«تامغالی ناغارا»؛ روایت هویت آذربایجان در ضرباهنگ یک ساز
تبریز- «تامغالی ناغارا» با پیوند ضرباهنگ ناغارا و نقشونگارهای اصیل آذربایجان، روایتی تازه از هویت و میراث فرهنگی این سرزمین ارائه میکند.

خبرگزاری مهر، گروه استانها؛ زهرا ناصران: «تامغالی ناغارا» روایت پیوند یک ساز ریشهدار با هویت آذربایجان است، ابتکاری که ضرباهنگ ناغارا را با نقشونگار، رنگ و تامغاهای اصیل این سرزمین درهم آمیخته و از دل این همنشینی، سازی ساخته که صدا و تصویر را همزمان به روایت تاریخ، هنر و فرهنگ آذربایجان وامیدارد.
از صحنههای جهانی تا ساخت سازهای آذربایجانی
ائلوین سادات سازنده سازهای کوبهای در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: من در سال ۱۳۵۷ در تبریز متولد شدم و طی سالهای فعالیت هنری، در فستیوالها و جشنوارههای مختلف داخل و خارج از کشور حضور داشتهام و در این سالها با گروههای مختلف رقص از جمله «پاپاقلی تبریز»، «اصلانلار»، «کوتل» و «خانلار» و همچنین گروههای «اوخسار قارتال»، «موسیقی موغام»، «گروه سس»، «گروه آذربایجان»، «گروه پینار»، «گروه اراز»، «گروه رحیم شهریاری» و دیگر گروهها همکاری داشتهام و تاکنون با اکثر گروههای موسیقی و رقص در سراسر کشور همکاریهای متعددی داشتهام.
وی میافزاید: تاکنون سه بار مقام سراسری ریتم موسیقی جشنواره فجر را در سالهای ۱۳۷۹، ۱۳۸۱ و ۱۳۸۳ کسب کردهام و در سالهای ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ نیز مقام اول ریتم استان و دیپلم افتخار در سطح استان را به دست آوردهام.
سادات ادامه میدهد: در کشورهای اسپانیا، سوئیس، آلمان، فرانسه، سفارت ژاپن، اتریش، گرجستان، روسیه، تاتارستان، ترکیه، آذربایجان و دیگر کشورها در کنسرتها و فستیوالهای مختلف حضور داشتهام. همچنین در برخی از بزرگترین فستیوالهای جهان، از جمله فستیوال «پیرینه فرانسه» و بسیاری از فستیوالهای خارج از کشور و داخل کشور شرکت کردهام.
وی با اشاره به فعالیت خود در حوزه سازسازی بیان میکند: در حوزه سازسازی نیز فعالیت دارم و دارای کارت مربیگری از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تهران و تبریز و همچنین کارت سازندگی از صنایعدستی کشور و استان هستم و به عنوان سازنده آلات موسیقی آذربایجان، سازهایی از جمله ناغارا، قوشا ناغارا، دایره، کاخن و دیگر سازهای کوبهای را تولید میکنم.
ائلوین سادات میگوید: از سال ۱۳۹۰ آموزش سازهای کوبهای را نیز آغاز کردهام و همچنان در این حوزه به فعالیت خود ادامه میدهم.
۹ ماه تلاش برای تولد یک ناغارای متفاوت
سادات درباره روند ساخت «تامغالی یا دامغالی ناغارا» میگوید: برای ساختن تامغالی یا دامغالی ناغارا حدود ۹ ماه زحمت کشیدهایم و در تمام این مدت تلاش کردهایم جزئیات مختلف این ساز را با دقت و وسواس بررسی کنیم تا در نهایت سازی شکل بگیرد که علاوه بر برخورداری از صدای مطلوب، از نظر ظاهری نیز جلوهای متفاوت و منحصربهفرد داشته باشد.
وی میافزاید: تمام اجزای ناغارا مهم هستند و هر کدام به نوعی در صدای نهایی این ساز تاثیر دارند، یکی از بخشهای اصلی ناغارا، بدنه آن است و دومین بخش که در زیبایی صدا تاثیر دارد، طلق آن است. سومین بخش نیز نخهای مورد استفاده در ساخت ناغارا است و پس از این اجزا، نحوه کوک کردن آن اهمیت دارد، در واقع، کیفیت صدا تنها به یک بخش از ساز وابسته نیست و مجموعهای از اجزا در کنار یکدیگر باعث میشوند ناغارا صدای مطلوب و موردنظر را داشته باشد.
از پوست بز تا طلق؛ ناغارا چگونه تغییر کرد؟
سادات ادامه میدهد: ناغاراها در زمان قدیم از پوست بز ساخته میشدند و به همین دلیل از مقاومت کمتری برخوردار بودند و در مدت کوتاهی آسیب میدیدند، اما اکنون ناغارا از پلاستیک تهیه میشود و این نوع ساخت باعث شده است ساز در برابر شرایط مختلف آبوهوایی، از جمله سرما و گرما، آسیب نبیند و دوام بیشتری داشته باشد، این تغییر در ساخت، علاوه بر افزایش مقاومت ساز، صدای زیبایی نیز به ناغارا میبخشد.
