طنز: سیر تکاملی دخترها و پسرها

سیر تکاملی دخترها و پسرها

0 41

سیر تکامل آقا پسرها

سن ۱۴ سالگی: تازه توی این سن هر و از بر تشخیص میدن.اول بدبختی

سن ۱۵ سالگی: یاد میگیرن که تو خیابون به مردم نگاه کنن…از قیافه خودشون بدشون میاد

سن ۱۶ سالگی: توی این سن اصولا راه نمی‌رن، تکنو می‌زنن… حرف هم نمی‌زنن، داد می‌زنن… با راکت تنیس هم گیتار می‌زنن

سن ۱۷ سالگی: یه کمی مثلا آدم می‌شن… فقط شعر‌هاشون و بلند بلند می‌خونن

سن ۱۸ سالگی: هر کی و میبینن تا پس فردا عاشقش میشن… آخ آخ … آهنگ‌های داریوش مثل چسب دوقولو بهشون می‌چسبه

سن ۱۹ سالگی: دوست دارن ده تا رو در آن واحد داشته باشن… تیز میشن…ابی گوش می‌دن

سن ۲۰ سالگی: از همشون رو دست می‌خورن… ستار گوش می‌دن که نفهمن چی‌شده

سن ۲۱ سالگی: زندگی رو چیزی غیر از این بچه بازی‌ها می‌بینن…مثلا عاقل می‌شن

سن ۲۲ سالگی: نه می‌فهمن که زندگی همش عشقه … دنبال یه ادم حسابی می‌گردن

سن ۲۳ سالگی: یکی رو پیدا می‌کنن اما مرموز می‌شن… دیدشون عوض می‌شه

سن ۲۴ سالگی: نه… اون با یه نفر دیگه هم دوسته… اصلا لیاقت عشق من و نداشت

سن ۲۵ سالگی: عشق سیخی چند… طرف باید باباش پولدار باشه… حالا خوشگل هم باشه بد نیست

سن ۲۶ سالگی: این یکی دیگه همونیه که همه‌ی عمرم می‌خواستم… افتخار می‌دین غلامتون باشم؟

سن ۲۷ سالگی: آخیش

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پام می‌شکست و خاستگاری تو نمیومدم

سیر تکامل دختر خانوم‌ها

سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می‌گفت چطوری؟ میگفتن… خوبم مرسی… حالا میگن… مرسی خوبم…

سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام… میگن علیک سلام…نقاشیشون بهتر میشه… بتونه کاری و رنگ ‌آمیزی

سن ۱۶ سالگی: یعنی یه عاشق واقعی‌اند… فردا صبح هم می‌خوان خودکشی کنن… شوخی هم ندارن

سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می‌ریزن… بهشون بی‌وفایی شده

سن ۱۸ سالگی: دیگه اصلا عشق بی عشق… توی خیابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی‌کنن

سن ۱۹ سالگی: از بی‌توجهی یه نفر رنج می‌برن… فکر می‌کنن اون یه آدم به تمام معناست

سن ۲۰ سالگی: نه نه … اون من و نمی‌خواست اخرش من و یه کور و کچلی می‌گیره، من می‌دونم

سن ۲۱ سالگی: فقط سن ۲۷ . ۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن…فقط

سن ۲۲ سالگی: خوشتیپ باشه، پولدار باشه، تحصیلکرده باشه، قد بلند باشه، خوش لباس باشه، آخ که چی نباشه

سن ۲۳ سالگی: همه‌ی خاستگارارو رد می‌کنن

سن ۲۴ سالگی: زیاد مهم نیست که چه ریختیه یا چقدر پول داره، فقط شجاع باشه، ما رو به اون چیزی که نرسیدیم برسونه

سن ۲۵ سالگی: اه پس چرا دیگه هیشکی نمیاد… هر کی می‌خواد باشه باشه

سن ۲۶ سالگی: یه نفر میاد… همین خوبه بله

سن ۲۷ سالگی: آخیش

سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات میشکست و خاستگاری من نمیومدی.

لینک کوتاه این مطلب: https://rzgr.ir/oMBz
ممکن است شما دوست داشته باشید

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.