شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید

روایت‌هایی که نباید در قفسه‌ها بمانند؛ از کتاب شهدا تا پرده سینما

مبه نقل از مهر گلستان··خبر در مهر گلستان

گرگان-رئیس حوزه هنری گلستان معتقد است روایت چهار هزار شهید استان هنوز ظرفیت‌های ناگفته بسیاری دارد و باید از دل کتاب‌ها بیرون بیاید و در قالب فیلم، تئاتر و هنرهای تجسمی به نسل جدید برسد.

روایت‌هایی که نباید در قفسه‌ها بمانند؛ از کتاب شهدا تا پرده سینما
عکس: مهر گلستان

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها: بزرگداشت شهدا زمانی به نتیجه‌ای ماندگار می‌رسد که از چارچوب مراسم و یادواره‌ها فراتر برود و روایت زندگی، انتخاب‌ها و فداکاری‌های آنان در دسترس نسل‌هایی قرار بگیرد که جنگ را تجربه نکرده‌اند. در این میان، کتاب و تاریخ شفاهی می‌توانند نقطه آغاز مسیری باشند که از ثبت خاطرات عبور می‌کند و به تولید آثار نمایشی، سینمایی، موسیقایی و تجسمی می‌رسد.

در استان گلستان، برگزاری دومین کنگره ملی چهار هزار شهید، فرصتی برای بازخوانی تجربه‌های دفاع مقدس، معرفی چهره‌های کمتر شناخته‌شده و بررسی نقش هنرمندان در ثبت و انتقال این میراث فراهم کرده است. بخشی از این تلاش‌ها در کمیته تألیف و نشر کنگره دنبال می‌شود؛ جایی که علاوه بر گردآوری اسناد و خاطرات، کیفیت آثار و چگونگی ارتباط آن‌ها با مخاطب امروز اهمیت دارد.

سید حسام بنی‌فاطمه، رئیس حوزه هنری انقلاب اسلامی گلستان، در گفتگو با خبرنگار مهر، با اشاره به تأکیدات رهبر شهید انقلاب بر کتاب و تاریخ شفاهی، معتقد است تولید اثر مکتوب پایان کار نیست و باید زمینه اقتباس هنری، معرفی عمومی و حضور روایت شهدا در زندگی فرهنگی جامعه فراهم شود. وی همچنین از ظرفیت ۵۳ شهید هنرمند استان، ضرورت بازشناسی نقش هنرمندان در جبهه و پشت جبهه و برنامه‌های مرتبط با معرفی شهدای شاخص گلستان سخن گفت.

*در سال‌های گذشته، رهبر شهید انقلاب در دیدار با دست‌اندرکاران کنگره‌های شهدا بر چه موضوعاتی تأکید داشتند و این مطالبات چه مسیری را پیش روی مجموعه‌های فرهنگی قرار داد؟

اگر روند سخنان رهبر شهید انقلاب در دیدار با اعضای کنگره‌های استانی شهدا را مرور کنیم، متوجه می‌شویم که تأکیدات ایشان به‌تدریج از ضرورت ثبت و تدوین خاطرات به موضوع کیفیت آثار و چگونگی انتقال آن‌ها به جامعه گسترش پیدا کرد.

در سال‌های آغازین فعالیت کنگره‌ها، یکی از دغدغه‌های اصلی این بود که برنامه‌های بزرگداشت شهدا به سخنرانی، مداحی و مراسم متعارف محدود نماند و بتواند تجربه جنگ و دفاع مقدس را به نسل جوان و نوجوان منتقل کند. برای تحقق این هدف، کتاب جایگاه ویژه‌ای داشت؛ زیرا خاطرات رزمندگان، زندگی شهدا و تجربه خانواده‌های آنان را ثبت می‌کند و امکان بازخوانی این روایت‌ها را برای نسل‌های بعد فراهم می‌آورد.

