روایت جنگ| از شهادت فرمانده نخبه شهیدپاکپور تا داغ کودکان و مردم
دشمن صهیونی- آمریکایی در جنگ تحمیلی سوم خانه، مدرسه و کارخانه و مراکز آموزشی را در استان مرکزی هدف قرار داد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم از استان مرکزی- مبین جلیلی| نهم اسفندماه 1404، روزی که با صدای انفجار و خبرهای تلخ از تهران آغاز شد، تاریخ معاصر ایران را وارد فصل دیگری از تقابل نظامی کرد؛ حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، در نخستین ساعات خود با شهادت رهبر انقلاب اسلامی، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، و جمعی از فرماندهان ارشد نظامی کشور همراه شد. خبری که نهفقط یک ملت، بلکه میلیونها انسان را در بهت و اندوه فرو برد و آغاز جنگی شد که دامنه آن به شهرها، روستاها، خانهها، مدارس و مراکز صنعتی کشور کشیده شد.
شهادت رهبر شهید انقلاب در جریان این حمله، زخمی عمیق بر پیکره جامعه ایرانی گذاشت؛ رخدادی که در ادبیات رسمی کشور از آن بهعنوان شهادت جانسوز امام شهید امت یاد می شود که هنوز بعد از ماه ها این داغ التیام نیافته و همچنان جانسوز است. همزمان، هدف قرار گرفتن فرماندهان ارشد نیروهای مسلح نشان داد که حملهکنندگان در همان گام نخست، رأس ساختار فرماندهی و تصمیمگیری نظامی ایران را نشانه گرفتهاند؛ اقدامی که ابعاد و پیامدهای آن فراتر از یک عملیات نظامی محدود بود اما آنطور که امام شهید امت فرمود درخت تناور این نظام و کشور استوار ایستاده تا به دست پرتوان امام عصر(عج) برسد.
در همان روز نخست، جمعی از چهرههای ارشد دفاعی کشور از جمله سپهبد شهید عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، سپهبد شهید محمد پاکپور، فرمانده کل شهید سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، دریاسالار شهید علی شمخانی و سرلشکر شهید عزیز نصیرزاده وزیر شهید دفاع کشورمان به شهادت رسیدند. شهادت این فرماندهان در کنار شهادت رهبر عزیز و شهید انقلاب، آغاز جنگ را با فقدانی سنگین برای کشور همراه کرد.
در میان نامهای بلندآوازه آن روز، نام یک فرمانده برای استان مرکزی معنایی متفاوت داشت؛ محمد پاکپور، فرزند اراک و از مفاخر نظامی دیار آفتاب، فرماندهی که سالها در مسئولیتهای مختلف نظامی و دفاعی حضور داشت و سرانجام در نخستین روز جنگ، در کنار دیگر فرماندهان ارشد کشور به شهادت رسید. برای مردم استان مرکزی، این جنگ از همان ابتدا فقط یک رخداد در سطح ملی نبود؛ نام یکی از فرزندان برجسته این سرزمین در فهرست نخستین شهدای آن ثبت شده بود.
سپهبد شهیدپاکپور؛ فرمانده و نخبه دیار آفتاب در فهرست شهدای روز نخست
سپهبد شهید محمد پاکپور متولد سال 1340 در شهر اراک بود؛ فرماندهای که مسیر خدمت نظامی خود را از سالهای نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی آغاز کرد و در دوران دفاع مقدس، بهویژه در حوادث و درگیریهای کردستان و عملیاتهای جنگ تحمیلی، نقشآفرین بود. فرماندهی یگان زرهی سپاه، فرماندهی لشکرهای 8 نجف اشرف و 31 عاشورا، ریاست ستاد نیروی زمینی سپاه و معاونت عملیات سپاه از جمله مسئولیتهایی بود که در کارنامه نظامی او ثبت شده است.
پاکپور در کنار تجربه میدانی، مسیر علمی خود را نیز دنبال کرد و کارشناسی ارشد جغرافیا از دانشگاه تهران و دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس داشت. او از سال 1388 تا 1404 به مدت 16 سال فرمانده نیروی زمینی سپاه بود و پس از شهادت سپهبد حسین سلامی در خردادماه 1404، با حکم رهبر شهید انقلاب به فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی منصوب شد؛ مسئولیتی که تا روز شهادتش در نهم اسفند برعهده داشت.

پیکر فرمانده اراکی سپاه پس از شهادت، به زادگاهش بازگشت و مردم اراک در شامگاه 21 اسفندماه در میدان شهدا با او وداع کردند. روز بعد نیز پیکر او در مراسمی باشکوه و همزمان با راهپیمایی روز قدس تشییع شد و سرانجام در روستای دهسد از توابع شهرستان خنداب، در کنار برادر شهیدش رضا پاکپور که در عملیات رمضان هشت سال دفاع مقدس به شهادت رسیده بود آرام گرفت. بازگشت پیکر پاکپور به استان مرکزی، پیوند عاطفی مردم این دیار با جنگی را که از تهران آغاز شده بود، عمیقتر کرد.
