چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

لزوم تغییر نام دریای شمال کشور/ احیای نام کهن ایرانی به جای خزر

خبه نقل از خبرآنلاین··خبر در خبرآنلاین

دستور اخیر معاون اول رئیس‌جمهور برای انتخاب نامی واحد برای دریای شمال ایران، بحث درباره نام این پهنه آبی را داغ کرده است. علی نیکویی، پژوهشگر تاریخ، در این یادداشت استدلال می‌کند که بازگشت به نام کهن و بین‌المللی «دریای کاسپیان» بهترین گزینه برای اسناد رسمی و نقشه‌های ایران است.

لزوم تغییر نام دریای شمال کشور/ احیای نام کهن ایرانی به جای خزر
عکس: خبرآنلاین

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، اظهارات دیروز [۱۲ آبان ۱۴۰۵] معاون اول رئیس‌جمهور در بازدید از سازمان نقشه‌برداری کشور برای تعیین تکلیفی تاریخی و انتخاب نامی واحد برای پهنه آبی شمال ایران، بار دیگر پرونده چندگانگی عناوین «خزر»، «مازندران» و «کاسپین» را روی میز کارشناسان گشوده است. اما فراتر از یک تصمیم اداری در سازمان نقشه‌برداری، نام‌گذاری یک عارضه جغرافیایی، ریشه در هویت، تاریخ و منافع تمدنی یک ملت دارد. علی نیکویی، پژوهشگر تاریخ ایران‌باستان، در یادداشت پیش رو با بررسی تبار تاریخی اقوام پیرامون این دریا، نشان می‌دهد که چرا بازگشت به عنوان کهن و بین‌المللی «دریای کاسپیان» شایسته‌ترین و منطقی‌ترین تصمیم برای مکاتبات و نقشه‌های رسمی ایران خواهد بود:

***

علی نیکویی: اظهارات اخیر محمدرضا عارف «معاون محترمِ رئیس‌جمهور» درباره ضرورت انتخاب نامی واحد برای دریای شمال ایران بار دیگر مسئله نام این پهنه آبی را به موضوعی قابل‌تأمل تبدیل کرده است. بااین‌حال انتخاب نام برای یک عارضه جغرافیایی صرفاً تصمیمی اداری یا حاصل ترجیحی زبانی نیست؛ نام‌های جغرافیایی بخشی از حافظه تاریخی و هویت فرهنگی ملت‌ها هستند و گاه پیوندهای دیرینه یک سرزمین با گذشته‌اش را بازتاب می‌دهند. از این منظر اگر قرار است درباره نام رسمی این دریا بازنگری شود، پرسش اساسی آن است که چرا باید میان دو عنوان «خزر» و «کاسپیان» مردد بمانیم؟! درحالی‌که نام دوم از پیشینه‌ای تاریخی در جغرافیای ایران برخوردار است و با نام شناخته‌شده بین‌المللی آن یعنی Caspian Sea نیز تناسب بیشتری دارد؟ به باور من شایسته است ایران در مناسبات رسمی خود عنوان «دریای کاسپیان» را برگزیند؛ نامی که هم یادآور یکی از مردمان کهن این سرزمین است و هم پیوند میان پیشینه تاریخی ایران و نام بین‌المللی این دریا را حفظ می‌کند.

کاسپی‌ها؛ قومی که نام‌شان در تاریخ ایران باقی ماند

در میان اقوام کهنی که نام‌شان در جغرافیای تاریخی ایران به یادگارمانده است، کاسپی‌ها (Caspians) جایگاهی درخور توجه دارند. کاسپی‌ها قومی باستانی بودند که در محدوده جنوبی و جنوب غربی دریای کاسپین و پیرامون سرزمین‌های شمالی ایران می‌زیستند. نام آنان در نوشته‌های شماری از جغرافی‌دانان و تاریخ‌نگاران جهان باستان ازجمله هرودوت،[i] استرابو[ii] و بطلمیوس[iii] ثبت شده است. هرودوت در گزارش خود از اقوام و سرزمین‌های تابع شاهنشاهی هخامنشی از کاسپی‌ها نیز نام می‌برد، استرابو و بطلمیوس نیز در توصیف جغرافیای این بخش از جهان به نام کاسپی‌ها و نواحی مرتبط با آنان اشاره کرده‌اند. کاسپی‌ها از مردمان کهنی بودند که در پهنه جغرافیایی ایران حضور داشتند و نام‌شان بخشی از میراث تاریخی و جغرافیایی این سرزمین به شمار می‌رود. نام انگلیسی Caspian و صورت‌های مشابه آن در زبان‌های اروپایی نیز ریشه در نام همین قوم باستانی دارند.[iv] بنابراین برخلاف برداشتی که ممکن است از ظاهر واژه پدید آید «کاسپی» نامی بیگانه و ساخته‌وپرداخته جغرافی‌دانان غربی نیست! بلکه بازمانده نام قومی کهن در جغرافیای تاریخی ایران است؛ نامی که در گذر سده‌ها بر یکی از بزرگ‌ترین پهنه‌های آبی جهان باقی‌مانده و همچنان پیوند این دریا را با گذشته تاریخی سرزمین ایران یادآوری می‌کند.

