شنبه ۱۸ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

داستان ملیحه؛ روایتی واقعی از رؤیای ازدواج تا کابوس تهدید و باج‌گیری

تبه نقل از تسنیم مرکزی··خبر در تسنیم مرکزی

داستان ملیحه، روایتی واقعی از رؤیای ازدواج تا کابوس تهدید و باج‌گیری است.

داستان ملیحه؛ روایتی واقعی از رؤیای ازدواج تا کابوس تهدید و باج‌گیری
عکس: تسنیم مرکزی

به گزارش خبرگزاری تسنیم از اراک، در حالی که جامعه با موج فزاینده‌ای از آسیب‌های اجتماعی از جمله اعتیاد، خشونت خانوادگی، طلاق و بزهکاری نوجوانان مواجه است، تحلیل و بررسی دقیق پرونده‌های مربوط به این آسیب‌ها، به‌عنوان یک راهبرد مؤثر در پیشگیری از وقوع جرایم مشابه در آینده مورد توجه کارشناسان و مسئولان قرار گرفته است.

به‌گفته متخصصان و کارشناسان، هر پرونده اجتماعی در دل خود مجموعه‌ای از عوامل و شرایط زمینه‌ساز وقوع جرم یا انحراف اجتماعی را دارد که در صورت استخراج دقیق این داده‌ها، می‌توان الگوهای رفتاری پرخطر را شناسایی و از تکرار آن‌ها جلوگیری کرد.

''باید از هر پرونده یک درس گرفت...''، این جمله‌ای است که بارها از زبان قاضیان و مددکاران شنیده می‌شود چراکه بررسی روند زندگی فرد خاطی یا آسیب‌دیده، شناخت نقاط ضعف ساختارهای حمایتی و نقش محیط‌های اجتماعی در تشدید بحران‌ها، از جمله نکاتی است که می‌تواند به بهبود سیاست‌گذاری‌های اجتماعی کمک کند، از سوی دیگر، بهره‌گیری از این پرونده‌ها در برنامه‌های آموزشی و رسانه‌ای نیز می‌تواند به آگاه‌سازی عمومی، اصلاح نگرش‌ها و تقویت فرهنگ پیشگیری میان مردم بینجامد.

این درحالی است که، باید تأکید کرد که آسیب‌های اجتماعی، تنها یک رخداد فردی یا خانوادگی نیستند، بلکه زنگ هشداری برای جامعه و مسئولان‌اند تا پیش از آنکه این آسیب‌ها به بحران‌های امنیتی تبدیل شوند، برای آن چاره‌ای بیندیشند.در این راستا، خبرگزاری تسنیم استان مرکزی در پرونده‌ای ادامه‌دار و مستمر با عنوان «پرده آخر؛ آن سوی آئینه، جز من نبود» ضمن روایت داستان‌گونه از پرونده‌های واقعی در حوزه آسیب‌های اجتماعی و بزهکاری اجتماعی، در گفت‌و‌گو با کارشناسان و مسئولان ابعاد مختلف و راهکارهای عبور از بحران‌های اجتماعی و این آسیب‌ها را بررسی می‌کند که یکی از این پرونده‌ها در زیر می‌آید:

ملیحه و باغ خاموشی

ملیحه، دختری 29 ساله، آخرین فرزند خانواده، با تحصیلات فوق دیپلم.. ملیحه در خانواده ای بزرگ شده بود که شاید از نظر عاطفی، آنقدر که باید، دیده نشده بود. او به دنبال یک زندگی مشترک بود؛ نه یک ماجراجویی.

به همین دلیل، وقتی با پسری در فضای مجازی آشنا شد و آن پسر از ازدواج گفت، دلش لرزید. یک هفته بیشتر از آشناییشان نگذشته بود که قرار دیدار گذاشتند. ملیحه کمی دیر رسید. همین دیر رسیدن، بهانه ای برای محسن شد.

محسن با چهرهای برافروخته گفت: چرا دیر کردی؟ تو داری به من خیانت می‌کنی! و پیش از آنکه ملیحه حتی فرصت دفاع داشته باشد، گوشی اش را از دستش قاپید. انگشتش را روی صفحه کشید، به گالری رفت و از عکس های خصوصی او اسکرینشات گرفت.

ملیحه خشکش زد. محسن با لحنی سرد گفت: اگر به من پول ندی، این عکس ها را توی فضای مجازی پخش می‌کنم. آبرویت را می‌برم. ملیحه از ترس، مبلغ 13 میلیون تومان را کارت به کارت به او فرستاد.

اما آن مرد، سیری نداشت. همان روز، با گوشی ملیحه پیامی به همکار ملیحه فرستاد: مشکلی برایم پیش آمده، به 50 میلیون تومان پول نیاز دارم. لطفاً این مبلغ را برایم واریز کنید. اگر نمیتوانید، قرض بدهید بهم پیامک بدهید.

بعد از دعوای شدید و کشمکش ها، مسیر ماشین را عوض کرد. ملیحه متوجه شد از شهر خارج می‌شوند. خواست در ماشین را باز کند، اما محسن قفل مرکزی را زد. او را به باغی برد.

