محمد بن زکریای رازی
دربارهٔ محمد بن زکریای رازی
زندگی و خاستگاه
ابوبکر محمد بن زکریای رازی، که در اروپای سدههای میانه با نام لاتینی «رازس» (Rhazes) شناخته میشد، در شهر ری به دنیا آمد و نسبت «رازی» نیز از همین شهر گرفته شده است. مهمترین سند دربارهٔ تاریخهای زندگی او رسالهای است که ابوریحان بیرونی در فهرست آثار رازی نوشته است؛ بنا بر این رساله، رازی در شعبان ۲۵۱ قمری (۸۶۵ میلادی) زاده شد و در ۵ شعبان ۳۱۳ قمری (۹۲۵ میلادی) در ری درگذشت. برخی منابع دیگر سال درگذشت او را حدود ۹۳۵ میلادی آوردهاند. منابع او را از خانوادهای ایرانی و فارسیزبان میدانند.
از جوانی رازی آگاهیهای پراکنده و گاه افسانهآمیزی در دست است. گفته شده که در جوانی عود مینواخت و سپس به کیمیاگری روی آورد. به روایت بیرونی، او نخست به کیمیا مشغول بود و پس از آنکه چشمانش بر اثر کار با مواد تند آسیب دید، به پزشکی گرایید. رازی پزشکی را نسبتاً دیر و در بزرگسالی آموخت. دربارهٔ استادانش اتفاق نظر نیست: برخی او را در پزشکی شاگرد علی بن ربن طبری دانستهاند، اما گروهی از پژوهشگران این نسبت را از نظر زمانی نپذیرفتهاند. ناصرخسرو نیز از شخصی به نام ابوالعباس ایرانشهری بهعنوان استاد او یاد کرده است.
پزشک بیمارستانهای ری و بغداد
رازی برای آموختن و کار پزشکی به بغداد، مرکز علمی خلافت عباسی، رفت و در بیمارستان این شهر به کار پرداخت. به گزارش منابع، او به دعوت منصور بن اسحاق، حاکم سامانی ری، به زادگاهش بازگشت و ریاست بیمارستان ری را بر عهده گرفت و دو کتاب «المنصوری» و «الطب الروحانی» را به نام همین حاکم نوشت. شهرت او سبب شد که به بغداد فراخوانده شود و ریاست بیمارستانی را بر عهده بگیرد که به نام معتضد، خلیفهٔ عباسی، شناخته میشد. روایتی مشهور میگوید رازی برای انتخاب جای ساخت بیمارستانی تازه در بغداد، تکههای گوشت را در نقاط مختلف شهر آویخت و جایی را برگزید که گوشت در آن دیرتر فاسد شد؛ این داستان را باید روایتی سنتی دانست.
ابن ندیم در «الفهرست» گزارش میدهد که رازی استادی بلندپایه بود و شاگردانش در چند حلقه گرد او مینشستند: پرسشها نخست به حلقهٔ نخست شاگردان سپرده میشد و اگر پاسخی نمییافتند به حلقههای بعدی میرسید و در پایان خود رازی پاسخ میداد. منابع او را پزشکی مهربان و دستگیر تهیدستان توصیف کردهاند که بیماران فقیر را بیمزد درمان میکرد و کتاب «من لا یحضره الطبیب» (برای کسی که پزشک در دسترس ندارد) را برای همین گروه نوشت.
مهمترین آثار
شمار آثار منسوب به رازی بیش از دویست عنوان است و محمود نجمآبادی، استاد دانشگاه تهران، در کتاب «مؤلفات و مصنفات رازی» فهرستهای کهن آنها را بررسی کرده است. مهمترین آثار او عبارتاند از:
- الحاوی: مجموعهٔ بزرگ یادداشتهای پزشکی رازی که پس از مرگش گردآوری شد و افزون بر نقل از منابع پیشین، مشاهدات بالینی خود او را در بر دارد. این کتاب در ۱۲۷۹ میلادی به دست فرج بن سالم با نام «Continens» به لاتین ترجمه شد.
