیا سابقه ندارد و کسانی که عادت دارند ایران را مقصر جلوه دهند، باید در این واقعیتهای تاریخی تأمل کنند. اوج این روند زمانی رقم خورد که ایالات متحده دقیقاً در میانه فرایند مذاکراتی، میز گفتوگو را منهدم کرد و دست به تهاجم نظامی علیه ایران زد؛ رفتاری قانونشکنانه که با هیچ منطق و مبنایی قابل توجیه نیست.
مشکل بنیادین آمریکا با ایران فراتر از نظام سیاسی است/ آنها با ایران به عنوان یک مفهوم و ایده مشکل دارند
سخنگوی وزارت امور خارجه در ادامه سخنان خود در رویداد «مواجهه با آمریکا؛ دیروز، امروز، فردا» با افشای ابعاد فریبکاری واشنگتن در بزنگاههای سیاسی اظهار داشت: تنها دو روز پیش از آغاز تهاجم نظامی، میانجیگر عمانی رسماً اعلام کرد که مذاکرات با پیشرفت قابل ملاحظهای همراه بوده است؛ اما تنها دو روز بعد دست به حمله زدند. نکته قابل تأمل اینجاست که درست نیمساعت تا چهل دقیقه پیش از تهاجم ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، رئیسجمهور آمریکا توییت زد و مدعی شد کل دولت را مأمور به تداوم مذاکرات کرده است. این رفتار نشان میدهد طرف مقابل یا هیچ جدیتی در دیپلماسی ندارد، یا تعریفش از دیپلماسی صرفاً ابزاری برای تحمیل، باجخواهی و دیکته کردن خواستههاست؛ رویکردی که حتی در برابر شرکای نزدیک خود نیز به کار میگیرد، اما ملت ایران هرگز زیر بار آن نخواهد رفت.
اسماعیل بقائی با اشاره به ادراک ملی از ماهیت تعارض تصریح کرد: این تجارب مکرر، مردم ایران را به این جمعبندی قطعی رسانده که مشکل بنیادین طرف مقابل، فراتر از نوع نظام حکومتی، با خودِ ایران است؛ آنها با جغرافیای ایران، با ایران به عنوان یک «ایده»، یک «مفهوم» و موجودیتی تاریخی با ظرفیتهای مادی، انسانی و معنوی کمنظیر مشکل دارند. ایستادگی ملت در این هشت ماه اخیر، امتداد طبیعی مقاومتی است که در طول پنج تا هشت دهه گذشته در جریان بوده است؛ چرا که این منازعه را خود آمریکاییها از دهه ۱۳۳۰ و کودتای ۲۸ مرداد علیه ما آغاز کردند و از هیچ اقدامی برای تضعیف این کشور فروگذار نکردند.
وی با تطبیق الگوهای فشار غرب در گذر زمان خاطرنشان کرد: الگوی تحریمها و فشارهای امروز، همان مدلی است که انگلیسیها در دهه ۱۳۳۰ پیش از ملی شدن صنعت نفت پایهگذاری کردند. در آن مقطع نیز پرونده ایران را به شورای امنیت بردند و تلاش کردند ملی شدن صنعت نفت را تهدیدی علیه صلح و امنیت بینالمللی معرفی کنند؛ عین همین سناریو را دههها بعد در قبال برنامه صلحآمیز هستهای ایران تکرار کردند. هدف غایی تمام این پروندهسازیها ممانعت از ارتقای ظرفیتها و جلوگیری از دستیابی ایرانیان به جایگاه شایسته و تمدنی خود در نظام جهانی است.
سخنگوی دستگاه دیپلماسی در پایان با تأکید بر ناکامی جبهه مقابل در شکستن اراده ملت ایران یادآور شد: دشمنان تاکنون در مهار ایران ناکام ماندهاند و در آینده نیز به پشتوانه تجارب و اقتدار انباشتهشده کشور موفقیتی نخواهند داشت. در همین هشت ماه گذشته، اقتدار تاریخی و داراییهای تمدنی ایران بار دیگر بازتولید شد؛ ملت ایران با تکیه بر عمق معنوی، تاریخی و ظرفیتهای خود مقاومت کرد و پاسخ لازم را نیز گرفت. این همافزایی ملی، موهبتی ارزشمند است که ضامن تداوم مسیر سربلندی، پیشرفت و عزت کشور خواهد بود.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.