خمین؛ شهری که مدارس، اردوگاه و خانههای مردم هدف قرار گرفت
در روزهای نخست جنگ، خمین از جمله شهرستانهایی بود که بارها هدف حملات هوایی قرار گرفت. نخستین گزارشهای منتشرشده از اصابت پرتابهها به بلوار بهشتی شهر و ساختمانهای مسکونی حکایت داشت؛ منطقهای که بافتی کاملاً مسکونی داشت و حمله بامدادی به آن، چندین ساختمان را دچار خسارت کرد و شیشه منازل اطراف را فرو ریخت. فرماندار خمین نیز از خسارت به منازل و برخی ادارات در جریان حملات خبر داد و از مردم خواست برای جلوگیری از اختلال در امدادرسانی، در محل اصابتها تجمع نکنند.
دامنه حملات به مناطق مسکونی محدود نماند و مراکز آموزشی و تربیتی خمین نیز در معرض تهاجم قرار گرفتند. دبستان شقایق و دبیرستان عارفه از جمله مراکزی بودند که در گزارشهای میدانی از آسیبدیدن آنها خبر داده شد. در یکی از حملات، مدرسه دخترانهای در مجاورت خانههای مسکونی هدف قرار گرفت و علاوه بر تخریب مدرسه و وارد آمدن خسارت به منازل اطراف، یکی از کسبه محل نیز جان خود را از دست داد. همچنین گزارشهای منتشرشده از حمله به مدرسه شاهد امام رضا(ع) و خسارت به خانههای اطراف آن نیز حکایت دارد.
یکی از تلخترین بخشهای این روایت، حمله به اردوگاه فرهنگی ـ تربیتی امام خمینی(ره) خمین بود؛ مجموعهای که برای فعالیتهای آموزشی، فرهنگی و پرورشی دانشآموزان و فرهنگیان مورد استفاده قرار میگرفت. بر اساس گزارشهای منتشرشده، این اردوگاه در دو نوبت، صبح 12 اسفند و بامداد 17 اسفند، هدف حمله قرار گرفت و بخشهای مختلف آن از جمله خوابگاه دانشآموزی، سالن ورزشی، رستوران، آشپزخانه، نمازخانه و ساختمان اداری آسیب جدی دیدند. مدیرکل آموزش و پرورش استان نیز در گزارشی بعدی از تخریب کامل این مجموعه سخن گفت و ظرفیت خوابگاه، استخر، سالن اجتماعات و دیگر امکانات آن را یادآور شد.
این مجموعه صرفاً یک ساختمان نبود؛ فضایی برای آموزش، پرورش و میزبانی از دانشآموزان و فرهنگیان بود. تخریب چنین مرکزی، در کنار آسیب به مدارس، پرسشهای جدی درباره رعایت اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی ایجاد میکند. بر اساس اصول حقوق بینالمللی بشردوستانه، طرفهای درگیر موظفاند همواره میان افراد و اهداف نظامی از یک سو و غیرنظامیان و اموال غیرنظامی از سوی دیگر تمایز قائل شوند؛ از همین رو، هدف قرار گرفتن مراکز آموزشی و تأسیسات غیرنظامی، در صورت احراز فقدان کارکرد نظامی، میتواند نقض جدی این اصول تلقی شود.
خمین؛ از شهادت پرستار تا هفت شهید در خانهای روستایی
حملات به خمین در روزهای بعد نیز ادامه یافت. گزارشهای منتشرشده از هدف قرار گرفتن فروشگاهی در داخل شهر در آستانه افطار پانزدهمین روز ماه رمضان حکایت داشت؛ حملهای که به شهادت دو بانوی شهروند و مجروح شدن چند نفر انجامید. در جریان همین سلسله حملات، عاطفه سهرابی، سرپرستار بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان حضرت فاطمه(س) خمین نیز به شهادت رسید؛ پرستاری که در شمار نیروهای درمانی و خدمترسان به مردم قرار داشت.
یکی از تلخترین حوادث این شهرستان، حمله به روستای خیزآب در فاصله حدود 30 کیلومتری خمین بود. شامگاه 22 اسفند، یک منزل مسکونی متعلق به خانوادهای کشاورز هدف اصابت پرتابه قرار گرفت و خانه بهطور کامل تخریب شد. گزارش اولیه از شهادت شش نفر و مجروحیت هفت نفر حکایت داشت، اما با ادامه عملیات آواربرداری، پیکر یکی دیگر از اعضای خانواده پیدا شد و شمار شهدای این حمله به هفت نفر رسید. در میان قربانیان، زنان و کودکان نیز حضور داشتند و یکی از نیروهای کادر درمان خمین، لیلا محمدی، تکنسین اتاق عمل بیمارستان، نیز در این حمله به شهادت رسید.
