کرمان، صدرنشین برداشت آب از منابع زیرزمینی
در نمودار برداشت آب از چاههای کشور، بلندترین ستون به کرمان تعلق دارد؛ آبی که بخش عمده آن راهی زمینهای کشاورزی میشود. کرمان در مصرف آب زیرزمینیِ صنعت نیز بالاتر از دیگر استانها قرار گرفته و در بخش…

به گزارش «کرماننو»، مقایسه مصرف آب زیرزمینی استانهای کشور در چهار بخش کشاورزی، شرب، صنعت و فضای سبز، جایگاه متفاوت کرمان را نشان میدهد. در دادههای ارائهشده، کرمان بالاتر از فارس، خراسان رضوی، تهران و اصفهان، بیشترین حجم برداشت را دارد. این استان همچنین در دو بخش کشاورزی و صنعت، در جایگاه نخست قرار گرفته است؛ موقعیتی که ضرورت بررسی همزمان سیاستهای تولید کشاورزی و توسعه صنعتی را برجسته میکند.
این مقایسه در یادداشت علی بیتاللهی با عنوان «سهم مصرف آب زیرزمینی در استانهای کشور» نیز مطرح شده است. نمودار همراه آن، مشخصاً حجم تخلیه سالانه چاههای آب زیرزمینی را مقایسه میکند؛ بنابراین، برای تعمیم ارقام به مجموع برداشت از چاهها، چشمهها و قناتها، به اطلاعات تکمیلی نیاز است. همچنین، تاریخ انتشار تحلیل را نباید با سال آمارهای مبنای نمودار یکسان دانست. instagram.com
با این ملاحظه، پیام اصلی نمودار روشن است: کشاورزی با فاصلهای بسیار زیاد، بزرگترین مصرفکننده آب چاهها در کرمان است. صنعت نیز اگرچه در مقایسه با کشاورزی حجم بسیار کمتری برداشت میکند، در مقایسه استانی، رتبه نخست را دارد. همین تفاوت، نقطه شروع تعیین اولویتهاست؛ سهم بخشها در برنامه کاهش برداشت باید با حجم مصرف، وضعیت آبخوان و امکان اصلاح مصرف آنها تناسب داشته باشد.
کشاورزی؛ بزرگترین محل برداشت و اولویت اصلاح
در بخش کشاورزی، استانهای کرمان، فارس، خراسان رضوی، اصفهان و خوزستان بهترتیب بیشترین حجم استفاده از آب زیرزمینی را دارند. ارتفاع ستون کشاورزی کرمان در نمودار، فاصله بزرگی با سه بخش دیگر مصرف در همین استان دارد؛ فاصلهای که نشان میدهد برنامه حفاظت از آبخوانها، بدون تغییر در برداشت کشاورزی، اثر محدودی خواهد داشت.
با این حال، ترجمه این واقعیت به توصیهای کلی برای «صرفهجویی کشاورزان» کافی نیست. تصمیم درباره نوع محصول، سطح زیر کشت، شیوه حمایت از تولید و میزان مجاز برداشت، مجموعهای از انتخابهای اقتصادی و مدیریتی است. نمیتوان از تولیدکننده خواست آب کمتری مصرف کند، اما درباره درآمد ازدسترفته، هزینه تغییر کشت و بازار محصول جایگزین پاسخی نداشت.
برای کرمان، پرسش عملی این است که در هر دشت، چه میزان آب قابل برداشت است و فعالیت کشاورزی چگونه باید با آن هماهنگ شود. نسخه واحد برای سراسر استان، حتی با وجود رتبه نخست مصرف، نمیتواند جای بررسی وضعیت هر آبخوان را بگیرد. رتبه استانی محل تمرکز را نشان میدهد؛ تعیین محدودیت برداشت، به دادههای دقیقتر در مقیاس دشت و چاه نیاز دارد.
در چنین برنامهای، نتیجه باید با حجم واقعی کاهش برداشت سنجیده شود. تعداد تجهیزات نصبشده، مساحت اراضی مجهز به آبیاری جدید یا شمار جلسات برگزارشده، بهتنهایی نمیگوید چه مقدار آب در آبخوان باقی مانده است. پیشنهاد مشخص برای ارزیابی عملکرد، انتشار برداشت سالانه پیش و پس از اجرای طرحهاست؛ همراه با توضیح تغییر سطح زیر کشت و تولید.
