چرا دامن سورمهای در پاساژهای تهران طلا شد؟ / پشت پرده حراجهای ۵۰ درصدی که هیچکس خریدارشان نیست
بازار پوشاک با تناقض عجیبی روبهروست؛ ویترینها پر از لباس و تخفیف است، اما مشتری توان خرید ندارد و بعضی رنگهای پرطرفدار هم پیدا نمیشوند.

فرارو- دامن سورمهای هم نایاب شد. در کنار دهها مدل لباس پرفروش دیگر که حالا فروشندهای که آن را در مغازهاش موجود کرده، طوری دربارهاش صحبت میکند که انگار گوهری نادر در دست دارد. این کمیابی برخی اجناس، در کنار تورم نقطهبهنقطه پوشاک و کفش در مهرماه ۱۴۰۵ قرار میگیرد که حالا به ۱۰۳.۷ درصد رسیده است. اما دقیقا چرا یک دامن سورمهای رایج، در میان انبوهی از لباسهای رنگارنگ، باید نایاب باشد؟
به گزارش فرارو، در بیش از ۱۰ مغازه لباس زنانه در پاساژهای غرب تهران، وقتی با این پرسش مواجه میشدند که «آیا دامن سورمهای دارید؟» با لحنی ناامید میگفتند: «نه!» اما بعد از گفتن این «نه»، درد دلشان باز میشد. یکی از کابوسهای این فروشندگان نیز این پرسش است: «ارزانترش را ندارید؟»
OFFهای الکی
اشکال امروز بازار پوشاک در ایران دقیقا کمبود لباس نیست. با دور زدن در پاساژها و خیابانهای شهر کاملا مشخص میشود که فروشگاهها در حال عرضه لباس زمستانی هستند. اما به شکلی متناقض، حالا پشت ویترین تعداد قابل توجهی از مغازههای لباسفروشی کلمه «OFF» یا «تخفیف» یا «حراج» دیده میشود. علت هم نوشته شده است: «به علت جابهجایی»، «به علت تغییر فصل»، «به علت انبارگردانی» و در مواردی «به علت ورشکستگی»! اما این همه تخفیف برای چیست؟
پشت ویترین مغازهای که لباس مردانه میفروشد، کاغذهای A4 از تخفیف بیش از ۵۰ درصدی خبر میدهند. شلوار جینی که ۵ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان قیمت داشته، حالا با قیمت یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان به فروش میرسد. وقتی وارد مغازه میشویم، فروشنده میگوید: «فقط یک عدد مانده که سایز ایشان نمیشود.» همین الگو در چند مغازه دیگر نیز تکرار میشود. اما یکی از فروشندگان بالاخره لب به سخن میگشاید و میگوید:
«فروش نیست. به هوای این تخفیف مشتری وارد مغازه میشود. شاید پاقدمش خوب باشد. شاید یکی دیگر از اجناس را ببیند و بخرد.»
به زعم این فروشندگان، پوشاک کالایی ضروری است، اما خرید آن الزاما در اولویت نیست و قابلیت تعویق دارد. وقتی تورم نقطهبهنقطه پوشاک، در کنار اقلام ضروریتر، قلههای ۱۰۰ درصدی را در مینوردد و درآمدها متناسب با آن افزایش نمییابند، بسیاری از خانوادهها به جای خرید لباس نو، لباسهای قدیمیشان را میپوشند، آنها را رفو میکنند و در یک جمله، خرید را تنها به مناسبتهای ضروری محدود میکنند.
ارزانترش را ندارید؟
یکی دیگر از این فروشندگان اشاره میکند: «به امید این که هوا سرد شود، منتظر ماندهایم. تا این اتفاق نیفتد، اولویت هیچکس لباس گرم خریدن نیست.» اما مجید نامی، عضو اتحادیه تولیدکنندگان و صادرکنندگان پوشاک، تاکید دارد تا آذرماه بعید است که بازار رونق بگیرد. به گفته او، گرمی هوا به علاوه مسائل مختلف سبب شده تا بازار پوشاک آن حرکتی را که باید داشته باشد، تجربه نکند.
