اجرای مدیریت مشارکتی آب در اصفهان و گلپایگان؛ کشاورز شریک حفاظت میشود
اصفهان-مدیر مشارکتهای مردمی و طرحهای زودبازده شرکت آب منطقهای معتقد است مدیریت مشارکتی باید بر تراز منابع ومصارف در حوضه، آبخوان و زیستبوم استوار باشد و کشاورز شریک حفاظت از منابع آب شود.

خبرگزاری مهر، گروه استانها- ندا سپاهی: مسئله آب در استان اصفهان سالهاست از یک موضوع فنی فراتر رفته و به چالش حکمرانی، اعتماد اجتماعی و تعادل میان معیشت، صنعت و محیطزیست تبدیل شده است. از سوی دیگر بند «ت» ماده ۴۰ قانون برنامه هفتم پیشرفت، استقرار مدیریت مشارکتی منابع آب را بهعنوان تکلیف ملی مطرح کرده و استان اصفهان یکی از استانهای پیشتاز در اجرای آن است.
فیروزه سعادتی، مدیر مشارکتهای مردمی و طرحهای زودبازده شرکت آب منطقهای اصفهان در گفتگو با خبرنگار مهر ابعاد این طرح را تشریح میکند؛ به گفته وی، هدف اصلی عبور از دولت تصدیگر به دولت تنظیمگر است؛ یعنی دولت بهجای تصدی کامل، نقش سیاستگذاری، تعیین سقف برداشت، پایش و نظارت را بر عهده بگیرد و بخشی از وظایف اجرایی را در چارچوب قرارداد مشخص به تشکلهای توانمند آببران واگذار کند.
مناطق انتخابشده برای اجرای طرح مدیریت مشارکتی در استان اصفهان، شامل شبکه آبیاری و زهکشی گلپایگان در بخش آبهای سطحی و دشت اصفهان-برخوار در بخش آبهای زیرزمینی است. دلیل انتخاب این مناطق، آمادگی نسبی جامعه محلی و وجود تشکلهای فعال یا نیمهفعال است. سعادتی تأکید میکند مدیریت مشارکتی نباید به کنترل مصرف کشاورز تقلیل یابد. به اعتقاد وی باید نیازهای شرب، کشاورزی، صنعت و حقابه اکولوژیک در یک فرآیند شفاف و دادهمحور تعیین شود.
وی همچنین هشدار میدهد که اگر تشکلها بدون سقف برداشت، پایش دقیق و نظارت شکل بگیرند، منافع کوتاهمدت میتواند بر پایداری آبخوان غلبه کند. بنابراین سه محور سقف برداشت، اندازهگیری و نظارت مستمر را ضروری میداند.
در ادامه مشروح این گفتگو را میخوانید؛
* طرح مدیریت مشارکتی آب استان اصفهان را بهطور خلاصه معرفی کنید و بفرمایید با چه انگیزهای پیگیری میشود؟
پروژه استقرار مدیریت مشارکتی آب بخشی از پازل بزرگ استقرار مدیریت مشارکتی در سطح کشور است که بر اساس بند «ت» ماده ۴۰ قانون برنامه هفتم پیشرفت در سراسر کشور در حال اجراست. پس از تصویب این ماده قانونی، استان اصفهان بهعنوان یکی از استانهای پیشتاز، با انتخاب مناطق مستعد، اجرای این پروژه را آغاز کرد.
هدف اصلی این پروژه، عبور از دولت تصدیگر به دولت تنظیمگر است. سازوکار حکمرانی منابع آب که تاکنون بر پایه تصدیگری صرف بوده و مشکلات متعددی را در سالهای گذشته ایجاد کرده، قرار است با اجرای این ماده قانونی و جلب مشارکت ذینفعان، به مدل تنظیمگری تبدیل شود تا دولت صرفاً نقش نظارت بر اجرای صحیح قانون را بر عهده بگیرد.
