دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵ فال حافظ امروز آماده است · بخوانید
قاجار · ۱۷۸۹ تا ۱۹۲۵ میلادی

ستارخان

ستارخان قراجه‌داغی، ملقب به «سردار ملی»، از رهبران برجستهٔ جنبش مشروطهٔ ایران بود که در دورهٔ استبداد صغیر (۱۲۸۷–۱۲۸۸ خورشیدی) مقاومت مشروطه‌خواهان تبریز را در برابر قوای محمدعلی‌شاه قاجار رهبری کرد.
حدود ۱۲۴۵ تا ۱۲۹۳ خورشیدی (حدود ۱۸۶۶–۱۹۱۴ میلادی)سرداران و قهرمانان

دربارهٔ ستارخان

زندگی و خاندان

ستارخان قراجه‌داغی سومین پسر حاج حسن بزّاز، پارچه‌فروشی از اهالی قراجه‌داغ (ارسباران)، بود و در روستای سردارکندی در حوالی ورزقان کنونی در آذربایجان به دنیا آمد. سال تولد او در منابع یکسان نیست: ویکی‌پدیای فارسی زادروز او را ۲۸ مهر ۱۲۴۵ خورشیدی (۱۸۶۶ میلادی) آورده و دانشنامهٔ ایرانیکا سال ۱۸۶۸ میلادی را ذکر کرده است. از کودکی و نوجوانی او اطلاعات اندکی در دست است؛ آنچه روایت شده این است که او و برادرانش به سوارکاری و تیراندازی علاقه داشتند و برادر بزرگش، اسماعیل، به سبب درگیری با حکومت محلی دستگیر و اعدام شد. پس از این رویداد خانواده به تبریز کوچید و در محلهٔ امیرخیز ساکن شد.

ستار در جوانی چند بار با حکومت درگیر شد. به نوشتهٔ منابع، به سبب کمک به پنهان کردن دو فراری قفقازی که پدرش به آنان پناه داده بود، حدود دو سال در زندان نارین‌قلعه زندانی شد و مدتی نیز به راهزنی روی آورد. پس از آن به خدمت ژاندارمری درآمد و حفاظت راه مرند و خوی به او سپرده شد و مدتی نیز در شمار تفنگداران مظفرالدین میرزا، ولیعهد وقت، در تبریز بود و لقب «خان» گرفت. او مدتی در خراسان در دسته‌ای از سواران که با راهزنان ترکمن می‌جنگیدند خدمت کرد و دو بار به زیارت عتبات رفت. در تبریز به دلالی اسب و مباشری املاک نیز پرداخت. ستارخان سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما در میان لوطیان محلهٔ امیرخیز به شجاعت و جوانمردی شناخته می‌شد و از پیروان مسلک شیخیه بود.

پیوستن به جنبش مشروطه

با صدور فرمان مشروطیت و شکل‌گیری انجمن‌ها و دسته‌های مجاهدان در تبریز، ستارخان از حدود بهار ۱۹۰۷ میلادی (۱۲۸۶ خورشیدی) در شمار مجاهدان مشروطه‌خواه درآمد و به‌تدریج رهبر مجاهدان محلهٔ امیرخیز شد. برخی منابع از پیوندهای او با اجتماعیون عامیون (سوسیال‌دموکرات‌ها) یاد کرده‌اند. در همین دوره باقرخان نیز رهبری مجاهدان محلهٔ خیابان را بر عهده داشت و این دو به چهره‌های اصلی مقاومت مسلحانهٔ تبریز تبدیل شدند.

مقاومت تبریز در دورهٔ استبداد صغیر

پس از آنکه مجلس شورای ملی در تیر ۱۲۸۷ (ژوئن ۱۹۰۸) به دستور محمدعلی‌شاه به توپ بسته شد، دورهٔ موسوم به «استبداد صغیر» آغاز شد و تبریز به مهم‌ترین کانون ایستادگی مشروطه‌خواهان بدل گشت. در روزهای نخست، فشار نیروهای هوادار شاه چنان بود که بسیاری از محله‌ها پرچم سفید تسلیم برافراشتند؛ روایت مشهور این است که ستارخان پرچم‌های سفید را پایین کشید و مردم را به ادامهٔ ایستادگی فراخواند و همین کار روند رویدادها را به سود مشروطه‌خواهان تغییر داد. در همین دوره شورایی نظامی برای ادارهٔ نبرد شکل گرفت که ستارخان در رأس آن و باقرخان از معاونانش بود.