رهبر شهید انقلاب در دیدارهای مختلف، توجه ویژه‌ای به کتاب‌های منتشرشده در کنگره‌های استانی داشتند. ایشان هنگام بازدید از نمایشگاه‌ها و مجموعه آثار، زمان قابل‌توجهی را به بررسی کتاب‌ها اختصاص می‌دادند و برخی آثار را مطالعه یا تقریظ می‌کردند. تفریظ ایشان نیز به افزایش توجه مخاطبان و تجدید چاپ کتاب‌ها کمک می‌کرد.

این نگاه نشان می‌داد که کتاب صرفاً محصولی برای ثبت خاطرات نیست، بلکه می‌تواند به یکی از ابزارهای اصلی انتقال فرهنگ ایثار و مقاومت تبدیل شود. بااین‌حال، انتشار کتاب به‌تنهایی برای تحقق این هدف کافی نیست و باید دید اثر تا چه اندازه توانسته است با مخاطب ارتباط برقرار کند.

در سال‌های بعد، موضوع افزایش تولیدات حوزه تاریخ شفاهی و ادبیات پایداری نیز مورد توجه قرار گرفت. در یکی از دیدارهای رهبر شهید انقلاب با اعضای حوزه هنری، بر ضرورت افزایش چشمگیر تولیدات این حوزه تأکید شد و تعبیر افزایش صدبرابری تولیدات تاریخ شفاهی مطرح شد. اهمیت این موضوع در آن است که خاطرات شهدا، رزمندگان، خانواده‌های آنان و زنانی که در پشت جبهه نقش داشتند، نباید با گذشت زمان از دسترس خارج شود.

بخش مهمی از تجربه دفاع مقدس در حافظه افرادی قرار دارد که خودشان آن روزها را زندگی کرده‌اند. اگر این خاطرات به‌موقع ثبت نشود، بخشی از جزئیات تاریخی و انسانی جنگ از بین می‌رود. بنابراین، تاریخ شفاهی باید جدی گرفته شود و تولید آثار آن نیز با برنامه‌ریزی مستمر دنبال شود.

*با توجه به افزایش تولید کتاب‌های دفاع مقدس، چگونه می‌توان اطمینان یافت که این آثار واقعاً بر مخاطب اثر می‌گذارند؟

در سال‌های پایانی حیات رهبر شهید انقلاب، توجه به این مسئله پررنگ‌تر شد که پس از تألیف و انتشار کتاب، چه اتفاقی برای آن می‌افتد و چگونه می‌توان مخاطب بیشتری را با محتوای آن همراه کرد.

ما در حوزه هنری و کمیته تألیف و نشر کنگره چهار هزار شهید گلستان، این موضوع را یکی از ضرورت‌های جدی کار می‌دانیم. افزایش تعداد عناوین به‌خودی‌خود به معنای موفقیت نیست؛ کتاب باید از نظر محتوا، شیوه روایت، ساختار و تناسب با نیاز مخاطب کیفیت لازم را داشته باشد.

اگر اثری نتواند با خواننده ارتباط برقرار کند، حتی با وجود محتوای ارزشمند، ممکن است در محدوده شمار محدودی از مخاطبان باقی بماند. به همین دلیل، باید هم در انتخاب موضوع و نویسنده دقت کرد و هم در فرایند تدوین، نگارش و آماده‌سازی اثر برای انتشار حساسیت داشت.

در کمیته تألیف و نشر کنگره دوم، تلاش شده است به‌جای تمرکز صرف بر افزایش آمار انتشار، از ظرفیت نویسندگان توانمند استفاده شود و آثاری با کیفیت مناسب در اختیار جامعه قرار گیرد. کتاب باید بتواند مخاطب را با شخصیت شهید، فضای تاریخی زندگی وی و انتخاب‌هایی که در مقاطع حساس انجام داده است، آشنا کند.

نکته دیگر، نحوه معرفی کتاب است. نمی‌توان اثری را منتشر کرد، مراسم رونمایی برگزار کرد و پس از آن پرونده‌اش را بسته دانست. معرفی کتاب در دانشگاه‌ها، مدارس و نشست‌های نقد و بررسی، ارتباط با راویان و استفاده از ظرفیت رسانه‌ها می‌تواند به دیده‌شدن اثر کمک کند.

