رویای آیناز؛ از سقف اتاق تا افتخارآفرینی در ناگویا
مشهد- تصویر طلایی ناگویا روی سقف اتاق «آیناز» چسبیده بود، اما مسیر رسیدن به آن از میان راهروی قطار و تنهاییهای یک قهرمان بدون حامی میگذشت.

خبرگزاری مهر- گروه استانها، عاطفه وفائیان: حضور در عرصههای بینالمللی و ایستادن بر سکوهای آسیایی، رؤیای هر ورزشکاری است که سالها از جان و آسایش خود مایه گذاشته تا پرچم کشورش را به اهتزاز درآورد. با این حال، پشت مدالها و افتخارآفرینیهایی که در مستطیل مسابقات رقم میخورد، گاه واقعیتی تلخ و گزنده از غربت، بیمهری و دستهای خالی قهرمانانی نهفته است که برای رسیدن به اردوهای ملی، سختترین مسیرها را بدون کمترین پشتیبانی طی میکنند. رشته کبدی در خراسان رضوی با تکیه بر استعدادهای ناب و مربیان دلسوز، توانسته با دستهای خالی در اوج بدرخشد، اما بیمهری مسئولان شهری و ورزشی، این انگیزه را تا مرز فرسایش کامل پیش برده است.
مسیر دستیابی به سکوهای افتخار در میادین بینالمللی، فراتر از تمرینات مداوم و تکنیکهای ورزشی، ریشه در همراهی، صبوری و ازخودگذشتگی خانوادههایی دارد که پابهپای فرزندان خود سختیها و هزینههای سنگین این راه را به جان میخرند؛ خانوادههایی که بار اصلی پرورش استعدادها را در شرایط دشوار اقتصادی به دوش میکشند تا پرچم کشور به اهتزاز درآید.
پشت هر قهرمانی که بر سکوهای ملی میایستد، داستانی از رنجها و حمایتهای بیپایان نهفته است. در شرایطی که هزینههای سرسامآور رشتههای ورزشی، بسیاری از خانوادهها را از پیمودن این مسیر باز میدارد، ایستادگی والدین برای تحقق رویاهای فرزندان، به تنها تکیهگاه ورزشکاران تبدیل شده است.
رویاهای تمامنشدنی دختر کبدی ایران؛ از سقف اتاق تا سکوی آسیا
آیناز فرامرزی، قهرمان کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا در گفتگو با خبرنگار مهر ضمن اشاره به آغاز مسیر ورزشی خود از دوران کودکی اظهار کرد: من از بچگی عاشق ورزش بودم. پدر و مادرم هر دو ورزشکار بودند و شاید از نظر بعضی افراد اشتباه باشد، اما انتخاب من بین درس یا ورزش همواره ورزش بود و اولویت اصلیام را روی ورزش گذاشتم. در این راه سختیهای فراوانی کشیدم و آسیبهای بسیار دشواری را پشت سر گذاشتم؛ حتی در همین اردوهای اول مسابقات ناگویا زانویم دچار آسیبدیدگی بسیار جدی و شدیدی شد، ولی با تمام این تفاسیر هیچوقت ناامید نشدم و کم نیاوردم.
این قهرمان آسیا افزود: تنها دلیلی که باعث شد کم نیاورم این بود که کسانی بودند که به من باور داشتند و به تواناییهای من ایمان داشتند و من باید فقط و فقط به خاطر آنها این مسیر را ادامه میدادم و موفق میشدم. قطعاً پشتوانه اول هر ورزشکاری خانوادهاش است؛ پدر و مادرم همیشه به من ایمان داشتند و از پس همه سختیها برآمدند و من هم تمام سختیها را به جان خریدم تا مایه افتخارشان شوم، آنها را خوشحال کنم و بتوانم گوشهای از زحماتشان را جبران کنم.
وی با تشریح جزئیات دقیق تمرینات سنگین خود از مقطع دبستان بیان کرد: من تقریباً روزی دو نوبت تمرین میکردم که هر نوبت آن حدود دو ساعت طول میکشید و در مجموع روزانه بین چهار تا پنج ساعت تمرین بسیار فشرده و سخت داشتم. در روزهایی که در مقطع دبستان درس میخواندم و باید به مدرسه میرفتم، نوبت اول تمرینم ساعت پنج صبح شروع میشد و یک ربع به هفت صبح به پایان میرسید و من رأس ساعت هفت به مدرسه میرفتم؛ نوبت دوم تمرینم نیز بعد از تعطیلی مدرسه بود که میآمدم، درسهایم را میخواندم و مجدداً به سالن تمرین میرفتم.
