آغاز توسعه مشهد در عهد غازانی | نگاهی به تاریخ ناخوانده شهر بهشت در عصر هفتمین فرمانروای ایلخانی
با وجود آنکه ساختمان مرقد مطهر امام رضا (ع) و صندوق روی قبر مبارک از تعرض حمله مغولان به مشهد مصون ماند، خزائن آستان و نذورات مجتمع در حرم رضوی غارت شد و جمع...

مرضیه ترابی | شهرآرانیوز؛ مغولان طی سه لشکرکشی، بین سالهای ۶۱۶ تا ۶۵۴ قمری، سراسر ایران را اشغال کردند. خراسان بهدلیل همجواری با ماوراءالنهر، یکی از نخستین مناطقی بود که توسط چنگیزیان تصرف شد. آنها با توحش تمام این منطقه را به باد غارت دادند. ابناثیر، مورخ نامدار قرن ششم و هفتم، تنها شمار تلفات شهر مرو را ۷۰۰هزار نفر ثبت کرده است.
این رقم در برخی شهرها، پا را از یک میلیون فراتر میگذاشت و ابدا در ثبت آنها اغراقی در کار نبود. واقعیت آن است که ما، هنوز هم درک صحیحی از فضای تاریخی ایران، پیش از یورش مغولان نداریم. تمدنی که این اقوام مهاجم به نابودی کشیدند، میراثی گرانبها بود که بر پایه دستاوردهای تمدنی اسلام و ایران بنا شده و رونقی شگفتانگیز در سراسر سرزمین ما پدید آورد؛ رونقی که بهیکباره در حمله مغولان به خاموشی گرایید و ایران، پس از آن، دیگر شرایط پیش از حمله مغول را بازنیافت.
روزگار خراسان و مشهد، بعد از این هجوم گسترده، روزگاری پرمحنت بود. با وجود آنکه ساختمان مرقد مطهر امام رضا (ع) و صندوق روی قبر مبارک از تعرض مصون ماند، خزائن آستان و نذورات مجتمع در حرم رضوی غارت شد و جمع زیادی از مردم ساکن مشهد به اسارت درآمدند.
یکی از این اسرا، زنی به نام «فاطمه»، مشهور به «فاطمه توسی» بود که بعدها به دربار خان مغول راه یافت و ندیم «تورکیناخاتون» همسر چنگیز شد و توانست از سادات و نقبای مشهد حمایت همهجانبه کند و شهر را از چپاول بیشتر محفوظ بدارد.
با این حال، تا زمانی که مغولان اسلام نیاورده بودند، این مصونیت اتکاپذیر نبود. اسلام آوردن «احمد تکودار»، یکی از ایلخانان پس از هلاکو، کورسوی امیدی در دل مردم روشن کرد، ولی به قدرت رسیدن «ارغون» و تلاش او برای اشاعه آیین بودایی، روزگار را دشوارتر از قبل کرد. تا اینکه بالاخره در سال ۶۹۴ قمری، غازانخان فرزند ارغون، اسلام آورد و با مسلمانی او، شرایط بهنحو مؤثری تغییر کرد.
غازانخان هفتمین ایلخان مغول در ایران بود که بین سالهای ۶۹۴ تا ۷۰۳ قمری، به مدت ۹ سال بر ایران حکومت کرد. رابطه غازانخان با خراسان و بهویژه شهر مشهد، از دوران پدرش ارغون آغاز شد. غازانخان حاکم خراسان بود و بهدلیل همین، با مشهد و مرقد مطهر علیبنموسی الرضا (ع) آشنایی داشت.
گزارشهای تاریخی نشان میدهد که او، مدتها پیش از اسلام آوردن نیز، خاطر مشهد را عزیز میداشت. خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی در «تاریخ مبارک غازانی» آورده است که غازانخان، در همان دوران حکومت خراسان و زمانی که رسما مسلمان نشده بود، برای زیارت به مشهد میرفت: «در اوائل حال، در خراسان به زیارت مشهد مقدس طوس علی ساکنه السلام ... رفتهبود.» این مسئله نشان میدهد که غازانخان از عنفوان جوانی و بهاحتمال با تشویق وزیرش «امیر نوروز» که اتفاقا بعدها به دشمن او هم بدل شد، به اسلام تمایلی آشکار و به سادات ارادتی تام داشت.
