سلطان محمود غزنوی
دربارهٔ سلطان محمود غزنوی
زندگی و خاندان
ابوالقاسم محمود بن سبکتگین در سال ۳۶۱ قمری (۹۷۱ میلادی) در شهر غزنین (غزنی) در ناحیهٔ زابلستان، در افغانستان امروزی، به دنیا آمد. پدرش سبکتگین غلامی ترکتبار بود که در خدمت سامانیان به فرماندهی رسید و از سال ۹۷۷ میلادی در غزنین به نام سامانیان حکومت میکرد. مادر محمود از خاندانی زمیندار در زابلستان بود و از همین رو در برخی منابع «محمود زاولی» خوانده شده است. از کودکی او اطلاع زیادی در دست نیست، جز آنکه با احمد بن حسن میمندی، که بعدها وزیرش شد، هممکتب و برادر رضاعی بود.
محمود از نوجوانی در جنگهای پدرش شرکت کرد. در سال ۹۹۴ میلادی، هنگامی که سبکتگین به یاری امیر نوح دوم سامانی خراسان را از شورشیان پس گرفت، محمود لقب سیفالدوله و فرماندهی سپاه خراسان را به دست آورد.
رسیدن به قدرت
سبکتگین در سال ۹۹۷ درگذشت و پسر دیگرش اسماعیل را جانشین کرد. محمود که بزرگتر و باتجربهتر بود، سر به شورش برداشت و در سال ۹۹۸ برادر را در نزدیکی غزنین شکست داد و فرمانروایی را به دست گرفت؛ با این حال جان اسماعیل را نگرفت و او را به گوزگانان تبعید کرد. محمود در سال ۹۹۹ خراسان را از سامانیانِ رو به زوال گرفت و خود را نمایندهٔ خلیفهٔ عباسی معرفی کرد. خلیفه القادر بالله او را به لقبهای یمینالدوله و امینالمله مفتخر کرد و حکومتش را بر خراسان به رسمیت شناخت.
محمود را نخستین فرمانروای بزرگ مسلمان میدانند که با عنوان «سلطان» شناخته شد؛ عنوانی که گستردگی قدرت او را نشان میداد و در همان حال پیوند نمادین او با خلافت عباسی را حفظ میکرد. برخی منابع یادآور شدهاند که خلیفه تنها عنوان «امیر» را برای او پذیرفته بود.
فتوحات و لشکرکشیها
محمود در بیش از سی سال فرمانروایی پیوسته در جنگ بود. مهمترین لشکرکشیهای او عبارتاند از:
- سیستان: در سال ۱۰۰۲ خلف بن احمد، آخرین فرمانروای صفاری، را برکنار کرد و سیستان را ضمیمهٔ قلمرو خود ساخت.
- شاهان هندو (هندوشاهیان): در نوامبر ۱۰۰۱ جیپال را در نزدیکی پیشاور شکست داد و در سالهای بعد پیشاور، پنجاب و سرانجام لاهور را گرفت.
- مولتان: در ۱۰۰۶ و ۱۰۱۰ به مولتان، که در دست فرمانروایی اسماعیلی بود، لشکر کشید و آن را تصرف کرد.
- قراخانیان: در ژانویهٔ ۱۰۰۸ در نبردی نزدیک بلخ، سپاه قراخانی را که به خراسان هجوم آورده بود شکست داد.
- خوارزم: در ۱۰۱۷ خوارزم را گرفت؛ دانشمندانی چون ابوریحان بیرونی از آنجا به غزنین برده شدند.
- شمال هند: در ۱۰۱۸ تا قنوج پیش رفت و در ۱۰۲۵–۱۰۲۶ به معبد مشهور سومنات در گجرات حمله کرد و آن را ویران کرد.
- ری: در ۱۰۲۹ مجدالدوله دیلمی را برکنار کرد و ری را از آلبویه گرفت.
همهٔ لشکرکشیهای او پیروز نبود؛ دو تلاش او برای گرفتن کشمیر در ۱۰۱۵ و ۱۰۲۱ ناکام ماند. در پایان عمرش قلمرو غزنوی از ری و شمال غرب ایران تا پنجاب و از خوارزم تا سیستان گسترده بود.
