یکشنبه ۱۷ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

آقای پزشکیان! بیایید و تحویل بگیرید؛ شور "وفاق" در باغ های سیب زادگاه‌تان درآمد

عبه نقل از عصر ایران··خبر در عصر ایران

اداره‌ کل جهاد کشاورزی آذربایجان‌ غربی، که اتفاقاً مدیرش در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز سکان همین دستگاه حساس را در دست داشت، نشان داده در همان چ...

آقای پزشکیان! بیایید و تحویل بگیرید؛ شور "وفاق" در باغ های سیب زادگاه‌تان درآمد
عکس: عصر ایران

عصر ایران؛ علی محبوبی- مسئله سیب در آذربایجان‌غربی، برخلاف پروپاگاندای مرسوم دستگاه‌های متولی، هرگز یک بحران تولید نبوده و نیست؛ این پدیده مصداق عریان یک شکست چند لایه در مدیریت زنجیره تأمین، دیپلماسی اقتصادی فاقد چابکی و سیطره اقتصاد واسطه‌ گری نامولد بر معیشت باغدار است.

در پارادایم مدیریت استراتژیک، متغیرهایی که تواتر سالانه دارند و داده‌ های آماری دهه‌ های متوالی وقوع آن‌ها را با ضریب اطمینان بالا مسجل می‌کند، هرگز در ردیف بحران‌های غیرمترقبه نظیر تکانه‌ های ارزی ناگهانی، زلزله و سیل قرار نمی‌گیرند.

آذربایجان‌غربی با تولید سالانه بالغ بر یک تا یک‌ونیم میلیون تن سیب، تأمین‌ کننده بیش از ۳۰ درصد کل نیاز کشور و محور ثقل امنیت غذایی و ارزآوری منطقه‌ای است. افزون بر این، طبق تکالیف قانونی و مصوبات بالادستی، دولت موظف به مداخله تنظیم‌ گرانه و خرید تضمینی و حمایتی سیب صنعتی و زیردرختی است تا کف قیمتی بازار از دست نرود.

هنگامی که پیش‌بینی‌های اقلیمی از بارش‌های متناوب بهار ۱۴۰۵ وقوع یک سال آورده‌ محور و باردهی حداکثری باغات را قطعیت بخشیده بود، دستگاه‌های حاکمیتی استان دقیقاً مشغول کدام برنامه‌ ریزی عملیاتی بودند؟ پاسخ گزنده است: 

"شما حق نداشتید غافلگیر شوید"؛ این بحران از اساس قابل پیش‌بینی و اجتناب‌ پذیر بود، اما تراژدی از نقطه‌ای آغاز می‌شود که بر باد دادن رنج یک‌ ساله کشاورز، برای مقامات اجرایی فاقد هرگونه هزینه سازمانی و سیاسی است.

رخوت ساختاری در اداره‌ کل تعاون روستایی آذربایجان‌غربی، بارزترین نشانه این ورشکستگی سیاستی است. در استانی با ۱۹ شهرستان که اقتصاد معیشتی بخش عظیمی از آنها بر پایه باغات بارور استوار است، چگونه می‌توان از موضع حکمرانی بازار، وعده استقرار ۷۳ مرکز خرید سیب صنعتی را داد، اما در بزنگاه تخلیه محصول، تنها ۱۳ مرکز آن هم محدود به پنج شهرستان خاص را افتتاح کرد؟
این تصمیم، خطایی مهلک در بهینه‌ سازی شبکه لجستیک و هزینه‌ های ترانزیت محلی است. در اقتصادی که تعرفه حمل بار، سوخت و استهلاک ناوگان به نقطه اوج رسیده، با کدام عقلانیت و مدل سود و زیان انتظار دارید یک خرده‌ مالک روستایی محصول فساد پذیر خود را در مسافت‌های بین‌شهری با هزینه های گزاف حمل کند؟

نتیجه چنین ناترازی آشکاری، جولان واسطه‌های نامولد در مزارع است. اعداد انتزاعی اعلامی تعاون روستایی نظیر خرید با بهای ۱۷ تا ۲۲ هزار تومان با اوراق مدت‌ دار سه‌ ماهه، به کاغذ پاره‌ای بدل شد؛ چراکه سرِ باغ، محصول دسترنج روستایی با نرخ مفت و تحقیرآمیز ۸ هزار تومانی بلعیده شد؛ رقمی که حتی تکافوی دستمزد کارگر فصلی و بهای سبد را نمی‌دهد.

 سوالی که از جناب آقای سجاد حسامی مدیر کل تعاون روستایی باید پرسید این است که صورت‌ های مالی سال‌های گذشته کجاست؟ صدها هزار تن سیب صنعتی که زیر تابلوی پرطمطراق خرید حمایتی انبار کردید، دقیقاً با چه نرخ تسویه‌ ای به کارخانجات صنایع تبدیلی واگذار شد؟ احیانآ آنها را امحا نکردید که؟ اگر حتی بخش از آنها را هم امحا کرده باشید که وای به حال ادارات جهاد کشاورزی و صنعت، معدن و تجارت استان.