ملیحه جیغ کشید، التماس کرد، گریه کرد اما محسن در باغ را قفل کرد و او را با زور به داخل کشید.  محسن نقشه همه چیز را از قبل چیده بود.. بعد هم تهدیدش کرد: اگر به کسی حرفی بزنی، همهٔ عکس هایی که از تو دارم را پخش می‌کنم. در مسیر برگشت، گردنبند طلای ملیحه را از گردنش کشید و گفت: آن ساعت گرانی که داری را هم با کارت گارانتی اش برای من بیاور.

فردای آن روز، محسن دوباره تماس گرفت: همکارت برایت پول ریخت یا نه؟» وقتی فهمید پولی نیامده، عصبانی شد و گفت: باید تو را ببینم. دوباره تهدیدها شروع شد. وقتی ملیحه را دید، به او گفت که به یکی از همکارانش پیام بدهد: جایی گیر کرده ام و فوراً به پول نیاز دارم، برایم پول بریز.

دوباره گوشی ملیحه را گرفت، از عکس هایش اسکرینشات گرفت. وقتی گالری را چک کرد، متوجه شد یکی از همکاران ملیحه را می‌شناسد. بلافاصله به یکی از دوستان خودش زنگ زد و گفت که فلانی، با دوست دختر من دوست بوده و هرچه دلش میخواهد برای او تعریف کرد. می‌خواست ملیحه را بیش از پیش خرد و شرمسار کند.

بعد از این ماجرا، دوباره ملیحه را به خارج شهر برد و باز یادآور حادثه روزهای گذشته برای ملیحه بود. در مسیر برگشت، از او برگه ای امضا گرفت که در آن نوشته شده بود: ملیحه به محسن بدهی دارد؛ مبلغ دویست میلیون تومان، باید تا ماه آینده پرداخت کند. 

اگر در تاریخ مقرر پرداخت نکند، باید روزی ده میلیون تومان جریمه بدهد و بعد ملیحه را جلوی در خانه شان پیاده کرد.  ملیحه دیگر نمی‌دانست کجاست، چه کسی است و چرا باید تاوان چیزی را بدهد که خودش قربانی آن بود.

ملیحه گرفتار در یک چرخهٔ کامل سوءاستفاده و اسارت روانی

سرهنگ علی صفدر حبیبی، رئیس مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی در گفت‌و‌گو با خبرنگار تسنیم درخصوص عوامل و ابعاد این موضوع و حادثه گفت: این پرونده، یکی از سنگین ترین نمونه های باج‌گیری، اخاذی، تهدید و آزار است. آنچه ملیحه تجربه کرده، یک رابطهٔ عاطفی نبود؛ یک چرخهٔ کامل سوءاستفاده و اسارت روانی بود.

وی افزود: تحلیل این ماجرا را می‌توان در چند لایه بررسی کرد، لایه نخست زمینه های آسیب پذیری ملیحه است بطوریکه ملیحه 29 ساله،دختری که شاید کمبودی هم در زندگی اش حس نمی‌کرد و در خانواده ای رشد یافته بود که از انسان های شوم با افکار پلید به دور بود.

حبیبی ادامه داد: بالاخره به سن ازدواج رسیده بود و قصد بنای یک زندگی مشترک را داشت ، اما نه رابطهٔ پنهانی. نیاز به دیده شدن، تأیید شدن و ساختن یک زندگی مشترک، او را به فضای مجازی کشاند.

وی اضافه کرد: این نیاز، نقص یا ضعف نیست؛ یک نیاز طبیعی انسانی است. اما محسن از همین نیاز، به عنوان قلاب استفاده کرد. او ابتدا با وعدهٔ ازدواج اعتماد ملیحه را جلب کرد و سپس با اولین بهانه، نقابش را برداشت.

رئیس مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی چرخهٔ سوءاستفاده و اسارت روانی به عنوان لایه دوم اظهار کرد: این ماجرا دقیقاً در قالب یک چرخهٔ کنترل و خشونت قابل تحلیل است یعنی مرحلهٔ فریب که با آشنایی، وعدهٔ ازدواج، جلب اعتماد، مرحلهٔ تهدید که متهم کردن ملیحه به خیانت، گرفتن گوشی، اسکرین‌شات از عکس های خصوصی همراه بوده است.

وی ادامه داد: در ادامه نیز مرحلهٔ باج‌گیری با درخواست 13 میلیون، سپس 50 میلیون، طلا، ساعت، و در نهایت برگهٔ بدهی و مرحلهٔ خشونت جنسی قرار دارد.

حبیبی ادامه داد: مرحلهٔ انزوا و شرمساری یعنی تهدید به انتشار عکسها، پخش روایت های ساختگی بین همکاران، مرحلهٔ تکرار یعنی تماس مجدد، تهدید مجدد، آزار مجدد دیگر لایه های ماجراست.

