پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

ماجرای خرید چند هواپیما برای مشهد در دوره قاجار | کارزار آیروپلان روی کاغذ

شبه نقل از شهرآرانیوز··خبر در شهرآرانیوز

تلاش‌های مطبوعاتی میرزا مرتضی قهرمان در زمانه قاجار به خرید چند فروند هواپیما برای مشهد منجر شد.

ماجرای خرید چند هواپیما برای مشهد در دوره قاجار | کارزار آیروپلان روی کاغذ
عکس: شهرآرانیوز

به گزارش شهرآرانیوز؛ جریده «خورشید» که نام خود را از اجرام آسمان وام گرفته است، تلاش بی‌وقفه‌ای برای بازکردن پای غول‌های آهنین به مشهد دارد. این روزنامه از۱۰تیرماه سال ۱۳۰۲ در چهار صفحه منتشر می‌شود و مرتضی‌میرزا قهرمان، شاعر مشروطه‌خواه و سیاست‌مدار قاجاری صاحب امتیاز آن بیشتر مقاله‌های جریده‌اش را خود نگارش می‌کند.

او از همان نخستین شماره‌ها با نگارش مقالات و سلسله گزارش‌هایی، جامعه، مسئولان و نخبگان شهر را برمی‌انگیزد تا برای ارتش خراسان هواپیما بخرند. آن زمان حدود بیست سال از اختراع هواپیما گذشته و استفاده نظامی از آن نیز رایج شده بود. این تکاپوی روزنامه‌نگارانه تأثیر عمیقی بر قشر فرهیخته و بازاری می‌گذارد تا بعد‌ها در خرید هواپیما مشارکت کنند.

قلم قهرمان تیغی برنده دارد. هنوز جوهرِ مجوزش خشک نشده که صابون انتقادش به جامه متمولین و پولداران شهر می‌خورد و مسئله آیروپلان را پیش می‌کشد. میرزا با کلمات تند و تیز خود چنین استدلال می‌کند که در قدیم خبری از هواپیما و توپ نبوده و مردم برای شهر‌ها برج و بارو می‌ساخته‌اند تا از خود دفاع کنند. از نگاه او با ورود هواپیما به بازار جنگ و پرتاب گلوله از راه دور، نباید به این حصار گلی اکتفا کرد؛ بلکه باید بهره‌وری از علم را سرلوحه قرار داد.

در واقع او هواپیما را کالایی تشریفاتی نمی‌بیند، بلکه آن را لازمه بقای ملی و صنعتی می‌داند. استدلالِ او ساده، اما تند است: «در دنیایی که قدرت‌ها برای طلا و ثروت می‌جنگند، فقدان فناوری‌هایی مثل هواپیما به معنای بازنده بودن است.» او به ثروتمندان مشهد هشدار می‌دهد که ثروت آنان در این شهر، بدون ابزار‌های مدرن دفاعی در امان نیست. در رؤیای میرزا دور نیست که سکنه کره زمین بفهمند در کرات دیگر هم انسان هست و با آیروپلان راه مراوده و تجارت با آنان را بگشایند؛ او از این تمثیل برای تقویت مقالاتش درباره میهن‌پرستی بهره می‌جوید.

در نهایت چند ماه پس از این مقالات، در اسفند سال ۱۳۰۲ خورشیدی، ایران نخستین هواپیما‌های نظامی‌اش را از فرانسه می‌خرد و آنها را به نام‌های «تقدیر»، «عقاب»، «شاهین»، «هما» و «سیمرغ» می‌نامد. پس از آن هم هواپیما‌های دیگری از روسیه و آلمان خریداری می‌شود و این نکته چنان برای میرزا مرتضی اهمیت دارد که بار‌ها در نوشته‌هایش به آن تأکید می‌ورزد.

در پاییز ۱۳۰۳ او با لحنی تفاخرآمیز می‌نویسد: «در همان مملکتی که مالیات و عوائد آن از حقوق و مستمری و مقرری و شهریه مفت‌خور‌های طهران در عصر وثوق‌الدوله بیشتر نبود، حال درآمد به خرید آیروپلان و تانک و اتومبیل زره‌پوش می‌رسد.»

