وفادار تا پای جان؛ روایتی از شهید «جواد کشاورز» مدافع امنیت در مشهد
مشهد- سردار شهید جواد کشاورز عهد و سوگندی را که برای پاسداری از امنیت مردم در دانشکده افسری یاد کرده بود، در شامگاه ناآرامیهای دیماه به خون امضا کرد.

خبرگزاری مهر- گروه استانها، عاطفه وفائیان: پشت تمام مأموریتهای پرخطر و سختی لباس خدمت، شخصیتی آرام، صبور و کمحرف قرار داشت؛ تودار و بیگلایه که هرگز اجازه نمیداد خستگی و دغدغههای دشوار کاری، اضطراب را به چهاردیواری خانه بکشاند. مردی که در میان اهل خانه و خویشاوندان، سنگ صبور و گرهگشای مشکلات بود و حتی در کمک به نیازمندان، بر پنهان ماندن نام و نشان اصرار میورزید تا مبادا دستی که برای دستگیری دراز میشود، نشانی از ریا به خود بگیرد. واپسین روزهای پاییز و آغاز زمستان با فشردگی مأموریتها و همزمانی دفاع از پایاننامه دانشگاهی همراه شده بود.
در همان شامگاه سرد دیماه و در هیاهوی مأموریت، وقتی پای محافظت از جان انسانها و در امان ماندن چند کودک خردسال به میان آمد، روحیه فداکاری بر هر ملاحظهای پیشی گرفت. پیش رفتن به دل کانون خطر برای ایمن ماندن کودکان، تجلی همان سوگندی بود که سالها پیش برای حفظ جان و امنیت مردم یاد شده بود؛ تصمیمی که در همان لحظات نخستین، غروب سرخ پرواز را رقم زد
سرانجام، آن پیکر خسته از سالها مأموریت و خدمت بیچشمداشت، در میان بدرقه پرشور مردمی قدرشناس به خانهٔ ابدی بدرقه شد؛ در جوار روضهٔ منور رضوی و زیر سایهٔ حریم آستان هشتم آرام گرفت.
خاطرات مادری از فرزند جانفدای امنیت
نرگسخاتون علیزاده، مادر شهید جواد کشاورز، در گفتگو با خبرنگار مهر، به بیان ویژگیهای اخلاقی، سالهای خدمت و نحوه شهادت فرزندش پرداخت و اظهار کرد: جواد فرزند دوم من و متولد دوم فروردینماه بود. از همان دوران کودکی اخلاقی بسیار صبور، ساکت و تودار داشت؛ بهگونهای که در برابر مسائل، چه در محیط کار و چه در بیرون از منزل، لب به گلایه یا شکایت باز نمیکرد و هرگز اجازه نمیداد دغدغههایش به خانواده منتقل شود تا مبادا کسی نگران شود.
این مادر شهید با اشاره به سالهای دوری فرزندش بهدلیل مأموریتهای شغلی افزود: او پس از ازدواج سالهایی را در نقاط مختلف کشور از جمله تهران، سیستان و بلوچستان و زاهدان گذراند و از ما دور بود، اما همواره از طریق تماسهای تلفنی ارتباط نزدیکی با ما داشت. ارتباط عاطفی عمیقی میان ما برقرار بود؛ خاطرم هست چند سال قبل که پای خود را عمل کرده بودم و بهدلیل تب و درد شدید دو بار در بخش مراقبتهای ویژه بستری شدم، همسرش تعریف میکرد که جواد در آن روزها بهشدت بیتاب بود و هیچگاه او را تا آن اندازه نگران و اشکبار ندیده بود.
وی به دستگیری پنهانی فرزندش از نیازمندان و نوعدوستی وی اشاره کرد و گفت: جواد توجه ویژهای به حل مشکلات مردم داشت و همواره در حد توان به دیگران کمک میکرد. او بارها به من سفارش میکرد که اگر فردی قصد کمک خیرخواهانه دارد، مبالغ را تجمیع کنیم تا گرهای از کار نیازمندی گشوده شود، اما همیشه تأکید مؤکد داشت که هیچ نام و نشانی از این کمکها برده نشود و بهصورت کاملاً گمنام صورت گیرد. علاوه بر این، در روابط خانوادگی و اجتماعی نیز حرمت بزرگترها را بهدقت رعایت میکرد؛ حتی اگر در موضوعی پاسخی داشت، بهخاطر احترام و سن بزرگترها سکوت میکرد و در رفتار با دیگران، ادب و ملاحظه را سرلوحه قرار میداد.
علیزاده در ادامه با یادآوری آخرین دیدارها و دورهمی خانوادگی پیش از شهادت فرزندش بیان کرد: جواد پیش از دیماه و حوالی شب یلدا به من گفت با توجه به مشغلههای کاری در اداره، و لزوم پیگیری کارهای پایاننامهاش در تهران، فرصت کمی خواهد داشت و از من خواست همه خواهر و برادرها را دعوت کنم تا دور هم جمع شویم؛ آن مهمانی آخرین باری بود که همه فرزندانم همزمان کنار یکدیگر حضور داشتند.