هدف این است که کتاب از فضای محدود محافل تخصصی خارج شود و در دسترس گروه‌های مختلف جامعه قرار بگیرد. در چنین شرایطی، احتمال آنکه روایت شهدا به بخشی از حافظه فرهنگی نسل جدید تبدیل شود، افزایش می‌یابد.

با توجه به اینکه بخشی از برنامه‌های کنگره به فعالیت‌های هنری اختصاص دارد، حوزه هنری چگونه می‌تواند روایت‌های مکتوب را به آثار جذاب‌تر برای مخاطبان امروز تبدیل کند؟

یکی از ظرفیت‌های حوزه هنری این است که در قالب‌های مختلف هنری فعالیت می‌کند. ما در کنار ادبیات و تاریخ شفاهی، امکان فعالیت در عرصه‌های نمایشی، سینمایی، موسیقی و هنرهای تجسمی را نیز داریم. همین ظرفیت به ما اجازه می‌دهد پس از انتشار یک کتاب، مسیر تازه‌ای برای معرفی محتوای آن تعریف کنیم.

برای نمونه، یک کتاب می‌تواند مبنای تولید نمایش، فیلم، مجموعه پوستر یا آثار تجسمی قرار بگیرد. گاهی یک خاطره کوتاه از زندگی شهید، اگر به‌درستی روایت شود، قابلیت تبدیل‌شدن به یک اثر نمایشی تأثیرگذار را دارد. در موارد دیگر، ممکن است یک مجموعه خاطره برای تولید فیلم یا مستند مناسب باشد.

این مسیر به معنای کنار گذاشتن کتاب نیست؛ برعکس، کتاب نقطه شروع و منبع اقتباس است. هرچه روایت اولیه مستندتر و از نظر ادبی و محتوایی غنی‌تر باشد، امکان تولید آثار هنری باکیفیت نیز بیشتر خواهد شد.

البته اقتباس هنری به معنای بازتولید مکانیکی مطالب کتاب نیست. هر قالب هنری زبان خاص خود را دارد و باید متناسب با ظرفیت‌های آن، روایت را بازآفرینی کرد. نمایش خیابانی باید بتواند در زمانی محدود با مخاطب ارتباط برقرار کند؛ فیلم به شخصیت‌پردازی و ساختار روایی نیاز دارد و هنرهای تجسمی نیز باید بتوانند مفاهیم را در قالب تصویر منتقل کنند.

در برنامه‌های کنگره نیز استفاده از قالب‌های هنری اهمیت دارد. مخاطب امروز با شیوه‌های مختلفی از دریافت محتوا روبه‌روست و نمی‌توان انتظار داشت همه افراد از یک مسیر با زندگی شهدا ارتباط برقرار کنند. ممکن است یک نفر از طریق کتاب با موضوع آشنا شود، فرد دیگری با دیدن نمایش یا شنیدن یک قطعه موسیقی تحت تأثیر قرار بگیرد و گروهی نیز از طریق تصویر و محصولات تجسمی ارتباط برقرار کنند.

بنابراین، اگر می‌خواهیم فرهنگ دفاع مقدس به نسل جوان منتقل شود، باید از مجموعه این ظرفیت‌ها استفاده کنیم. ثبت خاطره، انتشار کتاب و تولید آثار هنری حلقه‌های یک زنجیره‌اند و موفقیت هر مرحله می‌تواند زمینه موفقیت مراحل بعدی را فراهم کند.

*شهدای هنرمند استان گلستان چه جایگاهی در تاریخ دفاع مقدس دارند و چه ابعادی از فعالیت آنان کمتر شناخته شده است؟

بر اساس اطلاعات موجود، استان گلستان ۵۳ شهید هنرمند دارد که در حوزه‌های مختلف فعالیت می‌کردند. بخشی از این شهدا در گروه‌های سرود حضور داشتند و گروهی نیز در عرصه‌هایی مانند خوشنویسی و فعالیت‌های تبلیغاتی نقش‌آفرین بودند.

