بیرق سربداران بر فراز باروهای مشهد | جایگاه ارض اقدس در قیام عدالتخواهانه شیخ حسن جوری
برای نسلی از ایرانیان که تاریخ سدههای میانه ایران را نه در منابع دستاول، بلکه در آینه تصویر و قاب تلویزیون بازشناختهاند، نام «سربداران» با اثر ماندگار محم...

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ برای نسلی از ایرانیان که تاریخ سدههای میانه ایران را نه در منابع دستاول، بلکه در آینه تصویر و قاب تلویزیون بازشناختهاند، نام «سربداران» با اثر ماندگار محمدعلی نجفی و هنرنمایی درخشان زندهیاد امین تارخ در نقش «شیخ حسن جوری» پیوند خوردهاست.
آن مجموعه تلویزیونی هرچند در بازنمایی جزئیات پیچیده سیاسی و جامعهشناختی و تنشهای کلامی درونگروهی، جانب احتیاط و گاه ذوق هنری را گرفت، اما توجه همگانی را به یکی از غریبترین رخدادهای قرن هشتم هجری جلب کرد: خیزش روستای باشتینِ بیهق در سال ۷۳۷ قمری و برخاستن بانگ قیام حسن و حسین، فرزندان حمزه باشتینی در برابر تعدّی ایلچیان مغول؛ پرچمی که در پی زوال قدرت ایلخانان بر فراز خراسان به اهتزاز درآمد و نزدیک به نیم قرن، شالوده نظمی نوین، شیعی و میهنپرستانه را در این خطه استوار کرد.
روایتهای غالب تاریخی، این دولت محلی را در دایره دژ بیهق و کشمکشهای نظامی در مناطقی مانند نیشابور، زاوه و تا حدودی شرق خراسان محصور کرده و کمتر بهنسبت راهبردی این نهضت با کانونهای زیارتی خراسان پرداختهاند. اوج گرفتن این نهضت با دو بال ممکن شد؛ نخست مردمانی که با تأسی به مذهب شیعه و آموزههای آن برای مقابله با تجاوزگرانی که مُلک، جان و ناموس آنها را در معرض تعرض قرار دادهبودند، به میدان آمدند و دوم، رهبرانی عدالتخواه که در عین پرداختن به مبارزه، رویکردهای عرفانی مبتنی بر آموزههای شیعی را تبلیغ میکردند و در عصر خود، عُرفایی نامدار و محبوب بودند. شیخ حسن جوری، شاخصترین رهبر این جریان بود؛ برجستهترین پرورشیافته حلقه درس «شیخ خلیفه مازندرانی».
شیخ خلیفه، همان فقیه عارفمسلکی است که تدریس و خطابه ضدظلم او در مسجد جامع سبزوار، علمای درباری را چنان برآشفت که حکم قتل وی را صادر کردند و در ۲۲ ربیعالاول سال ۷۳۶ قمری با همکاری مغولان به دارش آویختند. با شهادت استاد، هدایت شبکه پیچیده و پنهانی شاگردان شیخ خلیفه به شیخ حسن جوری واگذار شد.
پیوند معرفتی و مذهبی سربداران با آموزههای تشیع امامیه، پیوندی تصادفی نبود؛ چنانکه دههها بعد در اوج بلوغ فقاهتی این حکومت، به مکاتبه «خواجه علی مؤید» (آخرین امیر سربداری) با علمای شیعه جبلعامل و نگارش کتاب گرانسنگ «اللُمْعَةُ الدِّمَشْقیَّة» توسط «شهید اول» انجامید تا این اثر فاخر منشور احکام جزایی و حقوقی قلمرو سربداران باشد.
این پیوستگی مذهبی، بیگمان نگاه پیشوایان و اُمرای سربداری را متوجه شهر مشهد و مضجع پاک و نورانی حضرت امام علیبنموسیالرضا (ع) میکرد. مشهد برای این نهضت، صرفا بقعهای مقدس برای زیارت فردی نبود؛ بلکه در عمل، «پایتخت معنوی» و در دسترس قیام و الهامبخش تحرکات سیاسی و اجتماعی محسوب میشد.
در اسناد تاریخی، ردپای پیوستهای از آمدوشدهای مخفیانه و علنی شیخ حسن جوری به مشهد ثبت شدهاست. این شهر به دلیل وجود مضجع شریف رضوی، از امنیت بیشتری برخوردار بود. مغولان از هجوم به اماکن مقدسه وحشت داشتند و همین مسئله باعث ایمنی نسبی ساکنان مشهد در برابر هجومهای جهانسوز چنگیزیان میشد. این حرمت ویژه، در متون پس از دوره مغول نیز بازتاب یافت؛ مثلا «فضلالله روزبهان خُنجی» در قرن دهم هجری قمری و در کتاب «مهماننامه بخارا»، شعری را درباره آن آورده که شایسته مرور و تأمل است.
