بزرگمهر
دربارهٔ بزرگمهر
نام و کیستی
بزرگمهر بختگان که در منابع فارسی با عنوان «بزرگمهر حکیم» از او یاد میشود، در سنت ادبی ایران وزیر خردمند خسرو انوشیروان است. نام او در پهلوی «وزرگمهر ی بختگان» بوده و در عربی به صورتهایی چون «ابوزرجمهر» و «بزرجمهر» درآمده است؛ فردوسی در شاهنامه صورت «بوذرجمهر» را به کار برده که احتمالاً با وزن شعر سازگارتر بوده است. پسوند «بختگان» را نام پدر یا لقب خاندانی او دانستهاند. منابع فارسی و عربی دورهٔ اسلامی او را به خردی استثنایی و اندرزهای حکیمانه میستایند و نامش در ادب فارسی مترادف خرد و تدبیر شده است. معنای نام را «مهر بزرگ» یا «بسیار مهربان» دانستهاند. صورت کهنتر آن، «دادبرزمهر» به معنای «دادهٔ مهرِ بلندپایه»، بر مهری از آن دوران دیده میشود و از اهمیت ایزد مهر در خاندان او حکایت دارد. شماری از خاورشناسان، بهسبب ناهمخوانی گزارشهای منابع اسلامی و نیامدن نام او در منابع همروزگار بیزانسی و ارمنی، او را شخصیتی افسانهای پنداشتهاند.
پیشینهٔ تاریخی و خاندان کارن
دربارهٔ چهرهٔ تاریخی بزرگمهر میان پژوهشگران اختلاف هست. به نظر فردیناند یوستی و به پیروی از او جلال خالقی مطلق، بزرگمهرِ روایتها همان «بُرزمهر» یا «دادبرزمهر» است که از پسران سوخرا، بزرگزادهٔ نیرومند خاندان کارن، بود. به گزارش ثعالبی، قباد یکم پس از بازگشت به تخت در ۴۹۸ میلادی برزمهر پسر سوخرا را به وزارت برگزید و او شاه را به برداشتن مالیات میوه و غله از دهقانان ترغیب کرد. پروانه پورشریعتی با تکیه بر مهرهای برجایمانده نشان داده است که «دادبرزمهر» از خاندان کارن در دوران خسرو یکم سپهبد خراسان (کوست شرق) بوده و در مهرهایش بر تبار پارتی خود تأکید میکرده است. در متن پهلوی «ایادگار وزرگمهر» نیز از او با عنوان «ارگبد» یاد شده که از عنوانهای بلندپایهٔ دوران اشکانی و ساسانی بود. به نوشتهٔ منابع، او در دوران هرمزد چهارم نیز همچنان سپهبد خراسان بود.
در برابر، آرتور کریستنسن بزرگمهر را چهرهای ساختگی میدانست که از نام برزویهٔ پزشک، مترجم کلیله و دمنه، پدید آمده است؛ اما خالقی مطلق در دانشنامهٔ ایرانیکا دلایل زبانشناختی و منبعشناختی این نظر را نپذیرفته است. بیشتر پژوهشگران امروز بزرگمهر و برزویه را دو شخص جداگانه میدانند.
بزرگمهر در شاهنامه و روایتهای ادبی
گزارشهای نیمهافسانهای زندگی بزرگمهر بیش از همه در شاهنامهٔ فردوسی و به میزان کمتر در «غرر اخبار» ثعالبی و «مروجالذهب» مسعودی آمده است. بنا بر این روایتها:
- بزرگمهر جوانی دانشآموز در مرو بود که برای گزاردن خوابی از انوشیروان به دربار فراخوانده شد و چون خواب را درست گزارد، به مشاورت و سپس وزارت رسید.
- او در انجمنهای هفتگی دربار در کنار شاه مینشست و با موبدان و دانایان دربارهٔ دانش، دین و کشورداری سخن میگفت؛ بخشی از این گفتوگوها در شاهنامه آمده است.
- هنگامی که فرستادهٔ هند بازی شطرنج را برای آزمودن خرد ایرانیان آورد، بزرگمهر راز آن را گشود و در پاسخ بازی نرد را ساخت که دانایان هند از گشودنش درماندند.
- بنا بر روایتی، شاه به او بدگمان شد و او را به زندان افکند و بزرگمهر در زندان نابینا شد؛ اما هنگامی که امپراتور روم رازِ دُرجی بسته را به آزمون فرستاد، تنها بزرگمهر آن را گشود و دوباره مورد بخشش و مهر شاه قرار گرفت.
این داستانها بیشتر ارزش ادبی و اخلاقی دارند و نباید گزارش دقیق تاریخی دانسته شوند.
آثار منسوب
چند متن به بزرگمهر نسبت داده شده است:
- «ایادگار وزرگمهر بختگان» یا «پندنامهٔ بزرگمهر»، اندرزنامهای به پهلوی که مجموعهای از پرسش و پاسخهای اخلاقی است.
- «وزارشن چترنگ» (گزارش شطرنج)، رسالهای پهلوی دربارهٔ آمدن شطرنج از هند و ساختن نرد.
- «ظفرنامه»، مجموعهای از اندرزها که ترجمهٔ فارسی آن را به ابنسینا نسبت دادهاند.