در دوران دفاع مقدس، فعالیت فرهنگی و هنری در جبهه‌ها و پشت جبهه‌ها بخشی از تلاش عمومی برای پشتیبانی از رزمندگان بود. در آن دوره، گروه‌هایی در حوزه تبلیغات فعالیت می‌کردند و هنرمندان با توانایی‌های خود به انتقال پیام، حفظ روحیه رزمندگان و ثبت فضای آن روزها کمک می‌کردند.

البته نباید نقش هنرمندان را تنها به کسانی محدود کرد که با هدف فعالیت هنری به جبهه رفته بودند. برخی از شهدا در جایگاه رزمنده یا بسیجی در میدان حضور داشتند و در همان شرایط، استعداد و توانایی هنری خود را نیز به کار می‌گرفتند. در نتیجه، بررسی زندگی شهدای هنرمند باید هر دو گروه را در بر بگیرد؛ هم کسانی که فعالیت هنری بخشی از مسئولیت آنان بود و هم کسانی که در کنار حضور در جبهه، ظرفیت‌های هنری خود را به کار می‌گرفتند.

از جمله این چهره‌ها می‌توان به شهید حسنعلی فرصاد اشاره کرد که در گروه سرود فعالیت داشت و در نوجوانی به شهادت رسید. بر اساس خاطرات نقل‌شده، وی در ۱۵ سالگی و در نخستین اعزام خود در سال ۱۳۶۶ به جبهه رفت و مدت کوتاهی پس از اعزام به شهادت رسید.

در روایت‌های مربوط به این شهید، علاقه و اشتیاق وی به شهادت و فضای عاطفی حاکم بر گروه سرود دوستانش بازتاب یافته است. چنین خاطراتی می‌تواند به مخاطب کمک کند تا شهدا را نه صرفاً به‌عنوان نام‌هایی در فهرست یادبودها، بلکه به‌عنوان انسان‌هایی با آرزوها، استعدادها، دوستی‌ها و انتخاب‌های شخصی بشناسد.

در کنار این شهدا، نوجوانان بسیاری نیز در دوران دفاع مقدس نقش‌آفرینی کردند. پرداختن به زندگی آنان، به‌ویژه از طریق روایت‌های مستند و متناسب با گروه سنی نوجوان، می‌تواند زمینه شناخت دقیق‌تر این بخش از تاریخ را فراهم کند.

*با وجود نقش‌آفرینی نیروها و فرماندهان گلستان در عملیات‌های مهم دفاع مقدس، چرا برخی از این چهره‌ها همچنان در سطح ملی کمتر شناخته شده‌اند؟

یکی از موضوعاتی که باید جدی‌تر به آن بپردازیم، فاصله میان ارزش تاریخی یک شخصیت و میزان شناخت عمومی از وی لست. ممکن است فرمانده‌ای در یک عملیات مهم نقشی تعیین‌کننده داشته باشد، اما به دلیل کمبود آثار مناسب یا ضعف در معرفی عمومی، نام و عملکردش در سطح ملی آن‌گونه که شایسته است شناخته نشود.

برای مثال، در بررسی عملیات والفجر ۸ و نقش لشکر ۲۵ کربلا، می‌توان به حضور نیروها و فرماندهان مرتبط با استان گلستان توجه کرد. این بخش از تاریخ دفاع مقدس ظرفیت فراوانی برای روایت دارد؛ اما صرف وجود خاطرات و اسناد، شناخت عمومی را تضمین نمی‌کند.

برای معرفی یک شهید یا فرمانده به جامعه، باید آثار مستند و جذاب تولید شود و این آثار نیز به‌درستی در اختیار مخاطبان قرار گیرد. اگر کتابی درباره یک فرمانده نوشته شود اما امکان دسترسی به آن محدود بماند، طبیعی است که تأثیر آن در سطح عمومی نیز محدود خواهد بود.