احتمالا به همین دلیل شیخ حسن جوری بارها به مشهد پناه آورد، در روضه مقدسه معتکف شد و در این مکان، بر مسند تدریس و ارشاد نشست. شهابالدین عبدالله بن لطفالله خوافی معروف به «حافظ ابرو»، تاریخنگار برجسته عصر تیموری، در کتاب پرارزش «زبدةالتواریخ»، بخشی از جغرافیای سفرهای تشکیلاتی و تبلیغاتی شیخ حسن جوری را ذکر کرده و یادآور شده است که مشهد نقطه اتکای همیشگی وی در عبور از تلههای امنیتی ایلخانان و بازگشت به میدان مبارزه بود.
او مینویسد: «شیخ حسن ... عازم عراق شد و مدت یک سال و نیم در آن سفر بماند و به هرجا که مُقام میکرد، جمعی مرید و معتقد خدمتش میشدند. باز به خراسان معاودت فرمود و در اوایل محرم سنه تسع و ثلاثین و سبعمائه (۷۳۹ قمری) عزیمت ماوراءالنهر کرد و تا بلخ و تَرْمذ برفت و از آنجا مراجعت نمود، به هرات آمد و از آنجا به خواف و قُهستان رفت و عزیمت کرمان کرد؛ فَاَمّا راه مخوف بود، نتوانست [برود و]دیگرباره به مشهد مقدس رضوی ـ علیه التحیه و الرضوان ـ آمد [و به تبلیغ پرداخت].»
این گزارش تاریخی نشان میدهد که مشهد برای مکتب فکری شیخ حسن جوری، در حکم «اتاق فرماندهی پنهان» بود؛ نقطهای که او پس از مأموریتهای دور و دراز به بلخ، هرات و قُهستان، شاگردان و هواداران وفادار را بازمییافت و برای مرحله نهایی قیام یارگیری میکرد. با گسترش این نفوذ، امیر ارغونشاه (حاکم محلی و مغول خراسان) بیش از پیش بیمناک شد؛ تا جایی که سرانجام وی را در یکی از همین ترددها دستگیر کرد و در قلعه «یازُر» (در نزدیکی درگز کنونی) به زنجیر کشید؛ زنجیری که ظاهرا تا روز فتح نیشابور بهدست سپاه سربداران به فرماندهی عبدالرزاق باشتینی و وجیهالدین مسعود بر دستوپای شیخ باقی ماند.
نقطه عطف حضور سربداران در مشهد، پس از این آزادی و در سال ۷۴۲ قمری رقم خورد. طغاتیمورخان، واپسین ایلخان پرنفوذ مدعی تاجوتخت در خراسان، با سپاهی انبوه برای برچیدن این حکومت بومی و شیعی دست به اردوکشی زد. در نبردی سرنوشتساز، در حدود بسطام و جاجرم، سربداران شکستی سهمگین بر سپاه طغاتیمور وارد کردند. با فروپاشی قوای طغاتیمور، شهرهای نیشابور، سرخس، زاوه (تربت حیدریه امروزی) و طوس یکی پس از دیگری به قلمرو سربداران ضمیمه شد. به این ترتیب، مشهد نیز به قلمرو حکومت سربداران پیوست و در پی آن، رهبری معنوی جنبش، در این مکان مقدس مستقر شد.
ارزشمندترین گزارش دستاول از این واقعه تاریخی را ابنبطوطه، سیاح نامدار مغربی، که در همان سالها از مشهد گذر کرده، در کتاب خود آوردهاست. او در «الرحلة» به جایگاه ممتاز سربداران و شاگردان شیخ حسن جوری در مشهد و خراسان اشاره میکند و مینویسد: «در مشهدِ طوس شیخی بود حسن [جوری]نام که از صُلحای شیعه به شمار میرفت، او اعمال این دسته (سربداران) را تأیید کرد و آنان او را به خلافت برداشتند ... سرانجام طغاتیمور ... از سربداران شکست خورد و شهرهای سرخس و زاوه و طوس که از بزرگترین شهرهای خراسان است، به دست سربداران افتاد و خلیفه آنها در مشهد علیبنموسیالرضا علیهالسلام استقرار یافت.»
کاربرد اصطلاح «خلیفه» از سوی ابنبطوطه برای اشاره به شیخ حسن جوری و تأکید بر استقرار او در مشهد، بسیار معنادار است و معلوم میکند که از نگاه مردم آن روزگار و ناظران خارجی، مرجعیت عالی فکری و چهره مشروعیتبخش حکومت نوبنیاد، نه در پادگانهای بیهق و دیگر شهرهای بزرگ، بلکه در جوار بارگاه رضوی اقامت گزیدهبود. شیخ حسن از آستان مقدس رضوی به مثابه منبری قدرتمند برای تزریق روح دادخواهی، ترویج مذهب تشیع و آموزههای حقطلبانه آن به آحاد زائرانی بهره میجست که از اقصی نقاط فلات ایران و جهان اسلام به خراسان میآمدند.
