روایت تازه از خودسوزی دختر جوان مقابل دادگاه: خواهرم عاشق استقلال بود

54

به گزارش روزگار، روزنامه شهروند نوشت: ظهر سه شنبه خبری کوتاه درباره خودسوزی دختری مقابل یکی از واحدهای قضائی در ‏رسانه ها منتشر شد.

در این خبر به نقل از یک منبع آگاه قضائی آمده بود که این دختر چندی ‏پیش که به دلیل پوشش غیرمناسب و درگیری با ماموران انتظامی بازداشت و پروندهای برای او تشکیل ‏شده بود، در مراحل پیگیری پرونده و هنگام خروج از دادگاه در اقدامی غیرمنتظره ‏خودش را به آتش کشیده است.

روایت تازه از خودسوزی دختر جوان مقابل دادگاه: خواهرم عاشق استقلال بود

حالا اما خواهر این دختر جزییات این ‏حادثه و دلایل آن را بازگو کرده است.

به گفته او خواهرش برای دیدن بازی فوتبال استقلال و العین به ‏استادیوم آزادی رفته بود که آن جا توسط ماموران بازداشت می شود و همین موضوع سرآغاز ماجرایی ‏شد که سارا را به این روز انداخت.‏

قابل ذکر اینکه «سارا» اسم این دختر نیست و خواهرش به دلایلی ترجیح داد او را به این نام معرفی کند.

چه زمانی این اتفاق افتاد؟

حدود ساعت ۱۱ ظهر دوشنبه بود که با ما تماس گرفتند و خبر خودسوزی سارا را به ما اعلام کردند ‏و ماهم بلافاصله به طرف تهران حرکت کردیم.‏

شما ساکن تهران نیستید؟

نه ساکن اطراف تهران هستیم و همانجا زندگی می کنیم. خواهرم هم برای پیگیری پرونده اش به ‏تهران آمده بود، البته ما از آمدن او به تهران بی خبر بودیم.‏

در خبرها آمده بود که خواهر شما به دلیل پوشش نامناسب و درگیری و توهین به ‏ماموران انتظامی بازداشت شده بود.‏

بله. هفته آخر اسفندماه سال ۹۷ بود. بازی استقلال تهران و العین.

خواهرم برای دیدن بازی به تهران ‏آمد. لباس مبدل هم پوشیده بود. کلاه گیس آبی و یک پالتوی بلند.

وقتی ماموران قصد بازرسی ‏بدنی او را برای ورود به استادیوم داشتند، او به آنها می گوید که دختر است تا به او دست نزنند.

ما ‏خانواده مذهبی هستیم. همانجا هم ماموران او را بازداشت می کنند.

چهارشنبه بود که ما به ‏دادسرای ارشاد رفتیم. بازپرس وثیقه ۵۰ میلیون تومانی تعیین کرد. اما این پول نقد را همراه ‏نداشتیم.

فردای آن روز یعنی پنجشنبه پول را به حساب واریز کردیم. اما کار از کار گذشته بود و ‏خواهرم تا روز شنبه در زندان بود. ‏

خب بعدش چه شد؟

روز شنبه او را با وثیقه آزاد کردیم. اما او رفتارش تغییر کرده بود. خیلی ناراحت و گوشه گیر شده ‏بود. البته خواهرم سابقه بیماری و اختلال روانی (دوقطبی) داشت.

ما اینها را هم به دادیار گفتیم. اما فایده ای ‏نداشت. تا این که چند هفته بعد برای گرفتن گوشی موبایلش به دادسرای ارشاد مراجعه کرد.

مثل ‏این که آنجا از کسی شنیده بود که باید ۶ ماهی زندانی شود. همین هم حال او را بدتر کرد. تا این که ‏به ما اطلاع دادند پرونده به دادگاه انقلاب رفته است. ‏

همان دادگاهی که سارا آن جا خودش را آتش زد؟

بله. خیابان شریعتی ابتدای خیابان معلم. قرار دادگاه داشت. مثل این که قاضی پرونده به دلیل فوت ‏یکی از اقوامش مرخصی بوده و بعد هم این اتفاق افتاد.‏

خواهر شما سابقه خودکشی هم داشته؟

بله. چند سال پیش دوران دانشجویی یک بار اقدام به خودکشی کرد. مدتی هم در بیمارستان بستری ‏شد. همه مدارک پزشکی اش موجود است. ‏

با این حساب خواهر شما اگر تنها برای پیگیری پرونده به تهران نمی آمد، بهتر بود؟‏

گفتم ما از آمدن او به تهران خبر نداشتیم. دوشنبه صبح خودش به تهران آمده بود تا در دادگاه ‏حاضر شود.‏

سارا دانشجوی چه رشته ای است؟

لیسانس مترجمی زبان. البته درسش تمام شده.‏

او قبلا هم برای دیدن فوتبال به استادیوم رفته بود؟

نه. ولی عاشق فوتبال و استقلال بود. همیشه دوست داشت که بازی فوتبال را از نزدیک تماشا کند. ‏اما آن روز برای نخستین بار بود که به استادیوم می رفت.‏

الان حالش چطور است؟

خوب نیست. ۹۰ درصد سوختگی دارد. ریه هایش هم از داخل آسیب دیده. فقط خدا به خودش ‏و ما رحم کند.‏

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.