دربار غزنین و پشتیبانی از ادب فارسی
محمود غزنین را به یکی از مراکز بزرگ فرهنگی و اقتصادی جهان اسلام بدل کرد. غنایم هند صرف ساخت مسجدها، کاخها، باغها و مدرسهها شد و کتابخانههایی از ری و اصفهان به غزنین منتقل شد. دربار او از پررونقترین دربارهای شعر فارسی بود و شاعرانی چون عنصری (ملکالشعرای دربار)، فرخی سیستانی و عسجدی در آن میزیستند. ابوریحان بیرونی بخش مهمی از زندگی علمی خود را در دستگاه غزنوی گذراند و کتاب مشهور «تحقیق ماللهند» را دربارهٔ هند نوشت. به گزارش منابع، محمود کوشید ابنسینا را نیز به دربار خود بکشاند اما او نپذیرفت.
دیوانسالاری غزنوی بر پایهٔ الگوی سامانی و با دبیران ایرانی اداره میشد. وزیرانی چون ابوالعباس فضل بن احمد اسفراینی، احمد بن حسن میمندی و حسنک وزیر در این دستگاه خدمت کردند و ابوالفضل بیهقی، نویسندهٔ تاریخ بیهقی، در دیوان رسائل همین دولت پرورش یافت.
محمود و فردوسی
فردوسی ویرایش نهایی شاهنامه را در حدود سال ۴۰۰ قمری (۱۰۱۰ میلادی) به نام محمود کرد و در بخشهایی از آن او را ستود. اما داستان مشهوری که نظامی عروضی در «چهار مقاله» (سدهٔ ششم قمری) آورده است، میگوید سلطان بهجای صلهای درخور، مبلغی ناچیز فرستاد و فردوسی هجونامهای در نکوهش او سرود؛ و سالها بعد که محمود پشیمان شد و صله را به توس فرستاد، جنازهٔ شاعر را از شهر بیرون میبردند. این روایت بیشتر جنبهٔ افسانه دارد و اصالت هجونامهٔ منسوب به فردوسی نیز محل تردید پژوهشگران است؛ با این حال نشان میدهد که در حافظهٔ ایرانیان، محمود چهرهای شد که ارزش شاهنامه را درنیافت.
سیاست دینی و داوریهای تاریخی
محمود مسلمانی سنیمذهب بود که لشکرکشیهایش را در قالب دفاع از خلافت عباسی و جهاد عرضه میکرد. او اسماعیلیان مولتان را سرکوب کرد و با آلبویه شیعهمذهب و فاطمیان دشمنی داشت. سکههایی که در لاهور به نامش زده شد، او را «محمود بتشکن» میخوانَد. ویرانی معبدها، بهویژه سومنات، و کشتار و غارتهای همراه این لشکرکشیها سبب شده است که او در تاریخنگاری هند چهرهای مهاجم و ویرانگر داشته باشد، در حالی که در برخی سنتهای تاریخنویسی اسلامی از او بهعنوان غازی و فاتح یاد شده است. مورخان امروز بر این نکته نیز تأکید میکنند که او فرماندهی نیرومند بود اما نهادهای اداری پایداری برای نگهداشتن فتوحاتش پدید نیاورد.
در ادبیات عرفانی فارسی، دلبستگی محمود به غلامش ایاز دستمایهٔ حکایتهای بسیاری شد و «محمود و ایاز» در آثار شاعرانی چون عطار و مولوی به نمادی ادبی تبدیل شده است.
مرگ و آرامگاه
محمود در سال ۱۰۲۷ در آخرین لشکرکشیاش به هند بیمار شد و سلامتش رو به زوال رفت. او پس از زمستانی در بلخ به غزنین بازگشت و در ۳۰ آوریل ۱۰۳۰ (ربیعالآخر ۴۲۱ قمری) در ۵۸ سالگی درگذشت. پیکرش را در باغ فیروزی غزنین به خاک سپردند و آرامگاهش امروز در روستای روضه، در چند کیلومتری شمال شرقی شهر غزنی افغانستان، قرار دارد. او پسرش محمد را جانشین کرد، اما چندی بعد پسر دیگرش مسعود قدرت را به دست گرفت.
