یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

تازه دامادی که از خاک «چنار سفلی» تا نبرد با ضد انقلاب در بانه پیش رفت

مبه نقل از مهر همدان··خبر در مهر همدان

همدان- «قربان رضا فضلعلی» نخستین شهید شهرستان اسدآباد ورزشکاری بود که در عید قربان پا به جهان گذاشت و ۲۰ سال بعد در عید قربان با در نبرد با دموکرات‌ها به شهادت رسید.

تازه دامادی که از خاک «چنار سفلی» تا نبرد با ضد انقلاب در بانه پیش رفت
عکس: مهر همدان

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها-فاطمه گوگردی: در میان لاله‌زار شهدای اسدآباد نامی می‌درخشد که قصه‌اش از خاک روستای «چنار سفلی» آغاز شده است؛ در سال‌ها پیش «قربان رضا فضلعلی» در روستای چنار سفلی چشم به جهان گشود و در سال‌های جنگ تحمیلی هشت ساله وقتی «قربان رضا فضلعلی» جوانی ۲۰ ساله بود به شهادت رسید. داستان زندگی «قربان رضا فضلعلی» نخستین شهید شهرستان اسدآباد پر از عشق، حیا، مردانگی و ایثار است.

«قربان رضا فضلعلی» در روز ۲۶ خرداد ۱۳۳۸ مصادف با عید سعید قربان در خانواده‌ای پرجمعیت پا به جهان گذاشت و به همین دلیل «قربان رضا» نام گرفت اما ۲۰ سال بعد در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ و باز هم همزمان با عید قربان جان پاک خود را در راه معبود قربانی کرد تا زیباترین معنا را به نامش ببخشد. شهید «قربان رضا فضلعلی» در کانون خانواده‌ای ۱۵ نفره پرورش یافت و نام پدرش «رسول فضلعلی» و نام مادرش «مروارید محرابی محب» بود.

محمدعلی فضلعلی برادر شهید «قربان رضا فضلعلی» در گفت‌وگو با خبرنگار مهر درباره اخلاق برادر شهیدش اظهار کرد: برادرم نه‌تنها خلق و خوی خوبی در میان خواهران و برادرانمان داشت بلکه مهر و محبت خاصی هم نسبت به همسر دوم پدرمان «انیس مجنونی» داشت.

این برادر شهید افزود: قربان رضا با همسر دوم پدرمان لحظه‌ای بد رفتاری نمی‌کرد چنانچه بخاطر دارم یکبار بسیار بیمار شده بود قربان رضا به محض اینکه متوجه بیماری انیس شد سریع او به درمانگاه برد.

وی ادامه داد: قربان رضا با رفتاری سراسر احترام و عطوفت چنان در دل همسر دوم پدرمان جای گرفت که سال‌ها بعد سرگذشت زندگی برادرم در کتابی با عنوان «انیس» به قلم «فاطمه بگزاده» و با حمایت فدراسیون کشتی ایران و بنیاد شهید کشور چاپ و در فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی ایران رونمایی شد.

پیشنهاد وسوسه‌انگیز سینماگران که با نگاه بلند قربان رضا رد

این برادر شهید ادامه داد: برادرم قربان رضا جوانی پاکدست، ورزشکار و پهلوان صفت بود و روح خود را در کوره‌ی ورزش و پرهیزکاری صیقل می‌داد و او دارنده کمربند قهوه‌ای کاراته در آکادمی رضاییان تهران و کشتی‌گیری خوش سیما و با استایلی بود.

وی افزود: قد و قامت ورزشکاری قربان رضا حتی توجه سینماگرانی را که به باشگاه‌های تهران می‌آمدند جلب کرده بود و پیشنهادهایی برای ورود به دنیای هنر به او شد اما چشمان قربان رضا افقی بلندتر از شهرت را می‌دید.

فضلعلی درباره امانت داری برادر شهیدش بیان کرد: صداقت و امانت‌داری قربان رضا زبانزد بود و زمانی که در یکی از مبل فروشی‌های خیابان تخت طاووس تهران کارگری می‌کرد، پیدا کردن انگشتری طلا زیر مبل و تحویل صادقانه‌اش به کارفرما چنان اعتماد و محبتی در دل صاحبکار ایجاد کرد که حتی در زمان شلوغی‌های انقلاب پیشنهاد مهاجرت به آمریکا و زندگی در رفاه را به او داد اما قربان رضا ماندن در کنار مردمش را به تمام زرق و برق‌های دنیا ترجیح داد.

وی ادامه داد: با طنین‌انداز شدن ندای انقلاب اسلامی قربان رضا نوارهای صوتی حضرت امام خمینی (ره) را در مسجد توزیع می‌کرد و اینگونه علاقه خود به امام(ره) را نشان می‌داد.

