راستیآزمایی روایت عبدالرضا داوری از مذاکرات مکفارلین و نقش اصلی محسن رضایی در آن
هرچند اسناد ایران ـ کنترا و اظهارات علی هاشمی اصل آگاهی سپاه و سفر هیأت ایرانی به واشنگتن را تأیید میکنند، اما تطبیق اسناد نشان میدهد ادعای عبدالرضا داوری مبنی بر طراحی مذاکرات مکفارلین توسط محسن رضایی و سرنوشتساز بودن این تسلیحات در عملیات فاو، فاقد پشتوانه قطعی تاریخی است.

فهیمه نظری: عبدالرضا داوری در پستی در شبکه ایکس به تاریخ ۳۰ اکتبر ۲۰۲۶ برابر با ۸ آبان ۱۴۰۵ محسن رضایی فرماند وقت سپاه پاسداران را چهره محوری و طراح اصلی این مذاکرات مک فارلین معرفی میکند؛ و روایت میکند که رضایی پس از ورود علی هاشمی به ماجرا، ساختار ارتباطی تازهای با آمریکاییها ایجاد میکند، فریدون وردینژاد را به عنوان رابط اصلی و محسن کنگرلو را به عنوان رابط دوم تعیین میکند و در ادامه، هیأتی از مسئولان سپاه را برای مذاکره محرمانه به واشنگتن میفرستد. داوری همچنین مدعی است تسلیحات پیشرفتهای که در جریان همین مذاکرات به ایران رسید، نقش مستقیمی در پیروزی عملیات فاو داشت. عنوان مطلب او این است: «محسن رضایی چگونه موفقترین مذاکرات تاریخ ایران و آمریکا را طراحی و هدایت کرد و به نتیجه رساند؟»

هرچند روایت داوری از جهت اشاره به نقش مغفولمانده محسن رضایی در مذاکرات مک فارلین جالب توجه است؛ اما بررسی روایت او در کنار اسناد آمریکایی پرونده ایران ـ کنترا، گزارش کمیسیون تاور، گزارش کنگره آمریکا، گزارش دادستان مستقل این پرونده و مصاحبه علی هاشمی با سرویس تاریخ «انتخاب» نشان میدهد که باید میان چند موضوع تفاوت گذاشت: نقش محسن رضایی در آگاهی و پیگیری کانال دوم مذاکرات، حضور نمایندگان ایرانی در واشنگتن، میزان تسلیحات تحویلشده به ایران، تأثیر این تسلیحات بر عملیات فاو و سرانجام سیاسی مذاکرات.
مصاحبه علی هاشمی که یکی از منابع مهم برای بررسی این روایت است، در ۶ مهر ۱۳۹۸، در «انتخاب» منتشر شده و عنوان آن «روایت علی هاشمی، عضو تیم مذاکره کننده با مک فارلین، از سفر هیات آمریکایی به تهران، و نقش آیت الله رفسنجانی، روحانی و سیدمهدی هاشمی» است. در این گفتوگو، علی هاشمی از ارتباط خود با طرف آمریکایی، ملاقات در بلژیک، تحویل گزارش به هاشمی رفسنجانی و سپس ورود محسن رضایی به ماجرا سخن گفته است.
محسن رضایی؛ مطلع و مؤثر، اما آیا طراح اصلی مذاکرات؟
یکی از مهمترین بخشهای روایت داوری، نسبت دادن طراحی و هدایت مذاکرات به محسن رضایی است. برای بررسی این ادعا، باید به آنچه علی هاشمی در مصاحبه با «انتخاب» گفته است رجوع کرد.
علی هاشمی توضیح میدهد که پس از ملاقات با طرف آمریکایی در بلژیک، گزارشی از گفتوگوها تهیه کرد و آن را به هاشمی رفسنجانی تحویل داد. او سپس به دفتر امام خمینی رفت و از آنجا به محسن رضایی معرفی شد؛ «از دفتر حضرت امام من را به آقای رضایی معرفی کردند، چون ایشان مسئول وقت سپاه و جنگ بودند. وقتی جریان را به ایشان توضیح دادم، متوجه شدم که به طور کامل از همه چیز خبر دارند.»
