فردوسی
دربارهٔ فردوسی
زندگی و خاندان
حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی در سال ۳۲۹ قمری (۹۴۰ میلادی) در روستای پاژ (باژ) از ناحیهٔ طابران توس در خراسان، در قلمرو سامانیان، به دنیا آمد. نام او و پدرش در منابع به صورتهای گوناگون آمده و در برخی منابع «منصور بن حسن» ذکر شده است. فردوسی از طبقهٔ دهقانان بود؛ زمیندارانی که در سدههای نخستین اسلامی نگاهبان فرهنگ، آیینها و روایتهای ایران پیش از اسلام بودند و همین خاستگاه در آشنایی او با داستانهای کهن ایرانی نقش مهمی داشت.
از زندگی فردوسی پیش از سرایش شاهنامه آگاهی چندانی در دست نیست. از اشارات خود او برمیآید که پسری داشت که در ۳۷ سالگی، هنگامی که شاعر حدود ۶۵ تا ۶۷ سال داشت، درگذشت و فردوسی در شاهنامه با اندوهی جانسوز از این داغ یاد کرده است. به روایت نظامی عروضی، از او تنها یک دختر بر جای ماند.
سرایش شاهنامه
در روزگار سامانیان، به فرمان ابومنصور محمد بن عبدالرزاق، فرمانروای توس، گروهی از دانایان زرتشتی و دهقانان روایتهای کهن را گرد آوردند و در سال ۳۴۶ قمری (۹۵۷ م) کتابی به نثر به نام شاهنامهٔ ابومنصوری فراهم شد. دقیقی، شاعر دربار سامانی، به نظم درآوردن این روایتها را آغاز کرد، اما پس از سرودن حدود هزار بیت به دست غلامش کشته شد. فردوسی حدود سال ۹۷۷ میلادی این کار را ادامه داد و بیتهای دقیقی را نیز با ذکر نام او در شاهنامه آورد.
فردوسی در آغاز از پشتیبانی بزرگانی از خراسان، از جمله امیرکی به نام منصور، برخوردار بود. او نخستین ویرایش شاهنامه را در سال ۳۸۴ قمری (۹۹۴ م) به پایان برد و سپس نزدیک به شانزده سال دیگر به بازنگری و تکمیل آن پرداخت. در این سالها دولت سامانی برافتاد و سلطان محمود غزنوی بر خراسان چیره شد. ویرایش نهایی شاهنامه در سال ۴۰۰ قمری (۸ مارس ۱۰۱۰ م)، هنگامی که فردوسی حدود ۷۱ سال داشت، به پایان رسید و به نام محمود شد. خود او از این کار دشوار سیساله با رنج و تنگدستی سخن گفته است.
شاهنامه؛ ساختار و محتوا
شاهنامه در بحر متقارب سروده شده و در تصحیحهای انتقادی نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد. این اثر تاریخ ایران را از آفرینش نخستین شهریار، کیومرث، تا فروپاشی ساسانیان و کشتهشدن یزدگرد سوم روایت میکند و معمولاً به سه بخش تقسیم میشود:
- بخش اسطورهای: از کیومرث تا فریدون، با داستانهایی چون جمشید و ضحاک و قیام کاوهٔ آهنگر.
- بخش پهلوانی: از قیام کاوه تا مرگ رستم، شامل داستانهای مشهوری چون رستم و سهراب، سیاوش، بیژن و منیژه و رستم و اسفندیار.
- بخش تاریخی: از روزگار بهمن و اسکندر تا پادشاهی ساسانیان و پایان آن.
مثنوی «یوسف و زلیخا» و «هجونامهٔ سلطان محمود» نیز به فردوسی نسبت داده شدهاند، اما پژوهشگران انتساب یوسف و زلیخا را نادرست میدانند و اصالت بیشتر ابیات هجونامه نیز محل تردید است.
اندیشه و سبک
فردوسی در شاهنامه خرد را سرچشمهٔ نیکیها میداند و بارها بر داد، راستی، نام نیک و ناپایداری جهان تأکید میکند. زبان او استوار و فخیم و از واژگان فارسی سرشار است، هرچند اینکه او آگاهانه از واژههای عربی پرهیز کرده باشد، میان پژوهشگران محل بحث است. شاهنامه فرهنگ ایران پیش از اسلام را با ایران پس از اسلام پیوند میدهد و فردوسی از منابع خود با امانتداری بهره برده است. بنا بر شواهد متن و منابع کهن، فردوسی مسلمانی شیعهمذهب بود.
روایتهای افسانهآمیز دربارهٔ فردوسی و محمود
دربارهٔ رابطهٔ فردوسی و سلطان محمود داستانهای بسیاری در منابعی چون «چهار مقاله» و مقدمههای متأخر شاهنامه آمده است: اینکه محمود به جای سکهٔ زر، سیم فرستاد و فردوسی آن را میان گرمابهبان و فقاعفروش بخشید، یا اینکه پاداش زر هنگامی به توس رسید که پیکر شاعر را از دروازهٔ شهر بیرون میبردند. پژوهشگران بسیاری از این روایتها را افسانهآمیز میدانند، هرچند برخی مانند جلال خالقی مطلق هستهٔ پارهای از آنها را نامحتمل نمیشمارند.
