باند سوخته؛ روایت سینمایی یک روز سرنوشتساز در اصفهان
شکارچی با خیال شکار آمد، اما در دشت مهیار، شکار آتش شد؛ آنقدر در هزارتوی شکست و سرگیجه فرو رفت که آسمان را با دشمن اشتباه گرفت و آتش را بر بالهای خود نشاند. «باند سوخته» روایت سینمایی روزی است که غرور متجاوز در جنوب اصفهان خاکستر شد.

به گزارش خبرگزاری ایمنا، صبح شانزدهم فروردین ۱۴۰۵، جنوب استان اصفهان صحنه یکی از حساسترین و پرماجراترین رویدادهای جنگ تحمیلی سوم شد؛ جایی در گستره دشتهای مهیار که قرار بود میزبان یک عملیات نظامی آمریکایی باشد، اما سرانجام به صحنهای از رویارویی، آتش، دود و تقابل ارادهها تبدیل شد.
ماجرا از روزهایی آغاز شد که یک فروند جنگنده آمریکایی F-15E در آسمان ایران هدف قرار گرفت و دو خدمه آن از هواپیما خارج شدند. در پی این اتفاق، عملیات گستردهای برای یافتن و بازگرداندن خدمه جنگنده آغاز شد.
بر اساس گزارشها، آمریکاییها در ادامه تلاش کردند با استفاده از هواپیماهای ترابری نظامی و بالگردهای پیشرفته، عملیاتی را در جنوب اصفهان و در محدوده یک باند متروکه به اجرا بگذارند؛ عملیاتی که با واکنش نیروهای مسلح ایران روبهرو شد و به انهدام تعدادی از تجهیزات پروازی آمریکا انجامید.
دشت مهیار در آن ساعات دیگر یک جغرافیای معمولی نبود؛ نقطهای بود که اهمیت راهبردی اصفهان، توان دفاعی کشور و آمادگی نیروهای مسلح در برابر یک عملیات پیچیده نظامی به هم گره خوردند.
روایتهای رسمی از این واقعه، از مشارکت هماهنگ نیروهای هوافضا، نیروهای زمینی، یگانهای مردمی و بسیج و نیروهای انتظامی در مقابله با عملیات آمریکا حکایت دارد. ستاد مرکزی خاتمالانبیا (ص) اعلام کرد که چند فروند هواگرد آمریکایی در جریان این عملیات منهدم شدهاند. بسیاری از کارشناسان ارشد و صاحبنظران حوزه نظامی این اتفاق را شکست تلاش آمریکا برای اجرای عملیات در عمق خاک ایران توصیف کردند.
در سوی دیگر، مقامهای آمریکایی از موفقیت عملیات نجات خدمه جنگنده خبر دادند و رسانههای بینالمللی نیز گزارشهایی از خارج کردن نیروهای آمریکایی از منطقه و نابودی هواگردهای ازکارافتاده به دست خود نیروهای آمریکایی منتشر کردند. همین تفاوت روایتها نشان میدهد که دشت مهیار تنها یک حادثه نظامی نبود، بلکه به عرصهای برای رقابت روایتها در جنگ رسانهای نیز تبدیل شد.
آنچه این واقعه را در تاریخ معاصر اصفهان برجسته میکند، وقوع یک رویارویی نظامی کمسابقه در جنوب این استان و نقشآفرینی مجموعهای از نیروهای دفاعی و پشتیبانی کشور در رویارویی با آن است.
یکی از مقامات نظامی آمریکا این عملیات را «یکی از چالشبرانگیزترین و پیچیدهترین مأموریتها در تاریخ عملیاتهای ویژه آمریکا» توصیف کرد؛ عملیاتی که در طراحی اولیه قرار بود ایران را غافلگیر کند، اما در نهایت، محاسبات طراحان آن در دشت مهیار به شکست انجامید و یکی از مهمترین عملیاتهای نظامی آمریکا در منطقه را ناکام گذاشت.