در روزهای پایانی اسفند و آغاز فروردین، بار دیگر خمین و روستاهای اطراف آن هدف حملات قرار گرفتند. در هشتم فروردین، یک ساختمان مسکونی در شهر خمین مورد اصابت قرار گرفت؛ شمار شهدا در گزارشهای اولیه چهار نفر و مجروحان 10 نفر اعلام شد. در همان روز، مدرسه شاهد امام رضا(ع) و دبستان شقایق نیز در گزارشهای مربوط به خسارات جنگی این شهرستان بهعنوان مراکز آموزشی تخریبشده یا آسیبدیده مطرح شدند.
روستای شهابیه نیز از این حملات در امان نماند. در هفتم فروردین، یک سالن ورزشی در این روستا هدف حمله قرار گرفت و روز بعد نیز دو نقطه در حوالی شهابیه، از جمله یک واحد دامداری غیرفعال و زمینی در مجاورت یک مجتمع گردشگری کشاورزی، مورد اصابت قرار گرفتند؛ در گزارش اولیه مسئولان، برای این حملات تلفات جانی اعلام نشد. مجموعه این حوادث نشان میدهد که دامنه تهاجمات در خمین، علاوه بر مناطق مسکونی، به فضاهای آموزشی، ورزشی و زیرساختهای محلی نیز کشیده شده بود.
اما یکی از مهمترین ابعاد این حملات، هدف قرار گرفتن مخزن پنجهزار مترمکعبی آب شرب خمین بود؛ تأسیساتی که ارتباط مستقیم با زندگی روزمره مردم داشت. سعید سرآبادانی، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان مرکزی، در گزارشی از این حادثه اعلام کرد که مخزن آب شهر خمین هدف تهاجم قرار گرفت و این اقدام را جنایت جنگی علیه تأسیسات غیرنظامی توصیف کرد. با وجود از دست رفتن این ظرفیت ذخیرهسازی، کارکنان آبفا با مدیریت شبکه و تأمین جایگزین، اجازه ندادند مشترکان شهر در همان شب با قطعی آب مواجه شوند. پس از آن نیز برنامه ساخت مخزن جایگزین در دستور کار قرار گرفت.
آب، ابتداییترین نیاز هر خانه و خانواده است؛ مخزن آب شرب نه پادگان است، نه موضع نظامی و نه میدان نبرد. هدف قرار گرفتن چنین تأسیساتی، اگر فاقد کارکرد نظامی و در شمار اموال غیرنظامی باشد، با اصل حمایت از زیرساختهای حیاتی و غیرنظامیان در حقوق بشردوستانه بینالمللی در تعارض قرار میگیرد. در روایت مردم خمین، این بخش از جنگ یادآور این واقعیت تلخ است که آثار حمله فقط در آوار خانهها و مدارس باقی نمیماند؛ گاه حتی آب آشامیدنی شهروندان نیز از پیامدهای آن مصون نمیماند.

اراک؛ شب وداع با فرمانده شهید و آوار بر سر خانوادهها
اراک، زادگاه سپهبد شهید محمد پاکپور، نیز در روزهای جنگ بارها با صدای انفجار و خبر حمله روبهرو شد. در نخستین ساعات 19 اسفندماه، یک منطقه مسکونی در شهر هدف حمله قرار گرفت و یک خانه دوطبقه مسکونی مورد اصابت قرار گرفت. در این حادثه پنج نفر از اعضای یک خانواده به شهادت رسیدند و یک نفر مجروح شد. در میان شهدا، سردار اسماعیل دهقان، همسرش فریدهسادات سیدی، دخترشان فاطمه دهقان، پسر هفتسالهشان محمدپارسا دهقان و مادربزرگ خانواده، صغری قاسمی، حضور داشتند؛ خانوادهای که حمله به خانهشان، چند نسل را در یک لحظه داغدار کرد.
چند روز بعد، در شامگاه پنجشنبه 21 اسفندماه، همزمان با شب قدر و در حالی که مردم اراک در میدان شهدا میزبان مراسم وداع با پیکر سپهبد شهید محمد پاکپور بودند، یک منطقه مسکونی دیگر در شهر هدف حمله قرار گرفت. تقارن تلخ این حمله با مراسم وداع مردم با فرمانده شهید اراکی، بر اندوه آن شب افزود. در گزارشهای منتشرشده از این حادثه، نام مهسا طاهری، نخبه شهیده، زهرا مشهدی، آموزگار شهیده و بابک رمضی در شمار شهدای این حمله ثبت شد.
در کنار این حملات، شهرکهای صنعتی اراک نیز بارها هدف قرار گرفتند. شهرک صنعتی خیرآباد، از جمله کانونهای اصلی این تهاجمات بود؛ منطقهای که در چند نوبت مورد اصابت قرار گرفت و در یکی از حملات بامداد 21 اسفندماه، هفت نفر مجروح شدند. گزارشهای بعدی از حمله مجدد به واحدهای صنعتی این شهرک در هفتم و هشتم فروردین حکایت داشت؛ در یکی از این موارد، اصابت پرتابه به یک واحد صنعتی به واحد مجاور نیز خسارت وارد کرد.
