قزوین و خوشنویسی؛ میراثی که هنوز به سرمایه فرهنگی شهر تبدیل نشده است
قزوین- از میرعماد تا امروز، خوشنویسی قزوین میراثی فاخر اما کمفروغ در سیمای شهر است؛ هنری که به اعتقاد هنرمندان برای تداوم شکوه تاریخی خود به حمایت عملی و زیرساختهای ماندگار نیاز دارد.

خبرگزاری مهر، گروه استانها: نام قزوین با خط و خوشنویسی گره خورده است؛ شهری که در طول تاریخ، استادان بزرگی را به هنر ایران معرفی کرده و امروز نیز به پشتوانه همین میراث، عنوان پایتخت خوشنویسی ایران را با خود دارد. با این حال، در آستانه هفته خوشنویسی، پرسشی جدی پیش روی متولیان فرهنگی و هنرمندان قرار میگیرد: این جایگاه تاریخی تا چه اندازه در زندگی روزمره مردم، چهره شهر و زیرساختهای فرهنگی قزوین نمود پیدا کرده است؟
برگزاری دوسالانه خوشنویسی، فعالیت انجمن خوشنویسان و برپایی نمایشگاهها و جشنوارههای هنری، بخشی از تلاشها برای پاسداشت این میراث است؛ اما آیا این فعالیتها توانستهاند خوشنویسی را از محافل تخصصی به متن جامعه بیاورند؟ آیا شهروندان قزوینی در فضای شهری، مدارس، ادارات و محیط زندگی خود با این هنر مواجه میشوند و آیا امکانات موجود با اعتبار تاریخی قزوین تناسب دارد؟
جای خالی خوشنویسی در سیمای شهر و ادارات
مریم هومان، خوشنویس قزوینی در گفتوگو با خبرنگار مهر با تأکید بر اینکه عنوان پایتخت خوشنویسی ایران مسئولیتی فراتر از افتخار تاریخی ایجاد میکند، گفت: قزوین با برخورداری از استادان بزرگی همچون میرعماد حسنی، ملکمحمد کلهر و عمادالکتاب، این عنوان را بهدرستی به دست آورده است؛ اما باید بررسی کرد که تا چه اندازه توانستهایم به شأن و جایگاه این عنوان تاریخی دست پیدا کنیم.
وی با بیان اینکه جریان خوشنویسی در قزوین همچنان زنده و پویاست، افزود: برای حفظ این جایگاه، هنرمندان و سازمانهای تأثیرگذار باید به میدان بیایند و زمینه حضور گستردهتر این هنر را در جامعه فراهم کنند.
این هنرمند یکی از راههای تقویت جایگاه خوشنویسی را استفاده از ظرفیتهای بصری شهر دانست و اظهار کرد: ایجاد دیوارنگارههای فاخر با محوریت خط و خوشنویسی، اصلاح برخی المانهای شهری و توجه به کیفیت نوشتار در تابلوها و نوشتههای عمومی میتواند به معرفی بیشتر این هنر کمک کند.
هومان با انتقاد از کیفیت برخی آثار و المانهای موجود در شهر بیان کرد: در حال حاضر، دیوارنگارههای مناسبی که بتوانند هنر خط و خوشنویسی را بهخوبی به مردم معرفی کنند، به چشم نمیآیند و برخی آثار اجراشده نیز از نظر کیفیت خط و میزان تأثیرگذاری، وضعیت مطلوبی ندارند.
وی پیشنهاد کرد از ظرفیت خط نستعلیق و ظرافتهای بصری آن در طراحی المانهای شهری استفاده شود تا سیمای شهر نیز بازتابدهنده هویت تاریخی قزوین باشد.
این خوشنویس همچنین به وضعیت آثار نصبشده در محیطهای اداری اشاره کرد و گفت: در بسیاری از ادارات، دیوارها خالی هستند یا آثاری روی آنها نصب شده که از نظر کیفیت هنری و خوشنویسی ارزش چندانی ندارند؛ در حالی که دستگاههای اجرایی میتوانند با خرید آثار فاخر، هم به زیبایی محیط اداری کمک کنند و هم از هنرمندان حمایت به عمل آورند.
هومان با تأکید بر ضرورت ایجاد سازوکاری برای ارتباط میان هنرمندان و سازمانها افزود: اگر گروهی تخصصی برای معرفی آثار و برقراری ارتباط میان هنرمندان و دستگاههای اجرایی شکل بگیرد، امکان خرید منصفانه آثار و حمایت مؤثرتر از هنرمندان فراهم میشود.
وی همچنین بر لزوم ارتباط مستقیم خوشنویسان با مردم تأکید کرد و گفت: هنرمندان نباید فعالیت خود را به نمایشگاهها و نشستهای تخصصی محدود کنند، بلکه باید در مناسبتهای آیینی، تاریخی و ملی به میان مردم بروند و با اجرای زنده خوشنویسی و برگزاری برنامههای خلاقانه، بهویژه برای دانشآموزان و نوجوانان، زمینه آشنایی نسل جدید با این هنر را فراهم کنند.
