دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید
غزنویان و سلجوقیان · ۱۰۰۰ تا ۱۲۲۰ میلادی

ناصرخسرو

ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی، شاعر، فیلسوف و جهانگرد سدهٔ پنجم هجری است که پس از سفری هفت‌ساله به مصر فاطمی، حجت اسماعیلیان خراسان شد و سفرنامه و دیوانی پرمایه از خود بر جای گذاشت.
۳۹۴ تا حدود ۴۶۵–۴۸۱ قمری (۱۰۰۴ تا میان ۱۰۷۲ و ۱۰۸۸ میلادی)شاعران و نویسندگاندانشمندان و فیلسوفان

دربارهٔ ناصرخسرو

زندگی و خاندان

ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی در سال ۳۹۴ قمری (۱۰۰۴ میلادی) در قبادیان، از نواحی بلخ در خراسان بزرگ (در جنوب تاجیکستان کنونی)، به دنیا آمد. خانوادهٔ او از دیوانیان و زمین‌داران بودند. در آن هنگام این سرزمین در دست غزنویان بود. ناصرخسرو از جوانی به آموختن دانش‌های رایج روزگار، از قرآن و علوم دینی تا فلسفه، ریاضی، نجوم و پزشکی، پرداخت و در شعرهایش بارها از گستردگی دانش خود یاد کرده است. پژوهشگران احتمال می‌دهند که او پیش از گرویدن به مذهب اسماعیلی، شیعهٔ دوازده‌امامی بوده باشد.

کار دیوانی و دگرگونی درونی

ناصرخسرو در جوانی به کار دبیری و امور دیوانی در دستگاه غزنویان پرداخت و پس از چیرگی سلجوقیان بر خراسان در سال ۱۰۴۰ میلادی، در مرو و در دستگاه چغری‌بیگ سلجوقی نیز شغل دیوانی خود را نگه داشت؛ به همین سبب گاه او را «مروزی» نیز خوانده‌اند. به گفتهٔ خود او در سفرنامه، حدود چهل‌سالگی، در سال ۴۳۷ قمری (۱۰۴۵ م)، خوابی دید که در آن کسی او را از باده‌نوشی بازداشت و به جست‌وجوی راه خرد و حقیقت فراخواند. او پس از این رؤیا از کار دیوانی کناره گرفت و آهنگ سفر حج کرد.

سفر هفت‌ساله

ناصرخسرو در مارس ۱۰۴۶ میلادی همراه برادرش ابوسعید و یک خدمتکار هندی سفری را آغاز کرد که نزدیک به هفت سال به درازا کشید. او از نیشابور، قزوین و تبریز گذشت و در تبریز با قطران تبریزی شاعر دیدار کرد؛ سپس از ارمنستان و آسیای صغیر به شام و فلسطین رفت و بیت‌المقدس را با دقت وصف کرد. او چهار بار به حج رفت و در سال ۱۰۴۷ به قاهره، پایتخت خلافت فاطمی، رسید و حدود سه سال در آنجا ماند. در قاهره نزد المؤید فی‌الدین شیرازی، داعی بزرگ فاطمیان، آموزه‌های اسماعیلی را فرا گرفت و به دعوت خلیفه المستنصر بالله پیوست. راه بازگشت او از حجاز، لحسا، بصره و اصفهان گذشت و در اکتبر ۱۰۵۲ به بلخ رسید.

حجت خراسان و تبعید در یمگان

ناصرخسرو با مقام «حجت» خراسان، یعنی رهبری دعوت اسماعیلی در این سرزمین، بازگشت و در شعرهایش بیشتر همین عنوان را تخلص خود ساخت. تبلیغ آشکار او در محیطی که حاکمان سلجوقی و بیشتر عالمان سنی با آن دشمنی داشتند، به زودی مخالفت‌های سختی برانگیخت؛ او را بددین خواندند و ناچار شد بلخ را ترک کند. سرانجام حدود سال ۱۰۶۰ میلادی در یمگان، دره‌ای کوهستانی در بدخشان، پناه گرفت و به حمایت امیر محلی آنجا، علی بن اسد، بقیهٔ عمر را در همان‌جا گذراند. بیشتر قصیده‌های دیوانش در همین دوران سروده شده و آکنده از گلایه از روزگار و خراسان، و در عین حال سرشار از پند و ستایش خرد است.