در 22 اسفندماه نیز دو واحد صنعتی در شهرک صنعتی حاجیآباد اراک هدف اصابت قرار گرفتند. حسن قمری، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار مرکزی، اعلام کرد این دو واحد خسارت دیدهاند، اما در گزارش اولیه این حادثه، تلفات جانی یا مجروحیت ثبت نشده بود. همچنین در سوم فروردین، یک واحد تولیدی در شهرک صنعتی حاجیآباد که پیشتر نیز هدف حمله قرار گرفته بود، بار دیگر مورد تهاجم قرار گرفت؛ حادثهای که به گفته مسئولان، شهید یا مجروحی در پی نداشت.
ابعاد خسارت به صنایع اراک در ماههای بعد روشنتر شد. عبدالرضا حاجعلیبیگی، فرماندار اراک، در خردادماه اعلام کرد حدود 100 واحد صنعتی این شهرستان در جریان جنگ آسیب دیدهاند که 9 واحد بهطور مستقیم مورد اصابت پرتابه قرار گرفته و برخی از آنها بیش از یک بار هدف حمله بودهاند. این آمار نشان میدهد آثار جنگ فقط به محل اصابت محدود نماند و زنجیره تولید، تأمین مواد اولیه و فعالیت واحدهای پاییندستی را نیز تحت تأثیر قرار داد.

شهرستان محلات؛ خانههایی که بر سر خانوادهها آوار شد
محلات نیز در شمار شهرستانهایی قرار گرفت که حمله به مناطق مسکونی در آن، خانوادههای متعددی را داغدار کرد. در 25 اسفندماه، حمله به یک منطقه مسکونی در این شهرستان به شهادت یک بانوی شهروند و مجروحیت چند نفر انجامید. اما این پایان حوادث نبود؛ شامگاه دهم فروردینماه، حمله دیگری به چند خانه مسکونی در محلات رخ داد که ابعاد انسانی آن بسیار سنگینتر بود.
بر اساس اعلام حسن قمری، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار مرکزی، در این حمله چهار واحد مسکونی بهطور کامل تخریب شد، چهار واحد دیگر 50 درصد خسارت دیدند و دو واحد نیز آسیبهای نسبی متحمل شدند. شمار نهایی قربانیان این حمله 11 شهید و 15 مجروح اعلام شد؛ در میان شهدا دو مادر و سه کودک حضور داشتند.
نامهای مهدی وفایی، محمدصدرا وفایی، امیرعلی وفایی، زهرا رضایی، بتول بهرامی، علی زهرابی، سیدمحمد حسینیمقدم، احسان رضایی، فرامرز رضایی، مرضیه آقایی و زهرهسادات عودی در فهرست شهدای این حمله ثبت شد. تشییع پیکر این 11 شهید در 12 فروردینماه با حضور مردم محلات برگزار شد؛ مراسمی که بار دیگر نشان داد حمله به خانههای مسکونی، تنها تخریب چند دیوار و سقف نیست، بلکه فروپاشی یک زندگی و داغدار شدن چندین خانواده است.

خنداب، کمیجان و زرندیه؛ حمله به زیرساختها و نقاط خارج از شهر
در هفتم فروردینماه، مجتمع آب سنگین خنداب نیز در دو مرحله هدف حمله قرار گرفت. حسن قمری، معاون سیاسی، امنیتی و اجتماعی استاندار مرکزی، با اعلام این خبر گفت این تهاجمات تلفات انسانی نداشته و با توجه به تدابیر ایمنی اتخاذشده، خطری متوجه مردم منطقه نبوده است. اهمیت این حمله از آن جهت بود که مجتمع آب سنگین خنداب از زیرساختهای مهم علمی و صنعتی کشور به شمار میرود و هدف قرار گرفتن آن، بخشی از دامنه حملات به زیرساختهای راهبردی استان را آشکار کرد.
در هشتم فروردینماه، یکی از نقاط خارج از محدوده شهری شهرستان کمیجان، در حوالی بخش میلاجرد، هدف اصابت پرتابه قرار گرفت. امید مددی، فرماندار کمیجان، اعلام کرد این حادثه در خارج از حریم بخش میلاجرد رخ داده و خوشبختانه خسارت جانی و مالی در پی نداشته است. در همان روز، گزارشهایی نیز از شنیده شدن صدای انفجار و اصابت پرتابه به نقطهای در حاشیه اراک منتشر شد که به گفته مسئولان، محل اصابت یک سوله خالی در خارج از محدوده شهری بود و تلفات انسانی نداشت.