در آن زمان جمعیت مشهد رو به افزایش نهاده بود. تخریب و غارت شهرهای بزرگ اطراف مانند نوقان و تابران، بخش عمده جمعیت گریخته از مهلکه را به سوی مشهد کشاند که دستکم امنیتی بیشتر از امنیت این دو شهر تاریخی داشت. این توسعه، طبیعتا محدودیتهای قدیمی مربوط به زیرساختهای شهری را آشکار کرد. هزینه ارائه خدمات به زائران بالا رفت و مشکلات مربوط به سکونت بیقاعده جمعیت در اطراف حرم مطهر رضوی، بیش از پیش آشکار شد.
اداره مشهد در این دوره برعهده تعدادی از سادات بود که در رأس آنها فردی با لقب «نقیب» قرار داشت و همین سادات بودند که در تعامل با «فاطمه توسی» برای مدتی شهر را از تعرض بیشتر مغولان مصون نگه داشتند.
با این حال، توجه به وضعیت مشهد تا پیش از آغاز حکومت غازانخان، چندان ثباتی نداشت و هجمههای گاهوبیگاه و غارتهای مدام اجازه نمیداد آب خوش از گلوی مردم پایین برود. کمی بعد از آغاز حکومت غازانخان و در حالی که او هنوز بر کارها مسلط نبود، «داوود بن براق» از اردوی «جغتایی» مغولان در ماوراءالنهر، به قلب خراسان لشکر کشید و مشهد را غارت کرد و مردمانش را به اسارت گرفت.
محمدحسنخان اعتمادالسلطنه در جلد دوم «مطلعالشمس» و ضمن بررسی حوادث سال ۶۹۵ قمری مینویسد: «در اواخر سنه ماضیه (۶۹۴ قمری) که غازان به تخت سلطنت جلوس کرد، جمعی از شاهزادگان تاتار از اولاد چنگیزخان با او مخالفت کردند، منجمله داود بن براق که از ماوراءالنهر با لشکری عظیم به خراسان آمد و اغلب بلاد خراسان را قتل و غارت کرد و اسیر بُرد از جمله شهر مشهد».
هر چند که غازانخان نیز مانند دیگر ایلخانان طبعی سرکش و رفتاری تند و خشن داشت، اما مورخان وی را به سبب اقدامات عمرانی و تلاش برای برقراری امنیت در کشور ستودهاند. مغولان تا پیش از غازانخان باور داشتند که غارتکردن از مالیات گرفتن سادهتر است و معتقد بودند چه لزومی دارد وقتی میتوانند اموالی را به سرعت غارت و از آن خود کنند، برای دریافت تدریجی آنها در قالب مالیات و عوارض، صبر و شکیبایی پیشه سازند؟!
با تلاش دیوانسالارانی مانند برادران جوینی و خواجه رشیدالدین فضلاللههمدانی، به تدریج نَمی از تمدن به وجود اُمرای مغول نفوذ کرد و در دوره غازانخان، تلاش برای بازسازی شهرها، احیای قنوات و توسعه کشاورزی و بازرگانی آغاز شد، اما همانطور که گفتیم، این اقدامات هیچگاه نتوانست وضعیت ایران را به دوران قبل از هجوم چنگیزیان بازگرداند. غازانخان که علاقه ویژهای به مشهد داشت، پس از پذیرش اسلام، به زیارت این مکان مقدس آمد و چندی را در مشهد روزگار گذراند.
برخی مورخان اعتقاد دارند که در همین دوره، سنگ بنای «دارالسیاده» در جبهه غربی حرم مطهر گذاشتهشد. این بنا که محل اقامت سادات بود، به ظاهر بعدها به بخشی از حرم تبدیل شد که امروزه آن را با نام رواق دارالسیاده میشناسیم. غازانخان که برای سادات احترام زیادی قائل بود، در شهرهای بزرگی مانند تبریز و شیراز، برای آنها دارالسیاده تأسیس کرد و چنین به نظر میرسد که ساخت این بنا در مشهد نیز، در همین راستا صورت گرفتهباشد. غازانخان برای روبهراه کردن اوضاع مشهد، یکی از سادات موسوی به نام «طاهر» را به عنوان نقیب سادات برگزید و اداره شهر و حرم مطهر را به دست وی سپرد.