مهم‌ترین آثار

ناصرخسرو همهٔ آثار فلسفی و کلامی خود را به فارسی نوشت که در میان آثار اسماعیلی دورهٔ فاطمی، که بیشتر عربی بودند، کم‌نظیر است. مهم‌ترین آثار او:

  • سفرنامه: گزارش سفر هفت‌ساله با وصف دقیق شهرها، بناها، بازارها و آداب مردم؛ به‌ویژه وصف قاهره، بیت‌المقدس و مکه. این کتاب از نخستین و خواندنی‌ترین سفرنامه‌های فارسی است.
  • دیوان اشعار: شامل قصیده‌هایی با درون‌مایهٔ حکمت، اخلاق، نکوهش دنیاپرستی و دفاع از باورهای اسماعیلی.
  • زادالمسافرین: اثری فلسفی دربارهٔ آفرینش، نفس و معاد که در آن آرای محمد بن زکریای رازی را نقد کرده است.
  • وجه دین: شرح تأویلی احکام و آموزه‌های دینی.
  • جامع‌الحکمتین: کوششی برای آشتی دادن فلسفهٔ یونانی و حکمت دینی، نوشته‌شده در سال ۱۰۷۰ میلادی به درخواست امیر بدخشان.
  • خوان‌الاخوان و گشایش و رهایش: رساله‌هایی در فلسفه و کلام اسماعیلی.
  • روشنایی‌نامه: مثنوی اخلاقی و فلسفی منسوب به او.

برخی آثار دیگر، مانند «سعادت‌نامه» و زندگی‌نامهٔ خودنوشتی که در تذکره‌ها به نام او آمده، از نظر پژوهشگران ساختگی یا دست‌کم مشکوک‌اند و مایهٔ آشفتگی‌هایی در گزارش‌های کهن دربارهٔ زندگی او شده‌اند.

اندیشه و سبک

محور اندیشهٔ ناصرخسرو خرد است؛ او دین را بدون خرد ناتمام می‌دانست و بر تأویل، یعنی رسیدن از ظاهر شریعت به معنای باطنی آن، تأکید می‌کرد. به باور او فهم معنای باطنی نیازمند راهنمایی امام زمان است. شعر او در سبک خراسانی، استوار، پرمایه و گاه دشوار است و او بر خلاف بسیاری از شاعران هم‌روزگار، مدح شاهان را خوار می‌شمرد و شعر را ابزار حکمت و اندرز می‌خواست. دفاع پرشور او از زبان فارسی دری در شعر و نثر علمی از ویژگی‌های برجستهٔ کار اوست.

مرگ و آرامگاه

ناصرخسرو پس از سال ۱۰۷۲ و به احتمال پیش از ۱۰۸۸ میلادی در یمگان درگذشت؛ برخی منابع سال مرگ او را ۴۸۱ قمری آورده‌اند. آرامگاه او در روستای حضرت سید، در درهٔ کوکچه در استان بدخشان افغانستان، بر تپه‌ای کوچک قرار دارد و بنا بر کتیبه‌ای که بر آن است، در سال ۱۶۹۷ میلادی مرمت شده است.

میراث و جایگاه امروز

اسماعیلیان بدخشان در افغانستان و تاجیکستان و شاخه‌های آنان در شمال پاکستان ناصرخسرو را با احترام بسیار «پیر» یا «شاه سید ناصر» می‌خوانند و او را بنیان‌گذار جامعهٔ خود می‌دانند. برای عموم فارسی‌زبانان نیز او شاعر حکیم و نویسندهٔ سفرنامه‌ای ماندگار است. نام او بر خیابان مشهور ناصرخسرو در تهران و بسیاری از مدارس و نهادهای فرهنگی نهاده شده است و سفرنامه‌اش به زبان‌های گوناگون ترجمه شده است.