وی با اشاره به کاربرد گسترده این ساز بیان میکند: ناغارا در اجراها، مراسمها، کنسرتها و عروسیها نواخته میشود و یکی از سازهایی است که در موقعیتهای مختلف حضور دارد و صدای آن برای مخاطبان آشناست، به همین دلیل، زمانی که قرار است تغییری در ساختار یا ظاهر آن ایجاد شود، باید این تغییر با دقت و حساسیت انجام گیرد تا به کیفیت و هویت صوتی ساز لطمهای وارد نشود.
وقتی فرش و گلیم بر تن ناغارا نشستند
سادات با اشاره به ویژگیهای ناغارایی که ساخته است، میگوید: ناغارایی که من ساختهام، تمام اجزای آن طبیعی است و برای بدنه آن از دستبافتههای اصیل و سنتی آذربایجانی استفاده کردهایم. فرش، گلیم و ورنی از جمله دستبافتههایی هستند که در طراحی این ناغارا مورد استفاده قرار گرفتهاند و تلاش کردهایم سمبلها، نقشهها و شکلهای خاص سرزمینمان را روی بدنه این ناغارا پیاده کنیم تا این ساز علاوه بر صدای خود، از نظر بصری نیز روایتگر فرهنگ و هنر سرزمینمان باشد.
وی میافزاید: استفاده از این نقشها و دستبافتههای سنتی، جلوه زیبایی به این ساز بخشیده است، هدف ما این بود که تنها یک ساز متفاوت تولید نکنیم، بلکه در ظاهر آن نیز بخشی از هنر و فرهنگ آذربایجان دیده شود، به همین دلیل، طرحها و نمادهای خاص سرزمینمان را در بدنه ناغارا جای دادهایم تا این ساز ترکیبی از هنر سازسازی و هنرهای سنتی باشد.
تار و پود آذربایجان در کالبد یک ساز
ائلوین سادات ادامه میدهد: این طرح به صورت یک پارچه نازک و با دستگاههای مجهز بر روی ناغارا شکل میگیرد و تهیه این پارچه نیز کار سادهای نبود، پارچه را به سختی توانستیم تهیه کنیم و در ادامه توانستیم آن را به بدنه ناغارا پوشش دهیم، همچنین از رنگ و طرح آن، یک لایه به طلق ناغارا چسباندهایم تا نقشونگار موردنظر در ساختار ظاهری ساز حفظ شود و جلوهای متفاوت به آن بدهد.
نقشونگار آمد، اما صدای ناغارا ماندگارتر شد
سادات با اشاره به تأثیر این تغییرات بر صدای ناغارا اظهار میکند: پارچه و طلق در صدای ناغارا تأثیر منفی ندارد که بگوییم باعث کاهش کیفیت صدا میشود، بلکه برعکس، این ترکیب ناغارا را آکوستیکتر میکند. افکتی که بر اثر ضربه به ناغارا ایجاد میشود و صدای آن بلند میشود نیز زیباتر شده و در نتیجه این فرایند، صدای ناغارا شفافتر و زیباتر میشود.
ائلوین سادات تاکید میکند: تامغالی ناغارا سازی منحصر به فرد در دنیا است و همین موضوع برای من اهمیت زیادی دارد، چراکه در ساخت این ساز تلاش کردهام علاوه بر حفظ ویژگیهای اصلی ناغارا، از ظرفیت هنرهای سنتی و دستبافتههای آذربایجانی نیز استفاده کنم و به ساز ظاهری تازه و متفاوت بدهم.
از دوخت و چسب تا نخ و طلق
وی در ادامه درباره تفاوتهای این ساز با ناغاراهای دیگر میگوید: تمام اجزای ساختهشده تامغالی ناغارا متفاوت است و نوع دوخت و چسبزنی این ساز نیز متفاوتتر از ناغاراهای دیگر است، حتی نخ و طلق آن نیز متفاوت است و هر یک از این بخشها با دقت انتخاب و اجرا شدهاند تا در نهایت سازی شکل بگیرد که هم از نظر ساختار و صدا و هم از نظر ظاهر، تفاوت خود را نشان دهد.
سادات در پایان میافزاید: این ساز کاملاً زیبا و بهروز است و تلاش کردهایم در کنار حفظ اصالت ناغارا، ویژگیهایی تازه به آن اضافه کنیم، برای من مهم بود که این ساز هم هویت و اصالت خود را حفظ کند و هم بتواند با یک طراحی جدید، جلوهای متفاوت پیدا کند؛ به همین دلیل، تامغالی ناغارا را با استفاده از اجزای متفاوت، دوخت و چسبزنی متفاوت، نخ و طلق متفاوت و همچنین پوششهایی برگرفته از هنرهای اصیل و سنتی آذربایجان ساختهایم.