افکار عمومی این بار با بیانیه‌ های کلی اقناع نخواهد شد و دقیقاً سه مطالبه مستند و شفاف روی میزتان است:
نخست، انتشار بی‌کم‌ و کاست قراردادهای رسمی خرید و نحوه تحویل محصول به کارخانجات طرف قرارداد؛
دوم، انتشار فهرست دقیق قیمتهای اعمال‌ شده و حجم واقعی خرید به تفکیک تک‌ تک مراکز؛
و سوم، ارائه یک جدول زمانبندی شفاف، تعهدآور و الزام‌ آور برای واریز پول نقد به حساب باغداران تا مشخص شود سهم عینی روستاییان از این اعداد روی کاغذ دقیقاً چقدر بوده است.

این سکون فرساینده، در حوزه سیاست گذاری صنعت، معدن و تجارت استان نیز با همان شدت بازتولید می‌شود. کارنامه واقعی‌ اداره کل صمت در توسعه راهبردی‌ ترین بخش اقتصادی این خطه چیست؟

جناب آقای سخاوت خیرخواه مدیر کل صمت آذربایجان‌غربی با زبان صریح آمار و نه کلی‌ گویی‌های مرسوم پاسخ دهد که طی دو سال گذشته، دقیقاً چند درصد توانسته است به ظرفیت واقعی فرآوری و صنایع تبدیلی استان بیفزاید؟

دهه ها است که باغات آذربایجان‌ غربی در نازل‌ ترین مدار زنجیره ارزش، یعنی تولید فله‌ ای کنسانتره و پوره خام، حبس شده‌اند؛ صنایعی با فناوری مستهلک و تشنه نقدینگی که نه توان تولید محصولات های‌ تک، اسانس‌های استاندارد و اسیدهای آلی را دارند و نه قدرت تسویه نقدی با باغدار.

وزیر صمت و استاندار آذربایجان‌ غربی برای این مدیر کل چه نقشه راهی تدوین کرده‌اند که خروجی آن به جای جهش در ارزش‌افزوده، تکرار هر ساله مسکن‌ های بی‌ اثر و آمارسازی در نشست‌ های فرمایشی کارگروه تسهیل نباشد؟

در این میان، گره‌ خوردگی تسویه‌ حساب‌ های بروکراتیک در رأس هرم سیاسی، تیر خلاصی بر کریدورهای بازرگانی منطقه شلیک کرده است. در شرایطی که تراز بازرگانی استان نیازمند تسهیل فوری رویه‌ های گمرکی، بازنگری و استفاده حداکثری از پایانه‌ های مرزی نظیر بازرگان برای صادرات به مقاصد فرامنطقه‌ ای بود، انرژی ارشدترین مقامات اجرایی صرف منازعات بی‌پایان شد.

دعوای فرساینده میان معاون اجرایی رئیس‌ جمهور و استاندار آذربایجان‌ غربی بر سر مدیریت منطقه آزاد ماکو، ساختار اجرایی استان را وارد فاز قفل‌ شدگی کرد. هنگامی که دستگاه‌ها درگیر جنگ قدرت بر سر کرسی‌ ها باشند، بدیهی است که لجستیک مرزی، ترخیص کاروان‌ های یخچالی و دیپلماسی فعال اقتصادی به فراموشی سپرده می‌شود و تاوان این دوگانگی مدیریتی را باغداری می‌دهد که بار کامیونش پشت مرزها فاسد می‌شود.

ضلع سوم این ناکارآمدی، به مدیریت کشاورزی و سکوت سوال‌ برانگیز شخص وزیر جهاد کشاورزی بازمی‌گردد. جناب وزیر دقیقاً کجای معادلات قرار دارند و آیا اصلاً اشرافی بر عمق انحراف عملکردی زیرمجموعه خود در قطب اول باغداری کشور دارند؟

اداره‌ کل جهاد کشاورزی آذربایجان‌ غربی، که اتفاقاً مدیرش در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد نیز سکان همین دستگاه حساس را در دست داشت، نشان داده در همان چرخه مدیریت سنتی و آزمون‌ و خطاهای قدیمی متوقف مانده است. 

