از خانه ورشو تا شهر جهانی؛ وقتی هویت یک شهر روی ورق فلز حک میشود
بروجرد- بروجرد امروز عنوان «شهر ملی ورشو» را دارد و مسئولان از برنامهریزی برای تکمیل پرونده ثبت جهانی سخن میگویند؛ اما فاصله میان ملی و جهانی، فاصله کمی نیست.

خبرگزاری مهر- گروه استانها: صدای چکش در بروجرد فقط صدای شکل گرفتن یک ورق فلز نیست؛ صدای صنعتی است که روزگاری از کارگاههای این شهر به خانههای ایرانی و بازارهای دورتر راه پیدا میکرد.
حالا بروجرد که عنوان «شهر ملی ورشوسازی» را به دست آورده، در پی آن است که این هنر را از مرزهای میراث ملی عبور دهد و به جایگاه جهانی برساند؛ اما راه جهانیشدن فقط از یک پرونده اداری نمیگذرد، بلکه از دل کارگاه، مواد اولیه، استادکار، بازار، صادرات و نسل تازهای میگذرد که باید بتواند صدای چکش را ادامه دهد.
صدای چکش، پیش از آنکه جهانی شود
صبح که در کارگاههای ورشوسازی بروجرد آغاز میشود، نخستین چیزی که توجه را جلب میکند نه ویترینهای براق و محصولات آماده، بلکه صدای فلز است؛ صدایی که از برخورد چکش با ورق شکل میگیرد و در فضای کوچک کارگاه میپیچد.
اینجا ورشو پیش از آنکه یک محصول باشد، یک مهارت است؛ مهارتی که باید با دست شناخته شود، با چشم سنجیده شود و با صبر به فرم برسد.
سماور، سینی، قندان، گلابپاش، منقل و دیگر محصولات ورشو، حاصل یک فرایند صنعتی ساده نیستند؛ پشت هرکدام مجموعهای از مهارتهای دستی، شناخت ابزار، تجربه استادکار و ظرافت در پرداخت و نقشزنی قرار دارد.
ورشو در بروجرد سالها بخشی از زندگی اقتصادی و فرهنگی شهر بوده است. این هنر از دورههای گذشته در کارگاههای شهر رونق داشته و استادکارانی را تربیت کرده که نسل به نسل تجربه خود را منتقل کردهاند. ابزارهایی مانند چکش، سندان، سوهان و قلم، اگرچه در ظاهر سادهاند، اما در دست استادکار به ابزار تولید یک اثر هنری تبدیل میشوند.
به همین دلیل، وقتی امروز از «ثبت جهانی ورشوسازی بروجرد» صحبت میشود، در واقع بحث فقط بر سر ثبت نام یک شهر در یک فهرست نیست؛ موضوع، ثبت مجموعهای از دانش، مهارت، سابقه تولید و هویت شهری است که بخش مهمی از آن در کارگاههای کوچک و دستهای استادکاران باقی مانده است.
بروجرد؛ شهری که ورشو را به هویت تبدیل کرد
نام «ورشو» ریشه در نام شهر ورشو در لهستان دارد و این آلیاژ در ایران نیز با همین عنوان شناخته شده است. اما آنچه در بروجرد اتفاق افتاده، صرفاً استفاده از یک ماده اولیه وارداتی یا یک تکنیک فلزکاری نبوده است.
هنرمندان بروجردی در طول زمان این هنر را با ذوق و سلیقه ایرانی درآمیختند و از ورق فلز، اشیایی ساختند که بخشی از فرهنگ خانههای ایرانی شدند.
کارشناس صنایعدستی در توضیح این پیشینه، ورشو را آلیاژی با قابلیت مناسب برای فرمدهی و قلمزنی میداند؛ ویژگیای که به هنرمند اجازه میدهد از یک ورق ساده، محصولی با نقش و فرم پیچیده بسازد.
در واقع، ارزش ورشو تنها به جنس فلز محدود نمیشود. آنچه به این هنر هویت داده، ترکیب ماده، تکنیک و ذوق هنرمند است. همین پیوند است که باعث شده ورشو در بروجرد از یک صنعت به یک نشانه فرهنگی تبدیل شود.
