دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید
سده‌های نخستین اسلامی · سده‌های ۷ تا ۱۰ میلادی

یعقوب لیث صفاری

یعقوب لیث صفاری (۲۲۵–۲۶۵ ق / ۸۴۰–۸۷۹ م) رویگرزاده‌ای از سیستان بود که از میان عیاران برخاست، دودمان صفاریان را بنیاد نهاد و بخش بزرگی از شرق و جنوب ایران را زیر فرمان گرفت؛ دربار او را از نخستین کانون‌های رسمیت یافتن زبان فارسی می‌دانند.
حدود ۲۲۵ تا ۲۶۵ قمری (حدود ۸۴۰–۸۷۹ میلادی)پادشاهان و فرمانروایانسرداران و قهرمانان

دربارهٔ یعقوب لیث صفاری

زندگی و خاندان

یعقوب بن لیث صفّار در حدود سال ۲۲۵ قمری (۸۴۰ میلادی) در روستای قَرنین در سیستان، میان زرنگ و بُست، به دنیا آمد. پدرش لیث رویگری ساده بود و چهار پسر داشت: یعقوب، عمرو، علی و طاهر. لقب «صفّار» (رویگر) از پیشهٔ خود یعقوب در جوانی گرفته شده است؛ برادرش عمرو نیز مدتی چهارپادار بود. منابع دربارهٔ تبار و پیشینهٔ اجتماعی او اطلاعات اندکی دارند و بیشتر بر زندگی ساده و تنگدستانهٔ او تأکید می‌کنند. تبارنامه‌ای که در تاریخ سیستان نسب او را به خسرو انوشیروان و از آنجا به شاهان افسانه‌ای ایران می‌رساند، به نظر پژوهشگران ساختهٔ شاعران و مورخان پس از او برای مشروعیت‌بخشی است و نه گزارشی تاریخی.

سیستان در سدهٔ سوم قمری سرزمینی ناآرام بود که میان کارگزاران طاهری خراسان، گروه‌های خوارج و دسته‌های مردمیِ مسلحی به نام عیّاران دست‌به‌دست می‌شد. یعقوب و برادرانش به عیاران پیوستند؛ گروه‌هایی جوانمردمسلک که هم با خوارج می‌جنگیدند و هم گاه برای مقامات رسمی دردسر می‌ساختند.

برآمدن در سیستان

یعقوب نخست در سپاه صالح بن نصر (یا نضر)، از سرکردگان عیاران بُست، خدمت کرد. در حدود سال ۸۵۴ میلادی عیاران کارگزار طاهری سیستان را بیرون راندند و پس از آن درهم بن نصر جای صالح را گرفت. یعقوب که در میان عیاران به دلاوری و انضباط شهرت یافته بود، در سال ۲۴۷ قمری (۸۶۱ میلادی) درهم را کنار زد و خود را امیر سیستان خواند و زرنگ را مرکز فرمانروایی قرار داد.

او سپس به نبرد با رقیبان محلی پرداخت: در سال ۸۶۴ به بُست و رُخَّج لشکر کشید، رُتبیل (زُنبیل)، فرمانروای محلی آن نواحی، را کشت و غنایم فراوانی به دست آورد. در سال ۸۶۵ عمّار خارجی، رهبر خوارج شمال سیستان، را شکست داد و کشت. به نوشتهٔ منابع، این لشکرکشی‌ها سرآغاز افول قدرت نظامی خوارج در شرق ایران بود.

فتوحات و گسترش قلمرو

یعقوب در سال ۸۶۷ هرات را از کارگزاران طاهری گرفت و سپس به کرمان و فارس لشکر کشید. سپاه او در سال‌های بعد تا غزنه، کابل و بامیان پیش رفت و بخش‌هایی از سرزمین‌های شاهان کابل را گرفت. مهم‌ترین گام او در سال ۲۵۹ قمری (۸۷۳ میلادی) برداشته شد: یعقوب نیشابور، پایتخت طاهریان، را گرفت و محمد بن طاهر را اسیر کرد و به این ترتیب به حکومت طاهریان در خراسان پایان داد؛ اقدامی که او را با دستگاه خلافت عباسی رویارو کرد.

در سال ۸۷۴ به طبرستان رفت و با حسن بن زید، فرمانروای زیدی آن سامان، جنگید و از آمل مالیات گرفت. سپس بار دیگر به فارس بازگشت و در اوت ۸۷۵ در نزدیکی دریاچهٔ بختگان محمد بن واصل، حاکم فارس، را شکست داد و فارس را در اختیار گرفت. در این زمان قلمرو او از سیستان و خراسان تا کرمان، فارس و بخش‌هایی از خوزستان گسترده بود.