زرندیه نیز در روزهای پایانی جنگ از حملات در امان نماند. صبح هشتم فروردینماه، ساختمان اداره راهداری شهر زاویه هدف پرتابه قرار گرفت؛ حملهای که به گفته معاون سیاسی استاندار مرکزی، تلفات انسانی نداشت. دو روز بعد، دهم فروردینماه، یک واحد صنعتی در شهرستان زرندیه هدف حمله قرار گرفت و یک نفر مجروح شد. این حوادث نشان میدهد که دامنه تهاجمات به استان مرکزی تنها به اراک و خمین محدود نبود و شهرستانهای دیگر نیز با اصابت پرتابه به تأسیسات و مراکز خدماتی و صنعتی روبهرو شدند.
جنایت صهیونی آمریکایی در حمله به آذرآب و زخم بر پیکره صنعت استان مرکزی
یکی از مهمترین بخشهای خسارات صنعتی جنگ در استان مرکزی، حمله به شرکت صنایع آذرآب اراک بود؛ مجموعهای که در زمره واحدهای مهم صنعتی و سازنده تجهیزات سنگین کشور قرار دارد. بر اساس اطلاعیه افشاشده شرکت در سامانه اطلاعرسانی ناشران، در آخرین ساعات روز 18 فروردینماه 1405، محل کارخانه صنایع آذرآب هدف حمله هوایی قرار گرفت و بخشهایی از شرکت و واحدهای تولیدی و عملیاتی آن آسیب دیدند؛ خساراتی که به توقف بخشی از فعالیت و تولید مجموعه انجامید.
اهمیت این حادثه فقط در خسارت واردشده به ساختمانها و تجهیزات نبود؛ توقف فعالیت آذرآب، مجموعهای از تعهدات تولیدی و صنعتی را نیز تحت تأثیر قرار داد. بر اساس اطلاعیه بعدی شرکت، پس از انجام اقدامات بازسازی و احیای واحدهای آسیبدیده، فعالیت عملیاتی از اول خردادماه با ظرفیت 30 درصد از سر گرفته شد. به این ترتیب، بازگشت این مجموعه به مدار تولید، پس از حدود 43 روز توقف، به یکی از پروندههای مهم بازسازی صنایع آسیبدیده استان تبدیل شد.
حمله به آذرآب در شرایطی رخ داد که پیش از آن نیز شهرکهای صنعتی اراک، بهویژه خیرآباد و حاجیآباد، چندین بار مورد اصابت قرار گرفته بودند. در هفتم فروردینماه نیز همزمان با حمله به مجتمع آب سنگین خنداب، یک واحد صنعتی در شهرک صنعتی خیرآباد هدف پرتابه قرار گرفت. در روزهای بعد، حملات به واحدهای صنعتی و تأسیسات تولیدی ادامه یافت و بخشی از ظرفیت تولید استان با آسیب مستقیم یا اختلال در تأمین مواد اولیه مواجه شد.
بر اساس گزارش فرماندار اراک در خردادماه، حدود 100 واحد صنعتی این شهرستان در جریان جنگ آسیب دیدند که 9 واحد بهطور مستقیم مورد اصابت پرتابه قرار گرفتند و برخی واحدها بیش از یک بار بمباران شدند. در سطح استان نیز استاندار مرکزی در مهرماه اعلام کرد 233 واحد صنعتی آسیب دیدهاند و بیش از 10 هزار نفر در این واحدها مشغول فعالیت بودهاند. به گفته او، حدود 30 واحد صنعتی تقریباً بهطور کامل از بین رفته بودند و با وجود خسارات و محدودیتهای مالی، تلاش شد اشتغال کارگران حفظ و واحدها به چرخه تولید بازگردانده شوند.
این آمار، وجه دیگری از جنگ را نشان میدهد؛ کارگرانی که در خطوط تولید و کارگاهها برای تأمین نیازهای کشور تلاش میکنند، در کنار خانوادههای خود با تبعات حمله به زیرساختهای صنعتی مواجه شدند. حتی در مواردی که تلفات انسانی در محل واحدهای صنعتی گزارش نشد، آسیب به تجهیزات، سولهها، خطوط تولید و زنجیره تأمین، معیشت هزاران کارگر و خانوادههای آنان را در معرض خطر قرار داد. حفظ اشتغال و جلوگیری از تعطیلی واحدها، پس از پایان حملات نیز به یکی از دغدغههای اصلی مدیریت استان تبدیل شد.
83 شهید و هزاران واحد آسیبدیده در جنگ تحمیلی سوم در استان مرکزی
ابعاد انسانی و خسارات جنگ تحمیلی سوم در استان مرکزی، در آمارهای اعلامشده از سوی مسئولان استانی نیز بازتاب روشنی دارد. مهدی زندیهوکیلی، استاندار مرکزی، دوم فروردینماه از شهادت بیش از 58 نفر از هماستانیها خبر داده بود.
