خسرو انوشیروان
دربارهٔ خسرو انوشیروان
زادن و خاندان
خسرو یکم، که با لقب انوشیروان («روان جاویدان») شناخته میشود، پسر قباد یکم ساسانی بود و بنا بر روایتها میان ۵۱۲ تا ۵۱۴ میلادی در اردستان زاده شد. مادرش از خاندان اسپهبدان، یکی از هفت خاندان بزرگ ایران، و خواهر باوی، سردار نامدار، بود. خسرو کوچکترین پسر قباد بود و به شیوهٔ فرزندان بزرگان، در دبستان خواندن، نوشتن و متون دینی و سپس سوارکاری، تیراندازی و چوگان آموخت. لقب «انوشیروان» پس از مرگش برای بازشناختن او از خسرو پرویز رواج یافت و در دورهٔ اسلامی به «دادگر» یا «عادل» نیز شهرت یافت.
ولیعهدی و سرکوب مزدکیان
قباد برای استوار کردن جانشینی خسرو در برابر برادران بزرگترش، در حدود ۵۲۰ میلادی به یوستین، امپراتور بیزانس، پیشنهاد کرد که خسرو را به فرزندی بپذیرد، اما این گفتوگوها به نتیجه نرسید. در همین دوران جنبش مزدک که قباد در آغاز از آن پشتیبانی کرده بود، از حمایت شاه محروم شد و خسرو در سرکوب خونین مزدکیان نقش اصلی را داشت. داستانهایی که شاهنامه دربارهٔ چگونگی کشتار مزدکیان آورده، گزارش دقیق تاریخی به شمار نمیآیند، اما یاد سختی این سرکوب را بازتاب میدهند. برخی مورخان اتهامهایی را که به مزدکیان زده میشد، از جمله «اشتراک زنان»، بزرگنمایی مخالفان آنان میدانند.
به تخت نشستن و «صلح جاویدان»
قباد در ۵۳۱ میلادی درگذشت و خسرو بر تخت نشست. او که جایگاهش در داخل هنوز استوار نبود، در ۵۳۲ با یوستینیانوس، امپراتور بیزانس، «صلح جاویدان» را بست که بر پایهٔ آن بیزانس ۱۱ هزار پوند زر به ایران پرداخت. خسرو سپس برادرش کاووس را که مدعی تاج بود و از پشتیبانی مزدکیان برخوردار بود از میان برداشت و توطئهٔ داییاش باوی و گروهی از بزرگان را که میخواستند برادرزادهاش را به شاهی بنشانند سرکوب کرد.
اصلاحات
اصلاحات خسرو که کار پدرش را کامل کرد، از مهمترین رویدادهای تاریخ ساسانی است:
- مالیات: زمینها سراسری مساحی شد و بهجای مالیات متغیر بر پایهٔ محصول، مالیات ثابت بر زمین بر پایهٔ مساحت و نوع کشت (و برای نخل و زیتون بر پایهٔ شمار درختان) وضع شد. سرانه نیز از مردان ۲۰ تا ۵۰ ساله، جز بزرگان، سپاهیان و روحانیان، گرفته میشد.
- دیوان و دهقانان: قدرت خاندانهای بزرگ کاهش یافت و دهقانان، زمینداران کوچک، به ستون ادارهٔ محلی بدل شدند.
- سپاه: سپاهیان حقوقبگیر دولت شدند و فرماندهی کل (ایرانسپاهبد) به چهار سپهبد برای چهار سوی قلمرو تقسیم شد.
جنگها و گسترش قلمرو
خسرو در ۵۴۰ میلادی صلح را شکست و انطاکیه را گشود؛ مردمان آن را به نزدیکی تیسفون کوچاند و برایشان شهری به نام «وهاندیوخخسرو» (رومیه) ساخت. از ۵۴۱ جنگ بر سر لازیکا در قفقاز آغاز شد که تا بستن صلح پنجاهساله در ۵۶۲ میلادی ادامه یافت. در شرق، خسرو با همدستی ترکان در حدود ۵۵۷ تا ۵۶۰ میلادی دولت هپتالیان را برانداخت. در جنوب، سپاهی به فرماندهی وهرز یمن را از دست حبشیان بیرون آورد و آن را زیر نفوذ ساسانیان قرار داد. در ۵۷۲ جنگ تازهای با بیزانس درگرفت و خسرو در ۵۷۳ دژ مهم دارا را گرفت. این جنگ پس از مرگ او نیز ادامه یافت.
دانش، فلسفه و فرهنگ
خسرو در منابع ایرانی و بیزانسی به دانشدوستی شهرت دارد. پس از بسته شدن مدرسهٔ فلسفی آتن به فرمان یوستینیانوس در ۵۲۹، گروهی از فیلسوفان نوافلاطونی به دربار او پناه آوردند. در دوران او جندیشاپور به کانون پزشکی و دانش بدل شد. به فرمان او برزویهٔ پزشک کتاب هندی «پنچهتنتره» را به پهلوی برگرداند که بعدها با نام «کلیله و دمنه» به عربی و فارسی ترجمه شد. بنا بر روایتها، بازی شطرنج در همین دوران از هند به ایران آمد. بنا بر سنت، متن اوستا نیز در همین دوران به نگارش درآمد. طاق کسری در تیسفون (در عراق امروزی) را معمولاً به خسرو انوشیروان نسبت میدهند، هرچند گروهی از پژوهشگران تاریخ ساخت آن را زودتر میدانند.