در این زمینه، ترویج به اندازه تولید اهمیت دارد. باید برای معرفی آثار در دانشگاه‌ها، مدارس، محافل فرهنگی و رسانه‌ها برنامه داشت و از قالب‌های متنوع برای روایت زندگی و عملکرد شهدا بهره گرفت.

به باور من، بخشی از شهدای شاخص کشور از این جهت شناخته شده‌اند که درباره زندگی آنان کتاب‌های اثرگذار نوشته شده و آثارشان به‌خوبی معرفی شده است. استان گلستان نیز ظرفیت معرفی چهره‌های برجسته بسیاری را دارد و می‌تواند با سرمایه‌گذاری بر ثبت خاطرات، تولید آثار باکیفیت و گسترش فعالیت‌های ترویجی، سهم بیشتری در حافظه عمومی دفاع مقدس پیدا کند.

در کنار فرماندهان، شهدای هنرمند، امدادگران، نیروهای پشتیبانی و دیگر افرادی که در جبهه و پشت جبهه مسئولیت داشتند نیز باید مورد توجه قرار گیرند. روایت دفاع مقدس زمانی جامع خواهد بود که همه این نقش‌ها را در کنار یکدیگر ببینیم.

*یکی از موضوعاتی که در سخنان رهبر شهید انقلاب درباره گلستان مورد توجه قرار گرفت، ضرورت معرفی حوادث تاریخی استان به نسل جوان بود. در این زمینه چه اقداماتی انجام شده است؟

رهبر شهید انقلاب در دیدار آذرماه سال ۱۳۹۵ با اعضای نخستین اجلاسیه چهار هزار شهید استان گلستان، به ظرفیت‌های انسانی و فرهنگی استان اشاره کردند و موضوع حوادث انقلاب در شهرهای مختلف را مورد توجه قرار دادند.

یکی از نکات مهم در آن دیدار، طرح این پرسش بود که جوانان گرگانی تا چه اندازه با واقعه پنجم آذر آشنا هستند. این پرسش، مسئولیت مجموعه‌های فرهنگی را روشن می‌کند؛ زیرا اگر رویدادی تاریخی در حافظه نسل‌های پیشین باقی بماند اما نسل جدید شناخت کافی از آن نداشته باشد، انتقال تجربه تاریخی به‌درستی انجام نشده است.

برای معرفی قیام پنجم آذر گرگان، کتاب «قیام پاییزی» به قلم غلامرضا خارکوهی، از نویسندگان استان، تألیف شده و این اثر در جریان کنگره دوم چهار هزار شهید گلستان نیز تجدید چاپ شده است.

از نظر ما، چاپ و رونمایی کتاب پایان مسئولیت نیست. پس از انتشار اثر، نشست‌های نقد و بررسی برگزار شده و تلاش کرده‌ایم راویانی را که خاطراتشان در کتاب آمده است، در برنامه‌های مرتبط با معرفی آن مشارکت دهیم.

همچنین ظرفیت دانشگاه‌ها و مدارس برای معرفی این واقعه مورد توجه قرار گرفته است. حضور راویان و بازگویی خاطرات مرتبط با پنجم آذر می‌تواند به انتقال جزئیات تاریخی کمک کند و زمینه پرسشگری نسل جوان را فراهم آورد.

در ادامه این مسیر، تولید نمایش‌های کوتاه خیابانی و میدانی بر اساس محتوای کتاب نیز در دستور کار قرار دارد. چنین آثاری می‌توانند روایت واقعه را از فضای کتابخانه و نشست تخصصی خارج کنند و به میان مردم ببرند.

موضوع حوادث دوازدهم دی گنبد و رویدادهای مرتبط با گالیکش نیز از دیگر محورهای مورد توجه است. در این زمینه، نگارش رمانی به قلم یوسف‌ قوجق، از نویسندگان استان، دنبال می‌شود تا بخشی از این تاریخ در قالب ادبیات داستانی به مخاطبان عرضه شود.