حماسهای فراتر از میدان نظامی
آنچه در چنین روزهایی رقم میخورد، تنها به نیروهایی که در خط مقدم دفاع حضور دارند محدود نمیشود. پشت هر عملیات دفاعی، شبکهای از آمادگی، پشتیبانی، امدادرسانی و مدیریت بحران قرار دارد که گاه کمتر دیده میشود، اما بدون آن، حفظ امنیت و بازگشت زندگی به شرایط عادی امکانپذیر نیست.
در این میدان، نیروهای مسلح مسئولیت دفاع از حریم کشور و مقابله با تهدیدهای نظامی را بر عهده داشتند، اما در جبههای دیگر، نیروهای امدادی، آتشنشانی و مجموعه مدیریت شهری نیز برای حفظ جان مردم، مقابله با حوادث و استمرار خدمات عمومی آمادهباش بودند.
آتشنشانانی که در شرایط عادی برای خاموش کردن آتش ساختمانها و نجات شهروندان وارد عملیات میشوند، در روزهای جنگ نیز باید آماده روبهروه با حریقهای گسترده، انفجارها، تخریبها و موقعیتهای پرخطر باشند. حضور در چنین شرایطی، شجاعتی میطلبد که شاید در هیاهوی اخبار نظامی کمتر به چشم بیاید.
گزارش عملکرد آتشنشانی اصفهان در جنگ ۴۰ روزه، از انجام ۱۲۰ عملیات، آمادگی ۲۸ ایستگاه و میانگین زمان پاسخگویی دو دقیقه و ۳۰ ثانیه حکایت دارد؛ آماری که نشان میدهد این مجموعه چگونه تلاش کرده است در میانه بحران نیز وظیفه خود را با سرعت و آمادگی دنبال کند.
در کنار آتشنشانان، نیروهای خدمات شهری، نیروهای موتوری، امدادگران و کارکنان مدیریت بحران نیز در صحنه حضور داشتند. پاکسازی معابر، مدیریت مسیرهای دسترسی، آواربرداری، انتقال تجهیزات و بازگرداندن زیرساختهای آسیبدیده به چرخه خدمت، بخشی از مأموریتهایی بود که باید در شرایطی دشوار و گاه همراه با خطر تکرار حملات انجام میشد.
در دوران جنگ هر شب حدود هزار نفر از نیروهای خدمات شهری در مناطق پانزدهگانه شهرداری اصفهان در آمادهباش قرار داشتند؛ پس از وقوع حملات نیز عملیات مدیریت صحنه، ورود آتشنشانان و سپس آواربرداری و پاکسازی با مشارکت مجموعههای مختلف دنبال میشد.

مردم؛ پشتوانهای که هیچ محاسبه نظامی نمیتواند نادیده بگیرد
در کنار نیروهای نظامی و امدادی، مردم نیز بخش مهمی از تصویر روزهای جنگ اصفهان را تشکیل میدادند. مردمی که با وجود شنیدن صدای انفجارها، نگرانی از آینده و مشاهده آسیبهای ناشی از حملات، زندگی را متوقف نکردند. همبستگی اجتماعی، همراهی با نیروهای امدادی، کمک به آسیبدیدگان و حفظ آرامش عمومی، جلوههایی از مشارکت اجتماعی در روزهای دشوار بود.
در چنین روزهایی، حماسه تنها در لحظه شلیک و مقابله نظامی خلاصه نمیشود؛ گاهی در دستان آتشنشانی است که برای مهار آتش به دل حادثه میرود، در تلاش کارگری است که آوار معبر را کنار میزند، در حضور امدادگری است که برای نجات جان یک انسان خطر میکند و در همراهی شهروندی است که اجازه نمیدهد ترس و اضطراب، پیوندهای اجتماعی را از هم بگسلد.
اصفهان در آن روزها تنها با توان نظامی خود شناخته نشد؛ ظرفیت انسانی و اجتماعی این شهر نیز در معرض آزمونی دشوار قرار گرفت.