این مادر شهید پیرامون آخرین حضور جواد در منزل و نحوه اطلاع از شهادت وی تصریح کرد: در همان ایام ناآرامیها و در واپسین دیدار، او بسیار کوتاه و تنها بهاندازه نوشیدن یک فنجان چای سرپایی به خانه آمد. با وجود اصرار من برای صرف ناهار، اعلام کرد حجم کارهای اداره بسیار سنگین است و بهسرعت برای ادامه مأموریت رفت. در همان شب، حوالی ساعت ده و نیم شب، همکاران وی در نیروی انتظامی به همراه اعضای خانواده به منزل ما آمدند و خبر دادند که جواد به درجه رفیع شهادت نائل آمده است.
وی با بیان اینکه یادگاران آن شهید، دو فرزند هستند که دیدنشان مرهمی بر دلتنگیهاست، خاطرنشان کرد: دختران او یاد پدر را زنده نگه داشتهاند؛ آنها بسیار صبور و شبیه خود جواد هستند. تنها خواسته ما این است که خون این جوانان پاک و مخلص که در راه امنیت مردم و میهن جان خود را فدا کردند پایمال نشود و با نابودی ریشههای ناامنی و فتنهانگیزی دشمنان، جوانان این مرزوبوم از گزند بلاها مصون و در عزت و آرامش باقی بمانند.
روایتی از سالها مجاهدت سردار جواد کشاورز در گفتگو با همسر شهید
منصوره نادرپور، همسر سردار شهید جواد کشاورز، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پیشینه خدمتی و مدارج نظامی همسرش اظهار کرد: همسرم پیش از این در درجه سرهنگ تمامی خدمت میکرد و اکنون به درجه رفیع سرداری نائل آمده است. ایشان ۲۶ سال سابقه خدمت در نیروی انتظامی داشت و در طول این سالها مأموریتهای بسیار دشواری را پشت سر گذاشت؛ از جمله دو سال خدمت در تهران و دو سال حضور مأموریتی در زاهدان، درست در همان دورانی که منطقه درگیر شرارتهای گروهک عبدالمالک ریگی بود. ایشان در ماههای پایانی خدمت، ریاست پلیس مبارزه با مواد مخدر مشهد را بر عهده داشت و در مدت کوتاه چهار الی پنج ماهه ریاست خود، معادل چندین سال کشفیات رقم زد و مأموریتهای حساس و دشواری را با موفقیت و سلامت کامل به انجام رساند.
این همسر شهید درباره زمان و نحوه به شهادت رسیدن سردار کشاورز عنوان کرد: ایشان در جریان اغتشاشات دیماه، در شامگاه حدود ساعت هفت و نیم شب به شهادت رسید. این اتفاق در جریان مأموریتی در بولوار وکیلآباد رخ داد. ساعت نه و نیم همان شب خبر شهادت را به من دادند. آخرین دیدار ما نیز همان روز صبح بود؛ ما در حال بنایی بودیم که ایشان آینه خریداری شده را به خانه آوردند و پس از آن رفتند و دیگر بازنگشتند.
وی در بخش دیگری از این گفتگو به ابعاد شخصیتی، اخلاق فردی و زندگی خانوادگی شهید پرداخت و گفت: ما در سالهای ۸۴ با یکدیگر عقد کردیم و نسبت فامیلی داشتیم. حاصل این زندگی دو فرزند دختر ۱۹ ساله (دانشجو) و ۱۳ ساله (پایه هشتم) است. آن چیزی که در تمام این سالهای سخت مأموریت و دوری از خانواده مایه دلگرمی و تابآوری من بود، تنها وجود پرمهر و اخلاق نیکوی خود ایشان بود.
نادرپور با تأکید بر روحیه مدارا و رفتار دوستانه شهید با فرزندانش خاطرنشان کرد: اخلاق ایشان در خانه عالی بود؛ هیچگاه خشونتی در رفتارشان دیده نمیشد، دائم با بچهها شوخی و بازی میکرد و پای دردودلهایشان مینشست. دختر بزرگم پدرش را بیش از هرکس محرم اسرار و دوست صمیمی خود میدانست و دختر کوچکم نیز همینگونه بود. با اینکه هنگام شهادت ۴۴ سال بیشتر نداشت، اما به اندازه یک انسان کهنسال و باتجربه، درک و فهم داشت؛ بسیار صبور، کمحرف و سنجیدهگو بود و تمام اقوام برای مشورت و حل مشکلاتشان به او مراجعه میکردند.