مقصود این است که روایت رویدادهای انقلاب و دفاع مقدس در یک قالب متوقف نماند. کتاب، نشست تخصصی، روایت شفاهی و نمایش می‌توانند در کنار یکدیگر به شناخت دقیق‌تر تاریخ استان کمک کنند.

*در میان آثار مرتبط با شهدای گلستان، به زندگی شهیده مرجان نازقلیچی نیز پرداخته شده است. اهمیت روایت زندگی این شهیده در چیست؟

شهیده مرجان نازقلیچی از چهره‌هایی است که زندگی و باورهای او ظرفیت قابل‌توجهی برای روایت ادبی دارد. وی از اهل سنت استان گلستان بود و در فاجعه منا به شهادت رسید. پرداختن به زندگی چنین شخصیت‌هایی می‌تواند ابعاد متنوع هویت فرهنگی و اجتماعی گلستان را بازتاب دهد.

در سخنان رهبر شهید انقلاب درباره این شهیده، به ماجرای بانویی اشاره شده بود که بدون دیدار حضوری با ایشان، برای انجام حج به نیابت از وی اقدام کرده بود. این روایت، جلوه‌ای از ارادت، پیوند عمیق مکتبی و عاطفی و حب به فرزندان اهل بیت (ع) و امامین انقلاب در بین اهل سنت است.

بر همین اساس، نگارش رمانی درباره زندگی شهیده مرجان نازقلیچی با قلم عبدالرحمان هنر، از نویسندگان استان، در دستور کار قرار گرفت. هدف از این اثر آن است که مخاطب با ابعاد انسانی زندگی این شهیده، باورهای او و دشواری‌هایی که در مسیر مسئولیت‌های اجتماعی با آن‌ها روبه‌رو بوده است، آشنا شود.

در این روایت، معرفی یک زن مسلمان اهل سنت به‌عنوان شخصیتی دارای اراده، باور و نقش اجتماعی اهمیت دارد. زندگی او می‌تواند برای زنان و دختران استان، به‌ویژه در جامعه اهل سنت، موضوعی برای شناخت و تأمل باشد.

توجه به چنین شخصیت‌هایی همچنین نشان می‌دهد که تاریخ و فرهنگ گلستان را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن تنوع قومی و مذهبی آن به‌درستی روایت کرد. این استان از اقوام و گروه‌های مختلف تشکیل شده و بسیاری از چهره‌های برجسته آن در عرصه‌های دینی، فرهنگی، اجتماعی و دفاع مقدس نقش داشته‌اند.

در تولید آثار مربوط به شهدا باید از کلیشه‌سازی پرهیز کرد و به جزئیات زندگی، تصمیم‌ها و ویژگی‌های شخصیتی آنان پرداخت. هرچه روایت به زندگی واقعی افراد نزدیک‌تر باشد، امکان ارتباط مخاطب با آن بیشتر خواهد شد.

* در بازخوانی تاریخ دفاع مقدس، نقش زنان و نیروهای پشتیبانی گاهی کمتر از میدان‌های نبرد دیده می‌شود. کمیته تألیف و نشر کنگره برای ثبت این بخش از تاریخ چه رویکردی دارد؟

دفاع مقدس را باید به‌عنوان مجموعه‌ای از تلاش‌های به‌هم‌پیوسته در نظر گرفت. در کنار رزمندگانی که در خط مقدم حضور داشتند، زنان، امدادگران، نیروهای پشتیبانی، گروه‌های فرهنگی و مجموعه‌های مردمی نیز مسئولیت‌های مهمی بر عهده داشتند.

بخشی از این فعالیت‌ها شامل آماده‌سازی اقلام مورد نیاز جبهه، تهیه مواد غذایی، شست‌وشوی پتوها و لباس‌ها، امدادرسانی، فعالیت‌های آموزشی و پشتیبانی از خانواده‌ها بود. بسیاری از این اقدامات در فضای پشت جبهه انجام می‌شد و شاید به اندازه عملیات‌های نظامی در خاطرات عمومی بازتاب پیدا نکرده باشد.