چرا «باند سوخته» باید ساخته شود؟
اکنون ماهها پس از آن واقعه، قرار است بخشی از این رویداد در قالب یک اثر سینمایی با عنوان «باند سوخته» به تصویر کشیده شود؛ فیلمی که موضوع آن روایت آنچه در دشت مهیار رخ داد و بازنمایی ناکامی عملیات نظامی آمریکا از نگاه روایت رسمی ایران است.
این فیلم میتواند فرصتی برای ثبت تصویری واقعهای باشد که ابعاد مختلف نظامی، امنیتی، اجتماعی و فرهنگی دارد. اهمیت آن نیز صرفا در بازسازی صحنههای یک عملیات نظامی خلاصه نمیشود، بلکه باید بتواند تصویری جامع از مردمی ارائه کند که در کنار نیروهای مسلح، نیروهای امدادی و مجموعههای خدماترسان، در روزهای دشوار پای کار کشور و شهر خود ایستادند.
اصفهان با پیشینهای چند هزار ساله، تنها مجموعهای از بناهای تاریخی و آثار تمدنی نیست؛ این شهر بخشی از هویت علمی، فرهنگی و راهبردی ایران را در خود جای داده است. از این منظر، ثبت رویدادهای مهمی که در جغرافیای آن رخ داده، بخشی از مسئولیت فرهنگی در قبال نسلهای آینده محسوب میشود.
اگر روایت این روزها تنها به چند خبر، تصویر پراکنده و گزارش کوتاه محدود بماند، بسیاری از جزئیات انسانی و اجتماعی آن بهتدریج از حافظه عمومی محو خواهد شد. سینما این ظرفیت را دارد که فراتر از خبر، لحظهها، چهرهها، فداکاریها و تصمیمهایی را ثبت کند که در شرایط بحرانی سرنوشتساز بودهاند.
از همین رو، مشارکت شهرداری اصفهان در تولید فیلم سینمایی «باند سوخته» در شورای اسلامی شهر اصفهان به تصویب رسید؛ تصمیمی که به گفته علی صالحی، سخنگوی شورای اسلامی شهر اصفهان با هدف ثبت و بازنمایی واقعه دشت مهیار در قالب هنر سینما اتخاذ شده است.
این مشارکت را میتوان تلاشی برای پیوند مدیریت شهری با حافظه تاریخی و فرهنگی شهر دانست؛ تلاشی برای آنکه روایت این روزها فقط در اختیار گزارشهای مقطعی و روایتهای متعارض باقی نماند و ابعاد مختلف آن با استفاده از اسناد، تصاویر و شهادت شاهدان عینی به نسلهای آینده منتقل شود.
«باند سوخته» اگر بتواند صدای نیروهای مدافع کشور، آتشنشانان، امدادگران، نیروهای خدمات شهری و مردم را نیز در کنار روایت نظامی حادثه به تصویر بکشد، فراتر از یک فیلم درباره یک عملیات، به سندی تصویری از همبستگی و ایستادگی یک سرزمین تبدیل خواهد شد.
دشت مهیار روزی صحنه فرود و سوختن هواگردهای نظامی بود، اما آنچه باید از آن روز باقی بماند، تنها تصویر لاشههای سوخته نیست. باید از انسانهایی گفت که وسط آتش ، مسئولیت خود را رها نکردند؛ از نیروهایی که برای دفاع ایستادند، از امدادگرانی که برای نجات جان انسانها خطر کردند و از شهری که با همه دشواریها تلاش کرد به حیات ادامه دهد.

شکست نظامی آمریکا در دشت مهیار باید ثبت و برای آیندگان ماندگار شود
کمال حیدری، معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با اشاره به جایگاه تاریخی، تمدنی و علمی اصفهان به خبرنگار ایمنا میگوید: در جنگ تحمیلی سوم میزان حملاتی که به اصفهان صورت گرفت، در مقایسه با بسیاری از شهرهای کشور متفاوت بود، چراکه این شهر به واسطه پیشینه تمدنی، جایگاه علمی و داشتههای تاریخی خود از اهمیت ویژهای برخوردار است.
