سینما تنها در پایتخت خلاصه نمیشود / ظرفیتهای بومی کرمان ظرفیت تولیدات بزرگ را دارند
فیلمساز کرمانی با اشاره به ظرفیتهای انسانی و طبیعی استانها برای تولیدات سینمایی، بر لزوم اعتماد فیلمسازان به توانمندیهای منطقهای و اقلیم بومی تأکید کرد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از کرمان، در سالهای اخیر، جریان سینمای جوان و فیلم کوتاه ایران شاهد شکلگیری موجی تازه از جسارت و خودباوری در میان فیلمسازان نسل نو استانها بوده است؛ موجی که تلاش میکند انحصار نگاه پایتختمحور در تولیدات تصویری را شکسته و افقهای تازهای از روایت، فرم و زیستبوم را پیش روی سینمای کشور بگشاید.
در این میان، استان کرمان با تکیه بر غنای اقلیمی، بافت کویری منحصربهفرد و مهمتر از همه، حضور نسل مستعد و تحصیلکردهای از هنرمندان بومی، رفتهرفته جایگاه ویژهای در چرخه تولیدات حرفهای باز کرده است.
فیلمسازی در شهرستانها اگرچه همواره با چالشهای مادی، کمبود زیرساختهای متمرکز و سختیهای تولید مواجه بوده، اما به باور فعالان این حوزه، همدلی جمعی، روابط منعطف انسانی و دسترسی به لوکیشنهای بکر و طبیعی، بستری مهیا کرده تا آثاری با بودجههای منطقی اما استاندارد پروداکشن بالا به سرانجام برسند.
فیلم داستانی «آتابازی» به نویسندگی مشترک ابوالفضل نجارزاده و فاطمه هجینی، تازهترین نمونه از این تکاپوی هنری در دیار کریمان است که فارغ از ساختار تولید ۹۰ درصدی بومیاش در شهرستان بردسیر، در محتوا نیز دست روی مفهومی سترگ و فلسفی گذاشته است.
با «آتابازی» به مفهوم مرگ بازگشتیم
ابوالفضل نجارزاده، فیلمساز و دانشآموخته تئاتر در گفتوگو با خبرنگار ایمنا، میگوید: تلاش کردیم نشان دهیم که چگونه میتوان تهدیدهای کمبود امکانات در اقلیمهای پیرامونی را به فرصتی خلاقانه برای تصویرگری دغدغههای انسانی بدل ساخت.
وی با اشاره به اینکه «آتابازی» تجربه مشترک کارگردانی با فاطمه هجینینژاد است، اضافه میکند: قصه فیلم روایتگر زندگی چهار شخصیت است که هر کدام به بیماری لاعلاجی مبتلا هستند و فرصت کوتاهی برای ادامه زندگی دارند و تصمیم میگیرند پیش از پایان عمر، اموری را که هرگز تجربه نکردهاند به آزمون بگذارند.
این فیلمساز کرمانی درباره بنمایه و دغدغه فلسفی اثر میگوید: مسئله محوری فیلم مواجهه با مرگ و ارائه رویکردی نو نسبت به آن است؛ به نظرم در بازه زمانی اخیر و اتفاقات متعدد، حساسیتها نسبت به مفهوم ارزش جان انسانها دچار دگرگونی شده و ما تلاش کردیم به شکلی متفاوت و از زاویه نگاه خود، بر این موضوع مکث کنیم.
وی با اشاره به فرآیند اجرایی و محل فیلمبرداری، بیان میکند: این اثر در شهرستان بردسیر از شهرستانهای استان کرمان جلوی دوربین رفت و با همراهی مسئولان و ارگانهای محلی با هزینهای به مراتب کمتر تأمین امکانات شد.
نجارزاده اظهار میکند: فیلمسازان نباید تصور کنند همهچیز در تهران اتفاق میافتد؛ برخلاف تصوری که تنها لوکیشنهای خاص یا سرسبز را سینمایی میداند، اقلیم کرمان و ویژگیهای کویری و طبیعی بردسیر و شهرستانها فرصتی بکر و رایگان در اختیار سازندگان قرار میدهد تا بتوانند استعدادهای خود را به نمایش بگذارند.
وی تصریح میکند: به هویت کرمانی خود افتخار میکنیم و این استان پتانسیل انسانی و استعدادهای درخشانی دارد؛ امیدواریم با تداوم حمایت مسئولان و متولیان فرهنگی، پاسخ اعتمادها را با تولیدات ارزندهتر بدهیم.
به گزارش ایمنا، سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به نگاههای تازه، دغدغههای اصیل انسانی و خون تازهای که از رگهای اقلیمهای گوناگون کشور میجوشد، نیازمند است و فاصله میان ایدههای بزرگ و پروداکشنهای حرفهای، به جسارت، همدلی و خودباوری هنرمندان گره خورده است.
در چهل و سومین جشنواره فیلم کوتاه تهران که تا سیام مهر ۱۴۰۵ در پردیس سینمایی ملت ادامه دارد، فیلمسازان کرمانی با چهار اثر دُزو (صادق بقایی) در بخش داستانی، سرخ بین (سیدهادی مهدوی)، دا هیچی نیست (امیرمحسن پورمحی آبادی) در بخش وطن به روایت من و آتابازی (ابوالفضل نجارزاده و فاطمه هجینی نژاد) در بخش استعداد نو حضور دارند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.