بر اساس اطلاعات مطرحشده از سوی مسئولان میراث فرهنگی، بروجرد اکنون عنوان نخستین شهر ملی استان لرستان با نام «شهر ملی ورشوسازی» را در اختیار دارد و برنامهریزی برای تکمیل پرونده ثبت جهانی این شهر نیز در حال پیگیری است.
این مرحله اما آغاز راه است، نه پایان آن.
ثبت جهانی؛ یک عنوان یا یک فرصت اقتصادی؟
جهانیشدن یک هنر زمانی معنا پیدا میکند که بتواند علاوه بر حفظ هویت، برای جامعهای که آن را زنده نگه داشته، فرصت ایجاد کند.
اگر ورشوسازی فقط در قاب موزه باقی بماند، بخشی از ظرفیت آن از دست خواهد رفت. اما اگر بتواند به تولید، اشتغال، گردشگری، فروش و صادرات متصل شود، ثبت جهانی میتواند به یک ابزار توسعه اقتصادی تبدیل شود.
در بروجرد این ظرفیت وجود دارد؛ محصول ورشو هنوز مشتری دارد و فعالان این حوزه از دریافت سفارش از نقاط مختلف کشور و حتی بازارهای خارج از ایران سخن گفتهاند. محصولات ورشوی بروجرد به دلیل طراحی سنتی، قابلیت قلمزنی و کیفیت ساخت، برای بخشی از بازار صنایعدستی جذابیت دارند.
اما فاصله میان «داشتن محصول» و «داشتن برند جهانی» زیاد است.
برای جهانیشدن، یک شهر باید بتواند زنجیره تولید خود را حفظ کند، مواد اولیه را در دسترس تولیدکننده قرار دهد، کیفیت محصول را تثبیت کند، بازارهای فروش را توسعه دهد و امکان حضور رسمی در بازارهای خارجی را فراهم کند.
اینجاست که مسئله ثبت جهانی ورشو، از حوزه میراث فرهنگی وارد حوزه اقتصاد صنایعدستی میشود.
خانه ورشو؛ جایی برای زنده نگه داشتن کارگاهها
یکی از اقداماتی که در این مسیر انجام شده، راهاندازی «خانه ورشو» در بنای تاریخی تکیه موثقی است. این بنا در سال ۱۴۰۲ با عنوان خانه ورشو افتتاح شد و به محلی برای فعالیت هنرمندان و صنعتگران این حوزه اختصاص یافت. امروز فعالان ورشوسازی و قلمزنی در این مجموعه حضور دارند و خانه ورشو به عنوان پایگاهی برای حفظ و احیای این هنر مورد استفاده قرار میگیرد.
اهمیت چنین فضایی در آن است که ورشو را از یک عنوان روی کاغذ خارج میکند و به یک فضای واقعی برای تولید و معرفی تبدیل میسازد.
وقتی یک بنای تاریخی به محل فعالیت هنرمندان همان شهر تبدیل میشود، دو میراث در کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ میراث معماری و میراث صنایعدستی.
این پیوند میتواند برای گردشگری نیز اهمیت داشته باشد. گردشگری فرهنگی فقط دیدن بناهای تاریخی نیست؛ گردشگر امروز میتواند بخواهد فرآیند تولید یک اثر را نیز ببیند، با استادکار گفتوگو کند و محصولی را که در همان شهر ساخته شده، خریداری کند.
از این منظر، خانه ورشو میتواند تنها یک کارگاه یا نمایشگاه نباشد؛ بلکه بخشی از زنجیره معرفی بروجرد به عنوان شهری با هویت صنعتی و هنری باشد.
گرهای به نام ورق ورشو
با این حال، یکی از مهمترین مشکلاتی که فعالان این حوزه مطرح کردهاند، تأمین مواد اولیه است. ورشوساز برای تولید محصول به ورق ورشو نیاز دارد و افزایش هزینه یا دشواری تأمین این ماده، مستقیماً هزینه نهایی تولید را افزایش میدهد.
این مسئله زمانی مهمتر میشود که قرار باشد ورشوسازی از سطح چند کارگاه محدود فراتر برود و به یک زنجیره تولید پایدار تبدیل شود.
عطا حسنپور، مدیرکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی لرستان، در گفتوگو با مهر از اختصاص ۶۰ میلیارد تومان از محل اعتبارات تبصره ۱۵ برای تولید ورق ورشو خبر داده است؛ اقدامی که هدف آن، کمک به تأمین مواد اولیه و کاهش یکی از موانع مهم تولید عنوان شده است.