قزوین؛ بازمانده‌ای از نام تاریخی کاسپین در جغرافیای ایران

نام شهر قزوین را نیز می‌توان در پیوند با پیشینه تاریخی کاسپی‌ها و نام دریای کاسپین بررسی کرد؛ برخی دیدگاه‌های ریشه‌شناختی نام قزوین را بازمانده صورتی کهن [احتمالاً] برگرفته از واژه‌ای مانند «کاسپِن» می‌دانند و از این راه میان نام این شهر و نام قوم باستانی کاسپی ارتباط برقرار می‌کنند. این پیوند هرچند از نظر زبان‌شناختی قطعی نیست اما فرضیه‌ای درخور توجه درباره ماندگاری نام‌های کهن در جغرافیای ایران به شمار می‌رود. اهمیت این موضوع هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که بدانیم در برخی منابع جغرافیایی سده‌های میانه از عنوان «بحر قزوین» نیز برای دریای کاسپین استفاده شده است، نامی که در کنار عنوان‌هایی چون «بحر خزر» تنوع تاریخی نام‌گذاری این دریا را نشان می‌دهد. درواقع، قزوین تنها نام شهری در شمال ایران نیست؛ این نام می‌تواند نشانی از پیوندهای دیرینه میان جغرافیای انسانی، نام‌های قومی و پهنه‌های طبیعی این سرزمین باشد. از همین رو بازنگری در نام رسمی دریای شمال ایران فرصتی است تا بار دیگر به این لایه‌های تاریخی توجه کنیم و بپرسیم: چرا عنوانی چون «کاسپیان» با ریشه‌ای شناخته‌شده در جغرافیای باستانی منطقه در فارسی امروز کمتر از «خزر» به کار می‌رود.

خزرها چه کسانی بودند و چرا نام آنان بر این دریا نشست؟

در برابر پیشینه نام کاسپی باید به خزرها و چگونگی پیوند نام آنان با دریای شمال ایران نیز پرداخت. خزرها (Khazars) از اقوام ترک‌زبان حوزه استپ‌های اوراسیا[v] بودند که از سده هفتم میلادی به‌تدریج در شمال قفقاز پیرامون رود ولگا و سرزمین‌های شمالی دریای کاسپین قدرت گرفتند. آنان با تشکیل خاقانات[vi] خزر یکی از قدرت‌های سیاسی و نظامی مهم سده‌های میانه را پدید آوردند و در تحولات سیاسی اوراسیا نقش مؤثری ایفا کردند. خزرها با همسایگانی چون امپراتوری بیزانس و خلافت اسلامی روابط گسترده سیاسی، تجاری و نظامی داشتند و در دوره‌هایی نیز با حکومت‌های مستقر در قفقاز و نواحی شمالی ایران وارد منازعه شدند. در سده‌های میانه بخشی از طبقه حاکم خزر به یهودیت گرویدند،[vii] رویدادی که از مهم‌ترین ویژگی‌های تاریخ این خاقانات به شمار می‌رود. البته این تحول دینی را باید در چارچوب تاریخ سیاسی و اجتماعی خزرها بررسی کرد نه به‌ عنوان نشانه‌ای از تبار قومی آنان. گسترش نفوذ سیاسی خزرها در کرانه‌های شمالی این دریا و شهرت آنان در جغرافیای منطقه به‌تدریج موجب رواج نام‌شان برای این پهنه آبی شد، بدین ترتیب نام خزر بیش از آن‌که بازتاب‌دهنده پیشینه کهن این دریا در جغرافیای ایران باشد یادآور قدرت سیاسی قومی است که در دوره‌ای از تاریخ بر بخش‌هایی از سرزمین‌های شمالی آن تسلط داشت. از نظر تاریخی یک نکته در این استدلال اهمیت دارد؛ خزرها در شمال و شمال غربی این دریا قدرت گرفتند و نام دریا در شماری از منابع فارسی و عربی به نام آنان ثبت شد، بنابراین بهتر است نگوییم نام خزر صرفاً به دلیل تسلط بر کرانه‌های شمالی دریا انتخاب شده است بلکه از رواج تدریجی این نام در جغرافیای قرون میانه سخن بگوییم.