رویارویی با خلافت عباسی و نبرد دیرالعاقول

در سال ۸۷۶ میلادی، الموفّق، برادر و نمایندهٔ خلیفه معتمد عباسی، به یعقوب پیشنهاد کرد که حکومت خراسان، طبرستان، فارس، گرگان و ری و نیز ریاست شرطهٔ بغداد را بپذیرد. یعقوب که این پیشنهاد را نشانهٔ ضعف خلافت می‌دانست، آن را رد کرد و به سوی عراق پیش رفت. خلیفه او را لعن کرد و خود برای جنگ از سامرا بیرون آمد.

دو سپاه در ۸ آوریل ۸۷۶ در دیرالعاقول، در نزدیکی بغداد، روبه‌رو شدند. سپاه عباسی از نظر شمار برتری داشت و در سرزمین آشنای خود می‌جنگید؛ بنا بر گزارش‌ها زمین‌های پشت سپاه صفاری نیز با آب بسته شده بود. پس از نبردی سخت که تا غروب ادامه یافت، سپاه یعقوب شکست خورد، خود او زخمی شد و بار و بنهٔ او، از جمله اسیرانی مانند محمد بن طاهر، به دست عباسیان افتاد. یعقوب به خوزستان عقب نشست.

مرگ و آرامگاه

یعقوب پس از دیرالعاقول در جندی‌شاپور (گندی‌شاپور) در خوزستان ماند. او به بیماری قولنج دچار شد و به گزارش منابع از پذیرفتن درمان سر باز زد. در شوّال ۲۶۵ قمری (ژوئن ۸۷۹ میلادی) در همان‌جا درگذشت و سپاهیانش برادرش عمرو لیث را به جانشینی برگزیدند. بیشتر منابع می‌گویند یعقوب هرگز ازدواج نکرد، هرچند ابن‌خلکان از همسری عرب برای او یاد کرده است.

همهٔ مورخان بر دفن او در گندی‌شاپور هم‌نظرند، اما محل دقیق آرامگاه روشن نیست. بقعهٔ «شاه ابوالقاسم» در نزدیکی دزفول (روستای شاه‌آباد) را در برخی پژوهش‌های قدیمی‌تر آرامگاه یعقوب دانسته‌اند و این بنا در میان مردم به همین نام شناخته می‌شود، ولی بیشتر پژوهشگران در دهه‌های اخیر این انتساب را رد کرده‌اند؛ ساختمان کنونی بقعه از دوره‌های صفوی و قاجار است.

منش و باورهای دینی

منابع از زندگی ساده و سخت‌گیرانهٔ یعقوب، کم‌خندیدن او و وفاداری سپاهیانش به او سخن گفته‌اند. باور دینی او موضوع بحث است: بسیاری از منابع اصلی در دوران سامانیان و پس از آن نوشته شده‌اند و نگاهی منفی به صفاریان دارند. برخی او را به گرایش خارجی متهم کرده‌اند و خواجه نظام‌الملک در سیاست‌نامه او را گروندهٔ اسماعیلی خوانده است؛ اما پژوهشگرانی چون کلیفورد ادموند باسورث این اتهام‌ها را متأخر و مغرضانه دانسته‌اند و دبورا تور شواهدی آورده است که او را جنگاوری داوطلب و سنی‌مذهب نشان می‌دهد. انگیزهٔ اصلی لشکرکشی‌هایش نیز محل اختلاف است؛ برخی آن را جهاد در مرزهای شرقی، برخی هویت‌خواهی ایرانی و برخی جاه‌طلبی نظامی می‌دانند.

بدبینی او به عباسیان در منابع بازتاب یافته است. به روایت تاریخ سیستان، او با یادآوری سرنوشت ابومسلم، برمکیان و فضل بن سهل می‌گفت که به عباسیان نمی‌توان اعتماد کرد.

یعقوب و زبان فارسی

مشهورترین روایت دربارهٔ یعقوب به زبان فارسی مربوط است. بنا بر تاریخ سیستان، پس از پیروزی بر عمار خارجی شاعران به رسم زمان به عربی در ستایش او شعر گفتند. یعقوب که عربی نمی‌دانست گفت: «چیزی که من اندر نیابم چرا باید گفت؟» و آنگاه محمد بن وصیف سگزی، دبیر رسائل او، قصیده‌ای به فارسی سرود. این رویداد را آغاز شعر درباری فارسی در دوران اسلامی دانسته‌اند، هرچند نمونه‌هایی کهن‌تر مانند سروده‌های حنظلهٔ بادغیسی از دوران طاهریان نیز در دست است و بنابراین نمی‌توان آن را «نخستین شعر فارسی» شمرد.