شاه قوای بزرگی به فرماندهی عین‌الدوله و با همراهی خوانین محلی برای سرکوب تبریز فرستاد که منابع شمار آن را ده‌ها هزار نفر برآورد کرده‌اند. تبریز حدود یازده ماه در محاصره بود و از اوایل ۱۹۰۹ راه‌های آذوقه به‌کلی بسته شد؛ قحطی چنان شدت گرفت که به روایت منابع برخی مردم ناچار به خوردن علف شدند. آوازهٔ این ایستادگی به روزنامه‌های اروپایی و آمریکایی نیز رسید و در شهرهای دیگر ایران، از جمله تهران و رشت و قزوین و اصفهان، انجمن‌هایی به نام ستارخان پدید آمد. پیروزی‌های تبریز در دلگرم کردن مشروطه‌خواهان گیلان و بختیاری نیز مؤثر دانسته شده است.

در بهار ۱۹۰۹ نیروهای روسیه به بهانهٔ گشودن راه آذوقه و حفاظت از اتباع خارجی وارد تبریز شدند و محاصره پایان یافت. ستارخان حاضر نشد تحت حمایت روسیه قرار گیرد و همراه یارانش به کنسولگری عثمانی در تبریز پناه برد. در منابع فارسی نقل شده که او در پاسخ به پیشنهاد کنسول روس برای نصب پرچم روسیه بر سر در خانه‌اش گفته بود که می‌خواهد دولت‌ها زیر سایهٔ بیرق ایران باشند، نه آنکه او زیر بیرق روس برود.

لقب سردار ملی

به پاس این ایستادگی، به ستارخان لقب «سردار ملی» و به باقرخان لقب «سالار ملی» داده شد. پس از فتح تهران به دست مجاهدان گیلان و بختیاری در تابستان ۱۲۸۸ و خلع محمدعلی‌شاه، مجلس دوم نیز از خدمات این دو قدردانی کرد و برایشان نشان طلا و مقرری در نظر گرفت.

سفر به تهران و واقعهٔ پارک اتابک

پس از استقرار دوبارهٔ مشروطه، حضور نیروهای روسیه در آذربایجان ادامه یافت و روس‌ها وجود مجاهدان مسلح را بهانهٔ ماندن خود می‌کردند. مخبرالسلطنه هدایت، والی مشروطه‌خواه آذربایجان، در خاطراتش از زیاده‌روی برخی پیروان ستارخان و باقرخان در شهر گله کرده و احمد کسروی نیز از انتقادهایی نوشته است که در آن زمان در برخی روزنامه‌ها علیه آن دو چاپ شد. ستارخان در این دوره مدتی برای مأموریتی به اردبیل رفت. سرانجام با میانجی‌گری آخوند خراسانی و سردار اسعد بختیاری، ستارخان و باقرخان در اسفند ۱۲۸۸ تبریز را به مقصد تهران ترک کردند و در اوایل فروردین ۱۲۸۹ با استقبالی گسترده وارد پایتخت شدند.

چند ماه بعد، در پی ترور سید عبدالله بهبهانی، مجلس و دولت تصمیم به خلع سلاح همهٔ گروه‌های مسلح غیرنظامی گرفتند. ستارخان و یارانش که در باغ اتابک مستقر بودند از تحویل سلاح سر باز زدند. در ۱۶ مرداد ۱۲۸۹ (اوت ۱۹۱۰) نیروهای دولتی به فرماندهی یپرم‌خان، رئیس نظمیه و هم‌رزم پیشین مجاهدان، باغ را محاصره کردند و درگیری سختی رخ داد. منابع دربارهٔ شمار کشته‌ها اختلاف زیادی دارند. در این درگیری گلوله‌ای به پای ستارخان خورد و او دستگیر و خلع سلاح شد. این رویداد به واقعهٔ پارک اتابک مشهور است.

