خط آسمان تبریز زیر سایه برجها؛ وقتی بلندمرتبهسازی هویت شهر را میپوشاند
گسترش ساختوسازهای بلندمرتبه و ناهماهنگ در تبریز، سیمای شهری و چشمانداز بناهای تاریخی و طبیعی را تحت تأثیر قرار داده است؛ مسئلهای که ضرورت بازنگری در ضوابط شهرسازی و تدوین سندی جامع برای حفاظت از خط آسمان و هویت بصری این شهر را بیشتر از گذشته مطرح میکند.

به گزارش خبرگزاری ایمنا از آذربایجان شرقی، امروزه با گسترش شهرها، طراحی شهری به عنوان یک اصل مهم در شهرسازی مدرن مورد توجه قرار میگیرد و خط آسمان یا Skyline، یکی از عناصر مهم در سیمای شهر است.
خط آسمان، یکی از مفاهیم معماری و شهرسازی، خط فصل مشترک خطوط فوقانی ساختمان را با آسمان مشخص میکند. این خط بهعنوان یکی از لایههای اثرگذار در طراحی شهری، مشخص میکند که شهر از دور چگونه دیده میشود و ساختمانها کنار یکدیگر چگونه دیده میشوند.
تبریز شهری است که هویت بصری آن در پیوند میان بافت تاریخی، نشانههای معماری و چشمانداز طبیعی کوههای پیرامونی شکل گرفته است، اما طی سالهای اخیر، ساختوسازهای ناهماهنگ و بلندمرتبهسازیها در بخشهایی از شهر، این سیمای ارزشمند را تحت تأثیر قرار دادهاند.
حالا این پرسش مطرح است که در نبود ضوابط جامع برای حفاظت از خط آسمان و کریدورهای دید، چه تدبیری برای صیانت از منظر شهری تبریز و حفظ هویت بصری آن اندیشیده شده است؟
با توجه به اهمیت این موضوع خبرنگار ایمنا با مرتضی میرغلامی، عضو هیئت علمی دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه هنر اسلامی تبریز گفتوگو کرده است.
ایمنا: وضعیت کلی خط آسمان شهر از نظر پیوستگی، تنوع معقول و هماهنگی کالبدی چگونه است؟
میرغلامی: تا جایی که مطلع هستم، فکر نمیکنم مطالعه منسجم در خصوص خط آسمان در شهر تبریز انجام شده باشد، اما با توجه به تجربهای که از شهر تبریز و فضاهای مختلف وجود دارد، در بسیاری نقاط، خط آسمان شهر پیوستگی و هماهنگی کالبدی ندارد.
ممکن است خط آسمان در برخی مناطق احساس شود، اما در منطقه مرکزی شهر، شاهد هستیم که ساختمانها بدون توجه به حریم بناهای تاریخی همچون قارچ روییدهاند یا دید به کوهها را تحت تاثیر قرار دادهاند. بلوار ائلگلی شاید از معدود بلوارهایی باشد که تاحدی در دو طرف بلوار آن، بدنههای قابل قبول وجود دارد که نیازمند هدایت و کنترل است، بنابراین در گام نخست، باید یک طرح راهبردی وجود داشته باشد، کریدورهای باارزش شناسایی شوند و سپس برای آنها راهنما، دستورالعمل و سیاست تدوین شود تا بتوان پیوستگی و هماهنگی کالبدی را حفظ کرد.
ایمنا: آیا بلندمرتبهسازیها توانستهاند با عوارض طبیعی (همچون کوهها، تپهها، باغها) و نشانههای تاریخی همنشینی درستی داشته باشند یا منجر به بسته شدن دید و اختلال در نمادهای هویتی شدهاند؟
میرغلامی: در این مورد، میتوان نمونههایی را پیدا کرد و نشان داد که در بسیاری از مکانها، حریم کوه یا مناظر تاریخی توسط ساختوسازهای بدون برنامه یا غیرمتناسب خدشهدار شده و انسجام، از بین رفته است.
به عنوان مثال، در کنار فکر میکنم ربع رشیدی (پارک قله) هنگامی که به کوهها نگاه میکنید، یک ساختمان بلندمرتبه بدتناسبی ساخته شده است که منظر کوه و حریم ربع رشیدی را بسیار تحت تاثیر قرار داده است. در کنار ارگ تبریز نیز میتوان مشاهده کرد که در مقابل ارگ که یک بنای تاریخی ارزشمند است، ساختمانهای بلند با مصالح میانمایه ساخته شدهاند که هیچ تناسبی با آن بنا ندارند.
همچنین در حریم بازار تبریز نیز تجاریسازیهایی انجام شده است که تحت عنوان بلندمرتبه، ساخته شدهاند که اگر مداخله اداره کل میراث نبود، شاید تعداد طبقات بیشتری ساخته میشد. بنابراین میتوان چنین بیان کرد که نمونههای بسیاری وجود دارد که بدون توجه به حریم بافت یا منظر طبیعی، ساخته شدهاند.