ماجرای خرید چند هواپیما برای مشهد در دوره قاجار

۱۱اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۰۴ است و قهرمان دست از سر ملاکین، نمایندگان مجلس و هرکسی که دستش به جایی بند است برنمی‌دارد. البته درخواست قهرمان پس از درگیری‌های خونین مرزی با ترکمن‌ها که امنیت خراسان را به مخاطره انداخته بود و پیروزی بر آنان به وسیله هواپیمای جنگی ارتش، از حد پیشنهاد فراتر می‌رود.

او بر این باور است، چون اسم آیروپلان بزرگ است کسی جرئت نمی‌کند پا پیش بگذارد؛ به همین خاطر او با دادن جزئیات مالی دلِ تصمیم‌گیرنده‌ها را محکم می‌سازد: «قیمت این آیروپلان‌ها (جنگنده) از ۶ الی ۱۲ هزار تومان بیشتر نیست. برای مثال اگر۱۲هزار خروار غله را آقایان در ارگ ۲۱ تومان بگیرند و یک تومان آن را تخفیف داده و ۲۰ تومان دریافت کنند، می‌شود با آن یک آیروپلان خرید و بر بال‌های او جای نمره بنویسیم: مشهد مقدس.»

او در این مقاله پای تاجران بنام شهر مانند دانش و میرزا علی بزرگ‌نیا را هم وسط می‌کشد تا عامل خرید یک آیروپلان شوند و پیشنهاد می‌دهد برای سپاسگزاری، نام تاجران بر روی آن درج شود. او حتی از حاج غلامرضا سبزواری که دست خیر دارد هم یاری می‌طلبد و می‌نویسد: «شما هم قیمت یک آیروپلان را تقدیم کنید و هرقدر حضرات تجار مشهدی مساعدت و کمک کنند بپذیرید.»

حاج کاظم کوزه‌کنانی و پسرش حاج خلیل هم از این درخواست بی‌نصیب نمی‌مانند و نام تجار آذربایجانی مانند وهاب‌اُف، نصیربک‌اُف، محمداُف و امثال آنها نیز به میان می‌آید. در ادامه پیشنهاد گرد هم آوردن تجار و تشکیل انجمنی برای این کار هم در این مقاله مطرح می‌شود. حاج مرتضی می‌نویسد: «می‌توانید پنج شش نفر جلسه فرموده و بعضی از تجار وطن‌پرست دیگر را هم دعوت فرموده یک آیروپلان بخرید… با این اقدام خراسان را سربلند می‌کنید.»

۲ مهر ۱۳۰۴ باز هم مقاله قهرمان درباره آیروپلان با گلایه از تجار، به انگیزه‌هایش اشاره‌ای عیان‌تر می‌کند و می‌نویسد: «کشور ما در تمام امور نظامی خود را تکمیل کرده ولی در موضوع آیروپلان و کشتی هنوز فقیر است. اگر ماجرای بجنورد (پیروزی بر ترکمن‌ها) به شکل دیگر پیش می‌رفت، آقایان شب خواب راحت نداشتند و الان خودشان نشسته و جلسه تشکیل داده و آیروپلان و تانک و ... می‌خریدند و تقدیم می‌کردند.»