درگذشت و آرامگاه

زخم پای ستارخان هرگز به‌طور کامل بهبود نیافت و او پس از چند عمل جراحی تنها با عصا راه می‌رفت. او نزدیک به چهار سال پایانی عمر را در تهران به حالت خانه‌نشینی و دور از صحنهٔ سیاست گذراند و سرانجام در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ خورشیدی (نوامبر ۱۹۱۴) در تهران درگذشت. پیکر او در باغ طوطی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم در شهر ری به خاک سپرده شد. به گزارش منابع، نوادگان او چند بار کوشیدند پیکرش را به تبریز منتقل کنند که به نتیجه نرسید.

داوری‌ها دربارهٔ ستارخان

در حافظهٔ عمومی ایرانیان، ستارخان قهرمان ملی و نماد ایستادگی در برابر استبداد و دخالت بیگانه است. با این حال همهٔ داوری‌های معاصرانش یکسان نیست: ادوارد براون، خاورشناس بریتانیایی، در کتاب خود نامه‌ای از یکی از آشنایانش نقل کرده که ستارخان را فردی کم‌سواد و ناآشنا با مفهوم مشروطه توصیف می‌کند و رفتار او و یارانش پس از پیروزی را به تندی نقد می‌کند. مورخان این روایت‌ها را در کنار نقش تعیین‌کنندهٔ او در حفظ تبریز و بقای جنبش مشروطه بررسی کرده‌اند.

میراث و جایگاه امروز

  • خانهٔ ستارخان در محلهٔ امیرخیز تبریز به موزه تبدیل شده و به روی بازدیدکنندگان باز است.
  • پس از انقلاب ۱۳۵۷ خیابانی در غرب تهران به نام او نام‌گذاری شد و تندیس‌ها و یادمان‌هایی از او در تهران و شهرهای دیگر برپا شده است.
  • فیلم سینمایی «ستارخان» (۱۳۵۱) به کارگردانی علی حاتمی با بازی علی نصیریان در نقش ستارخان ساخته شد.
  • مجموعهٔ تلویزیونی «ستارخان» (۱۳۹۶) به کارگردانی محمدرضا ورزی سال‌های پایانی زندگی او را روایت می‌کند و مستند «عیار مشروطه» (۱۳۹۱) نیز دربارهٔ اوست.
  • نام او در شعرها و ترانه‌های بسیاری به‌عنوان نماد دلاوری مشروطه‌خواهان آمده است.

خط زمان

  1. حدود ۱۲۴۵ خ

    تولد در قراجه‌داغ

    زاده شدن در روستای سردارکندی؛ برخی منابع سال ۱۸۶۸ میلادی را ذکر کرده‌اند.

  2. ۱۲۸۶ خ

    پیوستن به مجاهدان تبریز

    ورود به صف مجاهدان مشروطه‌خواه و رهبری مجاهدان محلهٔ امیرخیز.

  3. ۱۲۸۷ خ

    آغاز مقاومت تبریز

    پس از به توپ بستن مجلس، رهبری ایستادگی تبریز در برابر قوای محمدعلی‌شاه را بر عهده گرفت.

  4. ۱۲۸۸ خ

    پایان محاصره و لقب سردار ملی

    ورود قوای روس به تبریز، پناه بردن به کنسولگری عثمانی و دریافت لقب «سردار ملی».

  5. ۱۲۸۹ خ

    ورود به تهران

    سفر همراه باقرخان به تهران و استقبال گسترده از آنان در فروردین ۱۲۸۹.

  6. ۱۲۸۹ خ

    واقعهٔ پارک اتابک

    درگیری با قوای دولتی بر سر خلع سلاح در ۱۶ مرداد ۱۲۸۹ و زخمی شدن از ناحیهٔ پا.

  7. ۱۲۹۳ خ

    درگذشت در تهران

    درگذشت در ۲۵ آبان ۱۲۹۳ و خاک‌سپاری در باغ طوطی شهر ری.

  8. ۱۳۵۱ خ

    فیلم «ستارخان»

    ساخت فیلم «ستارخان» به کارگردانی علی حاتمی با بازی علی نصیریان.