خوشنویسی زنده است؛ اما چقدر در فرهنگ عمومی حضور دارد؟
حمیدرضا حقیقت، دیگر خوشنویس قزوینی، نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر معتقد است میان برخورداری از ظرفیت تخصصی خوشنویسی و حضور این هنر در فرهنگ عمومی تفاوت وجود دارد.
وی اظهار کرد: قزوین به واسطه حضور هنرمندان تراز اول در گذشته و امروز، از ظرفیت تخصصی قابل توجهی در حوزه خوشنویسی برخوردار است، اما باید بررسی کرد که این ظرفیت تا چه اندازه در زندگی روزمره شهروندان نمود پیدا کرده است.
حقیقت با اشاره به جایگاه دوسالانه خوشنویسی قزوین گفت: این رویداد هنری ارزشمند است و تلاش برگزارکنندگان آن قابل تقدیر است، اما نمیتوان انتظار داشت یک جشنواره دوسالانه بهتنهایی ارتباط عمومی مردم با خوشنویسی را در طول سال حفظ کند.
وی افزود: در فاصله میان دورههای دوسالانه نیز فعالیتهایی در انجمن خوشنویسان، مراکز فرهنگی، بسیج هنرمندان و سایر مجموعهها انجام میشود؛ از آموزش و آزمونهای دورهای گرفته تا کارگاههای تخصصی، نمایشگاههای هنرجویی و برنامههای مناسبتی. بنابراین مسئله، نبود مطلق فعالیت نیست، بلکه میزان تأثیرگذاری این فعالیتها بر فرهنگ عمومی است.
این خوشنویس قزوینی تصریح کرد: بخش مهمی از برنامههای موجود، مخاطبان تخصصی دارند و بیشتر هنرمندان و هنرجویانی را جذب میکنند که از قبل با این هنر آشنا هستند. برای گسترش مخاطبان باید خوشنویسی را به فضاهای عمومیتر برد و مردم را از جایگاه تماشاگر صرف خارج کرد.
حقیقت با اشاره به تجربه حضور برخی خوشنویسان در تجمعات مردمی طی جنگ رمضان بیان کرد: این حضور نمونهای از تلاش برای برقراری ارتباط مستقیم با مردم بود؛ با این حال، چنین برنامههایی زمانی اثرگذار خواهند بود که به فعالیتهایی مستمر تبدیل شوند و به یک اقدام مقطعی محدود نمانند.
وی درباره دلایل محدودماندن مخاطبان خوشنویسی نیز گفت: این مسئله تکعاملی نیست و باید شیوه آموزش، عملکرد نهادهای فرهنگی و نحوه معرفی این هنر به نسل جدید را در کنار یکدیگر بررسی کرد.
حقیقت ادامه داد: باید میان آموزش تخصصی خوشنویسی و آشناکردن عموم مردم با این هنر تفاوت قائل شد. اگر برنامهها صرفاً بر قواعد فنی و تربیت هنرجوی حرفهای متمرکز باشند، ممکن است بخشی از علاقهمندان پیش از تجربه زیباییهای این هنر از ادامه مسیر منصرف شوند.
وی با تأکید بر ضرورت توجه به ذائقه نسل جدید افزود: کارگاههای عمومی، اجرای خوشنویسی در فضاهای شهری، حضور این هنر در مدارس، نمایشگاه در مکانهای غیرتخصصی و استفاده از ظرفیت رسانهها میتواند به گسترش مخاطبان کمک کند.
این هنرمند، نبود تصویر جامع از وضعیت خوشنویسی قزوین را نیز یکی از خلأهای این حوزه دانست و گفت: برای سنجش جایگاه واقعی خوشنویسی نمیتوان تنها به تعداد جشنوارهها، نمایشگاهها و استادان برجسته استناد کرد؛ بلکه باید شاخصهایی مانند تعداد هنرجویان فعال، ماندگاری آنها در مسیر آموزش، گستره سنی مخاطبان و میزان مشارکت عمومی در برنامهها نیز بررسی شود.
حقیقت تأکید کرد: آمار هنرجویان و آموزشگاهها بهتنهایی نشاندهنده میزان نفوذ خوشنویسی در فرهنگ عمومی نیست و باید مشخص شود برنامههای فرهنگی تا چه اندازه توانستهاند مخاطبان جدیدی را به این هنر علاقهمند کنند.
موزه و رشته دانشگاهی؛ حلقههای مفقوده زیرساخت خوشنویسی
مسعود محمدی، خوشنویس قزوینی و عضو انجمن خوشنویسان قزوین در گفتوگو با خبرنگار مهر از زاویه دیگری به مسئله نگاه میکند و معتقد است جایگاه تاریخی قزوین در هنر خوشنویسی با زیرساختهای موجود برای توسعه این هنر تناسب کافی ندارد.
وی اظهار کرد: هویت تاریخی قزوین از منظر خط و خوشنویسی روشن است و حضور استادانی همچون میرعماد حسنی، عبدالمجید طالقانی، عمادالکتاب و ملکمحمد قزوینی، این شهر را به یکی از کانونهای مهم خوشنویسی ایران تبدیل کرده است؛ اما پرسش اینجاست که مناسبات فرهنگی و هنری قزوین تا چه اندازه متناسب با این جایگاه پیش رفته است.