کاسپین؛ نامی که جهان می‌شناسد و ایران باید به آن توجه کند

امروزه نام «دریای کاسپین» (Caspian Sea) شناخته‌شده‌ترین عنوان بین‌المللی این پهنه آبی است و در نقشه‌های جغرافیایی، اطلس‌ها و بسیاری از منابع علمی جهان با همین نام ثبت شده است؛ ریشه این عنوان به نام قوم باستانی کاسپی بازمی‌گردد، قومی که در جغرافیای تاریخی کرانه‌های جنوب غربی این دریا حضور داشتند و نام‌شان از روزگار باستان در نوشته‌های جغرافی‌دانان یونانی و رومی باقی‌ مانده است؛ البته در زبان‌ها و سنت‌های جغرافیایی گوناگون نام‌های دیگری نیز برای این دریا به‌ کار رفته است و عنوان خزر نیز در برخی زبان‌های منطقه رواج دارد. بااین‌حال در زبان انگلیسی و بسیاری از زبان‌های اروپایی صورت کاسپین جایگاه تثبیت‌شده‌ای دارد. انتخاب «دریای کاسپیان» در زبان فارسی نه به معنای تقلید از زبان انگلیسی، بلکه تلاشی برای بازگرداندن پیوند میان نام این دریا و پیشینه تاریخی آن است؛ همان‌گونه که در فارسی بسیاری از نام‌های جغرافیایی با توجه به ریشه و صورت شناخته‌شده بین‌المللی آن‌ها به کار می‌روند می‌توان «کاسپیان» را نیز معادلی مناسب برای Caspian دانست، نامی که هم برای مخاطب جهانی آشناست و هم ریشه آن در جغرافیای تاریخی سرزمین ایران قرار دارد.

چرا دریای کاسپیان و نه خزر یا حتی مازندران؟

هر سه عنوان «خزر»، «مازندران» و «کاسپیان» در سنت‌های نام‌گذاری این دریا سابقه و پشتوانه‌ای دارند؛ اما از نظر گستره معنایی و پیوند تاریخی یکسان نیستند. نام «دریای خزر» در فارسی معاصر رواج گسترده‌ای دارد ولی خاستگاه آن به نام قومی بازمی‌گردد که حوزه قدرت و نفوذ سیاسی‌اش عمدتاً در سرزمین‌های شمالی و غربی این دریا قرار داشت؛ ازاین‌رو هرچند این عنوان بخشی از سنت جغرافیایی فارسی شده است می‌توان درباره تناسب آن با پیشینه تاریخی این پهنه آبی در جغرافیای ایران تأمل کرد.

«دریای مازندران» در مقابل نامی آشنا در متون تاریخی و ادبی فارسی است و در کنار عنوان‌هایی چون «دریای طبرستان» به‌ کار رفته است، این نام پیوندی روشن با جغرافیای ایرانی کرانه جنوبی دریا دارد؛ بااین‌حال به یک ناحیه مشخص اشاره می‌کند و نمی‌تواند به‌تنهایی نماینده تمام پهنه جغرافیایی آن باشد.

«دریای کاسپیان» از این نظر ویژگی متفاوتی دارد؛ ریشه آن به نام قومی باستانی در جغرافیای تاریخی ایران بازمی‌گردد، به منطقه‌ای محدود نیست و با عنوان بین‌المللی Caspian Sea نیز هماهنگی دارد؛ بنابراین این نام می‌تواند در کنار حفظ میراث تاریخی برای کاربردهای رسمی، دانشگاهی و جغرافیایی نیز مناسب باشد. پیشنهاد من انتخاب «دریای کاسپیان» به عنوان معیار در زبان فارسی است؛ نامی که هم پشتوانه‌ای کهن دارد و هم ظرفیت فراگیرتری برای نامیدن این پهنه آبی.