اگر این طرح به نتیجه برسد، تغییر مهمی در زنجیره تولید ایجاد خواهد شد؛ چراکه بخشی از ماده اولیه مورد نیاز میتواند در خود بروجرد تولید شود و هنرمند دیگر برای تأمین ورق، وابستگی کمتری به بیرون از شهرستان داشته باشد.
این اتفاق فقط مسئله یک کارگاه نیست. تولید ورق در داخل شهرستان میتواند حلقههای مختلف تولید را به یکدیگر نزدیک کند؛ از تولید ماده اولیه تا قلمزنی و ساخت محصول نهایی.
از ماده اولیه تا محصول نهایی؛ زنجیرهای که باید کامل شود
سجاد عالیخانی، معاون صنایعدستی میراثفرهنگی لرستان، نیز در جریان بازدید رئیس مرکز سرمایهگذاری و امور اقتصادی وزارت میراثفرهنگی از خانه ورشوسازی بروجرد، مسئله مواد اولیه و هزینههای آن را از مهمترین دغدغههای هنرمندان عنوان کرده است.
فعالان ورشوسازی پیشنهاد ایجاد خط تولید ورشو در بروجرد را مطرح کردند؛ پیشنهادی که هدف آن تأمین پایدار مواد اولیه، کاهش هزینه تولید و تقویت چرخه اقتصادی این هنر است
در این بازدید، فعالان ورشوسازی پیشنهاد ایجاد خط تولید ورشو در بروجرد را مطرح کردند؛ پیشنهادی که هدف آن تأمین پایدار مواد اولیه، کاهش هزینه تولید و تقویت چرخه اقتصادی این هنر است.
همچنین درخواست تسهیلات برای راهاندازی این خط تولید مطرح شده و قرار است موضوع از طریق وزارت میراثفرهنگی پیگیری شود.
اگر این زنجیره شکل بگیرد، بروجرد میتواند از شهری که صرفاً محصول ورشو تولید میکند، به شهری تبدیل شود که بخش بیشتری از فرآیند تولید این هنر در آن انجام میشود.
این همان نقطهای است که ثبت جهانی میتواند با اقتصاد محلی گره بخورد.
جهانیشدن زمانی برای شهر ارزش افزوده ایجاد میکند که نام بروجرد همراه با یک زنجیره واقعی تولید، مهارت، بازار و اشتغال دیده شود.
۶۰ میلیارد تومان و یک آزمون مهم
اختصاص اعتبار برای تولید ورق ورشو را میتوان یکی از مهمترین حمایتهای اعلامشده برای این هنر دانست؛ اما موفقیت چنین طرحی تنها با اعلام اعتبار سنجیده نمیشود.
مهمتر از رقم اعتبار، این است که این سرمایه چگونه وارد چرخه تولید شود و چه اثری بر هزینه، کیفیت و دسترسی هنرمند به مواد اولیه بگذارد.
اگر ورق تولید شود اما نتواند نیاز کارگاهها را پوشش دهد، مسئله اصلی همچنان باقی خواهد ماند. اگر تولید ورق بتواند پایدار باشد و قیمت تمامشده را کاهش دهد، آنگاه یک حلقه اساسی در زنجیره ورشو تقویت شده است.
به همین دلیل، اجرای این طرح را باید بخشی از یک برنامه بزرگتر دید؛ برنامهای که باید از ماده اولیه آغاز شود و تا آموزش، تولید، طراحی، فروش، گردشگری و صادرات ادامه پیدا کند.
شهری ملی با رؤیای جهانی
فاطمه مقصودی، نماینده مردم بروجرد و اشترینان در مجلس، در گفتوگو با مهر بر ضرورت پیگیری ثبت جهانی ورشو تأکید کرده است.
او با اشاره به ظرفیتهای تاریخی بروجرد، از وجود حدود ۲۰۰ بنای تاریخی در محدودهای حدود ۲۸۰ هکتار بافت تاریخی سخن گفته و تأکید کرده که اعتبارات موجود برای چنین ظرفیتی کافی نیست.
از نگاه او، در کنار ثبت برخی ظرفیتهای بروجرد، باید مسیر ثبت جهانی ورشو نیز دنبال شود.