فرامرزی ادامه داد: این روال بهقدری خستهکننده و فشرده بود که شاید باورتان نشود گاهی اوقات وقتی بعد از تمرین برمیگشتم و کتاب را برمیداشتم تا درس بخوانم، اصلاً سرم روی کتاب میماند و خوابم میبرد و یکباره چشم باز میکردم و میدیدم ساعت سه یا چهار صبح شده است. وضعیت بسیار سخت و طاقتفرسایی بود، ولی با برنامهریزی پیش رفتم، چون باور داشتم آدم هر چیزی را که واقعاً بخواهد میتواند به دست بیاورد. به خودم گفتم هیچ چیزی نباید من را متوقف کند؛ اگر درسم سنگین شد و اگر برنامههایم زیاد شد، باز هم هیچ چیز نباید مانع رسیدن من به مسابقات ناگویا شود و خدا را شکر به آن رسیدم.
ملیپوش کبدی ایران به ابتکار جالب خود برای حفظ تمرکز و انگیزه اشاره کرد و گفت: نکته جالب این بود که من روی سقف اتاقم، یعنی جایی که صبحها وقتی بیدار میشوم و چشم باز میکنم اولین تصویری است که میبینم، لوگوی بازیهای آسیایی و هدفم که همان مدال طلا بود را چسبانده بودم. این کار را میکردم تا هر روز صبح به خودم یادآوری کنم که برای چه بیدار شدهام، قرار است برای چه چیزی تلاش کنم و هدفم چیست. من از همان دوران بچگی هدفگذاری میکردم؛ ابتدا هدفهای نزدیک و سپس هدفگذاریهای بزرگتر را تعیین میکردم. در این سه یا چهار سال اخیر نیز که هدف اصلیام رقابتهای ناگویا بود، لوگوی آن را چاپ کرده بودم و جلوی آینه، روی در کمد و سقف اتاق، یعنی در تمام جاهایی که مدام تردد داشتم، چسبانده بودم تا ذهنم اصلاً به سمت حاشیه نرود و دقیقاً بدانم چرا از صبح زود بیدار شدهام و تلاش میکنم.
وقتی نایبقهرمان آسیا با ایستادن در راهروی قطار راهی اردوی تیم ملی میشود
سمانه افخم، سرمربی تیم کبدی خراسان رضوی و مربی تیم ملی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به مسیر ورزشی و ظرفیتهای بازیکنان استان بهویژه آیناز فرامرزی (ملیپوش خراسانی) اظهار کرد: آیناز حدود هشت سال پیش از رشته تکواندو وارد کبدی شد؛ بازیکنی بسیار بااستعداد، با بدنسازی مناسب، دستهای کشیده و چهارشانه که استایل بدنی بسیار ایدهآلی برای کبدی دارد. هرچند سه سال دوران کرونا تمرینات و مسابقات را تحت تأثیر قرار داد و فرصت طلایی رده سنی جوانان را از او گرفت، اما بلافاصله پس از آن توانست در مسابقات قهرمانی آسیای پردیس تهران به مقام نایبقهرمانی برسد.
این مربی تیم ملی افزود: این ملیپوش پس از آن در مسابقات جهانی بنگلادش حضوری پررنگ داشت و اوج هنرنمایی او در مسابقات ناگویا بود؛ مسابقاتی که صحنه کسب امتیاز درشت او برابر تیم مدعی هندوستان بازتاب گستردهای داشت و نشان داد استان ما چه سرمایههای بیبدیلی در این رشته دارد. با این حال، حفظ چنین ورزشکاری در سطح اول آسیا نیازمند پشتیبانیهایی است که متأسفانه هیچ نشانی از آن در استان دیده نمیشود.
وی با گلایه از فشارهای سنگین مالی بر دوش خانوادههای ورزشکاران عنوان کرد: کبدی ورزشی پربرخورد با تماسهای بدنی سنگین است و سطح حرفهای، سطح آسیبهای بدنی را نیز افزایش میدهد. ورزشکار ما باید زیر نظر فیزیوتراپ تخصصی باشد؛ آیناز پیش از مسابقات به دلیل آسیبدیدگی شدید زانو مجبور شد دورههای درمانی فشردهای را پشت سر بگذارد که حدود ۳۰ میلیون تومان هزینه برداشت و از جیب شخصی پرداخت شد.