این بخش از روایت، آگاهی محسن رضایی از روند مذاکرات و ارتباط او با کانال دوم را تأیید میکند. با این حال، آگاهی از مذاکرات و ورود به روند آن، بهخودیخود به معنای طراحی و هدایت تمام مراحل مذاکرات نیست.
نکته تعیینکننده در ادامه همین مصاحبه است. خبرنگار از علی هاشمی میپرسد آیا پس از تحویل گزارش به محسن رضایی، قرار شد تعدادی از فرماندهان سپاه را با آمریکاییها مرتبط کند؟ هاشمی پاسخ میدهد: «بله، ولی خودم نقشی در آن نداشتم، فقط یک جلسه در واشنگتن شرکت کردم.»
او از ارتباط دادن برخی فرماندهان سپاه به آمریکاییها سخن میگوید، اما نام آنها را محرمانه میداند. در این مصاحبه، نه نام فریدون وردینژاد به عنوان رابط اصلی مطرح میشود و نه علی هاشمی توضیح میدهد که رضایی شخصاً او را به این سمت منصوب کرده است.
بنابراین، روایت علی هاشمی از نقش محسن رضایی در آگاهی از روند و پیوند خوردن کانال دوم به سپاه پشتیبانی میکند، اما برای اثبات اینکه رضایی طراح و مدیر اصلی همه مراحل مذاکرات بوده، کافی نیست. این ادعا به اسناد دیگری، ازجمله صورتجلسات داخلی سپاه، دستورهای سازمانی یا شهادتهای مستقل نیاز دارد.
سفر واشنگتن و حضور در کاخ سفید؛ بخشی که اسناد آن را تأیید میکنند
یکی از ادعاهای مشخص داوری، سفر علی هاشمی به همراه دو نفر از مسئولان سپاه به واشنگتن در ۲۸ شهریور ۱۳۶۵ و حضور آنان در کاخ سفید است. برخلاف برخی جزئیات دیگر روایت، اصل این سفر و ملاقات در واشنگتن در اسناد آمریکایی ثبت شده است.
گزارش کمیسیون تاور، منتشرشده در ۲۷ فوریه ۱۹۸۷ برابر با ۸ اسفند ۱۳۶۵ میگوید سرهنگ الیور نورث، جورج کیو و یک مقام سازمان سیا، از ۱۹ تا ۲۱ سپتامبر ۱۹۸۶ [۲۸ تا ۳۰ شهریور ۱۳۶۵] با اعضای کانال دوم ایران و دو ایرانی دیگر در واشنگتن ملاقات کردند.
پژوهش دیوید کریست، مورخ و پژوهشگر تاریخ نظامی آمریکا، در کتاب «جنگ گرگومیش: تاریخ محرمانه مناقشه سیساله آمریکا با ایران» نیز به این سفر اشاره میکند. کریست مینویسد که در ۱۹ سپتامبر، علی هاشمی و دو افسر سپاه، ازجمله فردی با نام «فریدون مهدینژاد»، وارد واشنگتن شدند. در گزارشی که بیبیسی فارسی درباره این بخش از کتاب منتشر کرده، مهدینژاد نام مستعار فریدون وردینژاد، معاون وقت اطلاعات سپاه، معرفی شده است.
در نتیجه، اصل سفر و حضور نمایندگان ایرانی در واشنگتن تأیید میشود. همچنین روایت حضور فریدون وردینژاد در این هیأت، در پژوهش دیوید کریست و گزارش منتشرشده از آن بازتاب یافته است. با این حال، گزارشهای آمریکایی مورد بررسی، نام او را بهصراحت ثبت نکردهاند و برای تثبیت قطعی هویت او باید به شواهد مستقل دیگری نیز دست یافت.
نکته مهمتر اینکه حضور در کاخ سفید به معنای ملاقات با رونالد ریگان نیست. گزارش کنگره از بازدید راهنماییشده از کاخ سفید و دفتر بیضی سخن میگوید؛ مذاکرات اصلی با الیور نورث، ریچارد سکورد و جورج کیو انجام شده است. بنابراین، اگر روایت داوری بهگونهای خوانده شود که گویی هیأت ایرانی با رئیسجمهور آمریکا ملاقات کرده، چنین برداشتی با اسناد موجود سازگار نیست.