اما رضا ربیعی، مدیرکل بنیاد شهید و امور ایثارگران استان مرکزی، دهم اردیبهشتماه آمار نهاییتری از شهدای استان ارائه کرد و گفت: استان مرکزی در جریان جنگ تحمیلی سوم 83 شهید تقدیم کرده که 47 نفر از آنان شهدای مردمی و غیرنظامی در مناطق مسکونی شهری و روستایی و 36 نفر از نیروهای نظامی بودهاند بطوریکه به گفته وی، در میان این شهدا 12 کودک و 24 بانوی شهیده حضور دارند؛ آماری که از گستره انسانی این جنگ و سهم اقشار مختلف مردم در میان قربانیان حکایت دارد.
زندیهوکیلی، استاندار مرکزی در گزارشی دیگر از خسارات جنگ، 27 فروردینماه اعلام کرد که 83 نفر از هماستانیها به شهادت رسیده و 480 نفر نیز مجروح شدهاند. وی همچنین از آسیب به بیش از 2 هزار و 500 واحد مسکونی در نقاط مختلف استان خبر داد و گفت حدود 100 واحد بهطور کامل تخریب شده و نیازمند بازسازی هستند.
استاندار مرکزی در 28 مهرماه نیز با ارائه آمار بهروزشدهای اعلام کرد که در جریان جنگ حدود 3 هزار و 20 واحد مسکونی و نزدیک به 300 واحد صنعتی در استان آسیب دیدهاند. این ارقام، ابعاد خسارت به زندگی مردم و زیرساختهای تولیدی استان را نشان میدهد؛ خساراتی که بخشی از آنها به تخریب کامل و بخشی دیگر به آسیبهای جزئی و گسترده منجر شده است.
در شهرستان اراک نیز عبدالرضا حاجعلیبیگی، فرماندار این شهرستان، 23 خردادماه جزئیات خسارات وارده به منازل و خودروهای شهروندان را تشریح کرد و گفت: در مجموع 859 واحد مسکونی در اراک آسیب دیدهاند که چهار واحد بهطور کامل تخریب و 56 واحد با خسارات جدی مواجه شدهاند. به گفته وی، حدود 800 واحد دیگر نیز عمدتاً از ناحیه شیشه، در و پنجره و دیوار آسیب دیده بودند که بازسازی آنها انجام شده است. در این حوادث همچنین نزدیک به 120 دستگاه خودرو خسارت دیدند که خسارات آنها از طریق بیمه ایران پرداخت شد.
فرماندار اراک از اختصاص ودیعه قرضالحسنه، کمکهای بلاعوض و تسهیلات برای حمایت از خانوادههای آسیبدیده نیز خبر داد؛ اقداماتی که نشان میدهد پیامدهای حملات، پس از پایان اصابتها همچنان در زندگی و معیشت خانوادهها ادامه داشته است.
خسارات جنگ به استان مرکزی تنها به خانهها و تأسیسات عمومی محدود نماند و بخش مهمی از ظرفیت تولید و اشتغال استان را نیز تحت تأثیر قرار داد. مختار احمدی، مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان مرکزی، 22 شهریورماه اعلام کرد که 25 بنگاه اقتصادی در شهرستانهای زرندیه، ساوه، خنداب و اراک، بین 10 تا 100 درصد دچار آسیب و تخریب شدهاند. این بنگاهها در مجموع بیش از 4 هزار و 100 کارگر داشتهاند و در صورت تعطیلی و تعدیل نیرو، همین تعداد به جمع بیکاران استان اضافه میشدند.
با این حال، به گفته احمدی، با تعامل ادارهکل تعاون و کارفرمایان، کمتر از 700 نفر از کارگران این واحدهای آسیبدیده از مقرری بیمه بیکاری استفاده کردند. وی همچنین از جلوگیری از بیکاری و مراجعه بیش از هزار کارگر دیگر خبر داد که بهصورت غیرمستقیم از پیامدهای جنگ تأثیر پذیرفته بودند.
در کنار این آمارها، استاندار مرکزی 22 مهرماه با اشاره به آسیبدیدگی 233 واحد صنعتی و اشتغال بیش از 10 هزار نفر در این مجموعهها، حفظ فرصتهای شغلی را از اولویتهای مدیریت استان دانست و اعلام کرد بهجز دو واحد که هنوز بهطور کامل به چرخه تولید بازنگشته بودند، سایر واحدهای آسیبدیده فعالیت خود را از سر گرفتهاند و هیچیک از کارگران این مجموعهها اخراج نشدهاند.
مجموع این گزارشها، از 83 شهید و 480 مجروح تا هزاران واحد مسکونی آسیبدیده، صدها واحد صنعتی خسارتدیده و هزاران کارگر در معرض بیکاری، تصویری روشن از هزینههای جنگ برای استان مرکزی ارائه میکند؛ هزینهای که فقط در آمار و ارقام خلاصه نمیشود و در زندگی خانوادههای داغدار، خانههای ویرانشده، کارگاههای آسیبدیده و معیشت کارگران باقی مانده است.