همسر سردار شهید جواد کشاورز با اشاره به بدرقه باشکوه پیکر شهید توسط مردم و همکارانش تصریح کرد: در روز تشییع جنازه، حضور گسترده مردم جلوهای بینظیر داشت. فرماندهان نیروی انتظامی پس از شهادت به منزل ما آمدند و اذعان داشتند که یک مأمور به تمام معنا، متعهد و صبور را از دست دادهاند. وی خاطر نشان کرد: پیکر مطهر همسرم سردار شهید جواد کشاورز در حرم مطهر حضرت علیبنموسیالرضا (ع) و در رواق حضرت زهرا (س) به خاک سپرده شده است. و هنگام دلتنگیهایم حرم امام رضا(ع) پناه من است.
سردار شهید جواد کشاورز تا پای جان به سوگند دانشکده افسری وفادار ماند
جلال کشاورز، برادر بزرگ سردار شهید جواد کشاورز، در گفتگو با خبرنگار مهر به مرور سجایای اخلاقی، روحیه فداکاری و ابعاد مختلف زندگی کاری و شخصی برادر شهیدش پرداخت و ضمن اشاره به رابطه عاطفی عمیق شهید با کودکان اظهار کرد: جواد در جمع خانوادگی همیشه ارتباط بسیار گرمی با بچهها داشت و علاقه زیادی به آنها نشان میداد. در صحنه رخدادن آن حادثه در دیماه نیز حضور چند کودک خردسال زیر هفت سال، انگیزه اصلی فداکاری او شد؛ او برای اینکه آسیبی به آن کودکان معصوم نرسد جلو رفت تا مانع از خطر شود و در همان جریان، آن اتفاق تلخ رقم خورد.
این برادر شهید در ادامه با بازخوانی لحظات دریافت خبر مجروحیت و شهادت برادرش افزود: در همان ساعات من به دلیل کسالت در منزل زیر سرم بودم که برادر کوچکترم با بچههام تماس گرفت. با توجه به سابقه مشکل قلبیام، تماس را به همسرم منتقل کردند تا موضوع را اطلاع دهند. ابتدا اعلام شده بود که جواد تیر خورده و در حال انتقال به بیمارستان فارابی است. ما به واسطه شغل همسرم در بیمارستان فارابی در صدد هماهنگی با کادر درمانی بیمارستان برای تسریع در روند درمان بودیم که هنوز چند دقیقه نگذشته بود که در تماس بعدی خبر شهادت را اعلام کردند؛ هرچند بعداً مشخص شد شهادت در همان لحظات اولیه اتفاق افتاده بود و همکارانش برای کاستن از شدت شوک وارده، ابتدا خبر جراحت را داده بودند.
وی درباره اصرار این شهید بر خدمت در پلیس مبارزه با مواد مخدر بیان کرد: شهید با توجه به قوای علمی، ذکاوت، هوش و سوابقی که داشت میتوانست در رسته جنایی و آگاهی فعالیت کند و من حتی به او پیشنهاد بازگشت به آن بخش را داده بودم، اما او که حدود ۸ تا ۹ سال در حوزه مبارزه با مواد مخدر خدمت میکرد، همواره تأکید داشت اگر بتواند حتی یک نفر را از چنگال این بلای خانمانسوز نجات دهد، دعای خیر همان یک نفر برای عاقبتبهخیری دنیا و آخرت کفایت میکند.
کشاورز بیان کرد: ایشان اشراف علمی بسیار خوبی روی موضوعات مرتبط با مواد مخدر صنعتی و سنتی و آسیبهای جسمی و روانی آن داشت و در جلسات آموزشی و آگاهیبخشی برای خانوادهها و افراد درگیر با اعتیاد سخنرانیهای مؤثری ارائه میداد.
برادر شهید با اشاره به مسیر تحصیلی و پشتکار شهید گفت: برادرم با دیپلم ریاضی وارد دانشکده افسری شد و مدارج تحصیلی را حین خدمت پیگیری کرد. پس از اخذ کارشناسی و سپس قبولی در کارشناسی ارشد دانشکده افسری، مراحل دفاع از پایاننامهاش به دلیل شرایط کاری، کرونا و اتفاقات مختلف با تأخیر مواجه شده بود، اما سرانجام حدود ۱۵ روز قبل از شهادتش با موفقیت از پایاننامه کارشناسی ارشد خود دفاع کرد و حتی پذیرش مقطع دکتری را نیز پیشرو داشت.
وی در تشریح شاخصههای رفتاری و تعهد کاری شهید تصریح کرد: برادرم به معنای واقعی کلمه به سوگندی که در زمان فارغالتحصیلی در دانشکده افسری برای پاسداری از امنیت و فدا کردن جان در راه خدمت به مردم یاد کرده بود، وفادار ماند. نگاه او به شغلش صرفاً یک ساعت کاری موظف نبود؛ بلکه پیوسته فراتر از وظایف رسمی، حتی در روزهای تعطیل و جمعهها وقت خود را وقف مأموریتها و خدمت میکرد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.