چهره‌های مرتبط

مشاهیر دیگر دورهٔ قاجار

آقامحمدخان قاجار۱۱۵۵ تا ۱۲۱۱ قمری (۱۷۴۲–۱۷۹۷ میلادی)بنیان‌گذار دودمان قاجار و شاه ایران قائم‌مقام فراهانی۱۱۵۸ تا ۱۲۱۴ خورشیدی (۱۷۷۹–۱۸۳۵ میلادی)صدراعظم محمدشاه قاجار، نویسنده و شاعر، صاحب «منشآت» عباس میرزا۱۱۶۸ تا ۱۲۱۲ خورشیدی (۱۷۸۹–۱۸۳۳ میلادی)ولیعهد و نایب‌السلطنهٔ قاجار، فرماندهٔ جنگ‌های ایران و روس و … امیرکبیرحدود ۱۱۸۵ تا ۱۲۳۰ خورشیدی (۱۸۰۷–۱۸۵۲ میلادی)صدراعظم ناصرالدین شاه و بنیان‌گذار دارالفنون ناصرالدین شاه۱۲۱۰ تا ۱۲۷۵ خورشیدی (۱۸۳۱–۱۸۹۶ میلادی)چهارمین شاه قاجار (۱۲۲۷–۱۲۷۵ خ) کمال‌الملک۱۲۲۷ تا ۱۳۱۹ خورشیدی (۱۸۴۸–۱۹۴۰ میلادی؛ زادسال محل اختلاف)نقاش، نقاش‌باشی دربار قاجار و بنیان‌گذار مدرسهٔ صنایع مستظرفه باقرخانزادهٔ حدود ۱۲۴۰ تا ۱۲۵۰ خورشیدی، درگذشتهٔ ۱۲۹۵ خورشیدی (حدود ۱۸۶۱/۱۸۷۰–۱۹۱۶ میلادی)از سرداران جنبش مشروطه، رهبر مجاهدان محلهٔ خیابان تبریز سید حسن مدرسحدود ۱۲۴۹ تا ۱۳۱۶ خورشیدی (حدود ۱۸۷۰–۱۹۳۷ میلادی)مجتهد شیعه، نمایندهٔ مجلس شورای ملی و سیاستمدار
همهٔ مشاهیر قاجار ←

سرداران و قهرمانان دیگر

سرداران و قهرمانان ایران ←

پرسش‌های متداول دربارهٔ ستارخان

چرا به ستارخان سردار ملی می‌گویند؟

به پاس رهبری مقاومت تبریز در برابر قوای محمدعلی‌شاه در دورهٔ استبداد صغیر (۱۲۸۷–۱۲۸۸)، به او لقب «سردار ملی» و به هم‌رزمش باقرخان لقب «سالار ملی» داده شد.

آرامگاه ستارخان کجاست؟

ستارخان در باغ طوطی در جوار حرم حضرت عبدالعظیم در شهر ری، جنوب تهران، به خاک سپرده شده است.

ستارخان چگونه درگذشت؟

او در واقعهٔ پارک اتابک (مرداد ۱۲۸۹) از ناحیهٔ پا زخمی شد، زخمش هرگز کاملاً بهبود نیافت و حدود چهار سال بعد، در ۲۵ آبان ۱۲۹۳، در تهران درگذشت.

واقعهٔ پارک اتابک چه بود؟

درگیری مسلحانهٔ مرداد ۱۲۸۹ میان نیروهای دولت مشروطه به فرماندهی یپرم‌خان و مجاهدان ستارخان که از تحویل سلاح خودداری کرده بودند؛ در این درگیری ستارخان زخمی و خلع سلاح شد.

خانهٔ ستارخان در تبریز کجاست؟

خانهٔ ستارخان در محلهٔ امیرخیز تبریز قرار دارد و به‌صورت موزه برای بازدید عموم باز است.

نظرات

نظرها پس از بررسی منتشر می‌شوند. لطفاً از توهین، تهمت و لینک تبلیغاتی پرهیز کنید.

هنوز نظری ثبت نشده؛ اولین نفر باش.