این مطالبه در شرایطی مطرح میشود که بروجرد تنها یک شهر صنایعدستی نیست. وجود بافت تاریخی، بناهای تاریخی و ظرفیتهای گردشگری در کنار ورشوسازی، امکان شکلگیری یک روایت جامعتر از شهر را فراهم میکند.
اگر گردشگر برای دیدن بافت تاریخی به بروجرد بیاید و در همان سفر با هنر ورشو، کارگاههای تولید، خانه ورشو و محصولات استادکاران آشنا شود، صنایعدستی از یک کالای فروشگاهی به بخشی از تجربه گردشگری تبدیل خواهد شد.
بروجرد فقط یک کارگاه نیست
قدرتالله ولدی، فرماندار ویژه بروجرد، ظرفیتهای تاریخی، طبیعی و اقتصادی شهرستان را گسترده توصیف کرده و بر ضرورت حمایت از بافت تاریخی و صنایعدستی تأکید دارد.
او در گفتوگو با مهر با اشاره به ظرفیتهای اقتصادی بروجرد، از استقرار بخش قابل توجهی از صنایع استان در این شهرستان و ظرفیتهای تولید و صادرات آن سخن گفته و در حوزه میراث فرهنگی نیز بر وجود صدها اثر تاریخی و گستره قابل توجه بافت تاریخی شهر تأکید کرده است.
در چنین بستری، ورشو میتواند یکی از عناصر برند شهری بروجرد باشد.
برند شهری البته با نصب تابلو و برگزاری یک مراسم ساخته نمیشود. برند زمانی شکل میگیرد که یک ویژگی در ذهن مخاطب تکرار شود؛ زمانی که گردشگر بروجرد را با ورشو بشناسد، خریدار کیفیت محصولاتش را بداند، هنرمند جوان بتواند از این هنر درآمد کسب کند و محصول بروجرد در بازارهای داخلی و خارجی با نام مشخص عرضه شود.
مشکل فقط تولید نیست؛ صادرات هم هست
یکی از تناقضهای مهم صنایعدستی لرستان همینجاست. استان هنرمند دارد، محصول دارد، برند دارد و حتی برخی محصولات آن مشتری خارجی پیدا میکنند، اما زیرساخت رسمی صادرات صنایعدستی همچنان با ضعف مواجه است.
حسنپور از نبود صادرات رسمی صنایعدستی از لرستان به عنوان یکی از چالشهای مهم یاد کرده و نبود پایانه صادراتی را یکی از موانع توسعه این بخش دانسته است.
بخشی از محصولاتی که قابلیت حضور در بازار خارجی دارند، به صورت محدود و غیررسمی از طریق مسافران و گردشگران از کشور خارج میشوند
در نتیجه، بخشی از محصولاتی که قابلیت حضور در بازار خارجی دارند، به صورت محدود و غیررسمی از طریق مسافران و گردشگران از کشور خارج میشوند.
این وضعیت برای هنری که قرار است عنوان «جهانی» پیدا کند، یک مسئله اساسی است.
جهانیشدن فقط به این معنا نیست که پروندهای برای ثبت آماده شود؛ جهانیشدن باید در بازار نیز خودش را نشان دهد.
وقتی یک اثر صنایعدستی از بروجرد بتواند به بازار خارجی برسد، نام هنرمند، نام شهر و نام هنر نیز همراه آن منتقل میشود.
خطر خاموش شدن کارگاهها
در کنار همه این ظرفیتها، یک نگرانی مهم وجود دارد: اگر نسل جدید وارد این حرفه نشود، حتی بهترین پرونده ثبت جهانی نیز نمیتواند هنر ورشو را برای همیشه زنده نگه دارد.
ورشو بیش از آنکه به ابزار پیچیده وابسته باشد، به دست ماهر وابسته است.
یک دستگاه میتواند بخشی از فرآیند تولید را انجام دهد، اما ظرافت قلمزنی، شناخت فلز، کنترل ضربه، فرمدهی و بسیاری از مهارتهای سنتی، نیازمند آموزش و تجربه است.
استادکاران قدیمی بروجرد خاطراتی از دورهای دارند که شاگردی از سنین پایین وارد کارگاه میشد و سالها در کنار استاد کار میکرد. برخی از استادان قدیمی که نامشان هنوز در حافظه ورشوسازان مانده، بخش مهمی از دانش این هنر را منتقل کردهاند.
