سودای تجدد، بنبست سیاست؛ پنج دهه حکومت پهلوی به روایت تاریخ
پنجاه و هفت سالِ پرفرازونشیبِ دوران پهلوی، از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ تا انقلاب بهمن ۱۳۵۷، روایتی است از سودای تجدد و تمرکزِ قدرت در ایران. در این نیمقرن، ایران شاهدِ گذار از ساختارهای سنتی قاجار به سوی نهادهای مدرنِ دولتی بود؛ مسیری که با پروژههای عظیم عمرانی و اصلاحات اجتماعی همراه شد، اما همزمان به دلیل محدودیتهای سیاسی، شکافهای طبقاتی و تقابلهای هویتی، زمینههای اجتماعیِ دگرگونیِ بنیادینِ سالهای پایانی را فراهم آورد. این نوشتار، مروری است بر چرخشگاههای مهم این دوره از صعود رضاشاه تا فروپاشی سلطنت محمدرضا پهلوی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین قدرتگیری رضاخان از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ آغاز شد، اما سلطنت رسمی پهلوی از سال ۱۳۰۴ شکل گرفت. بنابراین، دوره سلطنت این سلسله حدود ۵۳ سال بود؛ هرچند از کودتا تا سقوط سلطنت در سال ۱۳۵۷ نزدیک به ۵۷ سال فاصله است.
ایران پیش از پهلوی؛ زمینههای قدرتگیری رضاخان
در سالهای پایانی قاجار، دولت مرکزی با مشکلات مالی و سیاسی روبهرو بود. نهادهای مشروطه هنوز ثبات کافی نداشتند، ارتش یکپارچهای وجود نداشت و در بخشهایی از کشور نیروهای محلی و ایلات نفوذ زیادی داشتند. همزمان، روسیه و بریتانیا در امور ایران نقش پررنگی ایفا میکردند. جنگ جهانی اول نیز با وجود اعلام بیطرفی ایران، کشور را درگیر حضور و رقابت قدرتهای خارجی کرد.
در چنین شرایطی، ایجاد دولتی نیرومند و توانمند در اداره کشور به یکی از مهمترین خواستههای سیاسی تبدیل شد. این نیاز، زمینه را برای افزایش نفوذ رضاخان و شکلگیری حکومتی متمرکز فراهم کرد.
کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و قدرتگیری رضاخان
در سوم اسفند ۱۲۹۹، گروهی از نیروهای قزاق به فرماندهی رضاخان وارد تهران شدند. سیدضیاءالدین طباطبایی رئیس دولت شد و رضاخان در مقام فرمانده نظامی به یکی از چهرههای اصلی قدرت تبدیل شد. او در سالهای بعد وزیر جنگ و سپس نخستوزیر شد و برای یکپارچهکردن نیروهای نظامی و گسترش اقتدار دولت مرکزی تلاش کرد.
رضاخان با ایجاد ارتشی منظمتر و مقابله با قدرت نیروهای محلی، نفوذ حکومت مرکزی را در بخشهای بیشتری از کشور گسترش داد. این روند به افزایش توان دولت انجامید، اما همزمان قدرت برخی گروههای محلی و امکان فعالیت مستقل سیاسی را کاهش داد.
رضاخان چگونه به سلطنت رسید؟
در سال ۱۳۰۴، مجلس شورای ملی پایان سلطنت قاجار را اعلام کرد و حکومت موقت را به رضاخان سپرد. سپس مجلس مؤسسان تغییر سلطنت را تصویب کرد و رضاخان با عنوان رضاشاه پهلوی به پادشاهی رسید. به این ترتیب، سلسله پهلوی رسماً جایگزین قاجار شد.
رضاشاه در دوره سلطنت خود بر تمرکز قدرت و تقویت نهادهای دولتی تأکید داشت. ارتش، نظام اداری و دستگاه مالیاتی گسترش یافتند و دولت نقش مستقیمتری در اداره کشور پیدا کرد.