سیاست دینی
خسرو مانند دیگر شاهان ساسانی زرتشتی بود، اما با اقلیتهای دینی، بهویژه مسیحیان کلیسای مشرق، رابطهای عملگرایانه داشت. او جاثلیق آن کلیسا، مار آبا، را گرامی میداشت، اما هنگامی که او به همکاری با بیزانس متهم شد، در ۵۴۲ میلادی به تبعیدش فرمان داد و از کشتنش چشم پوشید. در برابر، با کسانی که با آیین رسمی زرتشتی مخالفت میکردند سختگیر بود. اندرزهایی به نام «اندرز خسرو کواتان» و زندگینامهای منسوب به خود او («سیرت انوشیروان») که در کتاب مسکویه برجای مانده، از منابع شناخت اندیشهٔ او به شمار میروند.
درگذشت و میراث
خسرو انوشیروان در ۵۷۹ میلادی، پس از ۴۸ سال پادشاهی و در میانهٔ گفتوگوهای صلح با بیزانس، درگذشت و پسرش هرمزد چهارم جانشین او شد. در زمان مرگش قلمرو ساسانی از یمن تا آسیای میانه گسترده بود.
انوشیروان در ادب فارسی نماد پادشاه دادگر است. شاهنامهٔ فردوسی بخش بزرگی را به پادشاهی او و گفتوگوهایش با وزیر خردمندش بزرگمهر اختصاص داده است. داستان «زنجیر داد» که هر دادخواهی میتوانست آن را بجنباند، از روایتهای مشهور دربارهٔ اوست که جنبهٔ افسانهای دارد. سعدی در باب نخست گلستان از نام نیک او یاد کرده است:
زندهست نام فرخ نوشینروان به خیر / گرچه بسی گذشت که نوشینروان نماند
مورخان امروز در کنار ستایش اصلاحات و دانشدوستی او، به خشونت او در سرکوب مزدکیان و رقیبان اشاره میکنند. نام «کسری» که شکل عربی خسرو است، در منابع اسلامی به لقبی برای شاهان ساسانی بدل شد.
خط زمان
- حدود ۵۱۲–۵۱۴ م
زادن خسرو
زادن خسرو، پسر قباد یکم، بنا بر روایتها در اردستان.
- حدود ۵۲۰ م
پیشنهاد فرزندخواندگی
پیشنهاد قباد به یوستین برای پذیرفتن خسرو به فرزندی که به نتیجه نرسید.
- ۵۳۱ م
به تخت نشستن
جانشینی قباد یکم پس از مرگ او.
- ۵۳۲ م
صلح جاویدان
صلح با یوستینیانوس و دریافت ۱۱ هزار پوند زر از بیزانس.
- ۵۴۰ م
گشودن انطاکیه
شکستن صلح، گشودن انطاکیه و ساخت شهر رومیه برای کوچیافتگان.
- حدود ۵۵۷–۵۶۰ م
برانداختن هپتالیان
برانداختن دولت هپتالیان با همدستی ترکان.
- ۵۶۲ م
صلح پنجاهساله
بستن صلح پنجاهساله با بیزانس پس از جنگ لازیکا.
- حدود ۵۷۰ م
لشکرکشی به یمن
بیرون راندن حبشیان از یمن به فرماندهی وهرز.
- ۵۷۳ م
گشودن دارا
گرفتن دژ مرزی دارا در جنگ تازه با بیزانس.
- ۵۷۹ م
درگذشت
مرگ پس از ۴۸ سال پادشاهی و جانشینی هرمزد چهارم.
چهرههای مرتبط
مشاهیر دیگر دورهٔ ساسانیان
پادشاهان و فرمانروایان دیگر
پرسشهای متداول دربارهٔ خسرو انوشیروان
چرا خسرو یکم را انوشیروان میگویند؟
«انوشیروان» از فارسی میانه «انوشگروان» به معنای «روان جاویدان» است؛ این لقب پس از مرگ او برای بازشناختنش از خسرو پرویز رواج یافت.
انوشیروان چند سال پادشاهی کرد؟
او از ۵۳۱ تا ۵۷۹ میلادی، یعنی حدود ۴۸ سال، شاهنشاه ساسانی بود.
طاق کسری کجاست؟
طاق کسری یا ایوان مدائن در تیسفون، نزدیک بغداد در عراق امروزی، قرار دارد و معمولاً به خسرو انوشیروان نسبت داده میشود.
وزیر انوشیروان که بود؟
در شاهنامه و روایتهای ادبی، بزرگمهر بختگان وزیر خردمند انوشیروان است؛ هرچند جزئیات تاریخی زندگی او محل بحث است.
آیا داستان زنجیر عدل انوشیروان واقعی است؟
داستان «زنجیر داد» در روایتهای ادبی آمده و نماد شهرت او به دادگری است، اما سند تاریخی معاصری آن را تأیید نمیکند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.