دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

انجمن مخفی خیران ناشناس مشهد

شبه نقل از شهرآرانیوز··خبر در شهرآرانیوز

به گواهی روزنامه «آفتاب شرق»، مشهد در سال ۱۳۳۷ به دست گروهی اداره می‌شد که هیچ‌کس آنان را نمی‌شناخت.

انجمن مخفی خیران ناشناس مشهد
عکس: شهرآرانیوز

بسطامی | شهرآرانیوز؛ «گاهی که انسان فساد‌ها و تباهی‌هایی که در تمام دستگاه‌ها و طبقات رسوخ یافته را مشاهده می‌کند، حالت یأسی به او دست داده و از مسائلی تعجب می‌کند. یکی از این مسائل این است که این ملت چگونه می‌تواند همین قدر هم در فضای حیات تنفس کند و به چه علت می‌تواند مانند سایر ملل و ممالک زندگی کند و تاکنون به واسطه این همه بلیات (بلاها) منسوخ و منقرض نشده است. البته منقرض نشده که در عرصه بقا پیشرفت‌هایی هم دارد!»

این سطر، ابتدای گزارشی است که خبرنگار روزنامه «آفتاب شرق» در شهریور ۱۳۳۷ خورشیدی نوشته و شاید برایتان پرسش باشد که چه اتفاقی افتاده و او می‌خواهد به چه موضوعی اشاره کند. خبرنگار با این جمله‌ها تلاش می‌کند در پرده از حکومت وقت گلایه کند و می‌گوید مملکت اگر قدری هم به سمت آبادانی می‌رود، به واسطه وجود خیران گمنامی است که در هر شرایطی به فکر همنوع و همشهری یا هم‌وطن دردمند خود هستند و با کار‌های خیر یا وقف اموالشان گامی در راه آسایش مردم برداشته‌اند.

این خبرنگار همچنین می‌گوید شمار این آدم‌های نیک به واسطه وجود حرم مطهر حضرت رضا (ع) در مشهد بیشتر است. او در ادامه گزارشش می‌نویسد:

«آدم وقتی که می‌بیند در همین محیط فسادآلود، مردمان بزرگ، مردمان فاضل، مردمان کریم‌النفسى وجود دارند که مشتهیات (تمایلات) نفسانی بر آنها چیره نمی‌شود، پاک هستند، مهذبند، دین دارند، وطن‌پرستند و در راه خدا و خلق خدا مکارم و ایثار‌هایی دارند، اسرار بقا و پایداری این مملکت و جامعه آشکار می‌شود و انسان می‌فهمد در جامعه‌ای که این قبیل مردم و این‌گونه اعمال وجود دارد، بقا و حیات نیز وجود دارد. همچنان که گنه می‌تواند عامل ویرانی یک شهر باشد، بزرگی و کرامت نفس و خدمت یک فرد هم می‌شود سبب آبادی یک کشور باشد.»

او در ادامه شاهدی بر ادعای خود نیز می‌آورد: «چند روز قبل که نگارنده در نیشابور مؤسسات خیر و جمعیت شیر و خورشید سرخ آن شهر را می‌دیدم، در درمانگاه سعیدی قریب ۱۵۰ زن و مرد و طفل بیمار را دیدم که همه برای نسخه و دارو گرفتن آمده و پزشکان مشغول انجام وظیفه بودند.

شکر کردم و لذتی بردم از اینکه این مؤسسات خیر فعال در وطن ما وجود دارد و روز به روز رو به جلو می‌رود. بعد خوشحال‌تر شدم که در همین مشهد غیر از مؤسسات خیر آستان‌قدس مانند مؤسسات شیر و خورشید سرخ، تشکیلات زنده و مفید دیگری هم وجود دارد که بی‌سر و صدا برای خدا و خلق خدا خیلی کار می‌کند؛ افرادی که هیچ‌کس آنها را نمی‌شناسد.»

خبرنگار جریده آفتاب شرق سپس خیابان شاهرضا را به عنوان مسیری معرفی می‌کند که هر دردمندی آنجا را می‌شناسد و می‌داند مرهمی در این خیابان پیدا می‌کند: «از جمله در همین خیابان شاهرضا؛ در منظر هر زوار که با قطار به این شهر وارد و خارج می‌شود، مؤسسه و درمانگاه خیریه بینوایانی هست که همه روز پزشکان آنجا عده زیادی بیمار مراجعه‌کننده را نبض می‌گیرند.

دوا می‌دهند، معالجه می‌کنند، بدون آنکه دیناری توقع کنند. در این درمانگاه فقط پزشکانی که هر روز ساعاتی از وقت خود را مجانا صرف معالجه افراد مستمند و بی‌بضاعت این شهر می‌کنند، شناخته می‌شوند. به راستی دیگر مؤسسان و صاحب همتان خداپرستی که پول می‌دهند و آنجا را اداره می‌کنند، کیستند؟»

روایت روزنامه «آفتاب شرق» پس از این سؤال و بعد از پرداختن به اوضاع دردناک بیماران، پای کار بودن خیران و درمانگاه خیابان شاهرضا به یک قصه دیگر می‌رسد؛ قصه پای سوخته یک دختر:

«کسی نمی‌داند این خیران چه کسانی هستند. کسی اسم آن‌را نمی‌برد، اما گویا یک عده بازرگان و کسبه بازاری غیرمعروفی هستند در این شهر که خدا آنها را می‌شناسد. اما علت تأسیس این درمانگاه (درمانگاه شاهرضا) هم می‌دانید چه بوده؟ می‌گویند، سه سال قبل پای دختری می‌سوزد، او را ابتدا به بیمارستان می‌برند، اما نه تختی خالی بوده که بستری‌اش کنند و نه حتی نوبت به آن طفل می‌رسیده تا پذیرش شود. از بس مراجعه‌کننده زیاد بود جواب رد از بیمارستان می‌شنود. این ماجرا دهان به دهان می‌چرخد و احساسات خفته چند نفر را برمی‌انگیزد که برای این قبیل مجروحین و بیماران درمانگاهی تأسیس کنند و همان روز این چند نفر که تا هنوز هم ناشناخته هستند، در راه خدا این قیام خیر را می‌کنند و درمانگاه تأسیس می‌گردد.»

به گفته این جریده، سرپرست افتخاری این جمع ناشناخته و آن درمانگاه هم با دکتر ابوالقاسم رسا (یکی از طبیبان خوشنام مشهد و آخرین ملک‌الشعرای آستان قدس) بوده است. روزنامه «آفتاب شرق» در پایان به دیگر اقدامات خیرخواهانه این خیران هم اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد:

«این چند نفر بازرگان خیرخواه، علاوه بر اداره این درمانگاه کار‌های خیر دیگری هم می‌کنند؛ شب عید نوروز چند صد من برنج و روغن به مستمندان آبرودار می‌دهند که شب عید پلو داشته باشند. در زمستان چندین خروار ذغال و خاکه به خانه‌دار‌های فقیر می‌دهند و برای مؤسسات خیر دیگر شهر در مواقعی شیرینی و میوه می‌دهند. کفش و لباس می‌خرند و خلاصه سر و کار خود را با خدا انداخته و حساب آن دنیایشان را روشن کرده‌اند. در کشوری که چنین مردمانی هستند، همیشه عنایت خداوندی متوجه آن کشور هست و استقلالش باقی است.»

منبع: شهرآرانیوزمشاهدهٔ خبر اصلی ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.