وی میافزاید: یکی از مسئولیتهای مهم ما در حوزه فرهنگی و اجتماعی، حفظ داشتهها و میراث ارزشمند شهر و تلاش برای ارتقای آنها و انتقال این سرمایهها به نسلهای آینده است، در همین راستا تولید و حمایت از فیلمهایی که بهویژه به رویدادهای دوران جنگ میپردازند، اهمیت ویژهای دارد.
معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با بیان اینکه در جریان این جنگ، جایگاه و قدرت ایران در عرصه جهانی بیش از گذشته معرفی شد، ادامه داد: نام اصفهان نیز به واسطه ظرفیتهای علمی، هستهای و نظامی و همچنین نقش آن در این تقابل، بیش از پیش مورد توجه قرار گرفت.
حیدری خاطرنشان میکند: شکست نظامی آمریکا در دشت مهیار، از جمله موضوعاتی است که بخشی از افتخارات و داشتههای تاریخی ما را شکل میدهد؛ بخشی از این تاریخ که باید برای آیندگان ماندگار شود تا نسلهای بعد نیز آن را بشناسند و به آن افتخار کنند.
وی با تأکید بر ضرورت روایت صحیح از جنگ تصریح میکند: پرداختن به این موضوعات یکی از ضرورتهای فرهنگی و اجتماعی امروز ماست؛ شهرداری اصفهان نیز در همین چارچوب برای مشارکت در تولید آثار سینمایی و کمک به ثبت و ماندگاری این رویدادها وارد عمل شده است تا از شکلگیری روایتهای نادرست در آینده جلوگیری شود، چراکه با توجه به آسیبهایی که دشمن از این تقابل متحمل شده و ظرفیت رسانهای گستردهای که در اختیار دارد، ممکن است روایت متفاوتی از این وقایع به مخاطبان جهانی ارائه کند.
معاون فرهنگی شهردار و رئیس سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان با اشاره به سهم ۲۵ درصدی شهرداری اصفهان در تولید فیلم سینمایی «باند سوخته» میگوید: زمانی که موضوعی بهصورت جمعی مورد بررسی قرار میگیرد و شهردار و نمایندگان مردم در آن مشارکت دارند و درباره آن به جمعبندی و تصمیم مشترک میرسند، این تصمیمها مبنای عمل مدیریتهای بعدی نیز قرار میگیرد.
حیدری خاطرنشان میکند: چنانچه تصمیمی در چارچوب ضوابط و بهصورت قانونی گرفته شده باشد، انتظار میرود مدیریت بعدی نیز آن را دنبال کند و تغییر مدیریت شهری مانعی برای اجرای تعهدات و تصمیمات قانونی و جمعی ایجاد نکند.
به گزارش ایمنا، در نهایت، دشت مهیار فقط روایت یک عملیات نظامی نیست؛ روایت رویارویی کشوری است که در برابر یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان ایستاد و نشان داد برتری فناوری و تجهیزات، بهتنهایی تضمینکننده پیروزی نیست. سرنگونی جنگندههای آمریکا و آسیب دیدن دیگر هواگردهای این کشور در جریان درگیری، آنهم در شرایطی که واشنگتن مدعی برتری هوایی در منطقه بود، واقعیتی است که حتی رسانههای خارجی نیز آن را ثبت کردهاند.
این همان بخشی از تاریخ است که باید ثبت شود؛ تاریخی که برای مردم ایران تنها یک پیروزی نظامی نیست، بلکه نمادی از ایستادگی در برابر قدرتی است که سالها خود را صاحب بلامنازع آسمان و میدان نبرد میدانست. شاید به همین دلیل است که امروز در برابر «کودکخوران جزیره اپستین»، روایت دشت مهیار اهمیت دیگری پیدا میکند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.