مرگ حصبه و طاعون با ساخت «رختشویخانه مشهد» توسط بلدیه در حدود یک قرن پیش
حدود یک قرن پیش، بلدیه با ساخت بنایی از ورود پسابهای آغشته به انواع بیماریها به شهر جلوگیری کرد و جان مردم بسیاری را نجات داد.

به گزارش شهرآرانیوز؛ در زمانهای که شهرها از آب لولهکشی بینصیب و مردم از داشتن آب بهداشتی محروم بودهاند، رود و چشمه جاری تنها غنیمتی بوده که حوائج آنان را از آب نوشیدن تا شستن رخت چرک، بینیاز میکرده است. ناگفته پیداست که این مسئله مشکلساز میشده، زیرا آبهای روان میان شهر به مصرف شرب و حمام اهالی هم میرسیده است و بیماریها از همین طریق راهی برای جولان پیدا میکردهاند تا هربار در لباس یا تنی آلوده بگیرند و جانگیر شوند.
از اینجای تاریخ است که نقش «رختشویخانه» بهعنوان فضای متمرکز شستوشوی البسه کثیف پررنگ میشود تا آب آلوده آن هرز برود و از چرخه آب مصرفی شهر خارج شود. رختشویخانهها اگرچه در مشهد عمر چندانی پیدا نمیکنند و قریب چهل سال بیشتر نمیمانند، اما همین عمر کوتاه نجاتبخش بسیاری از جانهاست. سطرهای بعدی روایت سالهای۱۳۱۰ تا دهه۱۳۵۰خورشیدی است؛ وقتی نخستین رختشویگاه عمومی مشهد در پاییز۱۳۱۰ به روی مردم گشوده شد و درهای تاریخی تازه را در حوزه بهداشت به روی مردم باز کرد.
از میانه دوره قاجار حرف آلودگی آب و لزوم احداث مکانی مجزا برای شستن رخت به میان میآید و روزنامه «اختر» برای نخستینبار به این ماجرا میپردازد. در واقع در چهاردهم خرداد۱۲۷۵خورشیدی این جریده به بیقاعدگی امور اوقاف اشاره میکند و درباره قنات وقفی مسجد گوهرشاد مینویسد: «چون مجرای آن مستور نیست، لهذا مردم همهجا در آن آب، رخت و ظرف و سایر چیزهای چرک شسته، آن آب قلیل وقتی به مسجد میرسد، چندان کثیف است که احدی نمیتواند بدان نزدیک شود.»
این خبر نزدیک به ۱۳۰ سال پیش یکی از معضلات بهداشتی شهر را عیان میکند: شستن رخت در آبهای جاری که مورداستفاده برای شرب اهالی است. چندسال بعد جریده «چهرهنما» در نقد عملکرد متولیان اوقاف، با حسرت از سنت پیشینیان یاد میکند که در کنار مساجد و دارالشفاها رختشویخانه نیز وقف میکردند؛ اشارهای که نشان میدهد ساخت و وقف چنین بناهایی مسبوقبهسابقه است، حتی اگر سندی از آن بر جای نمانده باشد.
در سال۱۲۸۹خورشیدی دادِ یکی دیگر از اهالی شهر از نامطلوب بودن وضع آب و بهداشت درمیآید و مینویسد: «عمده ناخوشیهای این شهر از آب است؛ بهقدری که لشکر غدار رحیمخان در اردبیل و آذربایجان برادران ما را کشت، آبهای این شهر هم هرروزه از ما خراسانیان میکشد، علیالخصوص که کثافت رختشوها چقدر بر کثافات آبها میافزاید. اداره بلدی کی میخواهد ما را از بلیات و کثافات نجات دهد؟» البته آن زمان تلاطمهای پس از بهتوپبستن مجلس و دوران استبداد صغیر جانی برای بلدیه نوپا نگذاشت تا به امور شهری بپردازد و این دغدغه مهم هم میان دیگر بحرانها خاک میخورد.
اخبار در خراسان ما را به این واقعیت میرساند که سبزوار و تربت پیش از مشهد برای ساخت شستوشوگاه اختصاصی دستبهکار شدهاند. در مشهد، اما این قدم نخستین با تغییر در دستورالعمل حمامهای شهر اتفاق میافتد؛ آنجاکه برای بهداشتیشدن آب مشهد، شستوشوی رختهای چرک در حمامها را ممنوع میکنند.