اما مساله تنها ترفندهای فروشندگان برای کشاندن مشتریها به مغازه نیست. گاهی مشتری در جستوجوی لباسی است که از پیش تعیین کرده، اما در میان این همه لباس رنگارنگ، نشانهای از آن پیدا نمیکند. یکی از مغازهدارها که در پاساژی در غرب تهران فعالیت دارد، درباره موجود کردن دامن سورمهای میگوید:
«پس از جنگ پارچه به سختی وارد میشود. دو رنگ سورمهای و طوسی به شدت کمیاب شده.» او در بخش دیگری از صحبتهایش اشاره میکند: «طاقه پارچههای تولید داخل در بسیاری از موارد با ۴۰ متر پرتی روبهروست. هیچکس هم این موضوع را گردن نمیگیرد. برای من تولیدکننده نمیصرفد که چنین طاقه پارچهای تهیه کنم.»
یکی دیگر از آنها درباره موجودی اجناسش میگوید:
«هنوز اجناس قبلی فروش نرفته، پولی در دست نیست که جنس جدید بیاوریم. دامنهای رنگهای رایج مثل سورمهای، طوسی و مشکی به سرعت به فروش میرسند. نکته این است پارچه رنگ مشکی از جنس ضعیف تا قوی به وفور پیدا میشود، ولی سورمهای و طوسی نه!» او اشاره میکند که این روزها پرتکرارترین سوال از او این است: «ارزانترش را ندارید؟»
چرا مشکی هست اما سورمهای نه؟
اما چرا مشکی هست، اما سورمهای و طوسی نه؟ دلیل اول به افتوخیزهای واردات پارچه پس از جنگ بازمیگردد. شاهین کاظمی، نایبرئیس هیئت مدیره انجمن صنایع نساجی ایران در مورد تاثیر جنگ بر واردات منسوجات میگوید: «پیشتر نیز در برخی حوزهها واردکننده بودیم، با تشدید محدودیتها، از جمله تحریم یا اختلال در مسیرهای تجاری، تامین همین اقلام نیز دشوارتر خواهد شد.»
از سوی دیگر به گفته او: «حتی در بخشهایی که ادعای خودکفایی نسبی وجود داشت، مانند صنایع پلیمری، بهدلیل نوسانات و آسیب به زیرساختهای پتروشیمی، این وضعیت نیز با چالش مواجه شده و ممکن است نیاز به واردات افزایش یابد.»
اما ماجرا به همین نقطه ختم نمیشود. این دو رنگ پس از مشکی، از پرفروشترین و محبوبترین رنگها در پوشاک کلاسیک و اداری هستند، اما چند عامل اقتصادی و احتمالا فنی باعث میشود رنگ مشکی همیشه دست بالا را داشته باشد و بیشتر به چشم بیاید. یکی از فعالان حوزه رنگرزی در توضیح علت کمیابی برخی رنگها و مدل پارچهها در بازار موارد زیر را بیان میکند:
«در درجه اول، تولیدکنندگان معمولا رنگی را بیشتر تولید میکنند که از فروش آن اطمینان بیشتری دارند؛ درست مثل رنگ مشکی.
در درجه دوم، مساله چالشهای رنگرزی در وضعیت نامطلوب بازار مطرح است. رکود شدید، گرانی مواد اولیه و کاهش شدید تقاضا از جمله مشکلات آنهاست. بنابراین، تولیدکنندگان به سراغ رنگی همچون مشکی میروند که جنسیت، سن، فصل و موقعیت (رسمی، عزا، مهمانی و روزمره) نمیشناسد.
در درجه سوم نیز مساله نوسان در تنالیته رنگهای سورمهای و طوسی مطرح است. وقتی به دنبال پارچه مشکی هستید، تکلیف روشن است؛ مشکی، مشکی است. اما به عنوان مثال، وقتی دنبال طوسی میگردید، با طوسی زغالی، مدادی، نقرهای، فیلی و موشی مواجه میشوید.»
