فراتر از امدادرسانی؛ وقتی شهر باید به کمک خودش بیاید
عبور از بحران فقط به استحکام زیرساختها و آمادگی تجهیزات شهری وابسته نیست؛ مجموعهای از ظرفیتهای مدیریتی، فرهنگی و اجتماعی نیز باید همزمان کنار آن قرار گیرد؛ سوال اینجاست که چگونه میتوان این ظرفیتها را در کنار یکدیگر قرار داد تا یک شهر در رویارویی با بحران، تابآوری داشته باشد؟

به گزارش خبرگزاری ایمنا، در یک بحران بزرگ، همیشه این آژیرها، خودروهای امدادی و نیروهای عملیاتی نیستند که نخستین پاسخ را به حادثه میدهند؛ گاهی نخستین کسی که باید دست به کار شود، همان همسایهای است که چند متر آنسوتر زندگی میکند.
تجربه کشورهای مختلف نشان داده است که تابآوری شهرها فقط با افزایش تعداد نیروهای امدادی، تجهیزات و امکانات سنجیده نمیشود. در سنگاپور، سالهاست آموزش شهروندان برای رویارویی با شرایط اضطراری از آموزش کمکهای اولیه و احیای قلبی-ریوی گرفته تا اطفای حریق و تشکیل گروههای واکنش اضطراری در سطح محلات بخشی از نظام دفاع مدنی است.
در نیوزیلند از مردم خواسته میشود برای روزهایی آماده باشند که ممکن است خدمات حیاتی مختل شود و نیروهای امدادی نتوانند بهسرعت به همه نقاط دسترسی پیدا کنند.
این تجربهها یک واقعیت مهم را پیشروی مدیریت شهرها قرار میدهد؛ هیچ شهری را نمیتوان تنها با اتکا به دستگاههای امدادی در برابر یک بحران گسترده مقاوم کرد. اگر ابعاد حادثهای از ظرفیت دستگاهها فراتر رود، دیگر مسئله فقط این نیست که چند آمبولانس، خودرو یا نیروی عملیاتی در اختیار داریم؛ مسئله این است که خود شهروندان، محلات و شبکههای اجتماعی شهر تا چه اندازه برای رویارویی با آن لحظه آمادهاند.
در چنین شرایطی، محله به نخستین سنگر تابآوری تبدیل میشود؛ جایی که شناخت همسایهها از یکدیگر، آموزشهای اولیه، آمادگی خانوارها و وجود افراد معتمد و سازمانیافته میتواند فاصله میان وقوع حادثه و رسیدن نیروهای تخصصی را پوشش دهد. این همان منطقی است که امروز در بسیاری از الگوهای نوین مدیریت بحران مورد توجه قرار گرفته است؛ اینکه مردم فقط «مخاطب» برنامههای مدیریت بحران نباشند، بلکه بخشی از ظرفیت پاسخ به بحران باشند.
در اصفهان نیز تجربه جنگ تحمیلی دوم و جنگ رمضان بار دیگر این پرسش را جدیتر کرده است که یک شهر تا کجا میتواند به ظرفیت دستگاههای اجرایی متکی باشد و از کجا باید روی توان محلات و مردم حساب باز کند؛ بهویژه در ۷۲ ساعت نخست حادثه، زمانی که ممکن است گستره بحران از توان عملیاتی دستگاههای امدادی و خدماترسان فراتر رود.
مدیریت بحران را نمیتوان فقط به لحظه وقوع حادثه محدود کرد؛ بحران از مدتها قبل آغاز میشود؛ از زمانی که مشخص میکنیم چه کسی آموزش دیده است، چه کسی مسئولیت دارد، کدام ظرفیت میتواند جای ظرفیت از دسترفته را بگیرد، کدام منطقه میتواند به منطقه دیگر کمک کند، خدمات ضروری چگونه ادامه پیدا میکنند، مردم در ساعات نخست چه میکنند و شهر چگونه پس از عبور از مرحله اضطراری دوباره خود را بازسازی خواهد کرد.