پیشنهاد مشخص؛ دریای کاسپیان در نقشه‌ها، کتاب‌های درسی و مکاتبات رسمی

اکنون باید از بحث تاریخی فراتر رفت و پیشنهاد را به سطحی اجرایی رساند. اگر قرار است عنوان «دریای کاسپیان» در زبان فارسی جایگاه روشن‌تری پیدا کند این تغییر باید به‌تدریج و با هماهنگی نهادهای مسئول دنبال شود. پیشنهاد مشخص آن است که دولت و نهادهای علمی در مکاتبات رسمی خود «دریای کاسپیان» را به عنوان نام معیار پیشنهادی فارسی به کار گیرند. همچنین در نقشه‌های رسمی کشور این عنوان جایگزین نام «دریای خزر» شود. در کتاب‌های درسی جغرافیا و تاریخ نیز می‌توان «دریای کاسپیان» را عنوان اصلی قرار داد و در نخستین کاربرد نام‌های تاریخی دیگر ازجمله خزر، مازندران و طبرستان را به‌ عنوان صورت‌های شناخته‌شده در منابع معرفی کرد. دانشگاه‌ها، مراکز پژوهشی، رسانه‌ها و نشریات علمی نیز می‌توانند با استفاده هماهنگ از این عنوان به تثبیت آن در زبان عمومی و تخصصی کمک کنند. در مناسبات بین‌المللی هم صورت شناخته‌شده Caspian Sea حفظ شود تا میان نام فارسی پیشنهادی و عنوان رایج جهانی پیوستگی برقرار بماند. چنین تغییری نه نیازمند حذف میراث نام‌های پیشین است و نه گسست از سنت تاریخی؛ بلکه تلاشی برای انتخاب عنوانی فراگیر و متناسب با پیشینه این دریاست.

فرجامِ سُخُن؛ بازگشت به یک نام تاریخی

اظهارنظر جناب محمدرضا عارف درباره ضرورت انتخاب نامی واحد برای دریای شمال ایران فرصتی است تا بار دیگر میراث جغرافیایی و تاریخی این سرزمین را بازخوانی کنیم. در میان نام‌هایی که در گذر زمان برای این پهنه آبی به کار رفته‌اند «دریای کاسپیان» از پشتوانه‌ای کهن و پیوندی روشن با جغرافیای تاریخی ایران برخوردار است. انتخاب صورت «کاسپیان» به ‌جای «کاسپی» نیز ازآن‌رو شایسته‌تر است که هم با نام بین‌المللی Caspian هم‌آوایی دارد و هم پیوند این دریا با قوم کهن ایرانی کاسپی را در ساخت فارسی خود بازتاب می‌دهد.

فراموش نکنیم دریاها تنها با آب‌های‌شان در جغرافیا نمی‌مانند! نام‌های‌شان نیز در حافظه ملت‌ها جاری است؛ همان‌گونه که پاسداری از نام خلیج‌فارس، پاسداری از بخشی از هویت تاریخی ایران است. بازشناختن نام کاسپی نیز ادای دین به میراث کهن این سرزمین خواهد بود. نام‌ها را می‌توان در گذر زمان دگرگون کرد اما حافظه تاریخی را نباید به فراموشی سپرد. اکنون زمان آن است که این میراث را به نامی شایسته در زبان امروز بازگردانیم؛ پیشنهاد روشن است؛ «در نقشه‌ها، کتاب‌های درسی و مکاتبات رسمی ایران این پهنه آبی را دریای کاسپیان بنامیم.»

 

[i] هرودوت (Herodotus): تاریخ‌نگار یونانی سده پنجم پیش از میلاد که به سبب نگارش کتاب تاریخ‌ها، پدر تاریخ‌نگاری غرب شناخته می‌شود. او در اثر خود به شرح جنگ‌های ایران و یونان، تاریخ هخامنشیان، فرهنگ اقوام گوناگون و جغرافیای سرزمین‌های شرقی پرداخته است. نوشته‌های هرودوت از مهم‌ترین منابع شناخت ایران باستان به‌شمار می‌روند.