سال۱۲۹۷خورشیدی، دکتر امیراعلم، رئیس مجلس حفظالصحه دولتی، به مشهد میآید و طی نطقی، پرده از پیشنهادهای حفظالصحه برای بهترشدن حال عمومی شهر برمیدارد و توضیح میدهد که گویا قرار است روی قنواتی را که از خانهها میگذرد بپوشانند. امیراعلم در پایان اظهاراتش پیشنهاد ساخت رختشویخانه و مستراح عمومی را هم میدهد.
روزنامه «شرق» هم ۱۸اسفند۱۲۹۸خورشیدی در دفاع از لزوم اقدامات وزارت صحیه، سخنان مزینالسلطان، رئیس دارالشفای آستانقدس، را که درباره رابطه بهداشت آب با ساخت رختشویخانه بوده است، انعکاس میدهد: «آبهای مشروب ما باید آغشته به هزاران کثافات و میکروبها باشد، حمامهای ما باید اسباب سرایت امراض و ... باشند! ما هنوز یک رختشورخانه عمومی نداریم...»
حدود سالهای۱۲۹۹خورشیدی، بلدیه دوباره پا میگیرد و هنوز خبری از نوسازی خیابانها نیست. شهر در رفع احتیاجات اولیه مانند بهداشت و آب مانده و کمیسیون نوپای بهداشت در بلدیه در حال چینش مقدمات اداره یک شهر است. در این اوضاع، دکتر مسیحالسلطنه در ۱۹بهمن۱۲۹۹خورشیدی در نامهای که برای جراید مینویسد، از وضعیت بهداشت شهر مینالند: «شما میدانید آبهایی که سبزیفروشها روی سبزی میپاشند یا آبی که در دکان نانوایی آرد و خمیر میکنند، چقدر کثیف است و هزاران میکروب دارد.» او راهچاره را در چند توصیه ختم میکند و برپایی رختشویخانه عمومی را جزو آن میداند.
حدود هشت سال بعد در سال۱۳۰۷خورشیدی، انواع بیماریهای واگیردار در مشهد بیداد میکنند و تب دائم در مشهد بیشتر از دیگر شهرهاست. اخبار جراید، همچنان بروز این همهگیری را در نبود بهداشت، سکونت در زیرزمین دالانها و بدی آب مشروب میدانند که روی آن باز و حامل انواع زباله و کثافات است. جریدهها یکی از دلایل اصلی این وضعیت را نبود رختشویگاههای مجزا و کثافت آب میدانند، مخصوصا در پایینخیابان و نوغان که شستوشوی البسه کثیف در آب قناتهای شهر رواج داشته است؛ درست در همان آبی که اهالی هم از آن مینوشند.
۴ مهرماه، روزنامهها باز هم به مسئولان امر میتازند، زیرا معتقدند در گفتن اثری است که در نگفتن نیست! این جراید با این باور که پیش از این بودجه ساخت چنین تأسیساتی در جای خود صرف نشده و به قول خودشان «لوطیخور» شده است، با لحنی پر از عتاب مینویسند:
«امراض مهلکه دیسانتری و تیفوئید هرروزی جمعی را به دیار عدم میفرستند و در این شهر خراب، اقلا چهار رختشویخانه نیست که البسه پر از کثافت و میکروب را در آبهای مشروب عمومی نشویند. بیست سال است که برای ساختن رختشویخانه جراید داد میزنند و شش ماه است که نقشه آن کشیده شده است؛ نه دولت اعتبار آن را میدهد و نه ثروتمندان کمکی میکنند... حاضر نیستیم ۵هزار تومان خرج ساختمان سه رختشویخانه کرده و جان ۱۵۰ هزار نفر را بخریم.»
۷ آذرماه ۱۳۰۷ نیز روزنامهها پیشنهادهای اداره صحیه شرق را به چاپ میرسانند که در آن نوشته است: «قبل از آفتاب، در تمام مظهر قنوات مشروب یکعده زن مشغول شستوشوی البسه کثیف و ... میباشند و غالب امراض مختلف شهر مشهد به واسطه ملوثبودن آبهای مشروب است. بدیهی است باید هرچهزودتر تهیه چند رختشویخانه در خارج شهر نمود تا بتوان از شستوشوی البسه و ... در قنوات جلوگیری کرد.»
۱۳بهمن همین سال هم کمیسیونی در مشهد با حضور وزیر داخله، وزیر فواید عامه، والی ایالت خراسان و رئیس اداره مرکزی و محاسبات شکل میگیرد تا برای ساختوسازهای جدید مشهد تصمیم بگیرند. در این جلسه برای احداث چهار باب از این اماکن در شهر با اعتبار هرکدام ۱۸۰۰تومان بودجه تعیین میشود. اما این مصوبات روی کاغذ به یادگار میمانند و اجرا نمیشوند.