در این نگاه، شهرداری دیگر تنها یکی از دستگاههای حاضر در صحنه حادثه نیست؛ بخشی از زیرساخت تابآوری شهر است. سازمانی که در شرایط عادی مسئول اداره زندگی روزمره شهروندان است، در یک بحران گسترده باید بتواند همین ظرفیت را برای شرایطی به کار گیرد که قواعد عادی شهر دیگر پاسخگو نیستند؛ از مدیریت نیروها و خدمات شهری گرفته تا پشتیبانی، اسکان، تخلیه، بازسازی و ایجاد هماهنگی میان بخشهای مختلف شهر.
شاید مهمترین پرسش این باشد که اگر ابعاد حادثه از ظرفیت دستگاههای رسمی فراتر رفت، چه چیزی باید جای خالی ظرفیت ازدسترفته را پر کند؟ آیا شهروندان فقط منتظر رسیدن نیروهای امدادی میمانند؟ آیا هر منطقه فقط مسئول نجات خودش است؟ یا میتوان شهری را طراحی و سازماندهی کرد که در لحظه بحران، ظرفیتهای پراکنده آن به یکدیگر متصل شوند و خود شهر به کمک خودش بیاید؟
پاسخ به این پرسش، ما را از مفهوم سنتی «امداد پس از حادثه» به مفهوم گستردهتر «آمادگی و تابآوری شهری» میرساند؛ مفهومی که در آن محله، شهروند، زیرساخت، مدیریت شهری و دستگاههای امدادی، اجزای جدا از هم نیستند، بلکه حلقههای یک زنجیرهاند؛ زنجیرهای که ارزش واقعی آن درست در لحظهای مشخص میشود که یک بحران بزرگ، شهر را از وضعیت عادی خارج میکند.

سناریوی بحران فراتر از توان دستگاههای اجرایی دیده شود
احمدرضا کیانی،مدیرکل بحران، پدافند غیرعامل و HSE شهرداری اصفهان در گفتوگو با خبرنگار ایمنا با بیان اینکه قانون وظایفی را برای شهرداریها تعیین کرده که براساس آن عمل میکنیم، اظهار میکند: شهرداریها چهار وظیفه قانونی از جمله اطفای حریق، مدیریت پسماند و ضایعات، مدیریت پسماند و هدایت و تخلیه اضطراری بر عهده دارند.
وی با بیان اینکه در جنگ رمضان در پی ابلاغ کمیته دائمی پدافند و مصوبه هیئت وزیران چند وظیفه دیگر به وظایف محوله اضافه شده است که بر این اساس، مباحثی نظیر آواربرداری، اسکان، بازسازی و پناهدهی و پناهگیری دنبال میشود، میافزاید: در جنگ تحمیلی دوم، میزبانی و اسکان نزدیک به ۴۰۰ خانواده آسیبدیده و بازسازی حدود ۱۳ هزار و ۴۰۰ واحد مسکونی در مناطق پانزدهگانه شهرداری اصفهان انجام گرفت.
مدیرکل بحران، پدافند غیرعامل و HSE شهرداری اصفهان میگوید: کارکرد شهرداریها در حوزههای اطفا حریق، پسماندداری و مدیریت شهری طی جنگ تحمیلی سوم یا «جنگ رمضان» کاملاً مشخص، قابل رصد و امتیازدهی بود و پس از جنگ نیز تجهیزات و امکانات مورد نیاز مجددا تقویت شد، از اینرو موضوع اصلی ما این است که اگر گستره بحران از توان اجرایی دستگاهها فراتر رود، چه اقدامی باید انجام شود تا مردم به سطح بالاتری از مراقبت و آموزش برسند.