بااین‌حال، این فعالیت‌ها بخشی از واقعیت دفاع مقدس است و بدون آن‌ها، تصویر کاملی از چگونگی اداره جنگ و پشتیبانی از رزمندگان به دست نمی‌آید.

در همین چارچوب، کتاب «زنان جنگنده محله» از جمله آثاری است که به فعالیت زنان در پشتیبانی از جبهه می‌پردازد. ثبت چنین تجربه‌هایی اهمیت دارد؛ زیرا بخش زیادی از این خاطرات در حافظه زنان و خانواده‌هایی باقی مانده که در آن سال‌ها مسئولیت‌های مختلفی بر عهده داشتند.

همچنین هنرمندانی بودند که به جبهه رفتند و برای رزمندگان برنامه اجرا کردند. گروه سرود مکتب‌المهدی گنبد از جمله گروه‌هایی است که فعالیت‌های آن در این زمینه مورد توجه قرار گرفته و کار بر روی کتاب مربوط به آن دنبال می‌شود.

در کنار گروه‌های سرود، گروه‌های نمایشی نیز با اجرای برنامه‌های فرهنگی و طنز برای رزمندگان، به تقویت روحیه آنان کمک می‌کردند. از جمله این نمونه‌ها می‌توان به فعالیت‌های گروه نمایشی مرتبط با زنده‌یاد عطا صفرپور اشاره کرد که در سال‌های ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ برنامه‌هایی را در جبهه اجرا کردند. که کتاب من هم دلم گریه می خواست توسط انتشارات سوره مهر حوزه هنری چاپ شده و به روایت همین دو حضور گروه سیاه باز در دفاع مقدس می پردازد.

این روایت‌ها نشان می‌دهد که حضور هنرمندان در دفاع مقدس فقط به کسانی محدود نبود که در نهایت عنوان شهید هنرمند گرفتند. برخی هنرمندان در کنار رزمندگان حضور داشتند و با اجرای برنامه، به بخشی از زندگی فرهنگی جبهه تبدیل شده بودند.

همچنین باید به آزادگان، جانبازانی که بعدها به شهادت رسیدند و خانواده‌هایی که خاطرات آنان را حفظ کرده‌اند، توجه کرد. کتاب «مریم بانو» با محوریت خاطرات موسی‌الرضا برزلی از جمله آثاری است که در این حوزه مورد اشاره قرار گرفته است.

اگر قرار باشد نسل امروز با واقعیت دفاع مقدس آشنا شود، باید همه این تجربه‌ها ثبت شوند؛ از میدان نبرد تا خانه‌ها و محله‌هایی که مردم در آن‌ها برای پشتیبانی از جبهه تلاش می‌کردند.

*در کنار خاطرات مربوط به دفاع مقدس، کنگره چهار هزار شهید گلستان چه توجهی به ثبت و انتشار روایت‌های مربوط به جنگ‌های معاصر داشته است؟

یکی از ضرورت‌های کار فرهنگی این است که ثبت خاطرات به رویدادهای چند دهه قبل محدود نماند. هر رویداد مهمی که تجربه‌های انسانی، اجتماعی و تاریخی در خود دارد، باید در زمان مناسب مستندسازی شود تا امکان استفاده از آن در آینده فراهم باشد.

در کمیته تألیف و نشر کنگره دوم چهار هزار شهید گلستان، آثار مرتبط با جنگ ۱۲روزه و جنگ رمضان نیز مورد توجه قرار گرفته است. هدف این است که خاطرات افراد حاضر در این رویدادها و تجربه‌های مرتبط با آن‌ها ثبت شود و در قالب کتاب به مخاطبان عرضه شود.

یکی از این آثار، کتاب «خاکریزهای خیابان» است که به خاطرات مربوط به تجمعات و حضور مردم در شب‌های اخیر می‌پردازد. این کتاب تلاش می‌کند بخشی از تجربه‌های اجتماعی معاصر را در قالب روایت مکتوب ثبت کند.