بیت‌های مشهور

  • «درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری چرخ نیلوفری را»
  • «من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را»

خط زمان

  1. ۱۰۰۴ م

    تولد در قبادیان

    زاده‌شدن در قبادیان از نواحی بلخ در خانواده‌ای دیوانی.

  2. ۱۰۴۰ م

    خدمت در دستگاه سلجوقی

    پس از چیرگی سلجوقیان بر خراسان، ادامهٔ کار دیوانی در مرو در دستگاه چغری‌بیگ.

  3. ۱۰۴۵ م

    رؤیا و دگرگونی

    دیدن خوابی که به گفتهٔ خودش او را به ترک باده و جست‌وجوی حقیقت واداشت.

  4. ۱۰۴۶ م

    آغاز سفر هفت‌ساله

    آغاز سفر در مارس ۱۰۴۶ همراه برادرش به قصد حج.

  5. ۱۰۴۷ م

    ورود به قاهره

    رسیدن به قاهره، پایتخت فاطمیان، و آموختن آموزه‌های اسماعیلی نزد المؤید فی‌الدین شیرازی.

  6. ۱۰۵۲ م

    بازگشت به بلخ

    بازگشت به بلخ در اکتبر ۱۰۵۲ با مقام حجت خراسان و آغاز تبلیغ.

  7. حدود ۱۰۶۰ م

    پناه بردن به یمگان

    گریز از فشار مخالفان و پناه گرفتن در یمگان بدخشان.

  8. ۱۰۷۰ م

    نگارش جامع‌الحکمتین

    نوشتن جامع‌الحکمتین در آشتی فلسفه و دین به درخواست امیر بدخشان.

  9. پس از ۱۰۷۲ م

    درگذشت در یمگان

    درگذشت ناصرخسرو در یمگان میان سال‌های ۱۰۷۲ تا ۱۰۸۸ میلادی.

  10. ۱۶۹۷ م

    مرمت آرامگاه

    مرمت آرامگاه او در حضرت سید بدخشان بنا بر کتیبهٔ بنا.

چهره‌های مرتبط

مشاهیر دیگر دورهٔ غزنویان و سلجوقیان

سلطان محمود غزنوی۳۶۱ تا ۴۲۱ قمری (۹۷۱–۱۰۳۰ میلادی)سلطان غزنوی، فاتح هند و حامی شاعران فارسی‌گوی ابوریحان بیرونی۳۶۲ تا پس از ۴۴۲ قمری (۹۷۳ – پس از ۱۰۵۰ میلادی)دانشمند همه‌چیزدان، ریاضی‌دان، ستاره‌شناس و هندشناس ابن‌سیناحدود ۳۷۰ تا ۴۲۸ قمری (حدود ۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی)فیلسوف و پزشک، نویسندهٔ قانون و شفا؛ ملقب به شیخ‌الرئیس خیام۴۳۹ تا ۵۲۶ قمری (۱۰۴۸–۱۱۳۱ میلادی)؛ برخی منابع مرگ او را ۵۱۷ قمری (۱۱۲۳ م) می‌دانندریاضی‌دان، ستاره‌شناس، فیلسوف و شاعر رباعی‌سرا ملکشاه سلجوقی۴۴۷ تا ۴۸۵ قمری (۱۰۵۵–۱۰۹۲ میلادی)سومین سلطان سلجوقی، پادشاه دوران اوج سلجوقیان نظامی گنجویحدود ۵۳۵ تا اوایل سدهٔ هفتم قمری (حدود ۱۱۴۱ تا حدود ۱۲۰۹ میلادی)شاعر داستان‌سرا، سرایندهٔ خمسه (پنج گنج) عطار نیشابوریحدود ۵۴۰ تا ۶۱۸ قمری (حدود ۱۱۴۵ تا ۱۲۲۱ میلادی)شاعر و عارف، سرایندهٔ منطق‌الطیر و نویسندهٔ تذکرةالاولیا شهاب‌الدین سهروردیحدود ۵۴۹ تا ۵۸۷ قمری (۱۱۵۴–۱۱۹۱ میلادی)فیلسوف و عارف، بنیان‌گذار حکمت اشراق؛ ملقب به شیخ اشراق
همهٔ مشاهیر غزنویان و سلجوقیان ←