*چه نهادها، دستگاهها و ذینفعانی در این طرح مشارکت داده میشوند و سازوکار تصمیمگیری مشارکتی چگونه است؟
در این پروژه، همه ذینفعان آبهای سطحی و زیرزمینی باید مشارکت داده شوند. اما با توجه به ابعاد وسیع طرح و ماهیت چالشی که طی سالها و دههها شکل گرفته، اجرای آن بهصورت گامبهگام و مرحلهبهمرحله ضروری است. با انتخاب مناطق پایلوت مستعد، ذینفعان هماهنگ و آموزش داده میشوند تا از طریق آگاهیرسانی، مشارکت همه گروهها از جمله صنعت، کشاورزی، محیطزیست و سایر ذینفعان محلی جلب شود.
در این مسیر، همکاری دستگاههای حاکمیتی، نظارتی و اجرایی استان نقش مهمی دارد. ارتباط مناسبی در چارچوب دستورالعملهای موجود با این دستگاهها برقرار شده و همکاری خوبی نیز با نهادهایی مانند تعاونی روستایی و جهاد کشاورزی استان شکل گرفته است.
*طرح در کدام مناطق و حوضههای استان اصفهان قرار است اجرا شود؟
طرح در دو حوزه در آبهای سطحی در شبکه آبیاری و زهکشی گلپایگان و در آبهای زیرزمینی در دشت اصفهان–برخوار اجرا میشود.
دلیل انتخاب این مناطق، آمادگی جامعه محلی و ذینفعان آنهاست. در شبکه گلپایگان تشکل فعال و آمادهای وجود دارد و در دشت اصفهان–برخوار نیز چهار تشکل (دو تشکل فعال و دو تشکل نیمهفعال) آماده مشارکت هستند.
* چالشهای اجرایی طرح چیست؟ قوانین و ضوابط چقدر در تسهیل یا محدود کردن این پروژه دخیل است؟
بی تردید مانند هر طرح نوپا، این پروژه نیز با چالشهایی روبهروست؛ ناآگاهی و بیاعتمادی ذینفعان، همکاری ناکافی برخی دستگاهها با شرح وظایف مشترک، کمبود منابع مالی، ابزار لجستیکی و نیروی انسانی از چالشهای اصلی است.
این اولینبار است که استقرار مدیریت مشارکتی بهعنوان ماده قانونی در برنامه هفتم پیشبینی شده و مدتزمان لازم برای استقرار کامل آن و عبور از مدل تصدیگری بهدرستی پیشبینی نشده است؛ همچنین ابزارهای مورد نیاز نهادهای دولتی برای اجرای طرح هنوز کامل نیست.
مهمترین مشکل، نبود تخصیص منابع مالی لازم برای واگذاریها و نبود اعتبار کافی برای آموزش و آگاهیسازی است که فرآیندی زمانبر و ضروری محسوب میشود.
*در طراحی و اجرای طرح مدیریت مشارکتی آب در اصفهان چه جایگاهی برای محیطزیست و نیازهای اکولوژیکی حوضهها در نظر گرفته شده است؟
انتظار داریم مدیریت مشارکتی به افزایش بهرهوری منابع آب سطحی و زیرزمینی منجر شود. عمده بهرهبرداران استان اصفهان جامعه کشاورز هستند و مشارکت آنها به معنای واقعیکردن نیازها و بهرهگیری از دانش و تجربه نسلبهنسل این گروه است.
اگر مدیریت آب بهینه شود، محیطزیست بهعنوان بهرهبردار اصلی منابع آب نیز منتفع خواهد شد و امید میرود در جریان اجرای گامبهگام پروژه، شاهد احیای اکوسیستمهای آبی ازدسترفته استان باشیم.
تجربه تاریخی مدیریت منابع آب نشان میدهد هرجا مشارکت کشاورزان وجود داشته، موفقیت بیشتری حاصل شده است. مدل تصدیگری از بالا به پایین در چند دهه اخیر نتوانسته به بهرهوری مطلوب منجر شود، اما با تکیه بر دانش و تجربه کشاورزان میتوان مدیریت منابع آب را بهشکل بسیار مؤثرتری انجام داد.