رابط اصلی و رابط دوم؛ جزئیاتی که هنوز به سند مستقل نیاز دارند
داوری در روایت خود از تعیین فریدون وردینژاد به عنوان رابط اصلی و محسن کنگرلو به عنوان رابط دوم سخن میگوید. این ادعا از نظر تاریخی مهم است، زیرا میخواهد ساختار و سلسلهمراتب تصمیمگیری طرف ایرانی را در مذاکرات مشخص کند.
اسناد آمریکایی، وجود کانال دوم و نقش علی هاشمی در آن را تأیید میکنند. دانشنامه ایرانیکا نیز در مدخل «پرونده ایران ـ کنترا» مینویسد که کانال جدید تا سپتامبر ۱۹۸۶ با محوریت علی هاشمی بهرمانی، برادرزاده هاشمی رفسنجانی، فعال شده بود. این دانشنامه همچنین از نقش مستقیم مقامهایی از دفتر نخستوزیری و سپاه پاسداران در عملیات سخن میگوید.
اما این اسناد، به تنهایی، ترتیب ادعاشده از سوی داوری را اثبات نمیکنند؛ یعنی روشن نمیکنند که محسن رضایی دقیقاً چه زمانی و با چه دستور مشخصی وردینژاد را رابط اول و کنگرلو را رابط دوم تعیین کرده است. علی هاشمی نیز در مصاحبه خود چنین انتصابی را شرح نمیدهد. او فقط میگوید پس از تحویل گزارش به رضایی، برخی فرماندهان سپاه به آمریکاییها مرتبط شدند و نقش کنگرلو در ادامه ضعیفتر شد.
درنتیجه، اصل نقشآفرینی کنگرلو در کانال نخست و نقش علی هاشمی و سپاه در کانال دوم قابل تأیید است، اما ساختار دقیق انتصاب رابطان، بهویژه نسبت دادن تصمیم آن به شخص محسن رضایی، هنوز به سند مستقل نیاز دارد.
تسلیحات تحویلشده به ایران؛ رقم داوری دقیق نیست
بخش دیگری از روایت داوری به تسلیحات دریافتی ایران مربوط میشود و این تسلیحات را محصول مذاکراتی میداند که با هدایت محسن رضایی پیش رفت.
اصل انتقال تسلیحات آمریکایی به ایران در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶، یکی از مستندترین بخشهای پرونده ایران ـ کنتراست. با این حال، ارقام مورد اشاره داوری دقیق نیست.
دانشنامه ایرانیکا در مدخل «پرونده ایران ـ کنترا»، مجموع تسلیحات تحویلشده به ایران را ۲۰۰۴ موشک تاو، ۱۸ موشک هاوک و بیش از ۲۰۰ قطعه یدکی سامانه هاوک اعلام میکند. گزارشهای تاریخی دیگر، از جمله گزارش دادستان مستقل پرونده، لارنس والش، نیز مراحل مختلف انتقال تسلیحات را ثبت کردهاند.
آیا تسلیحات مکفارلین عامل مستقیم پیروزی در فاو بود؟
مهمترین ادعای نظامی داوری این است که پیروزی ایران در عملیات فاو، نتیجه تسلیحات پیشرفتهای بود که در جریان مذاکرات مکفارلین به ایران رسید.
برای بررسی این ادعا، باید به زمان عملیات و تاریخ تحویل تسلیحات توجه کرد. عملیات والفجر ۲۰ بهمن ۱۳۶۴، آغاز شد و تصرف شبهجزیره فاو یکی از بزرگترین موفقیتهای نظامی ایران در جنگ به شمار میآمد. دانشنامه ایرانیکا نیز از این عملیات به عنوان بزرگترین موفقیت ایران پس از آزادسازی خرمشهر یاد میکند.
اما برخلاف برداشتی که ممکن است از نقد اولیه این ادعا شکل بگیرد، همه محمولههای تسلیحاتی پس از آغاز عملیات به ایران نرسیدند. ۹۶ موشک تاو در اوت ۱۹۸۵، ۴۰۸ موشک تاو در سپتامبر ۱۹۸۵ و ۱۸ موشک هاوک در نوامبر همان سال تحویل شده بودند؛ یعنی پیش از آغاز عملیات والفجر ۸.