افخم در ادامه تصریح کرد: علاوهبر هزینههای درمان، یک ورزشکار ملیپوش نیازمند نوارچسبهای مخصوص عضلات (تِیپ) است که هر رول آن حدود یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان قیمت دارد و تنها برای سه تا چهار جلسه کفایت میکند؛ همچنین هزینههای مکملهای ورزشی هر دو تا سه ماه رقمی بین ۴۰ تا ۵۰ میلیون تومان میشود. خانوادهای از قشر متوسط که فرزندی بدون درآمد را در تراز ملی به ورزش کشور معرفی کرده، چگونه میتواند بهتنهایی این بار سنگین را بر دوش بکشد؟
سرمربی تیم کبدی خراسان رضوی و مربی تیم ملی با تشریح سختیهای باورنکردنی سفر به اردوهای تیم ملی خاطرنشان کرد: هیئت استان بارها اعلام کرده بود شما فاکتور بیاورید تا هزینه رفتوآمد را بپردازیم، اما در عمل هیچ پولی پرداخت نشد و اعلام کردند هیئت بودجه و موجودی ندارد. در آستانه اعزام به ناگویا و در ایام پایانی ماه صفر و شهادت امام رضا (ع)، بلیت پرواز که بیش از ۱۲ تا ۱۳ میلیون تومان بود و توان خریدش را نداشتیم؛ اتوبوسها نیز نبودند.
وی ادامه داد: برای تستهای آمادگی جسمانی آکادمی ملی المپیک، به همراه دو ورزشکار (از جمله آیناز و فاطمه سرگزی) بهسختی و با قطار عازم شدیم. قطار جا نداشت و با این شرط سوار شدیم که تا پیدا شدن جا در راهرو بمانیم. متأسفانه قطار حتی رستوران نداشت و ما دو ساعت تمام سرِ پا در راهروی سالن قطار ایستادیم. در نهایت، با لطف یک خانواده مسافر که دلشان به حال این دختران ملیپوش سوخت، دو بازیکن ما بهصورت مشترک روی یک تخت استراحت کردند تا فردا بتوانند در آزمون جسمانی شرکت کنند.
مسیر قهرمانی فرزندم با تلاشهای مادرش و هزینههای شخصی هموار شد
غلامعلی فرامرزی زواران، پدر آیناز فرامرزی زواران، قهرمان رشته کبدی در مسابقات آسیایی ناگویا، در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پیشینه خود و خانوادهاش اظهار کرد: ۶۲ سال سن دارم و اهل قوچان هستم؛ در دوران جوانی تکواندو کار میکردم اما در ۱۸ سالگی راهی جبهههای دفاع مقدس شدم و حدود دو سال در جبهه حضور داشتم. ما سه برادر بودیم که هر سه در دفاع مقدس شرکت کردیم و برادر کوچکترم، شهید علی فرامرزی، پس از هفت تا هشت ماه حضور در جبهه به فیض شهادت نائل آمد. بعدها نیز در حوزه رانندگی خودروهای سنگین و تریلی فعالیت میکردم که به دلیل بیماری و هزینهها مجبور به فروش آن شدم.
پدر قهرمان ملی با اشاره به نقطه آغاز ورزش قهرمانی دخترش بیان کرد: ورود و تداوم مسیر ورزشی دخترم پیش از هر چیز مرهون تلاشها و پیگیریهای بیوقفه مادرش و البته علاقه و پشتکار خودش بود. آیناز ابتدا ورزشهای رزمی و تکواندو را آغاز کرد و پس از مدتی توسط دوستانش جذب رشته کبدی شد و با جدیت آن را ادامه داد.
وی در ادامه با گلایه از نبود حمایتهای مادی و معنوی از سوی اداره ورزش و جوانان تصریح کرد: متأسفانه هیچگونه حمایتی از سوی ورزش و جوانان صورت نمیگیرد؛ یا توقع ما بالاست یا واقعاً حمایتی وجود ندارد، اما حقیقت این است که تمام بار مالی بر دوش خودمان بوده است. به خاطر پیشرفت دخترمان از بسیاری از هزینههای زندگی صرفنظر کردیم تا او به اهدافش برسد. تأمین هزینههای ثبتنام در کلاسها، تهیه وسایل ورزشی، شهریه باشگاهها و بهخصوص هزینههای سرسامآور رفتوآمد، همگی بهصورت شخصی پرداخت شده است. همچنین در مواقع آسیبدیدگی ورزشی، هزینههای فیزیوتراپی کاملاً آزاد محاسبه میشود؛ جلساتی که هر بار بین دو تا سه میلیون تومان هزینه دارد و با وجود شرایط سخت اقتصادی، بار مالی سنگینی به خانواده وارد میکند.