اگر قرار است حمایت عمومی صرف اصلاح مصرف شود، دستاورد آن نیز باید برای عموم قابل مشاهده باشد. کشاورز باید بداند محدودیتها چگونه تعیین شده و دیگر مصرفکنندگان همان آبخوان چه تعهدی دارند. بدون این شفافیت، اجرای برنامه کاهش برداشت میتواند به مناقشهای بر سر توزیع فشار اقتصادی تبدیل شود.
کرمان در برداشت صنعتی آب زیرزمینی نیز رتبه نخست را دارد. ارزیابی منابع جایگزین باید نشان دهد چه مقدار از برداشت قبلی حذف میشود و چه میزان آب به توسعه تولید اختصاص مییابد.
صنعت؛ رتبه نخست با حجمی کوچکتر
در مصرف صنعتی آب زیرزمینی، کرمان، تهران، خراسان رضوی، قزوین و فارس در صدر قرار دارند. حضور کرمان در جایگاه نخست این فهرست، در کنار صدرنشینی کشاورزی، اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد بررسی فشار بر منابع زیرزمینی استان باید هر دو بخش تولید را دربر بگیرد.
دو واقعیت را باید همزمان دید: برداشت کشاورزی کرمان بهمراتب بیشتر از صنعت است و اولویت اصلی کاهش حجم برداشت در همان بخش قرار دارد؛ در عین حال، کوچکتر بودن سهم صنعت، مسئولیت این بخش برای کاهش وابستگی به چاهها را از بین نمیبرد.
از این نمودار نمیتوان سهم یک کارخانه، معدن یا رشته صنعتی مشخص را استخراج کرد. همچنین، رتبه نخست مصرف صنعتی، بهتنهایی نشان نمیدهد کدام واحد بهرهوری پایینتری دارد. برای چنین داوریای باید میزان برداشت هر واحد، نوع محصول، مقدار تولید و سهم منابع جایگزین روشن باشد. مطالبه قابل اتکا، انتشار همین اطلاعات است.
برای طرحهای توسعه صنعتی نیز پیشنهاد میشود تراز آب، بخشی روشن و قابل بررسی از تصمیمگیری باشد: نیاز جدید چقدر است، از چه منبعی تأمین میشود و چه اثری بر برداشت موجود دارد؟ اگر استفاده از پساب یا منبع جایگزین پیشبینی شده، باید مشخص شود این آب جای برداشت قبلی را میگیرد یا صرف افزایش ظرفیت تولید خواهد شد.
معیار حفاظت از آبخوان، در نهایت کاهش برداشت از آن است. تأمین منبع جدید زمانی میتواند به این هدف کمک کند که کاهش برداشت قبلی نیز تعهدی مشخص، قابل اندازهگیری و قابل پیگیری داشته باشد.
چرا نسخه تهران برای کرمان کافی نیست؟
مقایسه با تهران و البرز، تفاوت الگوی مصرف را روشنتر میکند. براساس دادههای ارائهشده، بخش شرب در تهران ۳۹.۵ درصد و در البرز ۳۶ درصد از برداشت آب زیرزمینی را به خود اختصاص میدهد. این اعداد، سهم شرب از برداشت زیرزمینی هر استاناند؛ نه سهم آب زیرزمینی از کل تأمین آب آشامیدنی آن استان.
این تمایز برای فهم مسئله ضروری است. در استانی که بخش بزرگی از برداشت زیرزمینی به شرب اختصاص دارد، مدیریت تقاضای شهری، کاهش هدررفت شبکه و تصمیم درباره تأمین آب جمعیت، وزن بیشتری در برنامه حفاظت از آبخوان پیدا میکند. در کرمان، نمودار بر نقش بسیار بزرگتر کشاورزی در ترکیب برداشت دلالت دارد.
بنابراین، برنامه کاهش مصرف کرمان باید متناسب با ترکیب مصرف خود استان تنظیم شود. توصیه به مصرف درست آب خانگی، جای برنامه کاهش برداشت کشاورزی را پر نمیکند؛ همانطور که تمرکز بر کشاورزی نیز مسئولیت صنعت و شبکه تأمین آب را کنار نمیگذارد.