از سوی دیگر، هزار موشک تاو در دو محموله ۱۸ و ۲۷ فوریه ۱۹۸۶ [۲۹ بهمن و ۸ اسفند ۱۳۶۴]، یعنی در هنگام انجام عملیات فاو، به ایران رسیدند؛ بنابراین، از نظر زمانی نمیتوان احتمال استفاده از بخشی از تسلیحات پیشتر تحویلشده یا محمولههای رسیده در جریان عملیات را به طور مطلق رد کرد.
با این حال، همزمانی تحویل تسلیحات با عملیات، رابطه علّی و نقش تعیینکننده آنها در پیروزی را ثابت نمیکند، هرچند آن را رد هم نمیکند؛ برای اثبات ادعای داوری باید اسناد عملیاتی یا گزارشهای نظامی مشخصی وجود داشته باشد که نشان دهد کدام یگانها از این موشکها استفاده کردهاند، چه تعداد از آنها در والفجر ۸ به کار رفته و سهم آنها در موفقیت عملیات چه بوده است. اما در همین رابطه حسین علایی فرمانده وقت ستاد مشترک در آن برهه جنگ هشت ساله، در مصاحبهای با روزنامه شرق در اسفند ۱۴۰۴ نقش سلاحهای آمریکایی در پیروزی فاو را رد کرده با این حال تامین قطعات یدکی برای سامانه هاگ از طریق مذاکرات مک فارلین را برای ساقط کردن جنگندههای عراقی پس از عملایت فاو موثر دانسته است: «در طرحریــزی عملیــات والفجر ۸ عبــور غواصهای داوطلــب از اروندرود و شکســتن خــط اول ارتش عراق بدون اســتفاده از سلاحهای سنگین مانند هواپیما، بالگرد، موشــک، تانک و ســایر تســلیحات اینچنینی برنامهریزی شــده بود؛ بنابراین سـلاحهای آمریکایی هیچ نقشــی در تصــرف منطقه فاو نداشــتند. ایران با تکیه بــر رزمندگان پیاده ســپاهی و بســیجی و همچنین با ابتکار عمل بسیار هوشــمندانه، توانست مثلث فاو را در اختیار بگیرد. در این عملیات، توپخانه صحرایی نقش مهمی را در خنثی کردن پاتک های دشــمن داشــت که هیچکدام آنهــا در جریان ماجرای مک فارلین تأمین نشد. البته تأمین مقداری قطعات یدکی برای یک ســامانه هاگ در ساقط کردن جنگندههای عراقی که پس از سقوط فاو به مواضع قوای ایرانی حمله میکردند، مؤثر بود»
از سویی موشک تاو، سلاح ضدتانک است و سامانه هاوک برای پدافند هوایی طراحی شده است. این تجهیزات میتوانستند در توان نظامی ایران مؤثر باشند، اما صرف دریافت آنها اثبات نمیکند که فتح فاو مستقیماً بهواسطه همین تسلیحات رخ داده است.
جالب آنکه در مصاحبه سال ۱۳۹۸، خبرنگار «انتخاب» نیز همین مسئله را با علی هاشمی مطرح میکند و میپرسد آیا اطلاعاتی که آمریکا در اختیار ایران گذاشت و مذاکرات منتهی به پرونده مکفارلین، در تصرف فاو تأثیر زیادی داشت؟ هاشمی در پاسخ میگوید گزارش تاور را نخوانده، اما معتقد است آمریکاییها نگرانیهایی درباره جنگ ایران و عراق، گسترش آن و تحولات منطقه داشتند. او در این پاسخ، ادعای نقش مستقیم تسلیحات یا اطلاعات آمریکا در فتح فاو را تأیید نمیکند.
در بخش پایانی همان مصاحبه نیز وقتی خبرنگار به دریافت ۲۵۰۰ موشک تاو و ۲۰۰ موشک هاوک اشاره میکند، علی هاشمی میگوید این میزان سلاح در جنگ عدد زیادی نیست و موشکهای تاو ارسالی نیز بیعیب نبودهاند.
بنابراین، آنچه اسناد تاریخی تأیید میکنند، دریافت تسلیحات از سوی ایران در جریان پرونده ایران ـ کنتراست؛ اما اینکه این تسلیحات عامل مستقیم پیروزی فاو بودهاند، در منابع بررسیشده اثبات نشده است. نسبت دادن این نتیجه به هدایت محسن رضایی نیز به شواهد نظامی و عملیاتی مستقل نیاز دارد.