شاعران و نویسندگان دیگر

رودکیحدود ۲۴۴ تا ۳۲۹ قمری (حدود ۸۵۸ تا ۹۴۰/۹۴۱ میلادی)شاعر و خنیاگر دربار سامانیان، پدر شعر فارسی فردوسی۳۲۹ تا ۴۱۱ یا ۴۱۶ قمری (۹۴۰ تا ۱۰۲۰ یا ۱۰۲۵ میلادی)شاعر حماسه‌سرا، سرایندهٔ شاهنامه مولوی۶۰۴ تا ۶۷۲ قمری (۱۲۰۷ تا ۱۲۷۳ میلادی)شاعر و عارف، سرایندهٔ مثنوی معنوی و دیوان شمس سعدیحدود ۶۰۶ تا ۶۹۰ یا ۶۹۱ قمری (حدود ۱۲۱۰ تا ۱۲۹۱/۱۲۹۲ میلادی)شاعر و نویسنده، سرایندهٔ بوستان و نویسندهٔ گلستان حافظحدود ۷۱۵–۷۲۷ تا ۷۹۲ هجری قمری (حدود ۱۳۱۵–۱۳۲۵ تا ۱۳۹۰ میلادی)شاعر غزل‌سرا، سرایندهٔ دیوان حافظ شیخ بهایی۹۲۵ تا ۱۰۰۰ خورشیدی (۱۵۴۷–۱۶۲۱ میلادی؛ برخی منابع ۱۵۴۶–۱۶۲۲)فقیه، ریاضی‌دان، اخترشناس و شاعر؛ شیخ‌الاسلام اصفهان در دور… قائم‌مقام فراهانی۱۱۵۸ تا ۱۲۱۴ خورشیدی (۱۷۷۹–۱۸۳۵ میلادی)صدراعظم محمدشاه قاجار، نویسنده و شاعر، صاحب «منشآت» حسن پیرنیا۱۲۵۰ تا ۱۳۱۴ خورشیدی (۱۸۷۱–۱۹۳۵ میلادی)سیاستمدار، حقوق‌دان و تاریخ‌نگار؛ چهار بار نخست‌وزیر ایران
شاعران و نویسندگان بزرگ ایران ←

پرسش‌های متداول دربارهٔ ناصرخسرو

سفرنامه ناصرخسرو دربارهٔ چیست؟

سفرنامه گزارش سفر هفت‌سالهٔ ناصرخسرو (۱۰۴۶ تا ۱۰۵۲ م) از خراسان تا شام، حجاز و مصر است و شهرها، بناها و آداب مردم را با دقت وصف می‌کند.

آرامگاه ناصرخسرو کجاست؟

آرامگاه او در روستای حضرت سید در یمگان، در استان بدخشان افغانستان، قرار دارد.

چرا ناصرخسرو را حجت می‌نامند؟

او در قاهره از سوی دعوت فاطمی به مقام «حجت» خراسان، یعنی رهبر دعوت اسماعیلی در این سرزمین، رسید و همین عنوان را در شعرش تخلص کرد.

ناصرخسرو چرا به یمگان رفت؟

به سبب مخالفت حاکمان و عالمان با تبلیغ اسماعیلی او در بلخ، ناچار به ترک خراسان شد و در یمگان بدخشان پناه گرفت.

مهم‌ترین آثار ناصرخسرو کدام‌اند؟

سفرنامه، دیوان اشعار، زادالمسافرین، وجه دین، جامع‌الحکمتین، خوان‌الاخوان و گشایش و رهایش از مهم‌ترین آثار او هستند.

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.