  • در دربار یعقوب فارسی جایگاه رسمی و ادبی یافت و او را از نخستین فرمانروایان پس از اسلام می‌دانند که به احیای این زبان یاری رساندند.
  • سکه‌هایی به نام او از ضرابخانه‌های فارس و دیگر نواحی بر جای مانده است.
  • او از نخستین فرمانروایان خودمختار شرق ایران پس از فتوحات اسلامی به شمار می‌رود.

میراث و جایگاه امروز

یعقوب لیث در حافظهٔ تاریخی ایرانیان چهره‌ای مردمی و قهرمانانه دارد: رویگرزاده‌ای که بی‌پشتوانهٔ خاندانی به فرمانروایی رسید و در برابر خلافت ایستاد. با این حال مورخان یادآور می‌شوند که بخشی از این تصویر در دوره‌های بعد و در فضای ملی‌گرایانهٔ سدهٔ اخیر پررنگ شده است و قلمرو او پس از مرگش دوام چندانی نیافت: برادرش عمرو لیث در سال ۹۰۰ میلادی در بلخ از اسماعیل سامانی شکست خورد و قدرت صفاریان به سیستان محدود شد. از دید تاریخی، لشکرکشی‌های یعقوب یکی از نشانه‌های آغاز فروپاشی یکپارچگی سیاسی خلافت عباسی در شرق جهان اسلام بود و راه را برای برآمدن دولت‌های ایرانی بعدی هموار کرد.

خط زمان

  1. ۸۴۰ م

    تولد در سیستان

    تولد در روستای قرنین سیستان در خانوادهٔ لیث رویگر (حدود ۲۲۵ قمری).

  2. ۸۶۱ م

    امارت سیستان

    کنار زدن درهم بن نصر و به دست گرفتن قدرت در زرنگ با عنوان امیر.

  3. ۸۶۵ م

    شکست خوارج

    پیروزی بر عمار خارجی، رهبر خوارج سیستان؛ پس از آن محمد بن وصیف در ستایش او شعر فارسی سرود.

  4. ۸۶۷ م

    گرفتن هرات

    تصرف هرات از کارگزاران طاهری و آغاز لشکرکشی به کرمان و فارس.

  5. ۸۷۳ م

    فتح نیشابور

    گرفتن نیشابور و اسیر کردن محمد بن طاهر؛ پایان حکومت طاهریان در خراسان.

  6. ۸۷۴ م

    لشکرکشی به طبرستان

    نبرد با حسن بن زید علوی و گرفتن مالیات از آمل.

  7. ۸۷۵ م

    گرفتن فارس

    شکست محمد بن واصل در کنار دریاچهٔ بختگان و تسلط بر فارس.

  8. ۸۷۶ م

    نبرد دیرالعاقول

    شکست از سپاه خلیفه معتمد به فرماندهی الموفق در نزدیکی بغداد (۸ آوریل ۸۷۶).

  9. ۸۷۹ م

    درگذشت در جندی‌شاپور

    مرگ بر اثر قولنج در جندی‌شاپور و جانشینی برادرش عمرو لیث.

چهره‌های مرتبط

مشاهیر دیگر دورهٔ سده‌های نخستین اسلامی

همهٔ مشاهیر سده‌های نخستین اسلامی ←

پادشاهان و فرمانروایان دیگر

پادشاهان ایران؛ از کوروش بزرگ تا پهلوی ←

پرسش‌های متداول دربارهٔ یعقوب لیث صفاری

یعقوب لیث صفاری که بود؟

بنیان‌گذار دودمان صفاریان در سیستان (۸۶۱–۸۷۹ م) که از میان عیاران برخاست و بر بخش بزرگی از شرق و جنوب ایران فرمان راند.

چرا یعقوب لیث را «صفّار» می‌نامند؟

صفّار در عربی به معنای رویگر است؛ یعقوب در جوانی به این پیشه اشتغال داشت و پدرش لیث نیز رویگر بود.

آرامگاه یعقوب لیث کجاست؟

او در جندی‌شاپور خوزستان به خاک سپرده شد، اما محل دقیق گورش معلوم نیست. بقعهٔ شاه ابوالقاسم نزدیک دزفول را به او نسبت داده‌اند، ولی بیشتر پژوهشگران این انتساب را نمی‌پذیرند.

نقش یعقوب لیث در زبان فارسی چه بود؟

به روایت تاریخ سیستان، او شعر عربی را نمی‌فهمید و در پی سخن او محمد بن وصیف به فارسی شعر سرود؛ دربار او از نخستین کانون‌های رسمیت یافتن فارسی پس از اسلام دانسته می‌شود.

یعقوب لیث در نبرد با خلیفه پیروز شد؟

نه؛ او در نبرد دیرالعاقول در سال ۸۷۶ میلادی از سپاه عباسی شکست خورد و به خوزستان عقب نشست و سه سال بعد درگذشت.

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.