نوسازی ایران در دوره رضاشاه
دوره رضاشاه با مجموعهای از طرحهای عمرانی و اداری همراه بود. توسعه راهها و راهآهن، ایجاد نهادهای دولتی، تأسیس مدارس جدید، گسترش آموزش عالی و بازسازی دستگاه قضایی ازجمله تحولات این دوره بودند. دانشگاه تهران در سال ۱۳۱۳ تأسیس شد و آموزش نوین بهتدریج در شهرهای بیشتری گسترش یافت.
در کنار این تغییرات، تمرکز قدرت سیاسی افزایش یافت. فعالیت احزاب و مطبوعات مستقل محدود شد و مخالفان حکومت با فشار و محدودیت روبهرو شدند. مجلس نیز بهتدریج استقلال کمتری پیدا کرد. درنتیجه، دولت مرکزی نیرومندتر شد، اما نهادهای سیاسی مستقل فرصت محدودی برای رشد یافتند.
رضاشاه، نفت و رابطه با بریتانیا
نفت از آغاز حکومت پهلوی موضوعی مهم در روابط ایران و بریتانیا بود. رضاشاه خواهان تغییر شرایط قرارداد نفتی و افزایش درآمد ایران شد. مذاکرات با شرکت نفت ایران و انگلیس در سال ۱۳۱۲ به قرارداد تازهای انجامید، اما اختلاف بر سر میزان درآمد و کنترل منابع نفتی پایان نیافت.
در دهههای بعد، مسئله نفت به یکی از محورهای اصلی سیاست ایران تبدیل شد و سرانجام به نهضت ملیشدن صنعت نفت انجامید.
اشغال ایران در جنگ جهانی دوم و کنارهگیری رضاشاه
با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران بیطرفی خود را اعلام کرد؛ اما موقعیت جغرافیایی و راهآهن کشور برای انتقال تجهیزات متفقین به شوروی اهمیت داشت. بریتانیا و شوروی همچنین نسبت به حضور اتباع و کارشناسان آلمانی در ایران ابراز نگرانی میکردند.
در شهریور ۱۳۲۰، نیروهای بریتانیا از جنوب و نیروهای شوروی از شمال وارد ایران شدند. ارتش ایران نتوانست در برابر نیروهای خارجی مقاومت مؤثری نشان دهد. رضاشاه در پی این تحولات و فشار متفقین از سلطنت کنارهگیری کرد و محمدرضاشاه جانشین او شد.
محمدعلی فروغی در این بحران برای حفظ ساختار دولت و مدیریت انتقال سلطنت نقش مهمی داشت. او در مذاکره با متفقین و فراهمکردن روند قانونی جانشینی محمدرضاشاه مؤثر بود؛ اما خروج نیروهای خارجی در همان زمان انجام نشد. متفقین تا پایان جنگ در ایران حضور داشتند و روند خروج آنان پس از جنگ ادامه یافت.
محمدرضاشاه و فضای سیاسی پس از جنگ
محمدرضاشاه در شرایط اشغال ایران به سلطنت رسید. در سالهای پس از جنگ، فضای سیاسی نسبت به دوره رضاشاه بازتر شد. احزاب، مطبوعات و گروههای سیاسی فعالیت بیشتری پیدا کردند و مجلس و نیروهای اجتماعی در تصمیمگیریها نقش پررنگتری داشتند.
در همین دوره، اختلاف بر سر درآمد و کنترل نفت شدت گرفت. محمد مصدق و جبهه ملی از چهرهها و نیروهای اصلی جنبش ملیشدن صنعت نفت بودند. قانون ملیشدن نفت در اسفند ۱۳۲۹ تصویب شد و مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخستوزیری رسید.
ملیشدن نفت به بحران جدی در روابط ایران و بریتانیا انجامید. صادرات نفت ایران بهشدت کاهش یافت و دولت با کمبود درآمد روبهرو شد. در داخل کشور نیز اختلافهای سیاسی درباره اختیارات دولت، نقش شاه و کنترل ارتش افزایش یافت.
