شهید «حاجسیدجوادی»؛ فرماندهی که پیش از نیروهایش در میدان حاضر میشد
قزوین- شهید «سید علیاکبر حاجسیدجوادی»، فرماندهای که همرزمانش او را «مصطفی» صدا میکردند، در کنار روحیه میدانی و توانمندی نظامی، به نظم، تقوا و اخلاص شناخته می شد.

خبرگزاری مهر، گروه استانها: نام سید علیاکبر حاجسیدجوادی شاید برای برخی با همین عنوان رسمی شناخته شده باشد، اما در میان دوستان، همرزمان و کسانی که سالهای حضور در جبهه را با او سپری کردهاند، نام «مصطفی» بیشتر به گوش میرسد؛ نامی که در خاطرات نزدیکانش بارها تکرار میشود و با تصویری از یک فرمانده پیشقدم، منضبط و در عین حال برخوردار از روحیهای معنوی و اخلاقی گره خورده است.
برای شناخت این شهید، تنها مرور مسئولیتهای نظامی و حضور او در جبههها کافی نیست؛ چراکه روایت کسانی که از نزدیک با او زندگی و فعالیت کردهاند، نشان میدهد ویژگیهای شخصیتیاش در عرصههای مختلف، از فرماندهی و مدیریت نیروها تا روابط خانوادگی، عبادت و کمک به دیگران، نمود داشته است. سه روایت از یک همرزم، یک دوست و همرزم دیگر و خواهر شهید، تصویری چندوجهی از زندگی مردی ارائه میدهد که تلاش داشت پیش از توصیه به دیگران، خود به آنچه میگفت عمل کند.
فرماندهی که پیش از نیروهایش در میدان بود
علی قلیپور، از همرزمان شهید حاجسیدجوادی، آشنایی خود با او را به سال ۱۳۶۰ و دوران حضور در منطقه مهاباد مربوط میداند؛ دورانی که به گفته او، روحیه میدانی و شیوه فرماندهی مصطفی از همان زمان برای اطرافیانش آشکار بود.
قلیپور در گفتوگو با خبرنگار مهر، با اشاره به اینکه شهید حاجسیدجوادی حضور در میدان را به فعالیت پشت میز ترجیح میداد، اظهار کرد: مصطفی از فرماندهانی بود که معمولاً پیش از نیروهایش در محل مأموریت حاضر میشد و در اجرای دستورها نیز خودش پیشقدم بود.
وی افزود: از رعایت نظم و انضباط گرفته تا حضور بهموقع، پوشیدن لباس نظامی و شرکت در مانورها، ابتدا خودش به این موارد پایبند بود و بعد از نیروهای تحت امرش انتظار رعایت آنها را داشت.
این همرزم شهید با بیان اینکه حاجسیدجوادی در میدان عمل از ابتکار و قدرت تصمیمگیری برخوردار بود، گفت: او کمتر حرف میزد و بیشتر عمل میکرد؛ وقتی دستوری میداد، نیروها میدیدند که خودش پیش از همه به آن عمل کرده است و همین مسئله باعث میشد دستوراتش اثرگذاری بیشتری داشته باشد.
به گفته قلیپور، انضباط در گردان شهید حاجسیدجوادی تنها به اجرای مأموریتهای نظامی محدود نبود و حتی جزئیات محیط زندگی نیروها نیز مورد توجه قرار میگرفت.
وی در این باره توضیح داد: اطراف کانکس محل استقرار نیروها بسیار مرتب و پاکیزه بود و بهسختی میشد زباله یا حتی تکهای چوب کبریت در آن محدوده پیدا کرد. هرکس در گردان وظیفه خود را میدانست و تلاش میکرد آن را به بهترین شکل انجام دهد.
این همرزم شهید همچنین به حضور منظم مصطفی در برنامههای صبحگاه، نرمش و مانور اشاره کرد و گفت: او نخستین نفری بود که در این برنامهها حضور پیدا میکرد و با رفتار خود، نیروها را به رعایت نظم تشویق میکرد.