*در حوضههای انتخابی یا زایندهرود اگر قرار باشد این طرح اجرا شود چگونه بین نیازهای آبی کشاورزان و حقابه محیطزیستی تعادل برقرار میکنید؟ و پرسش مهم اینکه آیا فقط قرار است مدیریت مشارکتی با مدیریت مصرف ذینفعان کشاورز حوضه ها انجام گیرد؟
نکته کلیدی این است که موضوع را فقط به مدیریت مصرف آب کشاورزی تقلیل ندهیم. مدیریت مشارکتی باید بر تراز منابع و مصارف در سطح حوضه، آبخوان و زیستبوم استوار باشد. میزان واقعی منابع قابل دسترس و نیازهای شرب، کشاورزی، صنعت و اکولوژیک مشخص شده و سپس در فرآیندی شفاف تخصیص تعیین شود.
مشارکت کشاورز به معنای انتقال تمام مسئولیت حفاظت به او نیست؛ دولت سیاستگذاری، تعیین سقف برداشت، پایش و نظارت را حفظ کرده و بخشی از تصدیگری را با قرارداد مشخص واگذار میکند. مدیریت مشارکتی به معنای مشارکت دادن کشاورز در تحمل محدودیتها نیست؛ به معنای مشارکت او در تصمیمسازی، اجرا، پایش و مسئولیتپذیری است. قانون برنامه هفتم نیز هم بر مدیریت یکپارچه و هم بر حقابه محیطزیست تأکید دارد.
*یکی از نگرانیهای رایج این است که مشارکت کشاورزان ممکن است به افزایش فشار بر منابع آب و تشدید بحران اکولوژیکی منجر شود. چگونه این ریسک را مدیریت میکنید؟
این نگرانی جدی است اما مشکل اصلی خودِ مشارکت نیست بلکه نوع طراحی نظام مشارکت و حدود اختیار است. اگر تشکل بدون سقف برداشت، بدون پایش و بدون نظارت شکل بگیرد، منافع کوتاهمدت غالب میشود.
پیشنهاد این است که تشکلها بر سه محور فعالیت کنند: تعیین سقف برداشت بر اساس ظرفیت واقعی، کنترل برداشت با ابزار اندازهگیری و سامانه پایش، و ارزیابی مستمر عملکرد توسط وزارت نیرو با همکاری جهاد کشاورزی. در این صورت کشاورز شریک حفاظت از منابع آب خواهد بود.
*دو سال پیش، طرح مشارکت کشاورزان را تا حدودی در سمیرم دنبال کردید، تجربه شما در سمیرم نشان داده که مشارکت کشاورزان تا چه حد توانسته به بهبود وضعیت محیطزیستی کمک کند؟ آیا نمونه موفقی دارید که بخواهید به آن اشاره کنید؟
تجربه سمیرم بیش از آنکه مستقیم شاخص محیطزیستی را هدف گرفته باشد، درس مشارکت واقعی، مدیریت تعارضات و ایجاد اعتماد را به ما آموخت. بدون شناخت ذینفعان، گفتوگوی مستمر و وارد کردن آنها در تصمیمگیری، هیچ طرح بزرگ آبی پایدار نخواهد بود. این تجربه میتواند مبنای طراحی مدل مشارکتی قرار گیرد.
*پرسش آخر اینکه آیا ارزیابی اقتصادی از طرح مدیریت مشارکتی آب تاکنون انجام شده؟
پروژه هنوز در مراحل اولیه طراحی و استقرار است و برای مدلی که آثار آن در طول زمان ظاهر میشود، ارزیابی نهایی زود است. پایلوت دقیقاً برای آزمون مدل و اندازهگیری نتایج است. پیشنهاد این است که از ابتدا شاخصهای چندبعدی اقتصادی، اجتماعی، فنی-آبی و محیطزیستی تعریف شود تا خط پایه وجود داشته باشد و بتوان وضعیت قبل و بعد را مقایسه کرد.
پایلوت برای ما فقط محل اجرای طرح نیست؛ آزمایشگاه ارزیابی مدل است. باید از ابتدا بدانیم چه شاخصهایی را اندازهگیری میکنیم تا در پایان بتوانیم بر اساس شواهد بگوییم این مدل چه میزان اثر اقتصادی، اجتماعی، فنی و محیطزیستی داشته است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.