ناصرخسرو
دربارهٔ ناصرخسرو
زندگی و خاندان
ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو بن حارث قبادیانی در سال ۳۹۴ قمری (۱۰۰۴ میلادی) در قبادیان، از نواحی بلخ در خراسان بزرگ (در جنوب تاجیکستان کنونی)، به دنیا آمد. خانوادهٔ او از دیوانیان و زمینداران بودند. در آن هنگام این سرزمین در دست غزنویان بود. ناصرخسرو از جوانی به آموختن دانشهای رایج روزگار، از قرآن و علوم دینی تا فلسفه، ریاضی، نجوم و پزشکی، پرداخت و در شعرهایش بارها از گستردگی دانش خود یاد کرده است. پژوهشگران احتمال میدهند که او پیش از گرویدن به مذهب اسماعیلی، شیعهٔ دوازدهامامی بوده باشد.
کار دیوانی و دگرگونی درونی
ناصرخسرو در جوانی به کار دبیری و امور دیوانی در دستگاه غزنویان پرداخت و پس از چیرگی سلجوقیان بر خراسان در سال ۱۰۴۰ میلادی، در مرو و در دستگاه چغریبیگ سلجوقی نیز شغل دیوانی خود را نگه داشت؛ به همین سبب گاه او را «مروزی» نیز خواندهاند. به گفتهٔ خود او در سفرنامه، حدود چهلسالگی، در سال ۴۳۷ قمری (۱۰۴۵ م)، خوابی دید که در آن کسی او را از بادهنوشی بازداشت و به جستوجوی راه خرد و حقیقت فراخواند. او پس از این رؤیا از کار دیوانی کناره گرفت و آهنگ سفر حج کرد.
سفر هفتساله
ناصرخسرو در مارس ۱۰۴۶ میلادی همراه برادرش ابوسعید و یک خدمتکار هندی سفری را آغاز کرد که نزدیک به هفت سال به درازا کشید. او از نیشابور، قزوین و تبریز گذشت و در تبریز با قطران تبریزی شاعر دیدار کرد؛ سپس از ارمنستان و آسیای صغیر به شام و فلسطین رفت و بیتالمقدس را با دقت وصف کرد. او چهار بار به حج رفت و در سال ۱۰۴۷ به قاهره، پایتخت خلافت فاطمی، رسید و حدود سه سال در آنجا ماند. در قاهره نزد المؤید فیالدین شیرازی، داعی بزرگ فاطمیان، آموزههای اسماعیلی را فرا گرفت و به دعوت خلیفه المستنصر بالله پیوست. راه بازگشت او از حجاز، لحسا، بصره و اصفهان گذشت و در اکتبر ۱۰۵۲ به بلخ رسید.
حجت خراسان و تبعید در یمگان
ناصرخسرو با مقام «حجت» خراسان، یعنی رهبری دعوت اسماعیلی در این سرزمین، بازگشت و در شعرهایش بیشتر همین عنوان را تخلص خود ساخت. تبلیغ آشکار او در محیطی که حاکمان سلجوقی و بیشتر عالمان سنی با آن دشمنی داشتند، به زودی مخالفتهای سختی برانگیخت؛ او را بددین خواندند و ناچار شد بلخ را ترک کند. سرانجام حدود سال ۱۰۶۰ میلادی در یمگان، درهای کوهستانی در بدخشان، پناه گرفت و به حمایت امیر محلی آنجا، علی بن اسد، بقیهٔ عمر را در همانجا گذراند. بیشتر قصیدههای دیوانش در همین دوران سروده شده و آکنده از گلایه از روزگار و خراسان، و در عین حال سرشار از پند و ستایش خرد است.
مهمترین آثار
ناصرخسرو همهٔ آثار فلسفی و کلامی خود را به فارسی نوشت که در میان آثار اسماعیلی دورهٔ فاطمی، که بیشتر عربی بودند، کمنظیر است. مهمترین آثار او:
- سفرنامه: گزارش سفر هفتساله با وصف دقیق شهرها، بناها، بازارها و آداب مردم؛ بهویژه وصف قاهره، بیتالمقدس و مکه. این کتاب از نخستین و خواندنیترین سفرنامههای فارسی است.
- دیوان اشعار: شامل قصیدههایی با درونمایهٔ حکمت، اخلاق، نکوهش دنیاپرستی و دفاع از باورهای اسماعیلی.
- زادالمسافرین: اثری فلسفی دربارهٔ آفرینش، نفس و معاد که در آن آرای محمد بن زکریای رازی را نقد کرده است.
- وجه دین: شرح تأویلی احکام و آموزههای دینی.
- جامعالحکمتین: کوششی برای آشتی دادن فلسفهٔ یونانی و حکمت دینی، نوشتهشده در سال ۱۰۷۰ میلادی به درخواست امیر بدخشان.
- خوانالاخوان و گشایش و رهایش: رسالههایی در فلسفه و کلام اسماعیلی.
- روشنایینامه: مثنوی اخلاقی و فلسفی منسوب به او.
برخی آثار دیگر، مانند «سعادتنامه» و زندگینامهٔ خودنوشتی که در تذکرهها به نام او آمده، از نظر پژوهشگران ساختگی یا دستکم مشکوکاند و مایهٔ آشفتگیهایی در گزارشهای کهن دربارهٔ زندگی او شدهاند.