بااینحال، دوران حضور مستقیم شیخ حسن در مشهد دیری نپایید. اختلافات سیاسی و نظامی میان اُمرای سربدار و شاگردان شیخ حسن جوری از همان آغاز نهضت آشکار شد.
وجیهالدین مسعود، امیر سربداری، رؤیای فتوحات و برپایی حاکمیتی جهانگشا را داشت، درحالیکه شیخ حسن جوری و شاگردانش در پی تحقق برابری و پیادهسازی احکام اسلام برای برقراری عدالت اجتماعی بودند. در سال ۷۴۳ قمری، نیروهای نظامی سربداران برای بسط نفوذ خود و حذف دودمان آلکرت بهسمت هرات شتافت. شیخ حسن جوری با وجود اکراه از این کار، اما برای حفظ وحدت، این نیروها را همراهی کرد.
در نبرد خونین «زاوه»، روز ۱۳ صفر سال ۷۴۳ قمری که میان سربداران و ملک معزالدین حسین کرت درگرفت، شیخ حسن جوری در هنگامه پیکار یا بر اثر توطئهای داخلی کشته شد. این واقعه ضربهای جبرانناپذیر به نهضت سربداری وارد کرد. با این حال، رابطه نهضت با مشهد گسسته نشد و این شهر همچنان موقعیت ممتاز خود را حفظ و هر روز بر جمعیت آن افزوده میشد.
گفتیم که مشهد، در دوران پس از کشته شدن شیخ حسن جوری، موقعیت خود را به عنوان پایتخت معنوی سربداران حفظ کرد. بدیهی بود که آنها برای حفظ و گسترش مادی و معنوی این مکان مقدس بکوشند. اینگونه بود که فصلی تازه در توسعه عمرانی مشهد و حرم رضوی گشودهشد و رد پای ملموس این اقدامات در گزارشهای تاریخی و برخی تزیینات آستان قدس رضوی باقی ماند.
از مهمترین آثار دوره سربداران در حرم مطهر، دو کتیبه ارزشمند تاریخی مربوط به سال ۷۶۰ قمری است که طی مرمتهای قرن اخیر، جای خود را به تزیینات دیگری داده، اما توصیف آنها در متون تاریخی معتبر، برجا ماندهاست:
کتیبه نخست، کاشیکاری مسجد بالاسر و ازارههای حرم: بخشی از آرایههای زرینفام و کاشیهای سنجری حرم که در سدههای پیشین آسیب دیده بودند، در دوره سربداران بازسازی شدند. کتیبهای مربوط به سال ۷۶۰ قمری در حرم رضوی نصب شدهبود که نشان میداد در دوره امارت حیدر قصاب، دیوارههای اطراف ضریح و مدخلهای ورودی با کاشیهای نفیس خشتی و خطوط ثلث مذهبی مرمت شده است.
کتیبه دوم، صندوق یا درگاه ورودی بقعه: این سند کتیبهای حاوی عبارات صریح درود بر ائمه معصومین (ع) و تاریخ اتمام مرمت بنا در سال ۷۶۰ قمری است؛ تاریخی که به دوران اوج تسلط امرای محلی سربدار بر مشهد و تلاش آگاهانه آنان برای تثبیت هویت شیعی این پایگاه اشاره دارد.
علاوهبراین دو نمونه ثبت شده، گزارشهای سیاحان و تاریخنگاران نیز، تصریح دارد که توسعه برخی فضاهای روباز حرم مطهر، توسعه و تکمیل رواق دارالسیاده و پیریزی برخی رواقهای پیرامونی روضه منوّره که بعدها در عصر شاهرخ و گوهرشادبیگم به اوج شکوه رسید، ریشه در بازسازیها و مرمتهای عصر سربداران دارد. این اقدامات، نقش مهمی در تقویت جایگاه مشهد به عنوان میزبان حرم مطهر امام رضا (ع) در فضای سیاسی و اجتماعی دورههای تاریخی بعد داشت.
منابع:
الرحله، ابنبطوطه، ترجمه محمدعلی موحد، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۶
نهضت سربداران خراسان، ایلیا پتروشفسکی، ترجمه کریم کشاورز، انتشارات پیام، تهران، ۱۳۵۱
زبدةالتواریخ، حافظ ابرو، تصحیح سیدکمال حاجسید جوادی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۸۰
فهرست کتیبههای تاریخی و بناهای آستان قدس رضوی، محمود فاضل، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستانقدس، ۱۳۶۸
تاریخ آستان قدس رضوی، علی مؤتمن، کتابخانه و دارالحفاظ آستان قدس رضوی، مشهد، ۱۳۵۵
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.