[ii] استرابون (Strabo): جغرافی‌دان، تاریخ‌نگار و فیلسوف یونانی سده نخست پیش از میلاد و اوایل میلادی بود که به سبب نگارش اثر ارزشمند جغرافیا شهرت دارد. او در این کتاب به توصیف سرزمین‌ها، اقوام، شهرها و ویژگی‌های طبیعی جهان شناخته‌شده روزگار خود، ازجمله ایران و قلمروهای هخامنشی و اشکانی، پرداخته است.

[iii] بطلمیوس (Ptolemy): دانشمند، اخترشناس، ریاضی‌دان و جغرافی‌دان یونانی‌تبار سده دوم میلادی بود که در اسکندریه فعالیت می‌کرد. اثر مشهور او، جغرافیا، دربرگیرنده اطلاعاتی درباره سرزمین‌ها، شهرها، اقوام و موقعیت جغرافیایی مناطق مختلف جهان باستان است. نوشته‌های بطلمیوس، به‌ویژه در زمینه جغرافیای تاریخی ایران، از منابع مهم پژوهش‌های تاریخی به‌شمار می‌روند.

[iv] در فرانسوی (Mer Caspienne)، اسپانیایی (Mar Caspio)، آلمانی (Kaspisches Meer)، سوئدی (Kaspiska havet) و پرتغالی (Mar Cáspio).

[v] استپ‌های اوراسیا (Eurasian Steppes): پهنه گسترده‌ای از علفزارها و دشت‌های نیمه‌خشک است که از اروپای شرقی تا آسیای مرکزی و بخش‌هایی از مغولستان امتداد دارد. این منطقه در طول تاریخ زیستگاه اقوام کوچ‌نشین و دامدار، ازجمله سکاها، سرمتی‌ها و هون‌ها بوده و نقشی مهم در جابه‌جایی جمعیت‌ها، تبادلات فرهنگی و تحولات تاریخی اوراسیا داشته است.

[vi] خاقانات (Khaganate): نوعی ساختار سیاسی و حکومتی در میان برخی اقوام کوچ‌نشین آسیای مرکزی و اوراسیا بود که در رأس آن خاقان، به‌ عنوان فرمانروای عالی، قرار داشت. این عنوان به‌ویژه در میان اقوام ترک و مغول رواج یافت. خاقانات‌ها در تاریخ تحولات سیاسی، نظامی و فرهنگی استپ‌های اوراسیا نقش مهمی ایفا کردند.

[vii] گرایش بخشی از طبقه حاکم خزر به یهودیت، احتمالاً بیش از آن‌که صرفاً نتیجه یک تحول اعتقادی باشد، با ملاحظات سیاسی، دیپلماتیک و جایگاه بین‌المللی خاقانات خزر ارتباط داشت. این تحول عمدتاً در سده‌های هشتم و نهم میلادی رخ داد؛ هرچند تاریخ دقیق آن همچنان محل بحث پژوهشگران است. خاقانات خزر در موقعیتی راهبردی میان دو قدرت بزرگ آن روزگار، یعنی امپراتوری بیزانس در غرب و خلافت اسلامی در جنوب و شرق، قرار داشت. هر دو قدرت می‌کوشیدند از طریق روابط سیاسی، نظامی و تبلیغ دینی، نفوذ خود را در میان خزرها گسترش دهند. پذیرش مسیحیت می‌توانست پیوندهای سیاسی و مذهبی خزرها را با قسطنطنیه تقویت کند و پذیرش اسلام نیز ممکن بود آنان را به جهان سیاسی خلافت نزدیک سازد. در چنین شرایطی، گرویدن به یهودیت راهی برای برخورداری از یک دین یکتاپرست، بدون قرار گرفتن زیر نفوذ مستقیم هیچ‌یک از دو قدرت رقیب بود.از سوی دیگر، حضور بازرگانان یهودی در مسیرهای تجاری میان آسیای مرکزی، قفقاز و اروپای شرقی، زمینه آشنایی خزرها با این دین را فراهم می‌کرد. برخی منابع نیز از مهاجرت گروه‌هایی از یهودیان به قلمروی خزرها خبر می‌دهند.

۲۵۹

منبع: خبرآنلاینمشاهدهٔ خبر اصلی ←

محمدرضا عارف

محمدرضا عارف استاد مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف و سیاستمدار اصلاح‌طلب است که از مرداد ۱۴۰۳ معاون اول رئیس‌جمهور در دولت مسعود پزشکیان است و پیش‌تر نیز از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ معاون اول دولت محمد خاتمی بود.

همهٔ ۸۹ خبر محمدرضا عارف ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.