- المنصوری فی الطب: کتابی جامع که به منصور بن اسحاق تقدیم شد و ژرارد کرمونایی در حدود ۱۱۸۰ میلادی آن را به لاتین برگرداند.
- الجدری و الحصبه (آبله و سرخک): از کهنترین رسالههای شناختهشده دربارهٔ این دو بیماری؛ رازی از نخستین کسانی است که میان نشانههای بالینی آبله و سرخک تمایز گذاشت.
- الشکوک علی جالینوس (تردیدها دربارهٔ جالینوس): نقد برخی دیدگاههای پزشکی و طبیعی جالینوس بر پایهٔ مشاهدات بالینی.
- من لا یحضره الطبیب، منافع الاغذیه و دفع مضارها دربارهٔ خوراک و تندرستی، الطب الروحانی و السیرة الفلسفیة در اخلاق و فلسفه، و سر الاسرار در کیمیا.
پزشکی، کیمیا و روش تجربی
رازی را از پیشگامان پزشکی بالینی و تجربی میدانند. او در الحاوی گزارشهایی از بیماران خود ثبت کرده و در مواردی مشاهدات خود را با نوشتههای جالینوس سنجیده و نادرستی برخی توصیفهای او را نشان داده است. برخی نویسندگان او را «پدر پزشکی کودکان» خواندهاند و او به نقش تغذیه در تندرستی و درمان توجه ویژه داشت. ادوارد براون، خاورشناس انگلیسی، او را «احتمالاً بزرگترین و اصیلترین پزشک مسلمان» توصیف کرده است.
در کیمیا، رازی مواد را طبقهبندی کرد و روشها و ابزارهای آزمایشگاهی مانند تقطیر، تصعید و تکلیس را شرح داد. در برخی منابع عامهپسند او را «کاشف الکل» میخوانند، اما این ادعا دقیق نیست؛ تقطیر پیش از او شناخته شده بود و سهم رازی بیشتر در شرح روشها و کاربردهای دارویی بوده است. نسبت دادن برخی کشفهای دیگر، مانند تهیهٔ جوهر گوگرد (اسید سولفوریک)، به او نیز در منابع یکسان نیست.
فلسفه و اندیشه
رازی در فلسفه راهی مستقل از فیلسوفان مشایی مانند فارابی و ابنسینا پیمود. به گزارش منابع، او به «پنج اصل قدیم» باور داشت: آفریدگار، نفس کلی، مادهٔ نخستین، مکان مطلق و زمان مطلق. او عقل را بزرگترین موهبت الهی به انسان میدانست و در «الطب الروحانی» از آن ستایش کرده است. در «السیرة الفلسفیة» نیز از شیوهٔ زندگی فیلسوفانه دفاع میکند و سقراط را الگوی خود میشمارد. دیدگاههای انتقادی منسوب به او دربارهٔ نبوت و ادیان بیشتر از راه نوشتههای مخالفانش، بهویژه «اعلام النبوه» ابوحاتم رازی، داعی اسماعیلی، به ما رسیده است؛ از همین رو پژوهشگران یادآور میشوند که این بخش از اندیشهٔ او پارهپاره و از زبان منتقدان گزارش شده است. ناصرخسرو، ابنسینا و بیرونی نیز از منتقدان دیدگاههای فلسفی او بودند.
نابینایی، مرگ و آرامگاه
رازی در سالهای پایانی عمر نابینا شد. دربارهٔ علت آن روایتهای گوناگونی هست: بیرونی آن را نتیجهٔ کار مداوم با مواد شیمیایی دانسته و روایتهای دیگری نیز، از جمله داستان ضربهای که به فرمان منصور بن اسحاق بر سرش زده شد، نقل شده که جنبهٔ افسانهای دارد. روایتی مشهور میگوید پزشکی برای درمان چشم او آمد و رازی پس از آنکه دریافت او شمار لایههای چشم را نمیداند، از درمان سر باز زد. به گزارش بیرونی، یکی از شاگردانش از طبرستان برای پرستاری از او آمد، اما رازی او را بازگرداند و گفت پایان عمرش نزدیک است. او در ری درگذشت و جای دقیق آرامگاهش شناخته نیست؛ برخی پژوهشگران ریشناس محدودهٔ برج طغرل یا امامزاده شعیب را پیشنهاد کردهاند، اما هیچیک قطعی نیست.