احمدبنمحمد کیا گیلانی، نویسنده کتاب «سراجالانساب (تألیف: ۹۷۶ قمری)»، ضمن معرفی «غیاثالدین محمد بن شریف» از نقبای شهر مشهد و نوادگان «طاهر نقیب»، مینویسد: «این طاهر در زمان سلطنت غازانخان از مشهد مقدسه رضیه رضویه به اتفاق برادر خود سیدعلاءالدین و با بعضی بنیاعمام (پسرعموها) متوجه تبریز (پایتخت آن دوره) شدند و سیدعلاءالدین در راه به قتل رسید و این سیدطاهر از پادشاه مذکور نشان نقابت به اسم خود گرفت و اول کسی که از سادات موسویه مشهد مقدسه رضویه نقیب شد، او بود و از آن وقت هنوز نقابت موسویه در نسل اوست.»
غازانخان برای توسعه مشهد، اقداماتی انجام داد. در دوره او مرمت کاروانسراها و ساخت نمونههای جدید آن آغاز شد. زائران به دلیل تخریب نوغان، مکانی برای اقامت نداشتند و ناچار بودند در جوار حرم و در نقاط نهچندان امن، اتراق کنند و به زیارت بروند.
ساخت کاروانسرا در جوار حرم، دستکم از قرن چهارم هجری قمری متداول بود و افرادی مانند ابوالحسن عراقی دبیر، سوریبنمعتز و خواجه نظامالملک توسی به احداث کاروانسرا در جوار حرم رضوی پرداختهبودند. از سوی دیگر، طبق گزارش «فصیحی خوافی» در «مُجمل فصیحی (تألیف: ۸۴۵ قمری)»، غازانخان برای تأمین هزینههای حرم رضوی که روز به روز، به دلیل افزایش زائران و مجاوران بیشتر میشد، موقوفههای ارزشمندی را وقف کرد.
به دستور وی روستاهای «فرهادگرد»، «فرهادان» و «مخالفسرای» را وقف حرم مطهر رضوی کردند. جزئیات وقفنامه غازانخان، چنانکه در وقفنامه خواجه رشیدالدین فضلالله در موقوفات «ربع رشیدی» شاهد هستیم، مشخص و معلوم نیست، اما قدرِ مسلم آن است که او، علاوه بر تأمین هزینههای نگهداری حرم مطهر، نیمنگاهی هم به وضعیت زیرساختهای شهر و قالبهای خدمات عمومی آن داشتهاست.
او قطعا برای برنامهریزی در این زمینه، نمونهها و الگوهای مهمی در اختیار داشت؛ توسعه مشهد و حرم رضوی از میانه دوره خوارزمشاهی به بعد و یکی دو دهه پیش از حمله مغولان، مورد توجه ویژه حکام و اُمرای خراسان قرار گرفت. هر چند به دلیل تغییرات بنیادین در توسعه شهری، نشانی از آن اقدامات در مشهد امروزی دیده نمیشود، اما برخی نمادها مانند کاشیهای سنجری و سنگاب خوارزمشاهی، هنوز در حرم مطهر رضوی وجود دارند و خبر از دوران پررونق فعالیتهای عمرانی در مشهد عصر پیشامغول میدهند.
بد نیست اشاره کنیم که دلیل اساسی توجه خوارزمشاهیان به مشهد، صرفنظر از اعتبار جایگاه مرقد مطهر ثامنالائمه (ع)، به نزاعی برمیگشت که میان سلطانمحمد خوارزمشاه و الناصرلدینالله، خلیفه وقت عباسی در بغداد درگرفته بود. در این شرایط، خوارزمشاه به حمایت از «علاءالملک ترمذی» یکی از سادات ماوراءالنهر به عنوان خلیفه پرداخت و تشیع بیش از گذشته در خراسان مورد توجه قرار گرفت. در دوران پس از غازانخان نیز، سیاستهای مذهبی، به ویژه شیعه شدن الجایتو، ایلخان پس از غازانخان، باعث توجه بیشتر به مشهد و حرم رضوی شد، تا آنجا که سالها بعد، وقتی ابنبطوطه مراکشی به مشهد رسید، علاوه بر حضور فعال نقیبان، این شهر را، شهری پررونق و حرم امام رضا (ع) را مکانی با معماری بسیار فاخر معرفی کرد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.