افشای مذاکرات؛ نقش سیدمهدی هاشمی تا کجا مستند است؟
داوری افشای مذاکرات مکفارلین را به سیدمهدی هاشمی و دفتر آیتالله منتظری نسبت میدهد. اصل افشای پرونده در مجله لبنانی «الشراع» در ۳ نوامبر ۱۹۸۶، برابر با ۱۲ آبان ۱۳۶۵، در منابع تاریخی ثبت شده است.
دانشنامه ایرانیکا مینویسد که ظاهراً منبع افشای اطلاعات، جناحی سیاسی در ایران مرتبط با سیدمهدی هاشمی بوده است. پژوهش اولریش فون شوِرین، منتشرشده در سال ۲۰۱۵ در نشریه علمی «British Journal of Middle Eastern Studies»، نیز به ارتباط دوستان سیدمهدی هاشمی با افشای اطلاعات برای مجله لبنانی اشاره میکند.
اما جزئیات این ماجرا همچنان باید با احتیاط بیان شود. علی هاشمی در مصاحبه با «انتخاب» روایتی از گفتههای حسن صبرا، سردبیر الشراع، نقل میکند. به گفته او، صبرا در گفتوگویی با بیبیسی گفته بود افرادی از طرفداران سیدمهدی هاشمی اطلاعات را در اختیار او گذاشتهاند و او پیش از انتشار، با سوریه درباره انتشار خبر تماس گرفته است.
این بخش از مصاحبه، روایت علی هاشمی از گفتههای سردبیر الشراع است، نه شهادت مستقیم او درباره چگونگی انتقال اطلاعات. همچنین نسبت دادن نقش مستقیم به دفتر آیتالله منتظری، با همین روایت بهتنهایی اثبات نمیشود.
از سوی دیگر، علی هاشمی میگوید سیدمهدی هاشمی از اینکه از روند مذاکرات کنار گذاشته شده و آیتالله منتظری نیز در جریان قرار نگرفته بود، ناراضی بود. او همچنین از توزیع شبنامههایی در مجلس علیه حسن روحانی و دکتر هادی پس از افشای ماجرا سخن میگوید. این توضیحات برای شناخت فضای سیاسی آن روزها مهماند، اما باید به عنوان روایت مصاحبهشونده و نه سند قطعی درباره زنجیره افشا نقل شوند.
روایت داوری کدام بخشها را درست و کدام بخشها را فراتر از سند بیان میکند؟
بررسی روایت عبدالرضا داوری نشان میدهد که بخشهایی از آن بر واقعیتهای تاریخی استوار است. محسن رضایی از روند ارتباطات با آمریکاییها مطلع بود و علی هاشمی پس از تحویل گزارش خود به دفتر امام، به او معرفی شد. اصل سفر نمایندگان ایرانی به واشنگتن در ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۶ (۲۸ شهریور ۱۳۶۵) و ملاقات با مقامهای آمریکایی در اسناد رسمی کنگره و گزارش کمیسیون تاور ثبت شده است. بازدید علی هاشمی از کاخ سفید و دفتر بیضی نیز در گزارش کنگره آمده و حضور فریدون وردینژاد در هیأت ایرانی در پژوهش دیوید کریست بازتاب یافته است.
اما از این واقعیتها نمیتوان نتیجه گرفت که محسن رضایی بهتنهایی طراح و هدایتکننده تمام مراحل مذاکرات بوده است. جزئیات انتصاب وردینژاد به عنوان رابط اصلی و کنگرلو بهعنوان رابط دوم نیز در اسناد بررسیشده به طور مستقل اثبات نشده است.
درباره تسلیحات، اصل انتقال به ایران مستند است، اما بخشی از تسلیحات پیش از عملیات فاو و بخشی در جریان آن تحویل شدهاند. با این حال، سندی که نشان دهد این تسلیحات به طور مستقیم و تعیینکننده موجب پیروزی فاو شدند، در منابع بررسیشده به دست نیامده است.
نقش نزدیکان سیدمهدی هاشمی در افشای پرونده پشتوانه پژوهشی دارد، اما نسبت دادن مسئولیت قطعی به دفتر آیتالله منتظری به شواهد بیشتری نیازمند است. مذاکرات نیز پس از افشا بلافاصله بهطور کامل متوقف نشدند و تماسها در قالبهای دیگری ادامه یافتند.