میراث و جایگاه امروز
آثار رازی از راه ترجمههای لاتین سدههای دوازدهم و سیزدهم میلادی به اروپا رسید و بخشهایی از «المنصوری» تا قرنها در برنامهٔ آموزش پزشکی دانشگاههای اروپا جای داشت. در ایران، سالروز تولد او (۵ شهریور، برابر با ۲۷ اوت) «روز بزرگداشت رازی و روز داروسازی» است. مؤسسهٔ تحقیقات واکسن و سرمسازی رازی در کرج، دانشگاه رازی کرمانشاه و بیمارستانهایی در ایران به نام او نامگذاری شدهاند. در ژوئن ۲۰۰۹ ایران چهارتاقی موسوم به «سرای دانشمندان» را به دفتر سازمان ملل متحد در وین اهدا کرد که تندیس رازی در کنار ابنسینا، ابوریحان بیرونی و خیام در آن قرار دارد.
خط زمان
- ۸۶۵ م
تولد در ری
به گزارش ابوریحان بیرونی، رازی در شعبان ۲۵۱ قمری در شهر ری زاده شد.
- حدود ۹۰۳ م
نگارش المنصوری
در دوران ریاست بیمارستان ری، کتاب المنصوری را به منصور بن اسحاق، حاکم سامانی ری، تقدیم کرد (تاریخ تقریبی).
- ۹۲۵ م
درگذشت در ری
در ۵ شعبان ۳۱۳ قمری پس از سالها نابینایی در ری درگذشت؛ برخی منابع سال ۹۳۵ م را آوردهاند.
- ۱۰۳۶ م
فهرست بیرونی از آثار رازی
ابوریحان بیرونی در ۴۲۷ قمری رسالهای در فهرست آثار رازی نوشت که مهمترین سند تاریخهای زندگی اوست.
- حدود ۱۱۸۰ م
ترجمهٔ لاتین المنصوری
ژرارد کرمونایی کتاب المنصوری را به لاتین برگرداند و این اثر به منابع آموزش پزشکی اروپا راه یافت.
- ۱۲۷۹ م
ترجمهٔ لاتین الحاوی
فرج بن سالم الحاوی را با نام Continens به لاتین ترجمه کرد.
- ۲۰۰۹ م
تندیس در دفتر سازمان ملل
ایران چهارتاقی «سرای دانشمندان» با تندیس رازی، ابنسینا، بیرونی و خیام را به دفتر سازمان ملل در وین اهدا کرد.
چهرههای مرتبط
مشاهیر دیگر دورهٔ سدههای نخستین اسلامی
دانشمندان و فیلسوفان دیگر
پرسشهای متداول دربارهٔ محمد بن زکریای رازی
زکریای رازی اهل کجا بود؟
او در شهر ری، نزدیک تهران امروزی، زاده شد و نسبت «رازی» از همین شهر است. بیشتر عمرش را در ری و بغداد گذراند و در ری درگذشت.
آیا رازی الکل را کشف کرد؟
نه بهطور دقیق. تقطیر پیش از رازی شناخته شده بود. او روشهای تقطیر و کاربردهای دارویی مواد را شرح داد، اما نسبت دادن کشف الکل به او در منابع معتبر پذیرفته نیست.
مهمترین کتاب رازی چیست؟
الحاوی، مجموعهٔ بزرگ یادداشتهای پزشکی او، مشهورترین اثر اوست. المنصوری و رسالهٔ آبله و سرخک نیز از آثار مهم او هستند.
روز داروساز چه ارتباطی با رازی دارد؟
در ایران ۵ شهریور، سالروز تولد رازی، بهعنوان روز بزرگداشت رازی و روز داروسازی نامگذاری شده است.
آرامگاه زکریای رازی کجاست؟
جای دقیق آرامگاه او شناخته نیست. برخی پژوهشگران محدودهٔ برج طغرل یا امامزاده شعیب در شهر ری را احتمال دادهاند، اما هیچکدام قطعی نیست.
نظرات
هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.