قلیپور در ادامه به خاطرهای از اعزام نیروها به یک مأموریت عملیاتی اشاره کرد و افزود: در مقطعی که گردان برای حضور در عملیات آماده میشد، حدود ۴۸ ساعت پیش از شروع عملیات حرکت کردیم. در مسیر، برای استراحت و آمادهشدن به ایستگاه صلواتی سرای شهدا رفتیم و در آنجا با شهید حاجسیدجوادی دیدار و گفتوگو کردیم.
وی با اشاره به حضور نیروها در منطقه عملیاتی جزیره مجنون بیان کرد: پس از رسیدن به منطقه، رزمندگان باید برای ادامه مسیر سوار قایق میشدند و به سمت خط مقدم میرفتند.
قلیپور با تأکید بر اینکه شیوه فرماندهی شهدا میتواند برای نسل جدید و فرماندهان امروز آموزنده باشد، گفت: تجربه حضور در میدان و مواجهه مستقیم با شرایط، آموختههایی دارد که صرفاً از مطالعه یا کار پشت میز به دست نمیآید.
وی در پایان تأکید کرد: شهید حاجسیدجوادی از نظر تجربه، تدبیر و فرماندهی ظرفیت بالایی داشت و میتوانست در مسئولیتهای بالاتری نیز خدمت کند، اما شهادت فرصت ادامه آن مسیر را از او گرفت.
نظم، تقوا و اخلاصی که در رفتار روزمره دیده میشد
در کنار توانمندیهای نظامی، آنچه در خاطرات مرتضی افشار، از دوستان و همرزمان شهید، برجستگی بیشتری دارد، توجه مصطفی به تقوا، مراقبت از رفتار و رعایت جزئیات اخلاقی است؛ ویژگیهایی که به گفته او، تنها به زمان حضور در جبهه محدود نمیشد.
افشار در گفتوگو با خبرنگار مهر، تقوا و نظم را از شاخصههای برجسته شخصیت شهید حاجسیدجوادی دانست و اظهار کرد: این ویژگیها هم در زندگی فردی و هم در مسئولیتهای نظامی او بهروشنی دیده میشد.
وی با اشاره به پایبندی شهید به احکام شرعی افزود: او در رفتار و گفتار خود مراقبت میکرد و تلاش داشت آنچه را به دیگران توصیه میکند، پیش از همه در زندگی خودش به کار ببندد.
این همرزم شهید با اشاره به یکی از مقاطع خدمت در کنار نیروهای ارتش گفت: در آن دوره، شهید زینالدین به دلیل نظم و انضباط شهید مصطفی، او را برای مسئولیتی در نظر گرفت. این ویژگی حتی در جزئیات رفتار نظامی او نیز نمایان بود؛ از مرتببودن پوتین و لباس گرفته تا همراهداشتن تجهیزات کامل هنگام اجرای مأموریتها و رزمایشها.
افشار از یک رزمایش شبانه نیز یاد کرد که در آن نیروها باید با تجهیزات کامل حاضر میشدند. به گفته وی، برخی نیروها به دلیل مشکلات جسمی گاهی از کلاهخود استفاده نمیکردند، اما شهید حاجسیدجوادی متوجه این موضوع شد و با تأکید بر ضرورت رعایت دستورالعملها، نشان داد خودش نیز به همان مقررات پایبند است.
وی همچنین گفت: مصطفی به دلیل نداشتن گواهینامه رانندگی، پشت فرمان نمینشست و در مأموریتها برای رفتوآمد از رانندگان و نیروهای دیگر استفاده میکرد.
اما جلوههای معنوی شخصیت شهید در ساعات خلوت شب نیز برای همرزمانش قابل مشاهده بود. افشار با اشاره به شبزندهداری و توجه حاجسیدجوادی به نماز شب بیان کرد: او بخشی از شب را به عبادت اختصاص میداد و این روحیه در میان برخی نیروهای کادر گردان نیز وجود داشت.
وی افزود: به یاد دارم در ساعات اولیه صبح، در حالی که در برخی بخشها برای استفاده از سرویسها صف طولانی تشکیل میشد، فضای مربوط به گردان مصطفی خلوتتر بود؛ چراکه بسیاری از نیروهای کادر و خود او بخشی از شب را به عبادت و نماز شب اختصاص میدادند.