۲۹ اسفند ۱۳۰۸، روزنامه «آزادی» مقالهای انتقادی با عنوان «آبهای شهر چگونه است؟» منتشر میکند و توضیح میدهد که «سه رشته قنات «شیخ»، «سلسبیل» و «مسجد» بهدلیل عبور از منازل و آلودهشدن به شستوشوی لباسهای کثیف، کهنههای نجس و انواع کثافات دیگر قابلاستفاده نیستند. حال آنکه آب همین قناتها آبانبارهای شهر و محلات را پر میکنند.» در این روزگار مشهد به جز این سه رشته قنات، یک رشته قنات دیگر هم دارد: قنات رکنآباد. اما آن هم وضعیت جالبی ندارد.
در واقع این رشتهقنات هم که قسمت عمده آبانبارهای محله ارگ را تأمین میکند، چون بیرون از محدوده شهری قرار دارد، به رختشویگاهی شبانهروزی تبدیل شده است، آنچنان که از طلوع آفتاب تا دو ساعت از شبرفته، انواع کهنهها و البسههای آلوده به امراض مسری در آن شسته میشود و آب پیش از رسیدن به شهر تغییر رنگ میدهد و با آمیزهای از خون، چرک و کف صابون، آبانبارها را پر میکند.
در آبان۱۳۱۲ بلدیه رسما پیشنهاد میکند که برای نجات آب مشهد، بیرون هردروازه (بالاخیابان، تهران، پایینخیابان و نوغان) یک رختشویخانه ساخته شود؛ طرحی که تصویب اعتبارش به دست محمود جم، وزیر وقت داخله، گره خورده است. در این میان، مهام، رئیس بلدیه وقت، ابتدا به تهدید و تعیین جریمه و سپس به پوشاندن نهرهای گلخطمی و رکنآباد متوسل میشود تا مردم تنها با تلمبه آب بردارند و نتوانند لباس چرکین در آن بشویند. همزمان نقشه ساخت دو بنا در دروازه جنت و خیابان تهران، هرکدام با بیست تشت و دوش، روی کاغذ میآید.
در زمستان۱۳۱۳ کار جدیتر میشود، کمیسیون ساخت غسالخانه و رخت شویخانه شکل میگیرد و حتی خیرانی، چون میرزاقهرمان هژیرسادات با اهدای پنج خروار آهک به بنای این مجموعه پای کار میآیند.
سرانجام در دوران مدیریت دکتر ابوالقاسم شیخ، طلسم چندینساله میشکند. از اردیبهشت۱۳۱۴ کار ساختمان شتاب میگیرد؛ شهریورماه فقط رنگآمیزی در و پنجرهها مانده است و طرح تبدیل غسالخانه کهنه پایینخیابان به فضای شستوشوی عمومی و ساخت شعبهای در عیدگاه نیز در دستورکار قرار میگیرد.
روز موعود، ۵مهرماه۱۳۱۴ است؛ درهای نخستین رختشویخانه مدرن مشهد در ابتدای خیابان تهران با اعتباری معادل ۲۲هزار ریال رسما باز میشود که از نظر مهندسی بهداشتی گامی بزرگ بوده است؛ ۳۷تشت ساروجی مقاوم، لولهکشی سرتاسری متصل به یک مخزن بزرگ پشت عمارت و بر فراز هر تشت یک شیر آب برنجی مستقل؛ نظمی صنعتی و مدرن که برای مردم آن روزگار شبیه معجزه است.
دوازده روز بعد، بلدیه طی اعلانی سراسری شستن هرگونه کهنه و رخت در نهرهای شهر را غدغن میکند و مأموران سیار برای جریمه متخلفان به راه میافتند. بلافاصله پروژه بزرگتری در بیرون دروازه نوغان کلید میخورد و کار ساختمانی وسیع با هشتاد تشتک و حوضچهای زلال که اختصاصا برای تطهیر شرعی لباسها طراحی شده است آغاز میشود تا پس از آن رگهای مشهد جاریِ زلال آبها را در خود ببینند؛ البته که فرهنگ شستن رخت در آب شرب تا مدتها با کمیتی لنگ پیش میرود، آنچنان که بلدیه تصمیم میگیرد روی برخی کاریزها از جمله کاریز گلخطمی را که در چندقدمی رختشویخانه نوساز شهر قرار داشته است هم بپوشاند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.