تازه دامادی که سربازی امام خمینی (ره) را برگزید

این برادر شهید اضافه کرد: قربان رضا با فرا رسیدن زمان خدمت سربازی در حالی که تنها یک سال از ازدواجش می‌گذشت و «تازه داماد» بود، به ندای رهبر لبیک گفت و در پاسخ به نگرانی پدر و مادرم که با دلسوزی به او گفتند تو تازه ازدواج کرده‌ای با لبخندی می‌گفت که صد تا از این عروسی‌ها هم که باشد من می‌روم، من سرباز امام خمینی هستم.

وی با بیان اینکه برادرم قربان رضا در جبهه و در لشکر ۲۸ سنندج علاوه بر رزمنده بودن، مربی ورزش صبحگاهی و روحیه بخش رزمندگان بود، تصریح کرد: همرزمان برادرم همیشه از شجاعتش به ما می‌گویند چراکه همیشه در پرخطرترین نقاط خط مقدم می‌ایستاد و به بقیه می‌گفت شما انتهای سنگر بمانید، من جلو می‌روم.

فضلعلی ادامه داد: فرمانده و همرزمان برادرم آخرین لحظات قبل از شهادت او می‌گفت که در روزهایی که دموکرات‌ها جاده‌های کردستان را مسدود کرده بودند و فرمانده لشکر که از تازه داماد بودن قربان رضا آگاه بوده سعی می‌کرده که او را از عملیات پرخطر بانه بازدارد اما شوق شهادت و غیرت قربان رضا مانع از عقب‌نشینی او شد.

وی افزود: در جریان نبردی سنگینی در شهر بانه و پاکسازی ساختمانی که دموکرات‌ها در آن سنگر گرفته بودند، قربان رضا با شجاعت خود پیشتازی کرد و ۲ تن از مهاجمان را هدف قرار داد اما در همان حین از سمت پیشانی هدف تیر دشمن قرار گرفت و پس از حدود هفت تا هشت ماه خدمت صادقانه شهد شیرین شهادت را نوشید.

برادر شهید «قربان رضا فضلعلی» بیان کرد: پیکر مطهر برادرم ابتدا به تهران منتقل شده بود اما با پافشاری پدر و اهالی وفادار روستا به زادگاهمان منتقل شد تا خاک روستای «چنار سفلی» تا ابد امانت‌دار پیکر نخستین شهید اسدآباد باشد.

روایت شگفت‌انگیز برادر از خواب شهادت قربان رضا

وی با بیان اینکه من هنگام شهادت قربان رضا ۱۲ سال داشتم، افزود: به قربان رضا علاقه زیادی داشتم به شکلی که حتی قربان رضا در وصیت‌نامه‌اش سفارش بوسیدن پیشانی من را کرده بود.

محمدعلی فضلعلی به خاطره‌ی رویای شگفت‌انگیز دوران ۶ سالگی‌اش اشاره کرد و ادامه داد: سال‌ها قبل از شهادت قربان رضا در خواب دیدم که در طوفانی سخت در کوه‌های روستای چنار سفلی گیر افتاده‌ایم و ناگهان اسبی سپید از آسمان فرود آمد که سواری بر آن بود و پیشانی قربان رضا را بوسید و او را با خود به آسمان‌ها برد.

وی در ادامه افزود: پس از شهادت قربان رضا شبی برادر جوانم را با همان کیف زرد رنگی سربازی‌اش در خواب دیدم که لبخند می‌زند و می‌گوید «ممدعلی، من زنده‌ام و نمرده‌ام؛ کنار شما هستم اما شما مرا نمی‌بینید...»

شهید «قربان رضا فضلعلی» قهرمانی بود که از رویای احداث یک باشگاه ورزشی در روستایش گذشت تا مدال ابدی شهادت را بر گردن آمیزد. مردی که پاکدستی‌اش، جوانمردی‌اش با خردسالان و بزرگان و مهر بی‌حدش به خانواده او را به الگویی ماندگار برای نسل‌ها بدل کرده است. پس از شهادت شهید «قربان رضا فضلعلی» پدرش مادرش و برادر جانبازش حسین رضا فضلعلی نیز به دیار باقی شتافتند.

منبع: مهر همدانمشاهدهٔ خبر اصلی ←
روح‌الله خمینی

روح‌الله خمینی

سید روح‌الله موسوی خمینی مرجع تقلید شیعه و سیاستمدار ایرانی بود که رهبری انقلاب ۱۳۵۷ را بر عهده داشت و از ۱۳۵۸ تا زمان درگذشتش در خرداد ۱۳۶۸ نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.

همهٔ ۱۵۶ خبر روح‌الله خمینی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.