در زمان بحران تمام نیروهای شهرداری بهعنوان نیروی در اختیار مدیریت بحران عمل میکنند
کیانی تصریح میکند: محلهمحوری و محوریت مردم در محلات، نکتهای اساسی برای حفظ تابآوری در ۷۲ ساعت اولیه حادثه است تا دستگاههای امدادی و خدماترسانی بتوانند به موقع خدمات لازم را ارائه کنند، در این راستا جلسات محلهمحوری در تمامی مناطق برگزار شده و معتمدین، کنشگران و رابطان فرهنگی شناسایی و سازماندهی شدهاند،همچنین این گروهها در قالب «ستاد پیشرفت و تحول» در قالب دستورالعمل شهید سلامی ابلاغ شده و بر آن اساس فعالیت میکنند.
وی تصریح میکند: در زمان بحران، تمام نیروهای شهرداری در اختیار مدیریت بحران قرار میگیرند و وظایف روزمره آنها با مأموریتهای مدیریت بحران تلفیق میشود؛ بر این اساس، سازمانهایی همچون آتشنشانی و اتوبوسرانی و سایر بخشهای شهرداری، علاوه بر مسئولیتهای معمول خود، در خدمت ستاد مدیریت بحران قرار میگیرند.
مدیرکل بحران، پدافند غیرعامل و HSE شهرداری اصفهان میافزاید: شهر اصفهان به ۱۵ منطقه شهری بهعلاوه ناژوان تقسیم شده است و ستادهای مدیریت بحران در تمامی این محدودهها فعال هستند، همچنین شهردار هر منطقه، ریاست ستاد مدیریت بحران همان محدوده را بر عهده دارد.
کیانی میگوید: بلوکبندیهای شهری انجام شده و اگر حادثهای فراتر از توان یک منطقه باشد، مناطق معین وارد عمل میشوند و به یاری منطقه نیازمند میشتابند، همچنین مناطق معین، محلات معین و شهرستانهای معین اصفهان مشخص شدهاند، جلسات هماهنگی با آنها برگزار شده و آمادگیهای لازم برای مدیریت یکپارچه بحران وجود دارد.

به گزارش ایمنا، آنچه از تجربه اصفهان در مدیریت بحران به دست میآید، نشان میدهد که شهر در رویارویی با بحرانهای گسترده، تنها به امکانات و تجهیزات وابسته نیست، بلکه سازماندهی، تقسیم مسئولیت، هماهنگی میان مناطق و توان بسیج ظرفیتهای موجود، نقشی تعیینکننده دارد.
تجربه شهرداری اصفهان در جنگ رمضان نیز نشان داد که میتوان ظرفیتهای مختلف مدیریت شهری را در شرایط بحرانی به میدان آورد و از ساختارهای موجود برای پاسخگویی به نیازهای فوری شهروندان استفاده کرد، با این حال موفقیت در یک بحران به معنای پایان مسیر آمادگی نیست.
هرچه دامنه یک حادثه گستردهتر شود، اتکای صرف به ظرفیت دستگاههای رسمی دشوارتر خواهد شد و ضرورت مشارکت مردم، آمادگی محلات و پشتیبانی متقابل مناطق اهمیت بیشتری پیدا میکند، از این منظر تجربه موفق مدیریت شهری اصفهان در جنگ رمضان میتواند بیش از آنکه نقطه پایان باشد، مبنایی برای ساختن یک الگوی کاملتر از تابآوری شهری باشد؛ الگویی که در آن شهرداری توان عملیاتی خود را حفظ و تقویت میکند و در کنار آن، مردم و محلات نیز برای ساعاتی که ممکن است شهر بیش از همیشه به ظرفیت خودِ شهروندان نیاز داشته باشد، آمادهتر میشوند.
شهر تابآور شهری نیست که بحران را تجربه نمیکند، شهری است که پس از بحران میتواند با کمترین وقفه، خدمات حیاتی خود را حفظ کند، از ظرفیتهای درون خود بهره بگیرد و مسیر بازگشت به زندگی عادی را آغاز کند.
تجربه این کلانشهر در جنگ تحمیلی سوم نشان داده است که بخش مهمی از این ظرفیت وجود دارد؛ گام بعدی، عمیقتر کردن همین آمادگی در سطح محلات و پیوند دادن آن با ساختار منسجم مدیریت شهری است.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.