ثبت چنین خاطراتی در زمان نزدیک به وقوع رویداد، این امکان را فراهم می‌آورد که جزئیات و مشاهدات افراد با دقت بیشتری گردآوری شود. البته تدوین و انتشار این آثار نیز به بررسی روایت‌ها، دقت در مستندات و انتخاب شیوه مناسب برای ارائه محتوا نیاز دارد.

در مجموع، هدف کمیته تألیف و نشر این است که در کنار آثار مرتبط با دفاع مقدس، روایت‌های مربوط به شهدای معاصر و تجربه‌های اجتماعی جدید نیز در قالب کتاب منتشر شود. کنگره می‌تواند فرصتی برای گردآوری این خاطرات و فراهم‌کردن زمینه آشنایی نسل‌های بعد با آن‌ها باشد.

* با توجه به گستردگی موضوعات و تنوع آثار، مهم‌ترین انتظاری که از دومین کنگره ملی چهار هزار شهید گلستان دارید چیست؟

مهم‌ترین مسئله این است که دستاوردهای کنگره پس از پایان برنامه‌ها نیز ادامه پیدا کند. برگزاری مراسم، گردهمایی و رونمایی از کتاب‌ها بخشی از کار است، اما نتیجه اصلی زمانی حاصل می‌شود که آثار تولیدشده خوانده شوند، روایت‌ها به جامعه راه پیدا کنند و زمینه تولید محصولات فرهنگی تازه فراهم شود.

در استان گلستان، زندگی چهار هزار شهید و تجربه خانواده‌های آنان ظرفیت گسترده‌ای برای پژوهش، نگارش و تولید آثار هنری دارد. در کنار شهدای نظامی، باید به شهدای هنرمند، زنان پشتیبان جنگ، امدادگران، آزادگان، جانبازان و دیگر افرادی که در مسیر دفاع از کشور نقش داشته‌اند، توجه کرد.

از سوی دیگر، معرفی شهدا باید به‌گونه‌ای انجام شود که نسل جوان بتواند با ویژگی‌های انسانی و تجربه‌های واقعی آنان ارتباط برقرار کند. صرف تکرار نام‌ها و آمارها برای ایجاد این ارتباط کافی نیست. مخاطب نیاز دارد زندگی، دغدغه‌ها، انتخاب‌ها و شرایطی را بشناسد که این افراد در آن تصمیم‌های مهمی گرفته‌اند.

به همین دلیل، تولید کتاب‌های باکیفیت، استفاده از ظرفیت نویسندگان توانمند، برگزاری نشست‌های تخصصی، حضور راویان در مراکز آموزشی و تبدیل آثار مکتوب به محصولات هنری باید به‌صورت پیوسته دنبال شود.

معتقدم هنر می‌تواند راهی مؤثر برای انتقال روایت شهدا باشد؛ به شرط آنکه بر پایه پژوهش و مستندات شکل بگیرد و با نیاز مخاطب امروز ارتباط برقرار کند. اگر بتوانیم کتاب را به نقطه آغاز تولید آثار متنوع تبدیل کنیم و برای معرفی آن‌ها برنامه داشته باشیم، بخش مهمی از ظرفیت فرهنگی کنگره در خدمت شناخت بهتر تاریخ و انتقال تجربه‌های نسل‌های گذشته قرار خواهد گرفت.

منبع: مهر گلستانمشاهدهٔ خبر اصلی ←
سیدعلی خامنه‌ای

سیدعلی خامنه‌ای

سید علی حسینی خامنه‌ای روحانی شیعه و سیاستمدار ایرانی بود که از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ سومین رئیس‌جمهور ایران و از ۱۳۶۸ تا زمان کشته شدنش در حملهٔ هوایی اسرائیل و آمریکا در ۹ اسفند ۱۴۰۴، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.

همهٔ ۱۲۷ خبر سیدعلی خامنه‌ای ←

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.