ایمنا: آیا در ادبیات فنی و اجرایی طرحهای تفصیلی کشور، مبحثی به عنوان «کریدور دید حفاظت شده» وجود دارد؟
میرغلامی: ممکن است دقیقا به این عنوان، وجود نداشته باشد اما عناوینی مثل حریم منظری یا حریم درجه یک و درجه دو بهکار میروند. درواقع، میتوان بیان کرد که حریم منظری به نوعی مشابه کریدور دید حفاظت شده است.
البته کریدور، بیشتر حالت خطی-برداری دارد و به این مورد اشاره میکند که شما در یک خیابان، بلوار یا از یک نقطه، هنگامی که به یک نشانه شهری (لندمارک) یا بنا نگاه میکنید، چیزی مانع دید شما نشود. منظر حفاظتی ۳۶۰ درجه بوده و حریم حفاظتی در اطراف یک بنا نظیر حرم امام رضا(ع)، گنبد سلطانیه یا ارگ میتواند تعریف شود.
ایمنا: آیا شهر نیازمند سند راهنمای خط آسمانِ مستقل و مصوب است؟ این سند چه مشخصاتی باید داشته باشد؟
میرغلامی: شایسته است که شهر چنین سندی داشته باشد. البته اگر شهر، خط آسمان ارزشمندی داشته باشد و بهویژه شهر تاریخی باشد، نیاز به چنین سندی دوچندان میشود. شاید مهمتر از سند راهنمای خط آسمان، سند راهنمای منظر شهر باشد. درواقع سندی که به کل محدودههای منظر شهر توجه میکند و امروزه مطالعات مختلفی جهت ارزیابی منظر شهری و حفظ کریدورهای دید انجام شده است.
ایمنا: آیا خط آسمان شهر از یک دارایی مشترک و عمومی به کالایی انحصاری برای بهرهبرداران طبقات فوقانی برجها تبدیل شده است؟
میرغلامی: اگر سند بالادستی وجود نداشته باشد که بگوید در کدام مکانها حق داریم بلندمرتبه بسازیم و کجاها حق نداریم، این بناها به صورت بیبرنامه و قارچوار ساخته میشوند و بیشتر، قیمت زمین و بهرهمندی از مناظر اطراف است که آن ارتفاعات را شکل میدهد.
به عنوان مثال، در لندن برای حفظ کریدورهای دید به بناهای تاریخی، مطالعهای انجام شده و ماحصل آن طرحی شد که اجازه نمیدهد که در یکسری از کریدورها، ساختمان را از یک ارتفاع مشخص، بالاتر بسازید یا مزاحم دید به برخی کلیساها و عناصر باارزش شهر شوید.
همچنین در شهرهای مختلف مانند ونکوور، به منظور حفاظت از کوهها، اسناد بالادستی تهیه شده است. در سیدنی برای بنای اُپرا، تهیه اسناد در دستور کار قرار دارد. چنین اسنادی برای بسیاری از شهرهای تاریخی کشور مانند یزد با عناصر شاخصش یعنی بادگیرها، روستاهای پلکانی در کردستان و اشتبین در آذربایجان و برخی شهرهای شمالی مثل ماسوله نیز باید تهیه شوند تا منظر خاص این شهرها، خدشهدار نشوند.

ایمنا: در فرایندهای برنامهریزی شهری، شهروندان چگونه میتوانند نسبت به پروژههایی که خط دید آنها به نمادهای شهر را مسدود میکند، اظهارنظر یا مطالبهگری کنند؟
میرغلامی: در ایران، شهروندان نقش چندانی در اظهارنظر در خصوص ساخت یک برج ندارند و نحوه اظهارنظر شهروندان به تصویب فرایندهای اینچنینی بازمیگردد و لازمه آن، این است که شهرداریها، این فرایند را شفاف کرده و از زمان ارائه درخواست مجوز مانند بسیاری از کشورها، شفافسازی انجام شود که در آنها مشارکت به صورت معنادار اتفاق میافتد.
زمانی که طرحی به شهرداری بابت اخذ مجوز ارجاع داده میشود، باید از سرمایهگذار یا کارفرما درخواست شود که اسناد و مدارک را به نمایش عموم بگذارند، همانگونه که در کشورهای توسعه یافته، طرح به صورت آنلاین در وبسایت شهرداری به مدت مشخصی به نمایش گذاشته میشود و به شهروندان، اطلاع داده میشود تا بتوانند مشخصات طرح را ببینند و نظر بدهند.
بعد از جمعآوری نظرات، نظرات مخالف و موافق مورد بررسی قرار میگیرد و در صورت وجود تعداد بالای مخالفتها، جلساتی تشکیل میشود که در صورت عدم توانایی در اقناع نظرات مخالف، کمیتهای به صورت مستقل، این طرح را بررسی میکند و بر اساس نظر آن کمیته، مشخص میشود که یک ساختمان، ساخته شود یا خیر.
بنابراین، شفافسازی و دموکراتیزه کردن فرایند طراحی، عرضه کردن طرحها به صورت مجازی و شفافسازی، کمک میکند که مردم بتوانند نظر خود را نسبت به طرحها، پیش از اینکه اجرا شوند، بیان کنند. این فرایندها در ساختار شهرسازی در بسیاری از کشورها پیشبینی شده است.
همچنین یکی از رویکردهایی که اکنون در همهجا مرسوم است، Visual Impact Assessment است که معمولا برای ارزیابی طرحها و تاثیری که بر منظر اطراف خود میگذارد، مورد استفاده قرار میگیرد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.