چرا ظل السلطان، پسر بزرگ ناصرالدین شاه به پادشاهی نرسید؟(+عکس)
مسعودمیرزا ظلالسلطان سالها بر اصفهان حکومت کرد، قشون و ثروت فراهم آورد و خود را شایستهٔ جانشینی پدر میدانست. اما در دربار قاجار، فاصلهٔ او تا تخت سلطنت را...

وقتی ناصرالدینشاه در سال ۱۲۷۵ خورشیدی کشته شد، مسعودمیرزا از برادرش مظفرالدینمیرزا بزرگتر بود. در اصفهان نیز حاکمی کمقدرت نبود؛ سالها فرمان رانده و نفوذی فراتر از یک ولایت به دست آورده بود. با این حال، آن روز دربار منتظر ورود او نماند. ولیعهدِ شناختهشده، مظفرالدینمیرزا، در تبریز بود و تاج سرانجام به او رسید.
به گزارش فرادید، برای فهمیدن این انتخاب باید از روز مرگ شاه به سالهای کودکی پسرانش برگشت.

مسئله پادشاه نشدن ظلالسلطان از سوی مادر بود
ظلالسلطان بزرگترین پسرِ در قید حیات ناصرالدینشاه به شمار میرفت و حدود سه سال از مظفرالدینمیرزا بزرگتر بود. مادرش، عفتالسلطنه، به خاندان سلطنتی قاجار تعلق نداشت. در مقابل، مادر مظفرالدینمیرزا، شکوهالسلطنه، نوهٔ فتحعلیشاه بود. همین تفاوت در تبار مادری، در تصمیم دربار برای تعیین ولیعهد نقش اصلی داشت.
برخی منابع به این نکته نیز اشاره میکنند که عفتالسلطنه همسر عقد دائم ناصرالدینشاه نبود. اما توضیح ماجرا با عبارتِ کوتاه «چون مادرش صیغهای بود» تصویر کاملی به دست نمیدهد. در روایتهای تاریخی، قاجاری نبودن مادر نیز بهصراحت در کنار وضعیت ازدواج او آمده است. آنچه روشن است، این است که ناصرالدینشاه پسر بزرگترش را به ولیعهدی انتخاب نکرد.
مظفرالدینمیرزا از سال ۱۸۶۱ میلادی عنوان ولیعهد گرفت و به حکومت آذربایجان فرستاده شد؛ جایگاهی که ۳۵ سال، تا رسیدنش به سلطنت، حفظ کرد. ظلالسلطان در تمام آن سالها فرصت داشت قدرت بسازد، اما عنوانی را که برای جانشینی لازم بود به دست نیاورد.

اصفهان؛ قدرت بدون تاج
ناصرالدینشاه ظلالسلطان را از حکومت محروم نکرد. مسعودمیرزا در مازندران و فارس حکم راند و سپس برای دههها حاکم اصفهان شد. نفوذ او زمانی به چندین ولایت گسترش یافت و قشونی در اختیار داشت که قدرتش را برای دربار هم قابل چشمپوشی نمیکرد.
او نیز بلندپروازی خود را پنهان نمیکرد. به روایت مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، ظلالسلطان در سال ۱۳۰۰ قمری کوشید جای مظفرالدینمیرزا را در ولایتعهدی بگیرد و حتی حاضر شد برای آن مبلغ بزرگی به شاه پیشکش کند. تلاشش نتیجه نداد. بعدتر خواهان وزارت جنگ شد؛ آن خواسته هم پذیرفته نشد.
قدرت محلی او سرانجام به نقطهٔ ضعفش بدل شد. در سال ۱۳۰۵ قمری، ناصرالدینشاه حکومت بسیاری از ولایتهای زیر فرمان ظلالسلطان را از او گرفت و قلمرو اصلیاش به اصفهان محدود شد. این برکناری علت اولیهٔ ولیعهد نشدن او نبود؛ شاهزاده پیشتر از جانشینی کنار گذاشته شده بود. اما نشان میداد داشتن قشون و ولایت الزاماً نمیتوانست تصمیم دربار را عوض کند.
کارنامهٔ اصفهانِ او نیز یکدست نبود. در کنار تأسیس روزنامهٔ «فرهنگ» و مدرسهٔ همایونی، گزارشهای تاریخی از فشار مالی بر مردم، سرکوب مخالفان و تخریب بناهای تاریخی در دورهٔ حکومتش نوشتهاند. ظلالسلطان توانسته بود حکومتی پرنفوذ برای خود بسازد، نه اطمینانی همگانی برای سپردن پادشاهی به او.

وقتی شاه کشته شد
پس از ترور ناصرالدینشاه، ولیعهد تازهای انتخاب نشد؛ کسی که دههها این عنوان را داشت از تبریز به سلطنت رسید. ظلالسلطان، با همهٔ سابقهٔ حکومت و ادعای جانشینیاش، نتوانست این مسیر را تغییر دهد. بنا بر روایت های تاریخی، او پس از مرگ پدر به مظفرالدینشاه نامه نوشت و آمادگیاش را برای اطاعت اعلام کرد. در نتیجه، در حکومت اصفهان باقی ماند.
پس چرا پسر بزرگ شاه، شاه نشد؟ چون در منطق جانشینی دربار قاجار، بزرگتر بودن امتیازی تعیینکننده نبود. تبار غیرقاجاریِ مادر ظلالسلطان راه ولایتعهدی را بر او بست. مظفرالدینمیرزا از مادری قاجار زاده شد و عنوان ولیعهد را گرفت. ظلالسلطان سالها کوشید با حکومت، قشون و ثروت این فاصله را جبران کند. اما آنچه به دست آورد قدرت بود، نه تاج.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.