وی اضافه کرد: این چرخه، قربانی را در یک حالت بقا قرار می‌دهد. ملیحه هر بار تسلیم می‌شد، نه از روی رضایت، بلکه از ترس از آبرو، ترس از خشونت بیشتر و ترس از فروپاشی زندگی اش.

رئیس مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی با اشاره به پیامدهای روانی در این ماجرا اظهار کرد: ملیحه در معرض اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)، افسردگی شدید، اضطراب، حملات پانیک، شرم مزمن، خود سرزنشگری و افکار خودکشی قرار دارد. او ممکن است دچار گسست از واقعیت شود؛ یعنی لحظاتی از حادثه را به یاد نیاورد یا احساس کند از بدنش جدا شده است.

حبیبی خاطرنشان کرد: همچنین احتمال شکل گیری پیوند تروماتیک با محسن وجود دارد؛ یعنی قربانی بهرغم آزار، به آزارگر وابسته می‌شود، چون تنها راه زنده ماندن را در تسلیم می‌بیند. این یک واکنش روانی طبیعی در شرایط غیرطبیعی است، نه نشانهٔ ضعف یا رضایت.

رئیس مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی  در پاسخ به این پرسش که چرا ملیحه تسلیم شد؟ اظهار کرد: مغز انسان در مواجهه با تهدید مرگبار یا آبروریزی، یکی از سه پاسخ جنگ، گریز یا انجماد را انتخاب می‌کند. وی افزود: ملیحه نه قدرت جنگ داشت، نه راه گریز. بنابراین وارد حالت انجماد و تسلیم شد.  یعنی او به محض دیدن تهدید، برای نجات خود و خانواده اش از آبروریزی، به خواستهٔ محسن تن داد. این یک مکانیزم دفاعی است، نه رضایت. مسئولیت کامل این ماجرا بر دوش محسن است.

رئیس مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی  با اشاره به ویژگی های احتمالی مرتکب بیان کرد: محسن الگویی آشکار از سوءاستفاده گری و باج‌گیری را نشان می‌دهد بطوریکه او احتمالاً دارای ویژگی های اختلال شخصیت ضداجتماعی و خودشیفتگی است.

وی اضافه کرد: یعنی فقدان همدلی، لذت از قدرت و کنترل، فریبکاری، بی احترامی به مرزها، و استفاده از ابزارهای مختلف یعنی تهدید، پول، عکس، طلا، برگهٔ بدهی برای به زنجیر کشیدن قربانی و او از عکس های خصوصی به عنوان سلاح استفاده می‌کند و از آزار به عنوان ابزار تحقیر و تسلط بهره می‌گیرد.

فریب خورد، تهدید شد، مورد آزار قرار گرفت

فاطمه صیدی کارشناس ارشد روانشناسی مرکز مشاوره آرامش فرماندهی انتظامی استان مرکزی در گفت‌و‌گوی تحلیلی و درقالب توصیه نهایی با خبرنگار تسنیم اظهار کرد: ملیحه قربانی است. او فریب خورد، تهدید شد، مورد آزار قرار گرفت و به باج‌گیری وادار شد. هیچ یک از این اتفاقات تقصیر او نیست. بیشترین مسئولیت متوجه محسن است و اگر ملیحه همین امروز مورد حمایت بدون قضاوت قرار بگیرد، می‌تواند از این تاریکی عبور کند.

صیدی بیان کرد: اما اگر با سرزنش و شرمساری تنها بماند، ممکن است آسیب های جبران ناپذیری بر روان و زندگی اش وارد شود. این پرونده نیازمند مداخلهٔ فوری روانی، حقوقی و اجتماعی است.

نکات حقوقی و مداخله ای فوری

قطع فوری هرگونه ارتباط و پرداخت پول: ادامهٔ پرداخت، فقط چرخه را طولانی تر می‌کند.

حفظ مدارک: تمام پیام ها، اسکرینشات ها، رسید های کارت به کارت، شماره حساب، فیلم ها، شهادت همکاران و هرگونه سند دیگر.

مراجعه فوری به دادسرا و پلیس فتا: این پرونده مصداق های سنگین کیفری دارد؛ تهدید، اخاذی، تجاوز، انتشار تصاویر خصوصی، و جعل بدهی که نیاز به وکیل متخصص دارد.

معاینهٔ پزشکی قانونی: هرچه سریع تر، برای ثبت آثار آزار و ضرب وجرح.

حمایت روانی تخصصی: روان درمانی تروماتیک (EMDR، CBT ترومامحور)، دارودرمانی در صورت نیاز، و گروه های حمایتی.

برنامهٔ امنیتی: تغییر شماره تلفن، تنظیمات حریم خصوصی، عدم حضور در مکان های تنها، اطلاع دادن به یک فرد مورد اعتماد.

خانواده و اطرافیان: اگر خانواده توان همدلی دارد، باید بدون قضاوت و سرزنش از ملیحه حمایت کنند و بهتر است از مددکار اجتماعی یا مراکز بحران کمک گرفته شود.

گزارش از: مبین جلیلی

منبع: تسنیم مرکزیمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.