میراث و جایگاه امروز
دودمان غزنوی تا ۱۵۷ سال پس از او دوام آورد، هرچند بخش غربی قلمرو آن بهزودی به دست سلجوقیان افتاد. محمود پایههای فرمانروایی مسلمانان را در درون شبهقارهٔ هند گذاشت و زمینهٔ گسترش فرهنگ و زبان فارسی را در پنجاب و بهویژه لاهور فراهم کرد. در ایران و افغانستان از او هم بهعنوان حامی بزرگ شعر فارسی و هم بهعنوان پادشاهی که قدر فردوسی را نشناخت یاد میشود؛ و در هند و پاکستان داوریها دربارهٔ او همچنان بهشدت متفاوت است.
خط زمان
- ۹۷۱ م
تولد در غزنین
تولد در سال ۳۶۱ قمری؛ فرزند سبکتگین، فرمانروای غزنین.
- ۹۹۴ م
لقب سیفالدوله
پس از یاری به سامانیان در خراسان، لقب سیفالدوله و فرماندهی سپاه خراسان را گرفت.
- ۹۹۸ م
رسیدن به فرمانروایی
شکست برادرش اسماعیل در نزدیکی غزنین و به دست گرفتن حکومت غزنویان.
- ۹۹۹ م
گرفتن خراسان
تصرف خراسان از سامانیان و دریافت لقب یمینالدوله از خلیفه القادر.
- ۱۰۰۱ م
پیروزی بر جیپال
شکست جیپال، فرمانروای هندوشاهی، در نزدیکی پیشاور.
- ۱۰۰۲ م
پایان صفاریان سیستان
برکناری خلف بن احمد صفاری و ضمیمه کردن سیستان.
- ۱۰۱۰ م
شاهنامه به نام محمود
فردوسی در حدود ۴۰۰ قمری ویرایش نهایی شاهنامه را به نام سلطان محمود کرد.
- ۱۰۱۷ م
فتح خوارزم
تصرف خوارزم؛ ابوریحان بیرونی از آنجا به غزنین رفت.
- ۱۰۲۶ م
حمله به سومنات
لشکرکشی ۱۰۲۵–۱۰۲۶ به گجرات و ویرانی معبد سومنات.
- ۱۰۲۹ م
گرفتن ری
برکناری مجدالدوله دیلمی و گرفتن ری از آلبویه.
- ۱۰۳۰ م
درگذشت در غزنین
درگذشت در ۳۰ آوریل ۱۰۳۰ و خاکسپاری در باغ فیروزی غزنین.
چهرههای مرتبط
مشاهیر دیگر دورهٔ غزنویان و سلجوقیان
پادشاهان و فرمانروایان دیگر
پرسشهای متداول دربارهٔ سلطان محمود غزنوی
سلطان محمود غزنوی چند سال حکومت کرد؟
از ۹۹۸ تا ۱۰۳۰ میلادی، یعنی حدود ۳۲ سال.
آرامگاه سلطان محمود غزنوی کجاست؟
در روستای روضه، در چند کیلومتری شمال شرقی شهر غزنی در افغانستان؛ او در باغ فیروزی غزنین به خاک سپرده شد.
ماجرای سلطان محمود و فردوسی چیست؟
فردوسی شاهنامه را به نام محمود کرد، اما بنا بر روایتی که نظامی عروضی در چهار مقاله آورده، سلطان صلهٔ درخوری نداد. این داستان بیشتر جنبهٔ افسانه دارد و اصالت هجونامهٔ منسوب به فردوسی محل تردید است.
چرا به سلطان محمود «بتشکن» میگفتند؟
به سبب ویران کردن معبدهای هند، از جمله سومنات؛ سکههایی که در لاهور به نام او زده شد، او را «محمود بتشکن» میخواند.
کدام شاعران در دربار سلطان محمود بودند؟
عنصری (ملکالشعرا)، فرخی سیستانی و عسجدی از شاعران نامدار دربار او بودند و ابوریحان بیرونی نیز در دستگاه غزنوی کار میکرد.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.