اندیشه و سبک
محور اندیشهٔ ناصرخسرو خرد است؛ او دین را بدون خرد ناتمام میدانست و بر تأویل، یعنی رسیدن از ظاهر شریعت به معنای باطنی آن، تأکید میکرد. به باور او فهم معنای باطنی نیازمند راهنمایی امام زمان است. شعر او در سبک خراسانی، استوار، پرمایه و گاه دشوار است و او بر خلاف بسیاری از شاعران همروزگار، مدح شاهان را خوار میشمرد و شعر را ابزار حکمت و اندرز میخواست. دفاع پرشور او از زبان فارسی دری در شعر و نثر علمی از ویژگیهای برجستهٔ کار اوست.
مرگ و آرامگاه
ناصرخسرو پس از سال ۱۰۷۲ و به احتمال پیش از ۱۰۸۸ میلادی در یمگان درگذشت؛ برخی منابع سال مرگ او را ۴۸۱ قمری آوردهاند. آرامگاه او در روستای حضرت سید، در درهٔ کوکچه در استان بدخشان افغانستان، بر تپهای کوچک قرار دارد و بنا بر کتیبهای که بر آن است، در سال ۱۶۹۷ میلادی مرمت شده است.
میراث و جایگاه امروز
اسماعیلیان بدخشان در افغانستان و تاجیکستان و شاخههای آنان در شمال پاکستان ناصرخسرو را با احترام بسیار «پیر» یا «شاه سید ناصر» میخوانند و او را بنیانگذار جامعهٔ خود میدانند. برای عموم فارسیزبانان نیز او شاعر حکیم و نویسندهٔ سفرنامهای ماندگار است. نام او بر خیابان مشهور ناصرخسرو در تهران و بسیاری از مدارس و نهادهای فرهنگی نهاده شده است و سفرنامهاش به زبانهای گوناگون ترجمه شده است.
بیتهای مشهور
- «درخت تو گر بار دانش بگیرد / به زیر آوری چرخ نیلوفری را»
- «من آنم که در پای خوکان نریزم / مر این قیمتی دُرّ لفظ دری را»
خط زمان
- ۱۰۰۴ م
تولد در قبادیان
زادهشدن در قبادیان از نواحی بلخ در خانوادهای دیوانی.
- ۱۰۴۰ م
خدمت در دستگاه سلجوقی
پس از چیرگی سلجوقیان بر خراسان، ادامهٔ کار دیوانی در مرو در دستگاه چغریبیگ.
- ۱۰۴۵ م
رؤیا و دگرگونی
دیدن خوابی که به گفتهٔ خودش او را به ترک باده و جستوجوی حقیقت واداشت.
- ۱۰۴۶ م
آغاز سفر هفتساله
آغاز سفر در مارس ۱۰۴۶ همراه برادرش به قصد حج.
- ۱۰۴۷ م
ورود به قاهره
رسیدن به قاهره، پایتخت فاطمیان، و آموختن آموزههای اسماعیلی نزد المؤید فیالدین شیرازی.
- ۱۰۵۲ م
بازگشت به بلخ
بازگشت به بلخ در اکتبر ۱۰۵۲ با مقام حجت خراسان و آغاز تبلیغ.
- حدود ۱۰۶۰ م
پناه بردن به یمگان
گریز از فشار مخالفان و پناه گرفتن در یمگان بدخشان.
- ۱۰۷۰ م
نگارش جامعالحکمتین
نوشتن جامعالحکمتین در آشتی فلسفه و دین به درخواست امیر بدخشان.
- پس از ۱۰۷۲ م
درگذشت در یمگان
درگذشت ناصرخسرو در یمگان میان سالهای ۱۰۷۲ تا ۱۰۸۸ میلادی.
- ۱۶۹۷ م
مرمت آرامگاه
مرمت آرامگاه او در حضرت سید بدخشان بنا بر کتیبهٔ بنا.
چهرههای مرتبط
مشاهیر دیگر دورهٔ غزنویان و سلجوقیان
شاعران و نویسندگان دیگر
پرسشهای متداول دربارهٔ ناصرخسرو
سفرنامه ناصرخسرو دربارهٔ چیست؟
سفرنامه گزارش سفر هفتسالهٔ ناصرخسرو (۱۰۴۶ تا ۱۰۵۲ م) از خراسان تا شام، حجاز و مصر است و شهرها، بناها و آداب مردم را با دقت وصف میکند.
آرامگاه ناصرخسرو کجاست؟
آرامگاه او در روستای حضرت سید در یمگان، در استان بدخشان افغانستان، قرار دارد.
چرا ناصرخسرو را حجت مینامند؟
او در قاهره از سوی دعوت فاطمی به مقام «حجت» خراسان، یعنی رهبر دعوت اسماعیلی در این سرزمین، رسید و همین عنوان را در شعرش تخلص کرد.
ناصرخسرو چرا به یمگان رفت؟
به سبب مخالفت حاکمان و عالمان با تبلیغ اسماعیلی او در بلخ، ناچار به ترک خراسان شد و در یمگان بدخشان پناه گرفت.
مهمترین آثار ناصرخسرو کداماند؟
سفرنامه، دیوان اشعار، زادالمسافرین، وجه دین، جامعالحکمتین، خوانالاخوان و گشایش و رهایش از مهمترین آثار او هستند.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.