فرامرزی درباره نقش خانواده در پرورش نسل ورزشکار گفت: توصیه من به خانوادهها این است که فرزندان را از همان سنین کودکی به محیطهای ورزشی و باشگاهها هدایت کنند تا با این فضا مأنوس شوند. در خانواده ما نیز با توجه به شغل من که در جادهها بودم، همسرم زحمات بسیار زیادی متحمل شد و یک سرش در مدرسه و سر دیگرش در باشگاه بود تا فرزندمان رشد کند. علاوه بر دخترم، پسرم نیز که چهار سال از او بزرگتر است ورزشکار بوده و در رشته بدنسازی فعالیت میکند.
این رزمنده دوران دفاع مقدس با تأکید بر لزوم حمایت دولت از ورزشکاران و تأثیر ورزش در شکلگیری شخصیت جوانان خاطرنشان کرد: با توجه به فشارهای اقتصادی، حمایتهای دولتی یک ضرورت اساسی است تا استعدادها نسوزند؛ از سوی دیگر، ورود به عرصه ورزش حتی با وجود هزینهها، هیچگاه ضرر نخواهد داشت. ورزش باعث میشود جوانان در درس و زندگی جدیتر، سرحالتر و با اعتمادبهنفس بالاتر حضور داشته باشند. در ورزش برد و باختهای زیادی وجود دارد، اما همین فراز و نشیبها به انسان یاد میدهد که در برابر مشکلات سر خم نکند و خود را نبازد؛ ورزش انسان را قوی و استوار بار میآورد.
مادر؛ حامی خاموش در مسیر پرفراز و نشیب قهرمانی
مرضیه حقپور، مادر «آیناز فرامرزی» ملیپوش کبدی در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به پیشینه ورزشی خود در رشتههای دوومیدانی و بدمینتون، انگیزه اصلیاش را برای هدایت فرزند به سمت ورزش قهرمانی، ارتقای سلامت جسمانی و افزایش اعتمادبهنفس دانست و اظهار کرد: هزینههای ورزشکار شدن سرسامآور است؛ اگر حمایت خانواده نباشد، بچه نمیتواند در باشگاه فعالیت کند. ما برای تأمین هزینههای تغذیه، مکمل، لباس، رفت و آمد و دکتر، از بسیاری مخارج زندگی زدیم و هیچگونه حمایتی هم از سوی نهادها دریافت نکردیم.
این مادر قهرمان پرور با روایت خاطراتی از سالهای سخت تمرین، بیان کرد: روزهایی بود که در گرمای شدید ظهر یا سرمای زمستان، با وجود اینکه وسیله نقلیه شخصی نداشتیم، با اتوبوس راهی مرکز شهر میشدم و ساعتهای طولانی در ماشین منتظر میماندم تا آیناز تمرینش تمام شود. تمام زندگیام را معطوف به تمرینات آیناز کردم تا او بتواند پلههای ترقی را طی کند.
وی با اشاره مشکلات آموزشی دخترش تصریح کرد: آیناز در یکی از دانشگاههای مشهد رشته تربیتبدنی میخواند، اما متأسفانه با وجود اینکه مسئولان دانشگاه میدانستند او قهرمان ملی است و باید در اردوهای تیم ملی حضور یابد، هیچ همکاری لازم را انجام نمیدادند. سختگیریهای غیرمنطقی باعث شد او با وجود تلاشهای بسیار و رفتوآمد در خستگی اردوها برای امتحانات، در نهایت پس از پنجوشش ترم تحصیل را رها کند تا بتواند به مسابقات قهرمانی خود برسد.
حقپور با بیان اینکه آیناز اکنون به الگویی برای دختران فامیل تبدیل شده است، خطاب به مسئولین بیان کرد: جوانی که از یک شهر بزرگ انتخاب میشود و در سطح کشور پرچمدار است، شایستگی حمایت بیشتری دارد. همچنین به خانوادهها توصیه میکنم در مسیر ورزش، تنها به دنبال قهرمانی نباشند؛ بلکه صبر و پشتکار فرزندشان را تقویت کنند. ما در این مسیر با وجود همه کمبودها، اشک ریختیم، جنگیدیم و ناامید نشدیم تا به هدفمان برسیم؛ اکنون نیز آیناز با تکیه بر ایمان به خدا و مربیان دلسوز به مسیر خود ادامه میدهد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.