اما استمرار چنین چرخهای نیازمند جذاب شدن حرفه برای نسل جوان است. اگر جوان بروجردی احساس کند که ورشوسازی درآمد، امنیت شغلی و آیندهای برای او ندارد، طبیعی است که مسیرهای دیگری را انتخاب کند.
بنابراین ثبت جهانی، اگر قرار است اثر ماندگاری داشته باشد، باید با برنامهای برای آموزش و انتقال مهارت همراه شود.
ورشو؛ یک هنر، چند مسئله
اکنون بروجرد در نقطهای قرار گرفته که چند مسیر باید همزمان طی شود. از یک سو باید پرونده ثبت جهانی تکمیل شود؛ از سوی دیگر، کارگاهها باید فعال بمانند. مواد اولیه باید تأمین شود، خط تولید ورق باید به نتیجه برسد، هزینه تولید کنترل شود، بازار توسعه پیدا کند و زیرساخت صادرات شکل بگیرد.
در کنار همه اینها، معرفی ورشو به گردشگران و ایجاد پیوند میان این هنر و بافت تاریخی بروجرد نیز اهمیت دارد. به همین دلیل، ثبت جهانی را نباید یک پروژه صرفاً میراثی دید.
این پرونده در صورت تحقق، میتواند بهانهای برای اتصال چند حوزه به یکدیگر باشد: میراث فرهنگی، گردشگری، صنایعدستی، سرمایهگذاری، اشتغال و صادرات.
این همان جایی است که «شهر جهانی» میتواند از یک عنوان تشریفاتی به یک ظرفیت توسعهای تبدیل شود.
از «شهر ملی» تا «شهر جهانی»
بروجرد اکنون یک فرصت تاریخی پیش رو دارد. این شهر میتواند ورشو را به عنوان یکی از عناصر اصلی هویت خود تثبیت کند و از آن برای تقویت گردشگری و صنایعدستی استفاده کند. میتواند خانههای تاریخی را به فضاهای معرفی و تولید هنر پیوند بزند، کارگاهها را به مقصد گردشگران تبدیل کند و محصول ورشو را از یک کالای سنتی به یک برند فرهنگی تبدیل کند.
اما تحقق این چشمانداز نیازمند همکاری میان دستگاههای مختلف و خود هنرمندان است؛ موضوعی که مسئولان شهرستان و استان نیز بر آن تأکید کردهاند.
ثبت جهانی، در نهایت یک نقطه در تقویم نیست. اگر اتفاق بیفتد، تازه آغاز مرحلهای است که باید نتیجه آن در زندگی هنرمند، اقتصاد شهر و شناخت جهانی از بروجرد دیده شود.
صدایی که نباید خاموش شود
سالهاست که چکش در کارگاههای بروجرد بر ورق فلز فرود میآید؛ ضربهای کوتاه، اما حاصلش گاهی یک سماور، یک سینی، یک قندان یا اثری است که میتواند سالها در یک خانه باقی بماند.
حالا قرار است همین صدای چکش از مرزهای بروجرد عبور کند.
بروجرد برای جهانیشدن ورشو، فقط یک عنوان ملی و چند کارگاه قدیمی در اختیار ندارد؛ پشت این نام، تجربه استادکاران، خانه ورشو، ظرفیتهای تاریخی شهر، بازار محصولات و برنامههایی برای تأمین مواد اولیه و تقویت زنجیره تولید قرار گرفته است.
اما جهانیشدن این هنر زمانی معنا پیدا میکند که ورشو بتواند همزمان سه کار را انجام دهد: گذشته خود را حفظ کند، امروز را اقتصادی نگه دارد و برای فردا نسل تازهای بسازد.
اگر این سه ضلع کنار هم قرار بگیرند، ثبت جهانی دیگر صرفاً یک عنوان نخواهد بود؛ میتواند آغاز دورهای باشد که بروجرد نه فقط به عنوان شهری تاریخی در لرستان، بلکه به عنوان شهری که صدای چکش و هنر دستش را به جهان رسانده، شناخته شود.
و شاید آن روز، ورشو دیگر فقط نام یک آلیاژ نباشد؛ نام شهری باشد که توانسته هویت خود را روی فلز حک کند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.