در شماره‌های بعدی جریده، قهرمان مژده‌ای برای مردم دارد و اعلام می‌کند آیت الله کاشانی تصمیم گرفته است این پیشنهاد را عملی و برای خرید یک فروند آیروپلان مختص لشکر شرق اعانه جمع کند. آیت الله کاشانی در یک مجلس عمومی اجازه می‌دهد که بخشی از زکات مردم به مصرف این کار برسد و تصریح می‌کند: «من می‌خواهم این اعانه را از رعایا و کسبه و زارعین و دهاتی‌هایی که به محضر من می‌آیند، دریافت دارم تا متمولین تعلم بگیرند و بدانند وظیفه آنان چیست.» ظاهرا این اتفاق دیگر روحانیان و علما را هم به این امر تشویق می‌کند. در آخر این خبر، قهرمان باز هم سوزنش را به تجار می‌زند و می‌گوید: «وقتی یک نفر مجتهد می‌گوید من حاضرم زکات گرفته و به این مصرف برسانم، آیا اگر شما کوتاهی کنید، نباید گفت شما علاقه به وطن و به دیانت ندارید؟»

ماجرای خرید چند هواپیما برای مشهد در دوره قاجار

روایت به قسمت‌های پرکشش خود می‌رسد؛ اما در گذر حوادث سیاسی و دگرگونی‌های مطبوعاتی، آرشیو شماره‌های بعدی روزنامه «خورشید» از میان رفته و زنجیره این روایت تاریخی تا ابد در پرده ابهام باقی می‌ماند. نمی‌دانیم پول‌های زکات توانست ملخ‌های آهنی را به مشهد بیاورد یا نه.

البته حتی اگر این تلاش قهرمان و پیگیری‌های هفتگی او به نتیجه آنی نرسیده باشد، باز هم اثر ماندگار خود را بر جای می‌گذارد؛ زیرا سال بعد که قرار به خرید هواپیمای مسافربری برای مشهد می‌شود، جمعی از تجار و بزرگان شهر دور هم جمع می‌شوند و با تشکیل یک انجمن و جمع‌آوری اعانه، برای خرید هواپیما اقدام می‌کنند. روزنامه «اطلاعات» در ۲۵ مهر ۱۳۰۵ خورشیدی این خبر را اعلام می‌کند. یک ماه بعد هم انجمن هواپیمایی رنگ واقعی‌تری به خود می‌گیرد و بزرگان شهر هر کدام به فراخور حال خود مبلغی را برای ساخت فرودگاه در نظر می‌گیرند.

ردپای چاپ جریده «خورشید» تا اواسط دوره پهلوی اول در مطبوعات قابل پیگیری است. خود مرتضی‌میرزا نیز بعد‌ها به خدمات اداری روی می‌آورد و حتی خبر انتصاب او به ریاست اداره سجل احوال (ثبت احوال) مشهد منتشر می‌شود. او در سال ۱۳۲۳ مرگ را پذیرا می‌شود، ولی ردپایش در کار‌های عام‌المنفعه و میهن‌پرستانه- مانند پویش خرید آیروپلان برای شهر و مشارکت در تأسیس نخستین مدارس نوین دخترانه- همچنان رنگ تعلق و عشق عمیق او به وطنش را بازتاب می‌دهد.

***

ماجرای عبور نخستین هواپیما از آسمان مشهد و شکست ترکمن‌ها

جالب است بدانید در همان دوران که میرزا مرتضی دارد برای خرید هواپیمای مشهد تلاش می‌کند، یک هواپیما از آسمان مشهد عبور می‌کند. هواپیمایی که ماجرای آن بی‌ربط با حمله ترکمن‌ها که در سطور بالا از آن به اجمال سخن گفته شد، نیست. در واقع، مسئله خطر ترکمن‌ها برای خراسان در دوره قاجار و اوایل پهلوی، یک نزاع قومی یا ناامنی محلی نیست؛ بلکه بزرگ‌ترین چالش امنیت شرق ایران به‌شمار می‌رود. مرتضی‌میرزا قهرمان در جریده «خورشید» با نگاهی تیزبین، لایه‌های پنهان این بحران را برملا می‌سازد و راه نجات را نه در مذاکره سنتی، بلکه در پرواز غول‌های مدرن می‌بیند؛ یعنی استفاده از هواپیما برای امنیت.

او می‌نویسد: «آنان (ترکمن‌ها) مسیر راه تهران را ناامن می‌کنند، به کاروان‌ها شبیخون می‌زنند و با غارت، اسارت و باج‌گیری، خون زائران را در شیشه می‌کنند.»