فرماندار خمین نیز در تشریح ابعاد خسارات جنگ در این شهرستان اعلام کرد که خمین طی 40 روز جنگ رمضان، نزدیک به 462 بار هدف حمله قرار گرفته و بهطور میانگین روزانه بیش از 10 بار مورد اصابت قرار گرفته است. وحید براتیزاده با بیان اینکه این شهرستان در مجموع جنگ تحمیلی سوم و جنگ 12 روزه 48 شهید تقدیم کرده است، از آسیبدیدگی 2 هزار و 331 ساختمان مسکونی خبر داد و اظهار کرد که بازسازی واحدهای آسیبدیده، با اولویت تعمیر ساختمانهای قابل سکونت و سپس احداث واحدهای تخریبشده، در دستور کار قرار گرفته است.
براتیزاده با اشاره به خسارات حوزه آموزش و زیرساختهای عمومی شهرستان بیان کرد: در جریان این حملات، 29 فضای آموزشی، پرورشی و ورزشی آسیب دیدند و نزدیک به چهار مدرسه بهطور مستقیم هدف اصابت موشک قرار گرفتند که سه مدرسه بهطور کامل تخریب شدند. در میان شهدای این حملات نیز دو بانوی پرستار و سه دانشآموز حضور داشتند. سالن ورزشی و مسجد روستای شهابیه نیز سه بار هدف حمله قرار گرفتند.
از سوی دیگر، گزارشهای منتشرشده از اظهارات فرماندار خمین حاکی از آن است که 389 خانوار در این شهرستان بخش عمده یا تمام لوازم و مایحتاج زندگی خود را از دست دادهاند؛ موضوعی که در کنار خسارات ساختمانی، ابعاد معیشتی و اجتماعی جنگ را برای خانوادههای آسیبدیده نشان میدهد.
از خانه و مدرسه تا آب و کارخانه؛ کارنامهای از خسارت و شهادت
آنچه از کنار هم قرار دادن گزارشهای منتشرشده به دست میآید، تصویری از گستره جغرافیایی و انسانی جنگ در استان مرکزی است: خانههای مسکونی در اراک، خمین و محلات؛ خانه روستایی در خیزآب؛ مدرسهها و اردوگاه فرهنگی ـ تربیتی خمین؛ سالن ورزشی شهابیه؛ مخزن آب شرب خمین؛ مجتمع آب سنگین خنداب؛ ساختمان راهداری زاویه؛ واحدهای صنعتی خیرآباد و حاجیآباد؛ یک واحد صنعتی در زرندیه و کارخانه صنایع آذرآب. این فهرست، نقاطی است که در گزارشهای خبری و اظهارات رسمی از آنها نام برده شده است، نه ادعای دسترسی به فهرست کامل همه اصابتها و عملیاتهای ثبتنشده.
از منظر انسانی نیز استان مرکزی در این جنگ بیش از 58 شهید تقدیم کرد؛ آماری که استاندار مرکزی در دوم فروردینماه اعلام کرد. در میان این شهدا، فرمانده عالیرتبه نظامی، معلمان، پرستاران، کارگران، شهروندان عادی، مادران و کودکان حضور داشتند. از خانوادهای که در اراک در یک حمله پنج عضو خود را از دست داد تا خانوادهای در محلات که 11 نفر از اعضا و نزدیکان آن در حمله به خانههای مسکونی شهید شدند و خانواده ساجدیفرد در امرآباد که نوزاد سهروزهشان نیز به شهادت رسید؛ هر عدد در آمار شهدا، نام و زندگی و خانوادهای را پشت سر خود دارد.
در این میان، شهادت سیدمجتبی ساجدیفرد، نوزاد سهروزه روستای امرآباد، به یکی از تکاندهندهترین تصاویر جنگ تبدیل شد. نیمهشب 25 اسفندماه، یک منزل مسکونی در این روستا از توابع بخش معصومیه اراک هدف حمله قرار گرفت و چهار عضو یک خانواده به شهادت رسیدند: مجتبی سهروزه، خواهر دوسالهاش فاطمهنورا، مادرشان سمیه محمدی و مادربزرگشان زهرا سعیدی. خانهای که باید پناهگاه امن یک خانواده میبود، به آوار تبدیل شد و کوچکترین شهید جنگ رمضان در آغوش مادرش به شهادت رسید.