این مجموعهای از اتفاقات است که این روزها برخی پارچهها و لباسها را در برابر انبوهی از اجناس دیگر کمیاب کرده است.
اجارههای سنگین، فروشگاهها را تعطیل میکند
یکی دیگر از مغازهدارها که بالاخره این نوع دامن را موجود دارد، میگوید: «پارچه با قیمت بالایی پیدا و دوخته شده، قیمت نهایی اما چیزی نیست که مشتری توان خریدنش را داشته باشد.»
بنابراین نکته این است که نایابی یک نوع لباس با هر رنگی به معنای نبودن قطعی آن نیست فقط نیازمند دور زدن بیشتر در مغازههاست. به گفته فروشندگان، هزینه اجاره نیز در قیمت نهایی کالا اثر گذاشته است. در واقع هر فروشنده یقین دارد افزایش قیمت یک متر پارچه، چند روز بعد خودش را در قیمت یک شلوار ساده نشان میدهد.
یکی از آنها میگوید: «تولیدکننده پارچه جین در ایران را میشناسم، مرغوبترین نوع آن با قیمت متری ۸۰۰ هزار تومان به فروش میرسد. اما مغازهدارها در نهایت آن شلوار جین را بالای ۷ میلیون تومان میفروشند. چرا؟ چون کرایه مغازهها در برخی موارد تا بیش از ۱۰۰ درصد افزایش داشته و برای مغازهدار فروش این اجناس به قیمت پایینتر نمیصرفد.»
در کنار همین مغازه، حالا مغازه لباس زنانهای وجود دارد که عزمش را برای تعطیل کردن کاسبی جزم کرده است. او که قیمت اجناسش را به قیمت خرید برای فروش گذاشته، میگوید: «خیالتان از بابت قیمتها راحت باشد، هیچ مغازه دیگری با این قیمت نمیتوانید این جنس را پیدا کنید.» اما چرا؟ او توضیح میدهد: «صاحب مغازه کرایه را یکباره از ۲۱ میلیون به ۶۸ میلیون افزایش داده. ما چنین درآمدی نداریم.»
قدرت برای خرید قسطی هم نیست
مغازهداری که حالا تصمیم به ترک کسبوکارش گرفته اشاره میکند که حتی با وصل شدن به برنامههای خرید قسطی چیزی عاید او نشده. او اشاره دارد:
«اگر لباسی یک میلیون تومان باشد، در فروش اقساطی آن را به قیمت یک میلیون و سیصد هزار میفروشیم، همین مورد هم یکی از عواملی است که مشتریهای قسطی را هم میپراند مگر اینکه چاره دیگری وجود نداشته باشد.» او در ادامه اشاره دارد که در بدو پیدایش چنین خریدهایی مشتریهای لباس بسیار بیشتر بودند، اما حالا با افزایش قیمت لباس حتی جمعیت افرادی که لباس قسطی میخریدند نیز کم شده است.
بنابراین، افزایش قیمت لباسها، کممشتری شدن این اقلام و نایاب بودن برخی از این کالاهای مصرفی، عوامل متفاوتی دارد. کارشناسان میگویند بدون شک تورم، ارز چندنرخی، نرخ رشد دلار و عدم تخصیص ارز در افزایش قیمت مواد اولیه و در نهایت افزایش قیمت پوشاک موثر هستند. برای مثال، قیمت نخ روزانه افزایش مییابد. علاوه بر اینها، هزینه بالایی که بابت اجاره فروشگاهها پرداخت میشود نیز این وضعیت را تشدید کرده است.
نتیجه چنین وضعیتی نیز رکود بازار پوشاک است چراکه خانوارها در شرایط کاهش قدرت خرید، ابتدا هزینه خوراک و سایر نیازهای فوری را تامین میکنند. گرچه لباس هم جزو نیازهای فیزیولوژیک (نیازهای اساسی و زیستی) محسوب میشود، اما هنوز لباسهایی از سال گذشته در کمدها موجود است. از همان زمانی که طبقات اجتماعی هنوز به طبقه زیرین خود سقوط نکرده بودند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.