ماجرای خرید چند هواپیما برای مشهد در دوره قاجار

به گفته روزنامه خورشید، در آن زمان سردار معزز بجنوردی به دولت قول برقراری امنیت در خراسان را می‌دهد و حکومت نیز در قبال این مهم، مالیات بجنورد، نردین و جاجرم را به او می‌بخشد، اما سردار معزز بجنوردی هر زمان حکومت مرکزی قصد تسویه‌حساب با او را دارد، به ترکمن‌ها چراغ سبز نشان می‌دهد که راه تهران را ببندند و مسافران را به قتل برسانند تا دولت از تصمیم خود منصرف شود. طبق نوشته قهرمان، در خراسان ۱۳۰۳خورشیدی، دیگر نمی‌توان با باج دادن به خان‌ها و فرستادن قشون خسته، امنیت خرید.

از نگاه او، خرید آیروپلان باعث می‌شود این غارتگری و باج‌خواهی تمام شود و امنیت در دامان مردم خراسان آرام بگیرد. او می‌نویسد: «آن‌ها دیوانه نیستند که با دولتی که دارای آلات و ادوات جدیدالاختراع است، بجنگند. آنها هنوز باور نمی‌کنند یا نشنیده‌اند که دولت دارای آیروپلان، اتومبیل زره‌پوش، تانک و تفنگ‌های عالی است…»

او در یکی دیگر از مقالاتش، جامعه را به یاری فرا می‌خواند و در گلایه از انفعال آنان می‌نویسد: «شما‌ها اگر مرد میدان هستید و دلتان برای مملکت می‌سوزد، هر یک به‌قدر خود به لشکر شرق کمک کنید؛ یکی اسب بفرستد، دیگری غله، آذوقه و یا پول، و بگویید ما دلمان به زوار امام‌رضا (ع) می‌سوزد و این مساعدت‌ها را با لشکر شرق می‌کنیم تا زودتر ترکمن‌ها را مغلوب نمایند؛ نه اینکه در منبر گریه کنید که ترکمان آمده و چنین و چنان کرده است.»

در خرداد سال ۱۳۰۴، رئیس مالیه محمودآباد توسط شورشیان به قتل می‌رسد و ترکمن‌های مرزنشین به کمک معترضان می‌آیند و با ۴ هزار نفر از چهار طرف به شهر حمله‌ور می‌شوند. با شدت یافتن درگیری در این برهه، شهر بجنورد در محاصره قرار می‌گیرد و بیم تسلیم شهر می‌رود که ظاهرا حکومت، هواپیمایش را برای مبارزه با ترکمن‌ها به ستاد لشکر شرق می‌فرستد و آیروپلان بالاخره آسمان مشهد را می‌شکافد.

مرتضی‌میرزا شادمانی‌اش را از ورود این غول‌های آهنین با شعر بازتاب می‌دهد: «سیمرغ امروز زی خراسان آمد / یا هدهد و نامه سلیمان آمد/ یا نی ملک‌الموت یموت است و عجب / کز دیده او بر تن ما جان آمد». با ورود این هواپیما به جنگ، ورق برمی‌گردد. نیروی دویست‌نفره لشکر، ۹ روز مقاومت می‌کنند تا طیاره جنگی به کمکشان می‌آید و با بمباران شورشیان، بر آنها فائق می‌آید.

این ماجرا یکی از روشن‌ترین نمونه‌هایی است که صد سال پیش مرتضی‌میرزا قهرمان از آن بهره می‌جوید تا نشان دهد چگونه عقب‌ماندن در فناوری می‌تواند امنیت یک خطه و یک کشور را به تاراج ببرد. مسئله ترکمن‌ها و راهزنی‌های مداوم آنها با به‌کارگیری این ابزار مدرن خیلی زود حل‌وفصل می‌شود تا در سال‌های پس از آن، اخبار ناامنی در این مسیر برای همیشه به پایان برسد.

منبع: شهرآرانیوزمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.