افشار رسیدگی به مشکلات دیگران را از دیگر ویژگیهای شهید دانست و گفت: او در کنار توجه به مسائل شرعی، برای کمک به دیگران و رسیدگی به مشکلات مردم نیز وقت میگذاشت و حتی در دوران مرخصی، پیگیر امور خانوادههای شهدا و دوستانش بود.
یکی دیگر از خاطرات این همرزم به حساسیت مصطفی نسبت به پوشیدن لباس نظامی در محیط شهر مربوط میشود. افشار در این باره گفت: برخلاف بسیاری از رزمندگان که پس از بازگشت به شهر لباس شخصی میپوشیدند، مصطفی اغلب با لباس نظامی در شهر رفتوآمد میکرد.
وی ادامه داد: یکبار از او پرسیدم چرا در شهر هم لباس نظامی میپوشد. پاسخ داد که به دلیل همین لباس باید بیشتر مراقب رفتار خود باشد؛ زیرا ممکن است خطای یک فرد به نام سپاه یا بسیج نوشته شود و نگاه مردم به مجموعه را تحت تأثیر قرار دهد.
افشار همچنین با اشاره به روحیه اخلاص شهید گفت: مصطفی علاقهای نداشت دیگران از کارهای خیرش باخبر شوند. او برای خدا کار میکرد و اهل نمایشدادن اقدامات خود نبود و حتی گاهی تلاش میکرد کمکهایش به دیگران از چشم اطرافیان پنهان بماند.
وی در ادامه با نقل خاطرهای از یکی از نیروهای مرتبط با شهید، به مراقبت از نفس در میان اطرافیان او اشاره کرد و افزود: این روحیه در توجه به رفتارهای روزمره و حتی نگاهکردن به نامحرم نیز وجود داشت. آنان برای کنترل نفس خود، نوعی محاسبه روزانه داشتند و در صورت احساس خطا، برای خود جریمه مالی در نظر میگرفتند تا مبلغ جمعشده را به صندوق صدقات اختصاص دهند.
مصطفی؛ برادری که برای خانواده تکیهگاه بود
روایت خواهر شهید حاجسیدجوادی، بُعد دیگری از شخصیت او را آشکار میکند؛ تصویری از برادری که در کنار مسئولیتهای اجتماعی و نظامی، در زندگی خانوادگی نیز همراه، دلسوز و پشتیبان بود.
خواهر این شهید در گفتوگو با خبرنگار مهر، با بیان اینکه مصطفی برای او فراتر از یک عضو خانواده و از نزدیکترین دوستان و محرم اسرارش بود، اظهار کرد: برادرم در صداقت، شجاعت و نوآوری ویژگیهای برجستهای داشت و در هر مسئولیتی که قرار میگرفت، تلاش میکرد کار را به بهترین شکل انجام دهد.
وی با اشاره به علاقه شهید به فعالیتهای هنری و فنی افزود: اگرچه شرایط جنگ اجازه نداد تحصیلاتش را به پایان برساند، اما از تعریفهایی که درباره فعالیتهای او در هنرستان از دوستانش میشنیدیم، متوجه میشدم که در آنجا نیز فردی موفق و فعال بوده است.
خواهر شهید با اشاره به نماز شب برادرش گفت: مصطفی گاهی برای اینکه مزاحم استراحت اعضای خانواده نشود، به آشپزخانه میرفت و در خلوت آنجا به عبادت میپرداخت.
وی همچنین با اشاره به حضور برادرش در جبهههای سوریه اظهار کرد: حضور در جبهه و همراهی با رزمندگان، زمینه رشد و تعالی معنوی او را فراهم کرد. به روایت من، مصطفی در سفر به سوریه و در کنار رزمندگان، مراحل عرفانی و معنوی را طی کرد.
این خواهر شهید با اشاره به کتابها و نوشتههای باقیمانده از برادرش افزود: وقتی آثار بهجامانده از او را دیدم، به عمق مسیر معنوی و مطالعاتش پی بردم. مصطفی برای ما الگویی بود و من نیز بارها در زندگی شخصیام از رفتار و منش او الگو گرفتم.
به گفته وی، روحیه سخاوت و مهماننوازی مصطفی از دوران کودکی در رفتار او دیده میشد؛ زمانی که در مسیر مدرسه، خواهرانش را همراهی میکرد و برایشان صبحانه میگرفت و اصرار داشت مهمان او باشند.