این مجموعه هنوز نتوانسته میان واقعیت اقلیمی حوضه آبریز دریاچه ارومیه و توسعه افسارگسیخته باغات پرآب‌بر موازنه برقرار کند. جناب آقای محمدرضا اصغری مدیرکل محترم گزارش دهد طی دو سال اخیر چند هکتار از باغات سیب استان با تخصیص مشوق‌های نقدی ملموس، توزیع نهال‌های اصلاح‌ شده کم‌آب‌بر نظیر ارقام مدرن انگور و ایجاد شبکه بازار پایدار دگرگون شده است؟ تغییر الگوی کشت با صدور بخشنامه‌های اداری و آگهی‌های بی‌اثر محقق نمی‌شود؛ کجاست بسته سیاستی جامعی که توانسته باشد منطق اقتصادی باغدار را برای گذار از یک محصول بحران‌زا به الگویی کم‌آب‌بر و پرسود اقناع کند؟

بازگشت به الگوها و مدیران گذشته، ثمری جز تعمیق فاجعه در حوزه منابع آب و بازتولید هرساله همین باتلاق اقتصادی برای کشاورزان نداشته است.

در سطح هدایت استان، جناب آقای دکتر رضا رحمانی استاندار آذربایجان‌غربی چندی پیش در سخنانی که وجهه رسانه‌ای آن بر خروجی کارشناسی‌اش غلبه داشت، اولتیماتوم دادند که اگر خرید سیب فوراً آغاز نشود، مدیرکل تعاون روستایی باید استعفا کند چرا که قصور مسجل است.

جناب آقای استاندار! جدی می‌فرمایید؟ 
امسال هم با تمام تلخی‌هایش گذشت؛ نه استعفایی به وقوع پیوست و نه عزلی در کار بود تا معلوم شود اولتیماتوم‌ها تنها برای آرام‌ کردن مقطعی افکار عمومی روی خروجی خبرگزاری‌ها قرار گرفته است. اکنون که غبار هیاهوها خوابیده، لطفآ صریح بگویید بدانیم به مدیرکل جهاد کشاورزی استان تحت مدیریت خود برای سال زراعی پیش رو چه تکلیف مکتوب و شاخص‌ پذیری ابلاغ کرده‌اید که دقیقاً چند هکتار از اراضی زیر کشت سیب را به سایر محصولات اقتصادی و کم‌آب‌بر تغییر دهد؟ به مدیرکل صمت استان چه مأموریت عددی و الزام‌ آوری داده‌اید که سال آینده دقیقاً چند تن به ظرفیت کمی و وضعیت کیفی خطوط فرآوری و صنایع تبدیلی استان بیفزاید تا زنجیره ارزش به گروگان گرفته نشود؟

مدیریت بر قطب کشاورزی کشور با خط‌ونشان کشیدن‌های صوری و پایانه‌های بی‌سرانجام پیش نمی‌رود؛ کارنامه شما در محک همین ارقام و تصمیم‌های بنیادین است.

و اما خطاب نهایی متوجه پاستور است:

جناب آقای رئیس جمهور! بیایید و تحویل بگیرید شیوه حکمرانی منصوبان را در شهر و استان زادگاهتان! حافظه جمعی ایرانیان پاک نشده است؛ زادگاه رؤسای جمهور پیشین به کارگاه‌های بزرگ سازندگی بدل شد، مگاپروژه‌های صنعتی به دل کویر رفت، آب شیرین‌ شده دریا به قلب معادن رسید و صنایع پیشران را در همان مناطق مستقر ساختند. اما مردم ارومیه و آذربایجان‌غربی چنین دست‌ و دلبازی‌های تبعیض‌آمیزی را از شما مطالبه نکردند؛ این دیار نه قطب فولاد نامرتبط با اقلیم خواست و نه انتقال آب بین‌حوضه‌ای اختصاصی؛ تنها مطالبه حداقلی مردم این بود که به نام "وفاق"، این استان، آزمایشگاه بازتولید مدیران ناکارآمد و مهره‌های آزموده‌ شده ادوار گذشته نشود. 

چگونه سکان هدایت مهم‌ ترین شاهرگ‌های اقتصادی و کشاورزی استانی که به شما رأی قاطع داد، به دست کسانی سپرده شده که نماد بوروکراسی سنگواره‌ای، رانتی و فشل هستند؟

 آقای رئیس‌جمهور، در زادگاه شما دیگر "شور" این وفاق درآمده است؛ وفاقی که در استان‌ها به معنای حاتم‌بخشی مناصب و چشم‌پوشی بر ترک‌فعل‌ها تفسیر شود، ضدتوسعه‌ترین پدیده ممکن است. پرینت این وضعیت _که ظاهرآ هنوز روی میزتان قرار نگرفته _ ترازنامه نابودی سرمایه اجتماعی شما در پایگاه اصلی رای‌تان است؛ تا دیر نشده، ترمز این بی‌تدبیری مطلق را بکشید.

منبع: عصر ایرانمشاهدهٔ خبر اصلی ←
مسعود پزشکیان

مسعود پزشکیان

مسعود پزشکیان، جراح قلب و سیاستمدار اهل مهاباد، وزیر بهداشت دولت دوم خاتمی و نمایندهٔ پنج دورهٔ تبریز در مجلس بود و از مرداد ۱۴۰۳ نهمین رئیس‌جمهور ایران است.

همهٔ ۶۷۸ خبر مسعود پزشکیان ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.