درنهایت، پرونده مکفارلین را میتوان تجربهای مهم در دیپلماسی پنهان ایران و آمریکا و نمونهای از پیوند میان نیازهای نظامی، مسئله گروگانها و رقابتهای سیاسی داخلی دانست. اما تعبیر آن به عنوان «موفقترین مذاکرات تاریخ ایران و آمریکا» بدون تعیین معیار موفقیت و در حالی که به توافق راهبردی پایداری نینجامید، بیشتر یک ارزیابی سیاسی است تا نتیجهای که اسناد تاریخی آن را ثابت کرده باشند.
نتیجه اینکه؛ روایت داوری در اصل نقشآفرینی محسن رضایی و وقوع ملاقات واشنگتن بر پایه واقعیتهای تاریخی استوار است، اما در نسبت دادن طراحی و هدایت کامل مذاکرات به او، تعیین سلسلهمراتب رابطان، تأثیر مستقیم تسلیحات در فتح فاو و معرفی این پرونده بهعنوان موفقترین مذاکره تاریخ ایران و آمریکا، از شواهد موجود فراتر میرود.
منابع و مستندات
۱. مصاحبه علی هاشمی با انتخاب، ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۹ / ۷ مهر ۱۳۹۸؛ منبع ایرانی اصلی برای روایت ملاقات بلژیک، نقش محسن رضایی، جلسه واشنگتن، افشای مذاکرات و ارزیابی نهایی او.
Pasted text(۲۰۲۶۱۱۰۲-۰۸۱۲۵۹).txt
۲. گزارش کمیسیون تاور، ۲۷ فوریه ۱۹۸۷؛ سند رسمی درباره پرونده ایران ـ کنترا و ملاقات کانال دوم با نمایندگان آمریکایی در واشنگتن. Excerpts from the Tower Commission Report
The American Presidency Project+۱
۳. دیوید کریست، The Twilight War؛ پژوهش تاریخی درباره حضور علی هاشمی و دو افسر سپاه در واشنگتن و اشاره به فریدون مهدینژاد. گزیدهای از کتاب در معرفی ناشر
Medium
۵. دانشنامه ایرانیکا، مدخل Iran-Contra Affairs، نوشته مالکوم برن؛ برای ساختار کانال دوم، نقش علی هاشمی، اهداف آمریکا و آمار تسلیحات تحویلشده. Iran-Contra Affairs
Encyclopaedia Iranica+۲
۶. گزارش لارنس والش، دادستان مستقل پرونده ایران ـ کنترا؛ برای تاریخ و جزئیات انتقال محمولههای تسلیحاتی. Iran/Contra: The Underlying Facts
Part I Iran/contra: The Underlying Facts+۱
۷. اولریش فون شوِرین، «Mehdi Hashemi and the Iran-Contra-Affair»، نشریه علمی British Journal of Middle Eastern Studies، سال ۲۰۱۵؛ برای بررسی ارتباط نزدیکان سیدمهدی هاشمی با افشای پرونده. مشخصات مقاله و چکیده پژوهش
Get Access+۱
۸. دانشنامه ایرانیکا، مدخل جنگ ایران و عراق؛ برای جایگاه عملیات والفجر ۸ و فتح فاو در تاریخ جنگ. Iran-Iraq War
Encyclopaedia Iranica
۲۵۹

محسن رضایی
محسن رضایی میرقائد فرمانده کل سپاه پاسداران در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۷۶، دبیر پیشین مجمع تشخیص مصلحت نظام و معاون اقتصادی پیشین رئیسجمهور است که از مرداد ۱۴۰۵ دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران است.
همهٔ ۱۷۴ خبر محسن رضایی ←
اکبر هاشمی رفسنجانی
اکبر هاشمی رفسنجانی روحانی و سیاستمدار ایرانی، نخستین رئیس مجلس شورای اسلامی (۱۳۵۹–۱۳۶۸)، چهارمین رئیسجمهور ایران (۱۳۶۸–۱۳۷۶) و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تا زمان درگذشتش در دی ۱۳۹۵ بود.
همهٔ ۲۱ خبر اکبر هاشمی رفسنجانی ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.