در کنار این حوادث، تخریب مراکز آموزشی، آسیب به زیرساختهای تأمین آب و حمله به مناطق مسکونی، موضوع مسئولیت حقوقی طرفهای درگیر را نیز مطرح میکند. حقوق بینالمللی بشردوستانه بر اصل تفکیک میان اهداف نظامی و غیرنظامی، حفاظت از غیرنظامیان و اموال غیرنظامی و ممنوعیت حملات بیتمایز استوار است. تشخیص نهایی اینکه هر حمله مشخص مصداق جنایت جنگی یا دیگر جرایم بینالمللی است، به بررسی مستقل هدف، اطلاعات در دسترس مهاجم، ضرورت نظامی، تناسب و آثار حمله نیاز دارد؛ با این حال، گزارشهای مربوط به اصابت به خانهها، مدارس، اردوگاه تربیتی و مخزن آب، ضرورت مستندسازی و پیگیری حقوقی این حوادث را برجسته میکند.
روایت استان مرکزی از جنگ تحمیلی سوم، تنها روایت اصابت پرتابهها و خسارتهای مادی نیست؛ روایت مردمی است که در سوگ رهبر شهید و فرمانده و فرزندان غیور و شهید این دیار نشستند، اما همزمان با شهادت همشهریان، همسایگان و کودکان بیگناه روبهرو شدند. در این روایت، نام شهدای بزرگی همچون سپهبدشهید پاکپور از نخستین روز جنگ تا مراسم وداع مردم اراک امتداد دارد و در کنار آن، نام کودک مظلوم سهروزه امرآباد، خانوادههای شهید محلات، معلمان و پرستاران خمین و کارگران صنایع آسیبدیده استان قرار میگیرد.
حمله به مراکز مسکونی و آموزشی و تأسیسات حیاتی فاقد کارکرد نظامی، مطابق بررسیهای حقوقی را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک عملیات نظامی معمولی توجیه کرد. هدف قرار دادن غیرنظامیان و اموال غیرنظامی، نقض اصول بنیادین حقوق بشردوستانه است و مسئولیت آمران و عاملان چنین حملاتی باید از مسیرهای حقوقی و بینالمللی پیگیری شود. سکوت در برابر چنین حوادثی، ننگی بر پیشانی مدعیان حقوق بشر در دنیا تا ابد تاریخ است.
رژیم صهیونیستی و دولت آمریکا در جریان این جنگ، با حملاتی که بنا بر گزارشهای رسمی و میدانی به خانههای مردم، مراکز آموزشی، زیرساختهای حیاتی و واحدهای صنعتی استان مرکزی رسید، خساراتی فراتر از میدانهای نظامی برجای گذاشتند و صحنه هایی از جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت را به نمایش گذاشتند. در این میان، خانوادههای عادی، زنان، کودکان، فرهنگیان، کادر درمان و کارگران نیز هزینه سنگینی پرداخت کردند؛ اقشاری که حضورشان در زندگی روزمره جامعه است، نه در میدان نبرد اما با این حال طی بیش از 245 شب همچنان در میدان دفاع از کشور و حمایت از نیورهای مسلح مقتدر کشور گامی عقب نشینی نکرده اند.
پایان جنگ، پایان مسئولیت در قبال این حوادث نیست. بازسازی خانههای تخریبشده، جبران خسارات خانوادهها، احیای مدارس و مراکز تربیتی، بازگرداندن تأسیسات آب و زیرساختهای خدماتی و حمایت از صنایع و کارگران آسیبدیده، بخشی از مسئولیتهایی است که پس از جنگ بر دوش دستگاههای اجرایی قرار دارد. همانطور که ثبت دقیق نام شهدا و روایت زندگی آنان ضروری است، ثبت مستند خسارات و پیگیری حقوقی حملات نیز نباید به فراموشی سپرده شود.
استان مرکزی در جنگ تحمیلی سوم، هم جمعی از فرزندان نظامی برجسته خود را از دست داد و هم شاهد شهادت شهروندانی بی گناهش بود. از سپهبد محمد پاکپور تا سیدمجتبی سهروزه امرآباد، از معلمان و پرستاران تا خانوادههای محلات و کارگران صنایع، تا معلمان و دانش آموزان شهیدی که اکنون در کلاس درس جایشان خالیست و نامهای بسیاری در دفتر این جنگ ثبت شد؛ نامهایی که یادآوری آنها، روایت جنگ را از آمار و نقشهها فراتر میبرد و به زندگی انسانهایی پیوند میزند که خانه، مدرسه، محل کار و شهرشان به میدان حمله دشمن صهیونی- آمریکایی تبدیل شد که وظیفه رسانه ها روایت جنیات آنها و رسوایی جنایات دشمن است و باید در دادگاه های بین المللی دولت های تروریستی آمریکا و رژیم جعلی صهیونی محاکمه شوند.
گزارش از: مبین جلیلی

سیدعلی خامنهای
سید علی حسینی خامنهای روحانی شیعه و سیاستمدار ایرانی بود که از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸ سومین رئیسجمهور ایران و از ۱۳۶۸ تا زمان کشته شدنش در حملهٔ هوایی اسرائیل و آمریکا در ۹ اسفند ۱۴۰۴، دومین رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.
همهٔ ۱۳۷ خبر سیدعلی خامنهای ←نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.