مرگ و آرامگاه
سال مرگ فردوسی را ۴۱۱ قمری (۱۰۲۰ م) یا ۴۱۶ قمری (۱۰۲۵ م) گفتهاند. به روایت نظامی عروضی، واعظی متعصب اجازه نداد او را در گورستان مسلمانان به خاک بسپارند و پیکرش در باغ خودش در توس دفن شد. بر گور او در طول سدهها بناهایی ساخته و ویران شد. آرامگاه کنونی به همت انجمن آثار ملی و در دورهٔ پادشاهی رضاشاه ساخته شد و در سال ۱۳۱۳ خورشیدی (۱۹۳۴ م) همزمان با جشن هزارهٔ فردوسی که با حضور ایرانشناسانی از کشورهای گوناگون برگزار شد، گشایش یافت. طراحی این بنا با الهام از معماری هخامنشی و آرامگاه کوروش انجام شده و در دهههای بعد بازسازی و استحکامبخشی شده است.
میراث و جایگاه امروز
شاهنامه زبان فارسی را در دورهای حساس پاس داشت و روایتهای کهن ایرانی را برای نسلهای بعد نگه داشت. این اثر بارها استنساخ و نگارگری شده و نسخههای مصور آن، مانند شاهنامهٔ بایسنقری، از گنجینههای هنر ایرانیاند. در ایران روز ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی است. هزارهٔ پایان سرایش شاهنامه به پیشنهاد ایران در فهرست مناسبتهای فرهنگی یونسکو برای سالهای ۲۰۱۰–۲۰۱۱ ثبت شد. دانشگاه، میدان، خیابانها و نهادهای بسیاری به نام او نامگذاری شدهاند و شاهنامه به دهها زبان ترجمه شده است. از شاهنامهپژوهان برجستهٔ معاصر میتوان به جلال خالقی مطلق اشاره کرد که تصحیح انتقادی آن را فراهم کرده است.
بیتهای مشهور
- «به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد» (نخستین بیت شاهنامه)
- «توانا بود هر که دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود»
خط زمان
- ۹۴۰ م
تولد در توس
زادهشدن در روستای پاژ توس در خانوادهای دهقان، در قلمرو سامانیان.
- ۹۵۷ م
شاهنامهٔ ابومنصوری
فراهمشدن شاهنامهٔ منثور ابومنصوری در توس که منبع اصلی فردوسی شد.
- حدود ۹۷۷ م
آغاز سرایش شاهنامه
پس از کشتهشدن دقیقی، فردوسی به نظم درآوردن روایتهای کهن ایرانی را آغاز کرد.
- ۹۹۴ م
پایان ویرایش نخست
به پایان رسیدن نخستین ویرایش شاهنامه در سال ۳۸۴ قمری.
- ۹۹۹ م
برافتادن سامانیان
چیرگی محمود غزنوی بر خراسان و پایان دولت سامانی، همزمان با بازنگری شاهنامه.
- حدود ۱۰۰۵ م
مرگ پسر شاعر
درگذشت پسر فردوسی در ۳۷ سالگی (۳۹۶ قمری) که شاعر در شاهنامه بر او سوگواری کرده است.
- ۱۰۱۰ م
پایان ویرایش نهایی
به پایان رسیدن ویرایش نهایی شاهنامه در ۸ مارس ۱۰۱۰ (۴۰۰ قمری) و پیشکش آن به محمود غزنوی.
- ۱۰۲۰ یا ۱۰۲۵ م
درگذشت در توس
درگذشت فردوسی و خاکسپاری در باغ خودش در توس.
- ۱۳۱۳ خ
جشن هزاره و آرامگاه نو
برگزاری جشن هزارهٔ فردوسی و گشایش آرامگاه تازه در توس.
- ۲۰۱۰ م
ثبت هزارهٔ شاهنامه در یونسکو
ثبت هزارهٔ پایان سرایش شاهنامه در فهرست مناسبتهای فرهنگی یونسکو برای ۲۰۱۰–۲۰۱۱.
چهرههای مرتبط
مشاهیر دیگر دورهٔ سدههای نخستین اسلامی
شاعران و نویسندگان دیگر
پرسشهای متداول دربارهٔ فردوسی
آرامگاه فردوسی کجاست؟
آرامگاه فردوسی در شهر توس، در نزدیکی مشهد در استان خراسان رضوی است و بنای کنونی آن در سال ۱۳۱۳ خورشیدی گشایش یافت.
فردوسی شاهنامه را در چند سال سرود؟
سرایش شاهنامه حدود سی سال طول کشید؛ از حدود ۹۷۷ میلادی تا پایان ویرایش نهایی در سال ۱۰۱۰ میلادی.
شاهنامه چند بیت دارد؟
شاهنامه در تصحیحهای انتقادی نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد؛ در نسخههای گوناگون این شمار تا حدود شصت هزار بیت هم گزارش شده است.
روز بزرگداشت فردوسی چه روزی است؟
۲۵ اردیبهشت در تقویم ایران روز بزرگداشت فردوسی و پاسداشت زبان فارسی است.
آیا داستان سکههای نقره و سلطان محمود واقعی است؟
این داستان در منابعی چون چهار مقاله آمده، اما بسیاری از پژوهشگران آن را افسانهآمیز میدانند و درستی تاریخیاش ثابت نیست.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.