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
اختلاف میان دولت مصدق و دربار بر سر حدود اختیارات سیاسی، ازجمله کنترل ارتش، تشدید شد. مصدق در تیر ۱۳۳۱ استعفا کرد، اما اعتراضهای گسترده ۳۰ تیر به بازگشت او انجامید. در سال ۱۳۳۲ نیز همهپرسی انحلال مجلس برگزار شد؛ اقدامی که مخالفان دولت آن را گسترش بیش از اندازه اختیارات مصدق میدانستند.
در مرداد ۱۳۳۲ تلاش برای برکناری مصدق به کودتایی انجامید که در آن نیروهای داخلی و سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا نقش داشتند. دولت مصدق سقوط کرد و فضلالله زاهدی نخستوزیر شد. محمدرضاشاه نیز پس از مدتی دوری از کشور به ایران بازگشت.
پس از کودتا، فعالیت سیاسی جبهه ملی و حزب توده محدود شد و قدرت شاه افزایش یافت. کودتای ۲۸ مرداد یکی از نقاط عطف تاریخ پهلوی بود؛ زیرا توازن سیاسی کشور را تغییر داد و راه را برای تمرکز بیشتر قدرت در دربار هموار کرد.
اصلاحات دهه ۱۳۴۰ و انقلاب سفید
در دهه ۱۳۴۰، حکومت محمدرضاشاه برنامهای از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی را با عنوان «انقلاب سفید» پیش برد. اصلاحات ارضی، گسترش آموزش و بهداشت و اعطای حق رأی به زنان ازجمله مواردی بود که در این برنامه مطرح شد.
این تحولات به تغییر ساختار مالکیت زمین، گسترش شهرنشینی و رشد طبقه متوسط جدید کمک کردند. در عین حال، شیوه اجرای اصلاحات و افزایش تمرکز قدرت با مخالفت بخشهایی از جامعه روبهرو شد. بخشی از روحانیان و نیروهای سیاسی، ازجمله آیتالله روحالله خمینی، به سیاستهای حکومت اعتراض کردند.
پس از بازداشت آیتالله خمینی در خرداد ۱۳۴۲، اعتراضهایی در تهران و شهرهای دیگر شکل گرفت که با سرکوب مواجه شد. این رویداد بهتنهایی پایانبخش مخالفتها نبود و جریانهای مذهبی مخالف حکومت در سالهای بعد به یکی از نیروهای مهم سیاسی تبدیل شدند.
ساواک و محدودشدن فعالیت سیاسی
سازمان اطلاعات و امنیت کشور، مشهور به ساواک، در دهه ۱۳۳۰ تأسیس شد و در سالهای بعد به یکی از ابزارهای اصلی امنیتی حکومت تبدیل شد. این سازمان فعالیت مخالفان را زیر نظر میگرفت و با گروههای سیاسی مخالف حکومت برخورد میکرد.
محدودیت مطبوعات و احزاب، بازداشت مخالفان و کنترل فعالیت سیاسی باعث شد بخشهایی از مخالفان به فعالیت مخفی روی آورند. در دهه ۱۳۵۰، برخی گروههای مسلح نیز شکل گرفتند و رویارویی میان حکومت و مخالفان ابعاد تازهای پیدا کرد.
افزایش درآمد نفت و دگرگونی جامعه
افزایش قیمت نفت در دهه ۱۳۵۰ درآمد دولت را بهشدت بالا برد. حکومت پروژههای صنعتی و عمرانی را گسترش داد و هزینههای نظامی و دولتی افزایش یافت. شهرها رشد کردند و مهاجرت از روستاها به شهرها شدت گرفت.
این رشد سریع، مشکلاتی نیز به همراه داشت: تورم، نابرابری، فشار بر زیرساختهای شهری و نارضایتی از شیوه توزیع فرصتها. در سال ۱۳۵۳، حکومت حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب رسمی اعلام کرد؛ اقدامی که فضای فعالیت سیاسی مستقل را محدودتر کرد و با مخالفت گروههای گوناگون روبهرو شد.
