پشت جبهه را ویران نکنیم
دفاع از ایران تنها مقابله با دشمن در مرزها نیست؛ بلکه پرهیز از ویران کردن پشت جبهه با تشدید اختلافات داخلی نیز بخشی از این مسئولیت است.

سایه جنگ هنوز از سر کشور کنار نرفته و نگرانی از تشدید درگیری در تنگه هرمز، زندگی را به انتظار خبر بد تبدیل کرده است. اما خطر فقط آنسوی مرزها نیست. در داخل، عدهای چنان به جان دولت، رئیس مجلس و تیم مذاکرهکننده افتادهاند که گویی دشمن اصلی همین کسانیاند که باید در این شرایط دشوار، کشور را اداره کنند.
شعارها و کلیپها دیگر صرفاً نقد یک تصمیم نیستند؛ حکم خیانتاند، پیش از آنکه مجالی برای توضیح و داوری باقی بماند. افراطیون عملاً تمام لایه دوم مسئولان نظام را که زنده ماندهاند، متهم به خیانت میکنند. دشمن لایه نخست را با ترور از میان برداشته است؛ آیا باید بازماندگان را هم با ترور شخصیت از اعتبار و امکان تصمیمگیری ساقط کنیم؟
این دو، از حیث ماهیت و پیامد یکسان نیستند، اما در منطق حذف، شباهتی هولناک دارند: یکی جان مسئول را میگیرد و دیگری اعتماد عمومی و توان کنش او را هدف قرار میدهد.
بسیاری را میشناسم که دیگر در تجمعات شبانه حاضر نمیشوند؛ نه از سر بیتفاوتی به ایران، بلکه چون پارهای از این تجمعات به میتینگ سیاسی علیه مسئولان تبدیل شدهاند. آنان برای همبستگی ملی آمده بودند، نه برای شنیدن اتهام خیانت به کسانی که مسئول اداره همین کشورند. اینگونه، سرمایهای که باید مردم را کنار هم نگه دارد، خود به عامل فاصلهگرفتن آنان تبدیل میشود.
اعتراض حق ماست؛ اما باید راهی یافت که نقد را به تخریب و اختلاف را به دشمنی تبدیل نکند. فشار اتهام، قدرت سنجش و تصمیمگیری را فرسوده میکند و شکاف داخلی میتواند فرصت بهرهبرداری دشمن را فراهم سازد. اگر فردا دشمن از این شکاف بهره برد، نمیتوان همه مسئولیت را به گردن دیگری انداخت.
هیچکس تنها مقصر نیست؛ هیچکس هم کاملاً بیسهم نیست. دفاع از ایران فقط ایستادن مقابل دشمن نیست؛ گاهی یعنی پشت جبهه را با دست خود ویران نکنیم.
منبع: قم فردامشاهدهٔ خبر اصلی ←
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.