زندگی بر پایه ریتم استوار است
ایدهپرداز و محقق «تامغالی ناغارا» نیز در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: زندگی بر پایه ریتم استوار است و سازهای کوبهای صدایی از دل تاریخاند، صدایی برخاسته از گذشتگان دور که از قوبوستان تا قوشا داشلار امتداد یافته و همچنان در حافظه فرهنگی آذربایجان طنینانداز است، صدایی که با فرهنگ و هویت این سرزمین گره خورده است.
از قوبوستان تا قوشا داشلار؛ ردپای یک صدا در تاریخ
یوسف شیرین پور میافزاید: ناغارا سازی برخاسته از دل تاریخ و فرهنگ مردم آذربایجان است، سازی که قرنها همنفس با ریتم زندگی مردم، آیینها، جشنها و شادیهای آنان بوده و صدای آن بخشی از روایت تاریخی و فرهنگی این سرزمین را با خود به امروز آورده است.
او ادامه میدهد: اینبار تلاش کردیم این ساز اصیل را با یکی دیگر از میراثهای ریشهدار فرهنگ آذربایجان، یعنی رنگها، نقوش و تامغاهای هزارانساله نقشبافتههای مادرانمان، پیوند بزنیم، برای ما مهم بود که این پیوند صرفاً یک تغییر ظاهری نباشد، بلکه دو میراث ریشهدار فرهنگ آذربایجان در کنار یکدیگر قرار گیرند و هر کدام روایتگر بخشی از هویت این سرزمین باشند.
وقتی تار و پود مادران بر تن ناغارا نشست
وی با اشاره به اجرای این ایده بیان میکند: برای نخستینبار، پارچههایی با رنگها و نقوش برگرفته از فرهنگ آذربایجان را بر روی ناغارا، ساز ریتمی آذربایجان، به کار گرفتیم تا دو هنر ریشهای، یکی در صدا و دیگری در نقش و بافت، در کنار یکدیگر قرار بگیرند و روایتی تازه از فرهنگ آذربایجان را به گوش و چشم جهانیان برسانند.
ایدهپرداز و محقق «تامغالی ناغارا» تصریح میکند: در این طرح، ناغارا دیگر فقط یک ساز نیست، بلکه به بستری برای روایت تاریخ، فرهنگ، هنر و هویت ما تبدیل شده است، هر ضربهای که بر این ساز نواخته میشود، میتواند یادآور صدای گذشتگان باشد و هر نقش و نگاری که بر پیکره آن مینشیند، بخشی از تاریخ آذربایجان را از گذشته به امروز منتقل میکند.
ناغارا؛ سازی که تاریخ را مینوازد
وی میافزاید: تلاش کردیم میان صدای ناغارا و نقشونگارهای اصیل آذربایجان پیوندی برقرار کنیم؛ چراکه باور داریم فرهنگ تنها در کتابها و موزهها زنده نمیماند، بلکه باید در هنر، موسیقی، سازها و دستساختههای مردم نیز جریان داشته باشد.
شیرینپور ادامه میدهد: رنگها، نقوش و تامغاهای بهجامانده از نقشبافتههای مادرانمان، تنها طرحهایی تزئینی نیستند، بلکه بخشی از حافظه فرهنگی و تاریخی ما را در خود جای دادهاند، وقتی این نقشها بر تن ناغارا مینشینند، صدا و تصویر در کنار یکدیگر قرار میگیرند و ساز به روایتگر بخشی از هویت آذربایجان تبدیل میشود.
وی تاکید میکند: امیدواریم توانسته باشیم این تلفیق را درخور شان و جایگاه فرهنگ اصیل آذربایجان انجام داده باشیم و گامی، هرچند کوچک، برای معرفی و زنده نگه داشتن این میراث ارزشمند برداریم، میراثی که از گذشته به ما رسیده و مسئولیت حفظ و انتقال آن به نسلهای آینده بر دوش ماست.
پیوند صدا و نقش برای روایت یک هویت
«تامغالی ناغارا» تلاشی برای پیوند دو میراث ریشهدار آذربایجان؛ موسیقی و هنرهای سنتی است. این ساز با حفظ صدای ناغارا و بهرهگیری از نقشونگار، تامغا و دستبافتههای اصیل، تصویری تازه از هویت فرهنگی این سرزمین ارائه میکند.
این ابتکار نشان میدهد که میراث فرهنگی میتواند در قالبی نو بازآفرینی و به نسلهای آینده منتقل شود؛ جایی که صدا و تصویر در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا روایتگر تاریخ، هنر و هویت آذربایجان باشند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.