کرمان در حجم برداشت زیرزمینی برای شرب، پس از تهران، فارس و خراسان رضوی، چهارم است. این رتبه نشاندهنده حجم برداشت است و از آن نمیتوان درباره مصرف سرانه شهروندان یا میزان هدررفت شبکه نتیجه گرفت. برای این مقایسهها، جمعیت تحت پوشش، وضعیت شبکه و ترکیب منابع تأمین آب نیز باید بررسی شود.
در بخش فضای سبز نیز تهران، اصفهان، فارس، یزد و خراسان رضوی بیشترین حجم مصرف آب زیرزمینی را دارند. کرمان در میان پنج استان نخست این بخش نیست؛ اما برای تعیین سهم فضای سبز در برنامه کاهش برداشت استان، همچنان باید حجم مصرف و منبع تأمین آب شهرداریها مشخص باشد.
کشاورزی با فاصلهای بسیار زیاد، بزرگترین مصرفکننده آب چاهها در کرمان است. برنامه کاهش برداشت در این بخش باید با حمایت از معیشت تولیدکنندگان و انتشار نتیجه واقعی صرفهجویی همراه باشد.
رتبه مصرف، جای نقشه خطر را نمیگیرد
همزمانی برداشت زیاد آب زیرزمینی و گسترش فرونشست، دلیل مهمی برای توجه به این مقایسه است. در یک نشست تخصصی دانشگاه صنعتی اصفهان نیز کارشناسان بر ارتباط برداشت بیرویه، افت آب زیرزمینی و نشست زمین تأکید کردهاند. علی بیتاللهی در همان نشست، مدیریت منابع آب، کشاورزی و جانمایی صنعت را از محورهای کنترل فرونشست دانسته است. پایگاه خبری
با این حال، جدول مصرف استانها بهتنهایی نقشه خطر فرونشست نیست. برای تعیین اولویت مداخله در کرمان، باید اطلاعات برداشت در کنار وضعیت تغذیه و کسری آبخوان، اندازهگیری فرونشست و محل استقرار جمعیت و زیرساختها قرار گیرد. صدرنشینی مصرف، ضرورت بررسی را نشان میدهد؛ میزان خطر هر نقطه را باید جداگانه سنجید.
این تمایز، مسئولیت مدیریت استان را دقیقتر میکند. برنامه کاهش برداشت باید بگوید کدام آبخوان در اولویت است، کدام مصرفکنندگان از آن برداشت میکنند و کاهش مورد انتظار هر بخش چقدر است. اعلام هدفی کلی برای کل استان، بدون مشخص بودن محل و زمان تحقق آن، امکان ارزیابی محدودی دارد.
از رتبهبندی تا تعهد کاهش برداشت
برآیند دادهها برای کرمان، ضرورت تدوین برنامهای با مسئولیتهای تفکیکشده است. کشاورزی بهدلیل حجم بسیار بالاتر مصرف، باید در مرکز برنامه قرار گیرد؛ با حمایت اقتصادی از اصلاح تولید و سنجش کاهش واقعی برداشت. صنعت باید حجم برداشت و مسیر کاهش وابستگی خود را شفاف کند. بخش شرب و شهرداریها نیز باید درباره مصرف، هدررفت و منابع جایگزین گزارش دهند.
برای سنجش این برنامه، میتوان چند پرسش ثابت را مبنا قرار داد: برداشت هر بخش در سال پایه چقدر بوده است؟ چه میزان کاهش تعهد شده؟ کدام دستگاه مسئول اجراست؟ و نتیجه اندازهگیریشده پس از یک سال چیست؟
انتشار پاسخ این پرسشها، مقایسه عملکرد را ممکن میکند و نشان میدهد هزینه اصلاح مصرف چگونه میان بخشها توزیع شده است. همچنین، میتواند فاصله میان اجرای یک پروژه و اثر واقعی آن بر آبخوان را آشکار کند.
کرمان در دادههای ارائهشده، صدرنشین برداشت از چاههاست؛ رتبهای که ضرورت تغییر را یادآوری میکند. پرسش بعدی باید درباره نتیجه تصمیمها باشد: سال آینده، چه میزان از برداشت کشاورزی و صنعت استان کاسته خواهد شد و مردم این کاهش را در کدام گزارش عمومی خواهند دید؟
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.