- «باب برزویهٔ طبیب» در دیباچهٔ کلیله و دمنه که برخی منابع نگارش آن را به بزرگمهر نسبت دادهاند.
به گفتهٔ ایرانیکا، دو متن پهلوی نخست در سدهٔ سوم هجری (نهم میلادی) نوشته شدهاند، اما احتمالاً بر پایهٔ منابع دوران ساسانی شکل گرفتهاند.
پایان زندگی
دربارهٔ مرگ بزرگمهر روایتها گوناگون است. فردوسی و ثعالبی از مرگ او سخنی نگفتهاند. یوستی بر آن بود که برزمهر به فرمان هرمزد چهارم، پسر و جانشین انوشیروان، کشته شد و به گفتهٔ پورشریعتی، در شاهنامه نیز برزمهر در شمار بزرگانی آمده که به فرمان هرمزد از میان رفتند. مسعودی به اشتباه بزرگمهر را وزیر خسرو پرویز دانسته و مرگش را به گرایش او به آیین مانوی نسبت داده است. نوادگان بزرگمهر همچنان در ایران فعال ماندند و یکی از آنان در دوران یزدگرد سوم بر طبرستان و گرگان فرمان میراند.
جایگاه در ادب فارسی و میراث
بزرگمهر در ادب فارسی و عربی نماد وزیر دانا و رایزن خیراندیش است. اندرزهای منسوب به او در کتابهایی چون «کتاب التاج» جاحظ، «سیاستنامه»ی خواجه نظامالملک و «نصیحةالملوک» غزالی نقل شده است و نویسندگان عرب نیز پندهایی به نام او آوردهاند. خواجه نظامالملک در سیاستنامه زندگی او را تا پس از فروپاشی ساسانیان کشانده و غزالی داستان فرستادن پیکی از سوی بزرگمهر به نزد عمر را آورده است؛ این روایتها با گاهشماری تاریخی سازگار نیستند و بیانگر جایگاه نمادین او در ادب اندرزیاند. داستان شطرنج و نرد او هنوز از شناختهشدهترین روایتها دربارهٔ پیشینهٔ این دو بازی در ایران است. در ایران امروز خیابانها و نهادهایی به نام بزرگمهر نامگذاری شده است.
خط زمان
- ۴۹۸ م
وزارت قباد (بنا بر ثعالبی)
انتصاب برزمهر پسر سوخرا به وزارت قباد یکم؛ اگر با بزرگمهر یکی باشد.
- ۵۳۱ م
آغاز پادشاهی انوشیروان
به تخت نشستن خسرو یکم که بزرگمهر در روایتها وزیر او دانسته میشود.
- حدود ۵۶۰–۵۷۹ م
رسیدن شطرنج از هند
آمدن شطرنج از هند به دربار انوشیروان؛ در روایتها بزرگمهر راز آن را گشود.
- ۵۷۹ م
پادشاهی هرمزد چهارم
جانشینی هرمزد چهارم؛ برزمهر همچنان سپهبد خراسان بود.
- دههٔ ۵۸۰ م (تقریبی)
کشته شدن (به نظر یوستی)
کشته شدن برزمهر به فرمان هرمزد چهارم بنا بر نظر یوستی؛ تاریخ دقیق نامعلوم است.
- سدهٔ ۹ م
نگارش متون پهلوی
نگارش «ایادگار وزرگمهر» و «وزارشن چترنگ» که به بزرگمهر منسوباند.
- حدود ۱۰۱۰ م
روایت شاهنامه
پایان سرایش شاهنامهٔ فردوسی که داستانهای بزرگمهر را در بر دارد.
چهرههای مرتبط
مشاهیر دیگر دورهٔ ساسانیان
دانشمندان و فیلسوفان دیگر
پرسشهای متداول دربارهٔ بزرگمهر
بزرگمهر وزیر کدام پادشاه بود؟
در شاهنامه و سنت ادبی، بزرگمهر وزیر خسرو انوشیروان است؛ برخی پژوهشگران او را همان برزمهر پسر سوخرا میدانند که به گزارش ثعالبی وزیر قباد یکم نیز بوده است.
آیا بزرگمهر شطرنج را کشف کرد؟
بنا بر شاهنامه و رسالهٔ پهلوی «وزارشن چترنگ»، بزرگمهر راز شطرنجِ فرستاده از هند را گشود و نرد را ساخت؛ این داستان روایتی ادبی است و سند تاریخی معاصری ندارد.
آیا بزرگمهر همان برزویهٔ پزشک است؟
آرتور کریستنسن چنین نظری داشت، اما خالقی مطلق و بیشتر پژوهشگران امروز آن دو را افراد جداگانه میدانند.
پندنامهٔ بزرگمهر چیست؟
«ایادگار وزرگمهر بختگان» اندرزنامهای به زبان پهلوی است که به بزرگمهر منسوب است و در قالب پرسش و پاسخ، اندرزهای اخلاقی و دینی را بیان میکند.
بزرگمهر چگونه درگذشت؟
منابع دربارهٔ مرگ او یکسان نیستند؛ فردوسی و ثعالبی از مرگش یاد نکردهاند و یوستی بر آن بود که به فرمان هرمزد چهارم کشته شد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.