انقلاب ۱۳۵۷ چگونه به پیروزی رسید؟
در سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷، اعتراضها در شهرهای مختلف گسترش یافت. انتشار مقالهای درباره آیتالله خمینی در روزنامه اطلاعات، در دی ۱۳۵۶ اعتراضهایی را در قم برانگیخت. پس از آن، مراسم چهلم کشتهشدگان در شهرهای مختلف به اعتراضهای تازه انجامید و چرخه اعتراض و سرکوب، دامنه ناآرامیها را افزایش داد.
اعتصابهای گسترده، بهویژه در صنعت نفت، توان اقتصادی و اجرایی حکومت را تحت فشار گذاشت. چند دولت در ماههای پایانی برای مهار بحران تشکیل شدند، اما نتوانستند اعتراضها را متوقف کنند. محمدرضاشاه در ۲۶ دی ۱۳۵۷ ایران را ترک کرد و شاپور بختیار به نخستوزیری رسید.
آیتالله خمینی در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ به ایران بازگشت. در ۲۲ بهمن، پس از گسترش درگیریها و اعلام بیطرفی ارتش، دولت بختیار سقوط کرد و نظام سلطنتی عملاً پایان یافت.
رویدادهای مهم دوره پهلوی به ترتیب زمانی
قدرتگیری رضاخان با کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ آغاز شد. در سال ۱۳۰۴ سلطنت قاجار پایان یافت و رضاشاه به پادشاهی رسید. قرارداد نفتی تازه در سال ۱۳۱۲ منعقد شد و دانشگاه تهران در ۱۳۱۳ تأسیس شد.
در شهریور ۱۳۲۰ ایران به اشغال نیروهای متفقین درآمد، رضاشاه کنارهگیری کرد و محمدرضاشاه به سلطنت رسید. قانون ملیشدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹ تصویب شد و محمد مصدق در اردیبهشت ۱۳۳۰ نخستوزیر شد. قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ به بازگشت او به نخستوزیری انجامید و در مرداد ۱۳۳۲ کودتا دولتش را سرنگون کرد.
برنامه اصلاحات موسوم به انقلاب سفید در سال ۱۳۴۱ مطرح شد و اعتراضهای ۱۵ خرداد در سال ۱۳۴۲ رخ داد. در سال ۱۳۵۳ حزب رستاخیز به عنوان تنها حزب رسمی اعلام شد. موج تازه اعتراضها در سال ۱۳۵۶ گسترش یافت و در سال ۱۳۵۷، با خروج شاه و پیروزی انقلاب، سلطنت پهلوی پایان گرفت.
جمعبندی
تاریخ پهلوی را میتوان در دو دوره بررسی کرد: دوره رضاشاه، با تمرکز قدرت و گسترش نهادهای دولتی و عمرانی؛ و دوره محمدرضاشاه، با تحولات نفتی، کودتای ۲۸ مرداد، اصلاحات اجتماعی و اقتصادی و افزایش نارضایتیهای سیاسی.
تمرکز قدرت و توسعه دولتی چهره ایران را در این دوره تغییر داد؛ اما محدودیت فعالیت سیاسی، برخورد با مخالفان، نابرابریها و بحرانهای سالهای پایانی نیز بر شکاف میان حکومت و بخشهایی از جامعه افزود. درنهایت، مجموعهای از عوامل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و مذهبی به اعتراضهای گسترده سالهای ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ انجامید و با انقلاب بهمن ۱۳۵۷، سلطنت پهلوی پایان یافت.
۵۷۲۵۹

روحالله خمینی
سید روحالله موسوی خمینی مرجع تقلید شیعه و سیاستمدار ایرانی بود که رهبری انقلاب ۱۳۵۷ را بر عهده داشت و از ۱۳۵۸ تا زمان درگذشتش در خرداد ۱۳۶۸ نخستین رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.
همهٔ ۷۰ خبر روحالله خمینی ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.