محمدی با انتقاد از کمبود زیرساختهای تخصصی این حوزه گفت: یکی از انتظارات محققنشده، ایجاد رشته دانشگاهی مرتبط با خوشنویسی یا گرافیک در یکی از دانشگاههای دولتی استان است؛ در حالی که علاقهمندان این حوزه برای ادامه تحصیل در برخی رشتههای مرتبط ناچارند به تهران یا شهرهای دیگر مراجعه کنند.
وی همچنین با طرح پرسشی درباره زیرساختهای فرهنگی قزوین افزود: چگونه است که شهری با چنین جایگاهی در عرصه خوشنویسی کشور، هنوز از موزه تخصصی این هنر برخوردار نیست؟
این خوشنویس، ایجاد فضایی برای معرفی تاریخ خوشنویسی، نمایش آثار استادان و آشنایی عمومی با شیوهها و مکاتب این هنر را از نیازهای مهم قزوین دانست و اظهار کرد: چنین فضایی میتواند ضمن پاسداشت میراث تاریخی شهر، زمینه آشنایی نسل جدید با پیشینه هنری قزوین را فراهم کند.
محمدی با تأکید بر نقش آموزشوپرورش در انتقال این میراث به نسل آینده گفت: باید بررسی کرد که آموزشوپرورش چه برنامههای زیربنایی برای آشنایی دانشآموزان با خوشنویسی و ایجاد علاقه به این هنر در مدارس دنبال میکند. پرورش نسل جدید علاقهمندان به خوشنویسی، به برنامهریزی مستمر و فراهمکردن فرصت تجربه این هنر نیاز دارد.
وی همچنین محدودیتهای مالی انجمن خوشنویسان و حمایت ناکافی از هنرمندان را از مسائل قابل توجه این حوزه برشمرد و افزود: فعالیتهای انجمن، با وجود تلاشهای ارزشمند اعضای آن، بهتنهایی نمیتواند همه نیازهای این هنر را برآورده کند و شکوفایی خوشنویسی در قزوین به حمایت جدیتر و توسعه زیرساختها نیاز دارد.
این هنرمند با اشاره به رقابت دیگر شهرها برای تقویت جایگاه خود در عرصه هنر گفت: اگر قزوین میخواهد جایگاه تاریخی خود را حفظ کند، باید حمایت از هنرمندان، توسعه زیرساختها و گسترش فعالیتهای فرهنگی را جدی بگیرد و از اتکا به عنوان تاریخی خود فراتر برود.
محمدی در پایان با تأکید بر اینکه حفظ این جایگاه به اقدامات عملی نیاز دارد، خاطرنشان کرد: هنرمندان خوشنویس در حد توان خود برای پاسداشت این میراث تلاش میکنند، اما تبدیل خوشنویسی به جریانی فرهنگی، بزرگ و پویا برای نسلهای آینده، به همکاری هنرمندان، مسئولان و نهادهای آموزشی و فرهنگی نیاز دارد.
پایتخت خوشنویسی؛ عنوانی برای افتخار یا مسئولیتی برای اقدام؟
آنچه از دیدگاه این سه خوشنویس برمیآید، انکار ظرفیتهای موجود یا نادیدهگرفتن تلاشهای انجامشده نیست؛ بلکه مسئله اصلی نسبت میان اعتبار تاریخی قزوین و میزان بهرهگیری امروز از این میراث است. دوسالانه خوشنویسی، فعالیت انجمنها، آموزش هنرجویان و حضور استادان برجسته، سرمایههایی ارزشمندند اما برای سنجش جایگاه واقعی این هنر باید دید این ظرفیتها تا چه اندازه به زندگی عمومی مردم راه یافتهاند.
حضور خوشنویسی در سیمای شهری و محیطهای اداری، ایجاد زیرساختهای تخصصی، حمایت از اقتصاد هنر، گسترش آموزش و ارتباط با کودکان و نوجوانان، از جمله محورهایی است که در این گفتوگوها مورد تأکید قرار گرفت. در کنار آن، نبود ارزیابی جامع از میزان مشارکت عمومی و تأثیر برنامههای فرهنگی، ضرورت تدوین شاخصهایی روشن برای سنجش وضعیت این هنر را برجسته میکند.
اکنون در هفته خوشنویسی، پرسش اصلی تنها این نیست که قزوین چگونه به پایتخت خوشنویسی ایران تبدیل شده است؛ بلکه باید پرسید برای تداوم این جایگاه چه برنامهای دارد و مردم این شهر چه سهمی از میراثی میبرند که نام قزوین را در تاریخ هنر ایران ماندگار کرده است.
پاسخ به این پرسش، به جای تکرار افتخارات گذشته، نیازمند بررسی عملکرد دستگاههای فرهنگی، ارزیابی زیرساختهای موجود و ارائه برنامهای روشن برای آینده است؛ برنامهای که خوشنویسی را نه فقط در قاب جشنوارهها و نمایشگاهها، بلکه در متن زندگی مردم قزوین زنده نگه دارد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.