این روحیه در بزرگسالی نیز ادامه داشت. خواهر شهید با یادآوری روزهایی که برای ثبتنام دانشگاه با وجود دنداندرد شدید به همراهی نیاز داشت، گفت: مصطفی مرا همراهی کرد و در آن شرایط کنارم بود. او برادری مسئولیتپذیر و پشتیبان خانواده بود.
وی شکلگیری شخصیت برادرش را متأثر از فضای تربیتی خانواده دانست و افزود: مصطفی در خانوادهای رشد کرد که مادرش زنی صبور و استوار و پدرش حامی فرزندان بود. محبت و همراهی پدر و مادر نقش مهمی در رشد اخلاقی و اجتماعی فرزندان خانواده داشت.
خواهر شهید در بخش دیگری از سخنانش خاطرهای از توسل به برادرش پس از شهادت را روایت کرد و گفت: زمانی با مشکلی روبهرو شده بودم و فشار آن به اندازهای بود که حتی هنگام تدریس نیز ذهنم درگیر آن میشد. در آن شرایط با مصطفی درد دل کردم و از او خواستم برای حل مشکلم دعا کند.
وی افزود: پس از آن، در خواب دیدم مصطفی سوار بر موتورسیکلت است و دو وسیله در دست دارد و به من میگوید غصه نخور. پس از آن، مشکل من برطرف شد و این اتفاق برایم بسیار معنادار بود.
او همچنین با اشاره به حضور دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی بر مزار شهید گفت: در یکی از دیدارها از حضور این دانشجویان بر سر مزار مصطفی تعجب کردم. این اتفاق نشان میداد شخصیت و خاطره او حتی برای کسانی که از نزدیک او را نمیشناختند نیز اثرگذار بوده است.
روایتی که نباید به خاطرات نزدیکان محدود بماند
خواهر شهید حاجسیدجوادی معتقد است شخصیت برادرش فراتر از آن چیزی است که تاکنون درباره او گفته شده و باید ابعاد مختلف زندگی و سیرهاش بیشتر برای نسل جوان معرفی شود.
وی با تأکید بر ضرورت برنامهریزی جدی برای معرفی این شهید خاطرنشان کرد: همیشه گفتهام مصطفی بسیار فراتر از آن چیزی است که تاکنون درباره او گفته شده و شایسته است بیشتر از این شهید یاد شود.
او با یادآوری آرزوی مادرشان برای برگزاری کنگره و معرفی فرزند شهیدش گفت: مادرم همیشه میگفت امیدوارم زنده بمانم و ببینم از مصطفی یاد میشود و برای او کنگره برگزار میکنند، اما عمرش به دیدن چنین روزی کفاف نداد.
خواهر شهید در پایان با تأکید بر پایبندی خود به ارزشهای دینی و ملی گفت: افتخار میکنم که مصطفی نام و یاد بزرگی برای من و خانوادهام به یادگار گذاشت و امیدوارم در آخرت نیز شفاعتکننده ما باشد.
آنچه از کنار هم قرار گرفتن این خاطرات به دست میآید، تصویری از شخصیتی است که نمیتوان او را تنها در عنوان فرمانده یا رزمنده خلاصه کرد. سید علیاکبر حاجسیدجوادی، همان مصطفایی که دوستانش میشناختند، در میدان نبرد با پیشقدمی و نظم شناخته میشد، در خلوت شب به عبادت میپرداخت، در رفتار روزمره مراقب مسئولیت اجتماعی خود بود و در زندگی خانوادگی نیز تکیهگاهی برای نزدیکانش به شمار میرفت.
شاید مهمترین وجه مشترک روایت همرزمان و خانواده این شهید، فاصله نداشتن میان حرف و عمل او باشد؛ فرماندهای که پیش از دستور دادن، خود پیشقدم میشد، توصیه به تقوا را از زندگی شخصی آغاز میکرد و کمک به دیگران را به دور از چشمداشت و نمایش انجام میداد. معرفی چنین شخصیتی، تنها بازخوانی خاطرات یک شهید نیست، بلکه فرصتی برای شناخت الگویی از مسئولیتپذیری، اخلاص و تعهد در زندگی فردی و اجتماعی است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.